logo

برنامه‌های چندعاملی هوش مصنوعی، افزایش پرداخت‌های بلاکچین را تقویت خواهند کرد.

By: rootdata|2026/04/14 17:12:00
0
اشتراک‌گذاری
copy

مزایای بلاکچین نسبت به پرداخت‌های موبایلی چیست؟ این سوالی بود که زمانی بسیاری از متخصصان بلاکچین را شرمنده کرده بود. در سال ۲۰۱۵، آندریاس آنتونوپولوس، مبلغ مشهور بلاکچین، در جریان سخنرانی خود توسط یکی از حضار که پرسیده بود: «پرداخت‌های موبایلی راحت و سریع هستند، در حالی که بیت‌کوین کند و دست و پا گیر است»، به چالش کشیده شد. چه مزایایی در پرداخت‌ها دارد؟" او دفاع یا استدلالی نکرد، بلکه در عوض یک سناریوی واضح ارائه داد: اگر یک تاکسی خودران به طور مستقل عمل کند و نیاز به جمع‌آوری وجه و پرداخت هزینه شارژ داشته باشد، آیا بیت کوین می‌تواند راه‌حل پرداخت ایده‌آل‌تری باشد؟

این سوال قابل تاملی است. در واقع، بیش از یک دهه است که بسیاری از متفکران حوزه بلاکچین، مانند ژو جیامینگ و شیائو فنگ، در مورد این موضوع تأمل کرده‌اند و یک سؤال جسورانه مطرح کرده‌اند: شاید بلاکچین هرگز برای انسان‌ها در نظر گرفته نشده بود، بلکه برای هوش مصنوعی و ربات‌ها آماده شده بود.

ده سال پیش، بحث در مورد هوش مصنوعی و خودروهای خودران هنوز در آزمایشگاه‌ها به عنوان تحقیقات مد روز مطرح بود، اما اکنون این فناوری‌ها در سناریوهای دنیای واقعی به کار گرفته می‌شوند. در حال حاضر، توسعه سازمان‌های چندعاملی هوش مصنوعی به یک جهت‌گیری داغ تبدیل شده است. آیا این امر پایه‌های جدیدی را برای کاربردهای بلاکچین باز می‌کند و در نهایت ترکیب هوش مصنوعی و بلاکچین را تسهیل می‌کند؟

سیستم‌های چندعاملی در حال تبدیل شدن به داغ‌ترین جهت‌گیری کاربردهای هوش مصنوعی هستند

از نیمه دوم سال ۲۰۲۵، سیستم‌های چندعاملی ناگهان به یکی از محبوب‌ترین جهت‌گیری‌ها برای پیاده‌سازی هوش مصنوعی تبدیل شدند. بخش قابل توجهی از پروژه‌های جذاب اخیر در حوزه هوش مصنوعی به این سمت تعلق دارند.

    • شرکت پیشرو در هوش مصنوعی Agentic، یعنی Anthropic، به طور مداوم محصولاتی مانند Cowork، Agent Teams و Managed Agents را عرضه کرده است که به وضوح نشان دهنده‌ی رهبری این شرکت در این مسیر است.
    • کیت توسعه عامل (ADK) گوگل، یک چارچوب استاندارد برای کمک به توسعه‌دهندگان در ساخت سریع سیستم‌های چندعاملی لایه‌ای و مقیاس‌پذیر فراهم می‌کند که از هماهنگی موازی، ترتیبی و چرخه‌ای پشتیبانی می‌کند.
    • OpenClaw به کاربران عادی اجازه می‌دهد تا یک «تیم خرچنگ دریایی» را روی دستگاه‌های محلی مستقر کنند و برای تکمیل گردش‌های کاری چند مرحله‌ای با یکدیگر همکاری کنند و بحث‌های پرشوری را در مورد «کارمندان هوش مصنوعی» و «شرکت‌های تک‌نفره» برانگیزند.
    • DeerFlow 2.0 از ByteDance پس از متن‌باز شدن، به سرعت در صدر فهرست پرطرفدارترین‌های GitHub قرار گرفت. این یک زیرساخت زمان اجرای ابرعامل است که می‌تواند زیرعامل‌ها، حافظه بلندمدت و جعبه‌های شنی داکر را هماهنگ کند و به طور خودکار وظایف طولانی و پیچیده را از چند دقیقه تا چند ساعت انجام دهد و به طور کامل به نقاط ضعف «انتقال دستی» هوش مصنوعی سنتی بپردازد.
    • گری تن، مدیرعامل مرکز رشد معروف YC در سیلیکون ولی، gstack را متن‌باز کرد و Claude Code را به یک تیم استارتاپی مجازی تبدیل کرد که شامل ۲۳ نقش حرفه‌ای و دستورات اسلش داخلی است و به یک نفر اجازه می‌دهد تا عملکرد کل یک استارتاپ را شبیه‌سازی کند.
    • پروژه TradingAgents که توسط تیم‌هایی از UCLA و MIT راه‌اندازی شده است، به چندین عامل اجازه می‌دهد تا نقش تحلیلگران بنیادی، تحلیلگران احساسات، تحلیلگران فنی و مدیران ریسک را ایفا کنند و از طریق بحث و همکاری، تصمیمات سرمایه‌گذاری بگیرند و فرآیندهای سازمانی شرکت‌های تجاری واقعی را شبیه‌سازی کنند.
    • Paperclips.AI بر سازماندهی گروهی از عوامل در یک ساختار کامل که قادر به اداره مستقل یک شرکت است، از جمله نمودارهای سازمانی، بودجه‌بندی، حاکمیت و تعیین هدف، تمرکز دارد و به یک حلقه بسته تجاری بدون دخالت انسان دست می‌یابد.

این پروژه‌ها به یک روند واضح اشاره دارند: مردم دیگر به یک دستیار هوش مصنوعی واحد راضی نیستند، بلکه شروع به ساختن تیم‌های کاری واقعی و شبکه‌های مشارکتی با استفاده از معماری‌های چندعاملی کرده‌اند. در گذشته، ما عمدتاً از هوش مصنوعی برای «پرسیدن سوال و دریافت پاسخ» استفاده می‌کردیم، اما اکنون به هوش مصنوعی اجازه می‌دهیم که «به صورت تیمی کار کند» - وظایف را تقسیم کند، همکاری کند، بر یکدیگر نظارت کند و برای انجام وظایف پیچیده‌ای که سازمان‌های انسانی می‌توانند انجام دهند، تصمیمات مستقل بگیرد.

این یک ارتقای ابزار ساده نیست، بلکه نقطه عطفی کلیدی برای هوش مصنوعی از ابزارهای بهره‌وری شخصی به فناوری در سطح سازمانی است. هسته اصلی سیستم‌های چندعاملی در این واقعیت نهفته است که چندین عامل دیگر «بازیگران نقش» منزوی نیستند، بلکه یک شبکه پویا تشکیل می‌دهند که می‌تواند در هر زمانی بر اساس الزامات وظیفه، حساب ایجاد کند، مقیاس‌بندی کند و دوباره ترکیب شود، حتی در مرزهای سازمانی با هم همکاری کنند. آنها می‌توانند مبادلات ارزشی با فراوانی بالا، کوچک، بین موجودیت‌ها و بین حوزه‌های قضایی را مدیریت کنند و در عین حال شرایط پیچیده اجرای قرارداد را ایجاد کنند. این ویژگی‌ها طبیعتاً نیازمند زیرساخت پرداخت و تراکنش کاملاً جدیدی برای سازمان‌های چندعاملی هستند.

چرا برنامه‌های چندعاملی باید به یک سیستم پرداخت جدید مجهز شوند؟

وقتی سازمان‌های چندعاملی هوش مصنوعی از آزمایشگاه به وظایف واقعی روی می‌آورند، پرداخت‌ها و تبادلات ارزش دیگر ویژگی‌های اختیاری نیستند، بلکه نیروی حیاتی عملیات سیستم هستند.

زمانی که یک شبکه چندعاملی شروع به مدیریت کسب‌وکار واقعی می‌کند، تعداد زیادی درخواست پرداخت با فرکانس بالا، کوچک، بین موجودیتی و حتی بین حوزه‌های قضایی مختلف ایجاد خواهد کرد. ممکن است عامل الف تولید محتوا را در عرض چند ثانیه انجام دهد و عامل ب بلافاصله باید هزینه مدل استفاده خود را بپردازد؛ عامل ج، پس از پردازش داده‌های لجستیک، باید بلافاصله هزینه‌های استفاده از داده‌ها را به عامل د بپردازد؛ در طول همکاری فرامرزی، یک عامل در سنگاپور ممکن است نیاز داشته باشد که به یک عامل در یک سرور آمریکایی برای قدرت محاسباتی هزینه بپردازد. این فرکانس‌های پرداخت ممکن است به ده‌ها بار در دقیقه برسد، با مبالغی به کوچکی ۰.۱ سنت، و شرکت‌کنندگان ممکن است سازمان‌ها یا افراد کاملاً متفاوتی باشند. این مبادلات اغلب شامل جریان‌های ارزشی پیچیده‌ای هستند: نه فقط پول، بلکه داده‌ها، قدرت محاسباتی، حقوق فراخوانی مدل، بخش‌هایی از مالکیت معنوی و غیره.

مهم‌تر از آن، پویایی سازمان‌های چندعاملی بسیار فراتر از سازمان‌های سنتی است. حساب‌های کاربری نمایندگان می‌توانند در هر زمانی ایجاد شوند، سازمان‌ها می‌توانند مقیاس خود را افزایش یا کاهش دهند و در هر زمانی دوباره ترکیب شوند. کاری که برای تشکیل یک تیم کوچک در یک دقیقه به پنج عامل نیاز داشت، ممکن است دقیقه بعد به بیست عامل نیاز داشته باشد تا فوراً برای یک کار دیگر سازماندهی مجدد شوند، که برخی از آنها ممکن است از شرکای خارجی باشند. وقتی نمایندگان در سازمان‌ها به یکدیگر پرداخت انجام می‌دهند، ناگزیر شرایط پیچیده‌ای برای اجرای قرارداد ایجاد می‌شود و پرداخت‌ها فقط زمانی به طور خودکار انجام می‌شوند که به آستانه‌های تعیین‌شده برسند. این شرایط ممکن است تو در تو، چند لایه و بلادرنگ باشند که قراردادهای سنتی قادر به توصیف آنها نیستند و سیستم های بانکی سنتی نیز نمی توانند به صورت بلادرنگ به آنها پاسخ دهند.

سیستم‌های بانکی سنتی برای مدیریت این سناریو مجهز نیستند. آنها به مدل‌های تسویه حساب شبکه‌ای بزرگ، دسته‌ای و دستی که زمان پاسخگویی آنها در حد چند ساعت یا حتی چند روز است، عادت دارند. آنها نمی‌توانند خدمات افتتاح حساب فوری را برای هزاران نماینده‌ای که در هر زمانی می‌آیند و می‌روند ارائه دهند، نمی‌توانند این الزام را که هر تراکنش با شرایط پیچیده‌ای همراه است، مدیریت کنند و نمی‌توانند آن نوع «خدمات شخصی‌سازی‌شده» را ارائه دهند - نمایندگان به اجرای خودکار در سطح کد و در سطح میلی‌ثانیه نیاز دارند، نه تماس تلفنی با خدمات مشتری یا ارسال درخواست‌های کاغذی. قوانین بانک‌ها برای انسان‌ها و فرآیندها برای موسسات پایدار طراحی شده‌اند. وقتی با شبکه‌ای از عامل‌ها مواجه می‌شویم که می‌توانند فوراً سازماندهی مجدد شوند، هرگز نمی‌خوابند و در سطح جهانی توزیع شده‌اند، محدودیت‌های آن بلافاصله آشکار می‌شود.

مزایای بلاکچین به عنوان نسل جدیدی از زیرساخت‌های بازار مالی در این سناریو برجسته شده است.

بلاکچین اساساً یک دفتر کل توزیع‌شده است که به همه شرکت‌کنندگان اجازه می‌دهد تا یک دفتر کل عمومی به‌روزرسانی‌شده در لحظه را بدون نیاز به تطبیق مکرر، به اشتراک بگذارند. قراردادهای هوشمند، شرایط قرارداد را مستقیماً در کد می‌نویسند و پس از برآورده شدن شرایط، بدون نیاز به مداخله شخص ثالث، به طور خودکار اجرا می‌شوند. قابلیت برنامه‌ریزی اجازه می‌دهد تا پرداخت‌ها دیگر صرفاً انتقال‌های ساده نباشند، بلکه بتوانند در فرآیندهای خودکار با هر منطق پیچیده‌ای تعبیه شوند: فعال شدن پس از تحقق شرط، اجرای اتمی و بازگشت به حالت اولیه در صورت عدم موفقیت. تسویه کامل به ازای هر تراکنش جایگزین تترینگ سنتی می‌شود، به این صورت که هر تراکنش پس از تأیید، عملیات پایاپای و تسویه را همزمان انجام می‌دهد. تسویه حساب اتمی تضمین می‌کند که انتقال ارزش و تحویل دارایی به طور همزمان اتفاق می‌افتد و از قصور هر یک از طرفین جلوگیری می‌شود. قطعیت فوری به این معنی است که وقتی یک تراکنش روی زنجیره قرار می‌گیرد، برگشت‌ناپذیر و غیرقابل دستکاری است.

این ویژگی‌ها تقریباً با منطق عملیاتی سازمان‌های چندعاملی کاملاً سازگار هستند. نمایندگان باید در هر زمانی حساب کاربری ایجاد کنند و هزینه ایجاد آدرس‌های بلاکچین تقریباً صفر است؛ سازمان‌های نماینده باید در هر زمانی مقیاس‌پذیر باشند و قراردادهای هوشمند می‌توانند فوراً قوانین جدید را اعمال کنند؛ همکاری بین سازمانی نیاز به محرک‌های پیچیده شرایط دارد و قراردادهای هوشمند ذاتاً برای این منظور طراحی شده‌اند؛ پرداخت‌های خرد با فرکانس بالا نیاز به ورود فوری کم‌هزینه دارند و هزینه‌های گس بلاکچین و راه‌حل‌های لایه ۲ هزینه‌ها را به سطوح ناچیزی کاهش می‌دهند. زیرساخت‌های سنتی متمرکز، انعطاف‌ناپذیر و کند هستند، در حالی که بلاکچین غیرمتمرکز، انعطاف‌پذیر و بلادرنگ است.

ما به طور فزاینده‌ای شاهد آن هستیم که سازمان‌های چندعاملی صرفاً ابزارهای هوش مصنوعی را کنار هم نمی‌چینند، بلکه در حال ساخت یک الگوی مشارکتی کاملاً جدید هستند. این الگو، تقاضاهای بی‌سابقه‌ای را بر زیرساخت‌های پرداخت و تراکنش تحمیل می‌کند و بلاکچین در حال حاضر تنها سیستم فناوری بالغی است که می‌تواند این تقاضاها را برآورده کند. این فقط یک پیشرفت نیست، بلکه یک زیرساخت ضروری است. وقتی عوامل هوش مصنوعی واقعاً شروع به کار تیمی کنند، بلاکچین دیگر اختیاری نیست، بلکه ضروری است.

برنامه‌های چندعاملی به «پایه» پرداخت‌های بلاکچین تبدیل خواهند شد

در سناریوهای پرداخت سنتی C2C، عملکرد بلاکچین چندان برجسته نیست. وقتی افراد عادی پول منتقل می‌کنند، وی‌چت یا علی‌پی می‌توانند تراکنش را در عرض چند ثانیه و تنها با وارد کردن مبلغ و اسکن کد QR تکمیل کنند. با این حال، کیف پول‌های بلاکچین نیاز به کپی کردن آدرس‌ها، بررسی هزینه‌های گس و انتظار برای تأیید بلوک دارند که منجر به تجربه کاربری به طور قابل توجهی ضعیف‌تری می‌شود. در طول دهه گذشته، بلاکچین برای رقابت با پرداخت‌های موبایلی در نقل و انتقالات کوچک روزمره و پرداخت‌های حضوری که تحت سلطه انسان‌ها هستند، تلاش زیادی کرده است.

با این حال، در سناریوهای پرداخت خودکار، با فرکانس بالا و مبتنی بر قرارداد بین عوامل هوش مصنوعی، مزایای بلاکچین بسیار جلوتر است.

نمایندگان به کدهای QR یا تأییدیه‌های دستی نیازی ندارند. آنها نیاز دارند که پرداخت‌ها به صورت خودکار انجام شوند. پس از برآورده شدن شرایط از پیش تعیین‌شده، قراردادهای هوشمند بلافاصله انتقال‌ها را آغاز می‌کنند و کل فرآیند نیازی به دخالت واسطه ندارد. قابلیت برنامه‌ریزی به پرداخت‌ها اجازه می‌دهد تا منطق پیچیده‌ای را در خود جای دهند: وجوه فقط زمانی آزاد می‌شوند که عامل A محتوای مشخصی را ارائه دهد، عامل B تأیید داده‌ها را تکمیل کند و یک اوراکل خارجی تأیید کند که قیمت‌های بازار به آستانه‌ای رسیده‌اند. اگر هر مرحله با شکست مواجه شود، تراکنش به طور خودکار به حالت قبل برمی‌گردد. بلاکچین از عملکرد بدون وقفه 24 ساعته و 7 روز هفته پشتیبانی می‌کند و امکان ورود فوری بین هر آدرس جهانی را فراهم می‌کند و هر تراکنش دارای قطعیت فوری است. این قابلیت‌ها در حال حاضر فراتر از دسترس سیستم‌های بانکی سنتی و پلتفرم‌های پرداخت موبایلی هستند.

برنامه‌های کاربردی سازمان‌های چندعاملی به «صحنه اصلی» برای پرداخت‌های بلاکچین تبدیل خواهند شد.

در روزهای اولیه، پرداخت‌های موبایلی مزیت آشکاری نسبت به پرداخت‌های حضوری نداشتند. مردم هنوز به پرداخت‌های نقدی و کارتی عادت داشتند و پرداخت‌های موبایلی حتی در مغازه‌های کوچک هم زائد به نظر می‌رسید. اما در سناریوهای تجارت الکترونیک به موفقیت چشمگیری دست یافت. پرداخت‌های سفارش در پلتفرم‌هایی مانند Taobao و JD نیاز به تسویه حساب فوری آنلاین دارند و از همزمانی گسترده پشتیبانی می‌کنند، جایی که پرداخت‌های موبایلی به سرعت جای خود را پیدا کردند. این سیستم ابتدا تجربه پرداخت تجارت الکترونیک را به کمال رساند، کاربران، بازرگانان و اثرات شبکه‌ای را جمع‌آوری کرد و سپس به کل جامعه بازخورد داد. امروزه، سهولت اسکن برای پرداخت دقیقاً به این دلیل است که پرداخت‌های موبایلی ابتدا در بستر تجارت الکترونیک به پیروزی رسیدند.

سازمان‌های چندعاملی هوش مصنوعی به محکم‌ترین و انفجاری‌ترین پایگاه برای پرداخت‌های بلاکچین و تبادلات ارزش تبدیل خواهند شد.

در اینجا، پرداخت‌ها دیگر اقدامات گاه‌به‌گاه انسانی نیستند، بلکه به هنجار عملکرد سیستم تبدیل شده‌اند. این موارد ممکن است شامل ریزپرداخت‌هایی باشند که هر ثانیه اتفاق می‌افتند، هزینه‌های اجاره قدرت محاسباتی، هزینه‌های فراخوانی مدل، هزینه‌های استفاده از داده یا سهام مالکیت معنوی. این پرداخت‌ها نیاز به تعبیه شرایط پیچیده و اجرای اتمیک دارند. زیرساخت‌های پرداخت سنتی برای مقابله با این مشکل تلاش می‌کنند، در حالی که بلاکچین ذاتاً سازگار است. نیازی به تغییر عادات کاربر نیست زیرا خود عامل‌ها کد هستند. نیازی به پشتیبانی مشتری ندارد زیرا همه چیز توسط قراردادها تضمین شده است. نیازی به کنترل ریسک متمرکز ندارد زیرا اعتماد توسط رمزنگاری و اجماع توزیع‌شده فراهم می‌شود.

من معتقدم که این دقیقاً منعکس کننده ماهیت نافذ فناوری بلاکچین است. این یک مزیت ساختاری غیرقابل جایگزین را در سناریوهایی که بیشترین نیاز به آن وجود دارد، ایجاد می‌کند.

بلاکچین نیازی به جایگزینی کامل سیستم‌های پرداخت موجود ندارد. فقط باید در مناطقی ریشه بدواند که انسان‌ها موقتاً نمی‌توانند از آن استفاده کنند و یک شبکه ارزش جدید بسازد. وقتی عوامل هوش مصنوعی شروع به کار در گروه‌های بزرگ کنند، این شبکه به سرعت رشد خواهد کرد و از پرداخت‌های خرد بین عوامل به فعالیت‌های اقتصادی گسترده‌تر گسترش می‌یابد و در نهایت به جامعه بشری بازخورد می‌دهد. پرداخت‌های موبایلی خود را در تجارت الکترونیک ثابت کرده‌اند، در حالی که بلاکچین خود را از طریق سازمان‌های چندعاملی هوش مصنوعی ثابت خواهد کرد.

زمانی که مبنای پرداخت‌های کارگزاران مشخص شود، جایگاه بلاکچین در کل اقتصاد دیجیتال نیز اساساً متفاوت خواهد بود.

شکل جدیدی از اقتصاد مبتنی بر هوش مصنوعی

ترکیب سازمان‌های چندعاملی هوش مصنوعی و بلاکچین فراتر از یک پوشش فناوری ساده است. این امر چشم‌انداز اقتصادی جدیدی را ایجاد خواهد کرد که منجر به تغییرات عمیقی در تخصیص منابع، تبادل اجتماعی، درآمد فردی و اکوسیستم‌های نوآوری خواهد شد. در ادامه، از چهار بُعد به تحلیل خواهیم پرداخت.

اول، عملکرد کلی و کارایی تخصیص منابع سیستم‌های چندعاملی هوش مصنوعی را به طور قابل توجهی افزایش می‌دهد.

در حال حاضر، اکثریت قریب به اتفاق برنامه‌های چندعاملی هنوز در مرحله "آزمایشگاه" هستند. توسعه‌دهندگان عمدتاً برای شبیه‌سازی و سفارشی‌سازی «کارمندان دیجیتال» شخصی‌سازی‌شده، به مهارت‌های عامل، قلاب‌ها، MCP، مهندسی سریع و سایر ابزارها متکی هستند. این اساساً هنوز یک حالت ابتدایی از نقش‌آفرینی است، جایی که همه از دستورالعمل‌ها برای ایجاد نقش‌های هوش مصنوعی به ظاهر حرفه‌ای استفاده می‌کنند، سپس به آنها اجازه می‌دهند چت کنند و وظایف را تقسیم کنند، که یک گردش کار چند مرحله‌ای را شبیه‌سازی می‌کند که سرزنده به نظر می‌رسد اما در مقایسه با استفاده از یک دستیار هوش مصنوعی واحد و همه‌کاره، مزایای محدودی دارد.

سازمان‌های چندعاملی واقعی کاملاً متفاوت هستند. برخی از عامل‌ها منابع و قابلیت‌های منحصر به فردی دارند که نمی‌توان به راحتی از طریق سفارشی‌سازی ساده، آنها را تقلید یا جایگزین کرد. این قابلیت‌ها ممکن است شامل مجموعه داده‌های اختصاصی، وزن‌های مدل انحصاری، منابع داده بلادرنگ در زمینه‌های خاص، محیط‌های شبیه‌سازی با دقت بالا یا تجربه صنعتی انباشته شده در طول آموزش طولانی مدت باشد. آنها فقط می‌توانند توسط مؤسساتی با منابع منحصر به فرد که مایل به سرمایه‌گذاری هزینه‌ها هستند، توسعه داده شوند، پرورش داده شوند و منتشر شوند. تماس با این مأموران پیشرفته ناگزیر مستلزم پرداخت‌های واقعی خواهد بود.

قراردادهای هوشمند در بلاکچین نقش کلیدی در اینجا ایفا می‌کنند. آنها می‌توانند قوانین تماس، مکانیسم‌های قیمت‌گذاری، تأیید کیفیت و تسویه حساب هزینه را همگی در کد بنویسند. به محض برآورده شدن شرایط، پرداخت‌ها به طور خودکار انجام می‌شوند و منابع به طور خودکار تحویل داده می‌شوند؛ اگر شرایط برآورده نشوند، وجوه به طور خودکار بازگردانده می‌شوند. کل فرآیند کارآمد، ایمن، قابل برنامه‌ریزی و قابل حسابرسی است. روش‌های ناکارآمد گذشته که بر مذاکره دستی، تأیید ایمیل و تطبیق پس از رویداد متکی بودند، کاملاً از بین خواهند رفت. بنابراین، کارایی تخصیص منابع به طور قابل توجهی افزایش می‌یابد و عملکرد کلی کل سیستم چندعاملی به سطح جدیدی خواهد رسید. این فقط یک کاهش هزینه ساده نیست، بلکه گسترش واقعی مرزهای قابلیت سیستم است.

دوم، مقیاس مبادلات اجتماعی و سرعت رشد اقتصادی را به میزان قابل توجهی ارتقا می‌دهد.

زیرساخت‌های مالی سنتی، آستانه‌های بسیار بالایی را برای تراکنش‌های خرد، مکرر و پیچیده مشروط تعیین می‌کنند. نقل و انتقالات بانکی حداقل مبلغ محدودی دارند، تسویه حساب دارای بازه‌های زمانی است و پرداخت‌های فرامرزی دارای نرخ ارز و هزینه‌های انطباق هستند. این اصطکاک‌ها مستقیماً تعداد زیادی از معاملات بالقوه را مسدود می‌کنند.

وقتی بلاکچین یک شبکه تبادل ارزش و پرداخت خرد کم‌اصطکاک را در اختیار عامل‌های هوش مصنوعی قرار دهد، اوضاع اساساً تغییر خواهد کرد. نمایندگان می‌توانند به راحتی اجاره قدرت محاسباتی، تماس‌های داده، خدمات تنظیم دقیق مدل یا حتی تسویه حساب‌های فوری برای تماس‌های API فردی را تنها با چند سنت انجام دهند. تراکنش‌هایی که قبلاً به دلیل هزینه‌های بالا متوقف می‌شدند، اکنون امکان‌پذیر می‌شوند. حجم عظیمی از مبادلات که قبلاً غیرممکن بودند، آزاد خواهند شد و سرعت و مقیاس گردش اقتصادی را به میزان قابل توجهی افزایش می‌دهند.

تصور کنید: یک عامل تولید محتوا هر بار که متنی با کیفیت بالا تولید می‌کند، به طور خودکار مبلغ کمی حق چاپ به عامل ارائه دهنده مواد پرداخت می‌کند؛ یک عامل تحلیل سرمایه‌گذاری هر بار که داده‌های بازار را در لحظه فراخوانی می‌کند، مبلغی را به عامل منبع داده پرداخت می‌کند؛ یک عامل بهینه‌سازی لجستیک هر بار که برنامه‌ریزی مسیر را تکمیل می‌کند، پاداش مربوطه را به عامل سرویس نقشه پرداخت می‌کند. این ریزپرداخت‌ها در یک شبکه جریان ارزش بسیار بزرگ جمع می‌شوند. تراکم و فراوانی فعالیت‌های اقتصادی افزایش خواهد یافت و رشد کلی اقتصادی شتاب جدیدی خواهد گرفت.

سوم، مردم عادی را قادر می‌سازد تا از طریق عوامل هوش مصنوعی واقعاً درآمد کسب کنند و شکاف ساختاری در عرضه و تقاضا در عصر هوش مصنوعی را برطرف کنند.

یکی از برجسته‌ترین تناقضات در عصر هوش مصنوعی این است که شرکت‌های بزرگ مدل، قابلیت‌های اصلی را در اختیار دارند، در حالی که تقاضاها و منابع بسیاری از مردم عادی برای برقراری ارتباط مؤثر با آنها در تلاش است. بسیاری از افراد داده‌ها، تجربه یا سناریوهای منحصر به فردی دارند اما توانایی تبدیل آنها به خدمات هوش مصنوعی را ندارند؛ در عین حال، وظایف متعددی وجود دارد که برای انجام آنها به عوامل متخصص نیاز است اما ارائه دهندگان خدمات مناسبی پیدا نمی‌شوند.

مدل تک نفره و چند عاملی به شکل جدیدی از اشتغال تبدیل خواهد شد. افراد عادی می‌توانند شبکه‌های نمایندگی خود را مستقر و اداره کنند، دانش، داده‌ها یا بینش‌های صنعتی خود را در ماژول‌های نمایندگی قابل فراخوانی قرار دهند و سپس از طریق شبکه بلاکچین، خدمات را به صورت خارجی ارائه دهند و به طور خودکار پرداخت‌ها را دریافت کنند. برخی ممکن است در خدمات زندگی محلی سرآمد باشند و بتوانند ماموران دستیار زندگی محلی را آموزش دهند؛ برخی دیگر ممکن است با زمینه‌های تخصصی آشنا باشند و بتوانند ماموران تحلیل تخصصی را در حوزه‌های عمودی توسعه دهند. این عوامل دیگر اسباب‌بازی‌های رایگان نیستند، بلکه واحدهای اقتصادی هستند که قادر به تولید درآمد به صورت مستقل می‌باشند.

به این ترتیب، تطبیق عرضه و تقاضا در عصر هوش مصنوعی، یک مکانیسم متعادل‌سازی جدید را تشکیل خواهد داد. طرف عرضه دیگر تحت سلطه چند شرکت بزرگ نخواهد بود و طرف تقاضا نیز می‌تواند از طریق پرداخت‌های خرد، به طور دقیق به مناسب‌ترین خدمات نمایندگی دسترسی پیدا کند. مردم عادی دیگر فقط مصرف‌کنندگان هوش مصنوعی نخواهند بود، بلکه می‌توانند به مشارکت‌کنندگان و ذینفعان شبکه ارزش هوش مصنوعی تبدیل شوند. این امر فشار اشتغال ناشی از هوش مصنوعی را تا حد زیادی کاهش می‌دهد و در عین حال به کل جامعه اجازه می‌دهد تا به طور کامل‌تری از نیروی نوآوری خود استفاده کند.

چهارم، جلوگیری از تبدیل شدن شرکت‌های بزرگ مدل هوش مصنوعی به الیگارشی اقتصادی جدید.

در حال حاضر، عدم تعادل جدی در اکوسیستم هوش مصنوعی وجود دارد. تمام فناوری‌هایی که دانش و تجربه را در بر می‌گیرند، مانند مهندسی سریع و مهارت‌ها، تقریباً به‌طور کامل به صورت رایگان و متن‌باز وجود دارند و همین امر دستیابی به انگیزه‌های اقتصادی پایدار را دشوار می‌کند. توسعه‌دهندگان به شدت در حال سوزاندن توکن‌ها هستند و تنها با تشویق‌های بی‌ارزش در شبکه‌های اجتماعی مواجه می‌شوند که تبدیل آن به درآمد دشوار است. فقط شرکت‌های بزرگ مدل‌سازی، مدل‌های کسب‌وکار واضحی دارند، زیرا آنها قدرت محاسباتی زیربنایی و مدل‌های بنیادی را کنترل می‌کنند.

خطرناک‌تر اینکه، وقتی شرکت‌های بزرگ مدل‌سازی، یک مدل موفق را مشاهده می‌کنند، اغلب فقط کافی است تنظیمات جزئی در سطح مدل انجام دهند تا به راحتی از استارتاپ‌های هوش مصنوعی موجود تقلید کنند یا حتی از آنها پیشی بگیرند. در نتیجه، بسیاری از تیم‌های نوآور به سرعت حذف می‌شوند و اکوسیستم نوآوری با خطر حذف شدن مواجه می‌شود. وقتی شرکت آنتروپیک محصول Managed Agents خود را در اوایل آوریل منتشر کرد، برخی ابراز تاسف کردند که حداقل ۱۰۰۰ استارتاپ از خواب بیدار شدند و دیدند که ارزش آنها به صفر رسیده است.

وقتی خودِ عامل‌ها به عناصر اقتصادی تبدیل شوند که قادر به جمع‌آوری مستقل پرداخت‌ها باشند، وضعیت تغییر خواهد کرد. شبکه ارزش، غیرمتمرکز و بازسازی خواهد شد. هر نماینده می‌تواند به طور مستقل قیمت‌گذاری، تسویه حساب و جمع‌آوری اعتبار و دارایی‌ها را از طریق بلاکچین انجام دهد. عامل‌های موفق دیگر به یک مدل بزرگ وابسته نخواهند بود، بلکه به گره‌های مستقلی در شبکه تبدیل می‌شوند. توسعه‌دهندگان می‌توانند با تکرار مداوم عوامل خود، بدون نیاز به واگذاری تمام ارزش به ارائه‌دهندگان مدل اصلی، درآمد مستقیم کسب کنند.

شرکت‌های بزرگ مدل‌سازی همچنان مهم خواهند بود، اما از وضع‌کنندگان قانون به ارائه‌دهندگان زیرساخت تغییر خواهند کرد. مزایای چشمگیر آنها به طور مؤثر متعادل خواهد شد، و

قیمت --

--

ممکن است شما نیز علاقه‌مند باشید

آخرین تحقیقات فرانکلین تمپلتون: چگونه توکن‌سازی دارایی‌های واقعی را درک کنیم

از ورود اولیه پلتفرم‌های نوظهور تا ورود کامل غول‌های مالی سنتی، توکن‌سازی موانع تجاری سنتی را شکسته است. از طریق مدل‌هایی مانند دارایی‌های دیجیتال و مصنوعی، سرمایه به نقدینگی و شفافیت بی‌سابقه‌ای دست یافته است.

اسپانیول در برابر بارسلونا: دربی که با آتش و کیفیت جنگیده شد

دربی اسپانیول در برابر بارسلونا فوتبال با شدت بالا را ارائه داد و بارسا با نتیجه ۴-۱ پیروز شد و با ۹ امتیاز فاصله در صدر لالیگا قرار گرفت. کلاس درس لامین یامال، دو گل فرناندو تورس و رقابت پرشور شهری به نمایش گذاشته شد. WEEX، شریک رسمی منطقه‌ای لالیگا در هنگ کنگ و تایوان، بازی زیبا را جشن می‌گیرد.

شرکت DeAgentAI از تأسیس صندوق اکولوژیکی AIA با تمرکز بر مسیر «هوش مصنوعی عامل + هوش مصنوعی فیزیکی» خبر داد.

شرکت DeAgentAI رسماً صندوق اکولوژیکی AIA را تأسیس کرده است که بر مسیر جدید «هوش مصنوعی عامل + هوش مصنوعی فیزیکی» تمرکز دارد و اولین سرمایه‌گذاری‌ها را در سیستم پیش‌بینی AliceAI و تراشه‌های قدرت محاسباتی ASIC انجام می‌دهد.

چرا کریپتو رشد کرده است؟ آلت‌کوین‌ها به لطف معامله بزرگ ایالات متحده پیشتاز هستند

ارزهای دیجیتال از جمله اتر و سولانا به لطف “معامله بزرگ ایالات متحده” جهش کرده‌اند. سیگنال‌های مثبت نظارتی…

شوخی احمقانه پولکادات تبدیل به واقعیت شد: بیش از ۱ میلیارد توکن جعلی DOT بر روی اتریوم ضرب شدند

یک باگ در Hyperbridge به مهاجم اجازه داد تا بیش از ۱ میلیارد توکن DOT بر روی اتریوم…

حمایت بانک مرکزی اروپا از نظارت ESMA بر رمز ارزها در اتحادیه اروپا: اجرای سختگیرانه‌تر MiCA در راه است

بانک مرکزی اروپا پشتیبانی رسمی خود از طرح نظارت مستقیم ESMA بر ارائه‌دهندگان خدمات دارایی‌های رمزارزی را اعلام…

رمزارزهای محبوب

آخرین اخبار رمز ارز

ادامه مطلب