logo

آرتور هایز پست جدید: اکنون زمان "عدم معامله" است

By: blockbeats|2026/04/17 23:00:07
0
اشتراک‌گذاری
copy
عنوان اصلی: منطقه عدم معامله
نویسنده اصلی: آرتور هایز
ترجمه: پگی، بلاک‌بیست

یادداشت سردبیر: بازار کنونی نه تنها "بدون جهت" است، بلکه وارد "منطقه عدم معامله" شده که ناشی از تأثیر دوگانه کاهش قیمت ناشی از هوش مصنوعی و شوک‌های ژئوپولیتیکی است. عملکرد واقعی قیمت بیت‌کوین به زمانی بستگی دارد که عرضه ارز دوباره به‌طور غیرفعال گسترش یابد.

از یک سو، هوش مصنوعی در حال تغییر ساختار نیروی کار است، درآمد و اعتبار کارگران دانش را کاهش می‌دهد و شوک‌های کاهشی را به سیستم مالی منتقل می‌کند. از سوی دیگر، درگیری‌های انرژی و بازی‌های ژئوپولیتیکی کشورها را مجبور به افزایش هزینه‌های مالی، انباشت منابع و حفظ عملیات از طریق چاپ پول می‌کند. با افزایش نرخ بهره و گسترش عرضه پول که همزمان وجود دارد، دارایی‌های ریسکی به‌طور قابل توجهی تمایز نشان داده‌اند.

تغییر عمیق‌تری در خود سیستم پولی نهفته است. بازسازی حول کانال‌های انرژی و مسیرهای تسویه، حلقه "دارایی-دلار" را شل کرده است، به‌طوری که طلا و یوان چین به‌طور غیرفعال وارد تسویه‌های تجاری در یک منطقه حاشیه‌ای می‌شوند. این تغییر ساختاری هنوز به یک اجماع تبدیل نشده است، اما شتاب حاشیه‌ای آن به‌قدری کافی است که انتظارات بازار را تحت تأثیر قرار دهد.

در این محیط، بیت‌کوین دیگر یک دارایی با منطق واحد نیست. این دارایی با فشار کاهش اعتبار و انقباض نقدینگی مواجه است، در حالی که از انتظار گسترش ارز و بازسازی اعتبار نیز بهره‌مند می‌شود. بنابراین، عملکرد قیمت آن در ظاهر متناقض به نظر می‌رسد اما در واقع نشان‌دهنده کشمکش بین دو سیستم است.

به جای عجله برای شرط‌بندی بر روی یک جهت، نویسنده آرتور هایز ترجیح می‌دهد منتظر یک سیگنال باشد—زمانی که نوسانات واقعاً از کنترل خارج می‌شود و نقدینگی به‌زور آزاد می‌شود، بازار دوباره وارد یک مرحله "قابل معامله" خواهد شد. تا آن زمان، این مکان بیشتر شبیه به منطقه‌ای است که نیاز به اقدام محدود دارد.

این دقیقاً نقطه شروع این مقاله است: در دنیایی از انقباض همزمان و چاپ پول، بازار ممکن است در حال گذر از یک "منطقه بدون معامله" نادر باشد.

متن اصلی به شرح زیر است:

از آنجا که مایلسترم تقریباً هیچ فعالیت تجاری در سه‌ماهه اول نداشته است، برخی از کارگزاران ما گاهی از من درباره نظراتم در مورد بازار و اینکه آیا می‌توانند کاری برای ما انجام دهند، می‌پرسند. پاسخ معمول من این است: "ما در حال حاضر در یک منطقه بدون معامله هستیم."

به جز ساختن تدریجی یک موقعیت در هایپرلیکوئید، تقریباً در تمام سه‌ماهه اول هیچ معامله‌ای انجام ندادیم.

دو عامل برای ایجاد یک "منطقه مرده" تجاری، حداقل برای ما با موقعیت‌های فقط بلند، همگرا شده‌اند.

اول، گسترش سریع هوش مصنوعی عاملی (آنچه من "چنگال‌ها" می‌نامم) با خودمختاری وجود داشته است. این نوع فناوری چشم‌انداز شغلی کارگران دانش عادی را تحت ساختار "کار انعطاف‌پذیر" در اقتصادهای توسعه‌یافته غربی (به‌ویژه در "نظام آمریکایی"، یعنی سیستم پاکس آمرicana) نابود خواهد کرد. این با یک فروپاشی مالی انقباضی دنبال خواهد شد. من این موضوع را به تفصیل در مقاله قبلی‌ام "این خوب است" مورد بحث قرار داده‌ام.

در مرحله بعد، پس از انتشار آن مقاله، رئیس‌جمهور ایالات متحده دونالد جی. ترامپ، "امپراتور/شومن"، به منظور تبدیل ایران به آخرین "زیر زباله‌ای"، به‌طور فعال جنگی علیه ایران آغاز کرد و از حمایت "خواننده پشتیبان" جنگ‌طلب اما تا حدی awkward خود، نخست‌وزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو ("قصاب بیروت") برخوردار شد. جنگ تقریباً به مدت هفت هفته ادامه داشته است و اکنون تنها مسئله واقعاً مهم این است: چگونه جریان کالاها و کالاهای عمده در اطراف تنگه هرمز دوباره پیکربندی خواهد شد.

هنگام بحث در مورد جنگ یا ژئوپولیتیک، همیشه دوست دارم با گفتن شروع کنم:

من فقط یک آدم اسکی‌باز هستم، یک رقصنده دو مرحله‌ای به موسیقی هاوس در دنیای کریپتو. من هیچ چیز درباره جنگ نمی‌دانم و هیچ اطلاعات داخلی درباره اینکه رهبران جهانی چه کار خواهند کرد یا نخواهند کرد، ندارم.

اما آنچه می‌توانم انجام دهم این است: رمزگشایی از روایت تبلیغاتی اصلی و با کمک ابزارهای هوش مصنوعی‌ام، انجام برخی محاسبات پایه با استفاده از داده‌های عمومی موجود. سعی می‌کنم سر و صدا را فیلتر کنم و فقط بر روی متغیرهایی تمرکز کنم که واقعاً بر پرتفوی سرمایه‌گذاری‌ام تأثیر می‌گذارند. خوشبختانه، من در شام یا خاورمیانه زندگی نمی‌کنم، بنابراین زندگی و آزادی‌ام به طور مستقیم در خطر نیست.

در جهان‌بینی نسبتاً ساده‌ام، در حال حاضر سه سناریو وجود دارد که ارزش بررسی دارند—به طور دقیق‌تر، چهار سناریو، اما سناریوی چهارم، "آرماگدون هسته‌ای،" به طور بنیادی غیرقابل سرمایه‌گذاری است و بنابراین ارزش بحث ندارد.

در مرحله بعد، این سناریوها را یکی یکی معرفی می‌کنم و تحلیل می‌کنم که چگونه ممکن است بر قیمت بیت‌کوین از یک دیدگاه کلان تأثیر بگذارند.

نمی‌دانم احتمال وقوع هر یک از این سناریوها چقدر است. اما آنچه واقعاً می‌خواهم بفهمم این است: آیا ساخت پرتفوی سرمایه‌گذاری وجود دارد که در بهترین حالت، بتواند در بازده مطلق از انرژی کربن-هیدروژن و مشتقات مرتبه اول آن (مانند قیمت‌های غذا و سوخت) پیشی بگیرد؛ و در بدترین حالت، حتی اگر نتواند از قیمت‌های انرژی خود پیشی بگیرد، حداقل بتواند عملکرد نسبتاً بهتری نسبت به تمام کلاس‌های دارایی اصلی داشته باشد.

سناریو اول: بازگشت به حالت عادی

در این سناریو، جنگ به سرعت پایان می‌یابد و وضعیت پیش از جنگ به طور عمده بازسازی می‌شود. با این حال، یک روند بلندمدت تغییر نخواهد کرد: فرآیند جایگزینی آن کارگران دانش با هزینه بالا از "نماد عملیات" با عوامل هوش مصنوعی ارزان‌تر و کارآمدتر همچنان در حال تسریع است.

اقتصاد ایالات متحده در این فرآیند آسیب‌پذیرترین است، زیرا حدود 70٪ از تولید ناخالص داخلی آن از هزینه‌های مصرف‌کننده ناشی می‌شود. مصرف‌کنندگان هزینه‌های مصرف‌گرایی خود را از طریق اعتبار بانکی تأمین می‌کنند، که سپس دارایی‌هایی را در ترازنامه بانک تشکیل می‌دهد. زمانی که توانایی بازپرداخت بدهی کارگر دانش متوسط از بین برود، این بانک‌ها به طور عملی ورشکسته خواهند شد و تنها می‌توانند به "چاپ پول" عظیم بانک مرکزی برای بقا تکیه کنند.

سناریو دوم: عوارض تهران

در این سناریو، ارتش ایالات متحده یا نمی‌خواهد یا نمی‌تواند از محدود کردن ترافیک ایران از طریق تنگه هرمز جلوگیری کند.

ایران به وعده‌اش عمل می‌کند: اجازه عبور کشتی‌ها از "کشورهای دوست" را می‌دهد اما نیاز به پرداخت "هزینه ترانزیت" 2 میلیون دلاری دارد، که باید به یوان، ارز دیجیتال، دلارهای تحریمی ایالات متحده، یا از طریق سایر ترتیبات دیپلماتیک پرداخت شود.

در بدترین وضعیت برای هژمونی مالی "پکس آمریکانا،" کشورها باید راه‌هایی برای به دست آوردن یوان پیدا کنند. با این حال، به دلیل اینکه بیشتر کشورها با چین کسری تجاری دارند، تنها مسیر واقعی برای به دست آوردن مقدار کافی یوان، فروش دارایی‌های دلاری (مانند ایالات متحده) است. اوراق قرضه خزانه‌داری یا سهام فناوری)، طلا فیزیکی خریداری کنید و سپس طلا را از طریق بازارهای طلا در شانگهای یا هنگ کنگ به یوان تبدیل کنید.

در میان ده اقتصاد برتر در رتبه‌بندی تولید ناخالص داخلی جهانی، تنها برزیل و روسیه با چین مازاد تجاری دارند و به ترتیب در رتبه نهم و دهم قرار دارند. در مقابل، "پکس آمریکانا" خود بزرگترین اقتصاد جهان با بزرگترین کسری تجاری است که برای ادامه حیات خود به مازاد حساب سرمایه‌ای به همان اندازه بزرگ وابسته است.

با این حال، با شروع کشورهای مختلف به فروش دارایی‌های دلاری برای یوان یا پر کردن شکاف‌های کالایی در بازار نقدی با قیمت‌های بسیار بالا، این مازاد سرمایه به طور ریاضی به کاهش خواهد انجامید. ایالات متحده، با سیستم اقتصادی بسیار مالی‌سازی شده‌اش، به سرمایه خارجی برای تأمین هزینه‌های دولتی وابسته است؛ اگر سرمایه خارجی کاهش یابد، این سیستم غیرقابل‌تحمل می‌شود.

در نهایت، چه از طریق کاهش قیمت اوراق قرضه (افزایش بازده) یا افت بازار سهام، دولت مجبور خواهد شد "پول چاپ کند" تا شکاف تأمین مالی را پر کند.

سناریو دو نقطه پنج: محاصره ستاره‌ها و نوارها

تغییرات دراماتیکی رخ داد زمانی که، پس از شکست مذاکرات ایالات متحده و ایران برای رسیدن به توافق آتش‌بس دائمی، در روز یکشنبه، ۱۲ آوریل، دونالد جی. ترامپ اعلام کرد که ایالات متحده. نیروی دریایی تمام کشتی‌های وارد و خارج از تنگه را محاصره خواهد کرد.

این محاصره ممکن است به "عوارض به سبک دزدان دریایی" تبدیل شود: کشتی‌ها ممکن است مجبور شوند به هر دو طرف هزینه پرداخت کنند، گویی که "هدایا" به ایران و ایالات متحده به طور همزمان ارائه می‌دهند و حتی "الله‌اکبر" و "هللویا" را برای ابراز وفاداری سر می‌دهند. به‌طور متناوب، ممکن است پس از واقعیت، معافیت‌های گسترده‌ای به کشورهای مختلف اعطا شود و این محاصره به "پنیر سوئیسی پر از سوراخ" تبدیل شود.

با این حال، منطق بنیادی تغییر نکرده است: اگر نگه‌داشتن دلارهای ایالات متحده دیگر نمی‌تواند تضمین کند که دارایی‌های شما به شدت تحت تأثیر "رفتار دزدان دریایی" قرار نخواهد گرفت، پس چرا دلارهای ایالات متحده را نگه دارید؟

قیمت --

--

سناریو سه: ضربه متقابل امپراتوری

در این سناریو، ایالات متحده. نیروی هوایی و دریایی وظایف "اصلی" خود را انجام می‌دهند: از طریق یک عملیات تهاجمی دوربرد تنبیهی، توانایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) را برای مختل کردن حمل و نقل در تنگه هرمز نابود می‌کنند.

تنگه دوباره باز می‌شود و به تمام کشتی‌ها اجازه می‌دهد بدون هزینه‌های اضافی به‌طور ایمن عبور کنند. با بازسازی "نظم امپراتوری"، کشورهای دیگر نیازی به استفاده از ارزهای غیر از دلار آمریکا در کوتاه‌مدت ندارند و همچنین نیازی به خرید وحشت‌زده کالاها با قیمت‌های بالا در بازار نقدی ندارند.

با این حال، مشکل در این است که پایان دادن به کنترل ایران بر تنگه احتمالاً به نابودی کامل خود کشور منجر خواهد شد. به گفته دونالد جی. ترامپ، این کار به معنای "بازگرداندن آنها به عصر حجر" خواهد بود.

بسیاری از آمریکایی‌ها که با روایت "ایران بدترین کشور در جهان است" بزرگ شده‌اند، ممکن است از این موضع سخت حمایت کنند. اما اگر ایران به این شکل نابود شود، به شدت محتمل است که کشور در "آخرین نفس" خود تهدیدش را عملی کند و تولید انرژی و کالاهای کل منطقه خلیج فارس را به قهری بکشاند.

در آن زمان، "ادویه دیگر جریان نخواهد داشت" (به معنای اختلال در زنجیره تأمین جهانی) و بانک‌های مرکزی جهانی چاره‌ای جز چاپ پول به‌طور frantic در میان افزایش جامع قیمت کالاها نخواهند داشت تا عملکرد سیستم مالی را حفظ کنند.

در برخی "کشورهای آسیب‌پذیر"، ارز محلی شما ممکن است در برابر دلار یا روبل دچار هایپر اینفلاسیون شود. ایالات متحده و روسیه تنها کشورهای بزرگ تولیدکننده انرژی باقی‌مانده با قابلیت‌های تنظیم عرضه خواهند بود تا خلأ ناشی از یک خاورمیانه در حال سوختن را پر کنند.

آنچه ممکن است پس از آن بیفتد قحطی و ناآرامی اجتماعی گسترده است.

بنابراین، حتی اگر دارایی‌های بیت‌کوین شما در برخی ارزهای فیات "بی‌نهایت" در نظر گرفته شود، اگر نتوانید به‌سرعت از یک منطقه پرخطر خارج شوید، بقا شما همچنان با تهدید جدی مواجه خواهد بود.

نمودار وضعیت

قبل از تحلیل عملکرد بیت‌کوین در سناریوهای مختلف، بیایید به سرعت برخی "مواد نموداری" را مرور کنیم تا داده‌های بصری جذاب‌تری برای حمایت از روایت فوق ارائه دهیم.

بازگشت به حالت عادی

از آنجا که من قبلاً تحلیلی دقیق از این سناریو در مقاله "این خوب است" ارائه داده‌ام، در اینجا به‌طور مستقیم برخی از نمودارها و داده‌های ارائه‌شده در آن زمان را دوباره نقل می‌کنم.

آرتور هایز پست جدید: اکنون زمان

به‌طور کلی، فروپاشی انقباضی که توسط هوش مصنوعی با قابلیت عمل ایجاد شده، به شدت به بحران وام‌های مسکن زیرمجموعه ایالات متحده در سال 2008 (بحران مالی جهانی 2008) است.

در حال حاضر، نرخ نکول در اعتبار مصرف‌کننده شروع به افزایش کرده است و یک موج واقعی و گسترده از اخراج‌ها حتی به‌طور رسمی آغاز نشده است.

عوارض تهران

در واقع، اگر این سناریو به وقوع بپیوندد، به معنای پایان "سیستم پترو دلار" و ظهور یک ارز ذخیره جهانی جدید (یا سبدی از ارزها) خواهد بود.

در حال حاضر، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) مقدار مناسبی از انعطاف‌پذیری در روش‌های پرداخت دارد. اما اگر کنترل آنها بر تنگه هرمز واقعاً تثبیت شود، چرا باید به پذیرش عوارض به دلار ادامه دهند در حالی که ایالات متحده در تلاش است تا استفاده آنها از دلار را محدود کند؟

در نهایت، من معتقدم که آنها دیگر به دلار تسویه نخواهند کرد. یوآن و طلا احتمالاً به دو دارایی اصلی تسویه در تجارت حاکم تبدیل خواهند شد.

اگر یک کشور ابتدا مجبور باشد طلا را به یوآن تبدیل کند و سپس از یوآن برای پرداخت عوارض حمل و نقل کالاها استفاده کند، چه دلیلی برای ادامه نگهداری ذخایر به دلار خواهد داشت؟

با توجه به اینکه بیشتر اقتصادهای بزرگ با چین کسری تجاری دارند، تنها مسیر واقعی برای به دست آوردن یوان این است: فروش دارایی‌های دلاری → خرید طلا → تبدیل طلا به یوان.

در چنین سیستمی، کشورها باید برای آینده ذخایر طلا نگه‌داری کنند، نه در دلار آمریکا. اوراق خزانه‌داری یا سایر دارایی‌های دلاری مانند سهام.

برای نشان دادن استفاده روزافزون از یوان در تسویه تجاری، می‌خواهم به برخی از نمودارهایی که لوک گرامن به اشتراک گذاشته است اشاره کنم. این نمودارها روند شکل‌گیری یک "استاندارد طلا-یوان شبه" را به آرامی نشان می‌دهند.

مرحله اول: فروش دارایی‌های دلاری (مانند اوراق خزانه‌داری ایالات متحده) و به جای آن خرید طلا از زمان آغاز جنگ، از نظر خالص، دارایی‌های خارجی اوراق بهادار در امانت در فدرال رزرو به میزان ۶۳ میلیارد دلار کاهش یافته است.

من از این داده‌ها به عنوان یک "شاخص جهت‌دار" برای سنجش تغییرات در کل دارایی‌های سرمایه‌گذاران خارجی در اوراق خزانه‌داری ایالات متحده استفاده می‌کنم. و سایر دارایی‌های دلاری (مانند سهام). پس، این فروشندگان دارایی‌های دلاری در نهایت پول خود را کجا گذاشتند؟

طلا غیرپولی به بزرگترین کالای صادراتی از ایالات متحده در چهار ماه از پنج ماه گذشته تبدیل شده است، با افزایش ۳۴۲ درصدی نسبت به سال گذشته.

به عبارت دیگر، این پول در ایالات متحده نماند بلکه برای خرید طلا استفاده شد که سپس از کشور خارج شد.

روایت "بازگشت تولیدات آمریکایی" در برابر واقعیت به طرز عجیبی به نظر می‌رسد—آنچه واقعاً از ایالات متحده خارج شد یک "بازمانده وحشیانه" (طلا) بود. برای حامیان امیدوار به احیای مشاغل تولیدی با دستمزد بالا، این بدون شک نمایانگر یک ناامیدی است. یک دوره ریاست‌جمهوری دیگر گذشته است و طبقه کارگر هنوز نتوانسته است به‌طور واقعی از آن بهره‌مند شود. مرحله دوم:

فروش طلا برای یوان یک پالایشگاه سوئیسی طلا را از ایالات متحده دریافت کرده و آن را به شمش‌های طلا که با استانداردهای تحویل چین مطابقت دارد، دوباره ریخته‌گری می‌کند.

کلید این مرحله این است که سوئیس هسته اصلی تصفیه طلا در سطح جهانی است و قادر است شمش‌های طلا با مشخصات مختلف را به محصولات استاندارد با خلوص بالا تبدیل کند که نیازهای بازار آسیایی، به ویژه چین، را برآورده می‌کند (هشدار کشف). به عبارت دیگر، طلایی که از ایالات متحده خارج می‌شود به طور مستقیم وارد چین نمی‌شود، بلکه در سوئیس دچار تغییر می‌شود و به عنوان "مرکز تبدیل و انتقال استاندارد" عمل می‌کند.

مرحله سوم: عوارض تهران را پرداخت کنید

استفاده از سیستم پرداخت بین‌بانکی فرامرزی (CIPS) به طور قابل توجهی در حال افزایش است و موارد اخیر "شتاب غیرعادی" را نشان می‌دهد.

"بافالو بیل" بنت زمانی که گفت: "شما یا دلار را به خودتان می‌چسبانید یا دوباره تحریم می‌شوید"، به شدت جدی بود.

به دلیل تحریم‌های اعمال شده توسط ایالات متحده تقریباً پانزده سال پیش، ایران نتوانسته است از سیستم پیام‌رسانی پرداخت سوئیفت استفاده کند. برای انتقال یوان به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) در ایران، اتکا به سیستم تسویه قانونی چین، یعنی سیستم پرداخت بین‌المللی چین، ضروری است. همانطور که مشاهده می‌شود، حجم معاملات سیستم به طور قابل توجهی پس از بروز جنگ افزایش یافته است.

سری نمودارهای ارائه شده زنجیره‌ای از جریان‌های مالی را نشان می‌دهد: دارایی‌های دلاری فروخته می‌شوند، با طلا مبادله می‌شوند و سپس در نهایت به یوان برای پرداخت به تهران یا تأمین‌کنندگان دیگر تبدیل می‌شوند. کلید این است که دلار در حال حاضر ارز غالب در تجارت نیست، بلکه بازار به جلو نگاه می‌کند. با وجود اینکه استفاده فعلی از یوان هنوز کمتر از دلار است، پذیرش تسریع شده آن در تجارت جهانی مهم‌تر است. برای سرمایه‌گذاران، پیش از اینکه بازار به توافق برسد، از دارایی‌های دلاری خارج شدن، راهی برای محافظت از پرتفوی‌هایشان است.

تاریخی، پوند استرلینگ به طور اسمی تا توافقنامه برتون وودز در سال 1944 به عنوان ارز ذخیره جهانی باقی ماند. با این حال، در عمل، با تبدیل شدن اقتصاد ایالات متحده به تولیدکننده‌ترین اقتصاد جهان در اوایل قرن بیستم، دلار قبلاً پوند را به عنوان ارز ذخیره واقعی جایگزین کرده بود.

تا سال 2026، ایالات متحده به طور کلی با تولیدکننده‌ترین اقتصادهای جهان (مانند چین، ژاپن، کره جنوبی، آلمان، تایوان و غیره) کسری تجاری خواهد داشت و بیشتر کشورها نیز با چین کسری تجاری خواهند داشت.

اجازه دهید این منطق را دوباره تأکید کنم: اگر مجبورید به آن قدرت‌های "عصر سنگی" خاورمیانه‌ای به یوان پرداخت کنید تا کالاهای خود را دریافت کنید، هدف از ذخیره دارایی‌های خود در دلار آمریکا چیست؟

برای تعیین اینکه آیا تنگه "پاک" یا "مسدود" است، به نمودار بالا مراجعه کنید یا یکی مشابه با استفاده از هر ابزار نمودار سازی ایجاد کنید.

نمودار بالا مقایسه قیمت‌های آتی نفت خام WTI در ماه مه ۲۰۲۶ (CL1، خط سفید) و اکتبر ۲۰۲۶ (CL6، خط طلایی) را نشان می‌دهد. من WTI را انتخاب کردم زیرا این معیار به قیمت‌های بنزین برای مصرف‌کنندگان آمریکایی نزدیک‌تر است. برای دونالد جی. ترامپ، تنها زمانی که قیمت‌های نفت فشار قابل توجهی بر رأی‌دهندگان قبل از انتخابات میان‌دوره‌ای در نوامبر وارد می‌کند، او انگیزه دارد که وضعیت را به طور قابل توجهی آرام کند.

نمودار زیر تفاوت قیمت بین این دو قرارداد (ماه معوقه منهای ماه نزدیک) را نشان می‌دهد؛ منحنی در حال حاضر در "بازگشت" است. از آنجا که قیمت نفت در ماه دورتر به اندازه ماه نزدیک‌تر افزایش نیافته است، بازار اساساً شرط می‌بندد که جریان نفت از تنگه در نهایت به طور قابل توجهی افزایش خواهد یافت.

اگر این ارزیابی صحیح باشد، آنگاه با کاهش قیمت ماه نزدیک، فاصله افزایش خواهد یافت. اما اگر برعکس اتفاق بیفتد - قیمت ماه دورتر افزایش یابد و فاصله کاهش یابد - به این معنی است که اقتصاد جهانی با یک شوک شدید مواجه خواهد شد.

بنابراین، به جای تمرکز بر جنگ لفظی بین ترامپ و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) ایران، به این نمودار توجه دقیقی داشته باشید.

کمیت در مقابل قیمت پول

بازده خزانه‌داری دو ساله ایالات متحده (خط سفید) پس از آغاز جنگ به سرعت افزایش یافت و به مراتب بالاتر از نرخ مؤثر وجوه فدرال (خط زرد) رسید. این نشان می‌دهد که بازار در آن زمان معتقد بود که فدرال رزرو نرخ‌های بهره را برای محافظت در برابر افزایش تورم انرژی افزایش خواهد داد.

اکنون زمان اتخاذ موضع است: هنگام قیمت‌گذاری بیت‌کوین، آیا فکر می‌کنید "کمیت پول" یا "قیمت پول" مهم‌تر است؟ من معتقدم که قیمت بیت‌کوین توسط کمیت پول تعیین می‌شود، نه قیمت پول. بیت‌کوین هیچ جریان نقدی ندارد، بنابراین نرخ تنزیل ناشی از نرخ‌های سیاست بانک مرکزی به این "ارز جادویی اینترنتی" اعمال نمی‌شود. با این حال، از آنجا که عرضه بیت‌کوین ثابت است، ارزش فیات آن به مقدار کل ارز فیات بستگی دارد.

نیاز به قضاوت در این مورد به این دلیل است که ممکن است وارد یک وضعیت کلان جدید شویم: بانک‌های مرکزی بزرگ، از جمله فدرال رزرو، ممکن است در وضعیتی باشند که همزمان نرخ‌های بهره را افزایش دهند و پول چاپ کنند (چه از طریق چاپ مستقیم پول و چه به طور غیرمستقیم از طریق گسترش اعتبار در سیستم بانکی تجاری). با افزایش قیمت‌های غذا و انرژی به دلیل جنگ، دولت‌های توانمند اغلب هزینه‌های ورودی کلیدی در اقتصاد را یارانه می‌دهند تا از ناآرامی‌های اجتماعی و حتی قحطی جلوگیری کنند. با این حال، برای جلوگیری از گسترش تورم به تمام کالاها و خدمات، بانک‌های مرکزی باید نرخ‌های بهره را افزایش دهند تا تقاضا را سرکوب کنند، به ویژه در فعالیت‌های اقتصادی حساس به اعتبار. هر نهادی که به وام‌گیری برای مصرف وابسته است، با افزایش هزینه اعتبار، هزینه‌های خود را کاهش خواهد داد.

اگر بانک مرکزی فقط به همین اندازه عمل کند، قضاوت من درباره بیت‌کوین بسیار ساده خواهد بود: در محیطی که مردم به‌طور کلی در حال کاهش هزینه‌ها به جز غذا و انرژی هستند، قیمت بیت‌کوین کاهش خواهد یافت. اما واقعیت این است که چه متحدان و چه دشمنان "نظم آمریکایی"، همه کشورها باید هزینه‌های دفاعی را افزایش دهند و کالاهای کلیدی را انبار کنند. آیا می‌خواهید کشورتان مانند استرالیا باشد، تقریباً ۱۰۰٪ وابسته به انرژی تصفیه‌شده وارداتی از چین؟ در آغاز جنگ، چین صادرات را متوقف کرد و استرالیا کمتر از یک ماه موجودی داشت. آنها مجبور شدند از سنگاپور کمک بگیرند و سوخت هواپیما را به قیمت‌های گزاف خریداری کنند، وگرنه کل کشور به حالت توقف در می‌آمد.

برای جلوگیری از تبدیل شدن به یک "کشور زباله‌ای"، کشورها نیاز دارند که سلاح تولید کنند (به‌ویژه سلاح‌های هسته‌ای) و کالاها را انبار کنند، که منجر به افزایش قابل توجهی در وام‌گیری دولتی می‌شود. اگر سرمایه‌گذاران خصوصی داخلی نتوانند یا نخواهند این اوراق قرضه دولتی "بد" را خریداری کنند، بانک مرکزی یا سیستم بانکی تجاری پول چاپ خواهد کرد تا آنها را خریداری کند و بدین ترتیب عرضه پول فیات را گسترش دهد.

این ترکیب "افزایش نرخ بهره (افزایش قیمت ارز) + گسترش عرضه پول (افزایش مقدار ارز)" منجر به تمایز در دارایی‌های مختلف ریسک خواهد شد: دارایی‌هایی که بر اساس جریان نقدی تنزیل‌شده قیمت‌گذاری شده‌اند کاهش خواهند یافت، در حالی که دارایی‌هایی با عرضه ثابت یا نزدیک به ثابت (مانند بیت‌کوین و طلا) افزایش خواهند یافت زیرا سیستم بانکی نیاز به گسترش اعتبار برای حمایت از هزینه‌های جنگ و انبار کردن منابع دولتی دارد.

قبل از ادامه خواندن تحلیل من درباره مسیر قیمت بیت‌کوین در سناریوهای مختلف، لطفاً به این نکته توجه کنید: شما باید تعیین کنید که کدام یک مهم‌تر است، "مقدار پول" یا "قیمت پول"، وگرنه نخواهید توانست عملکرد قیمت ظاهراً متناقض دارایی‌های مختلف ریسک را درک کنید.

بازگشت به حالت عادی

پس از اینکه وضعیت به حالت قبل از جنگ بازگردد، ممکن است بیت‌کوین شاهد یک بازگشت خاص باشد. با این حال، شوک انقباضی ناشی از عوامل هوش مصنوعی هنوز در حال انباشته شدن است. بدون اینکه فدرال رزرو نقدینگی کافی به سیستم بانکی برای پر کردن شکاف ترازنامه ناشی از نکول اعتبار مصرف‌کننده ارائه دهد، بعید است که بیت‌کوین شاهد افزایش قابل توجهی باشد. این به این معنا نیست که به طور موقت به ۸۰,۰۰۰ تا ۹۰,۰۰۰ دلار نرسد، اما برای من، ریسک تزریق پول فیات جدید به بازار بدون سیگنال واضحی از فدرال رزرو در مورد آزادسازی نقدینگی بسیار بالا است. از آنجایی که من در حال حاضر در یک موقعیت کاملاً بلند هستم، دیدن افزایش دارایی خالص من قطعاً رضایت‌بخش است، اما نسبت ریسک به پاداش فعلی کافی نیست تا موقعیت من را به حد افراط برساند.

نمی‌توانم بگویم که سیستم بانکی چقدر دیگر تا زمان فروپاشی واقعی باقی مانده است. اما تقریباً هر هفته، اخبار مشابهی می‌بینم: برخی شرکت‌ها به دلیل افزایش کارایی هوش مصنوعی تعداد زیادی از کارمندان دانش را اخراج می‌کنند و نرخ نکول اعتبار مصرف‌کننده همچنان در حال افزایش است.

بیایید یک مثال بزنیم. اخیراً با یک کارآفرین که یک شرکت بازی‌های کریپتو را اداره می‌کند، که یک کهنه‌کار در صنعت است، گفت‌وگو کردم. ما درباره تأثیر هوش مصنوعی بر کسب‌وکار بحث کردیم. او خود دارای پیشینه‌ای در مهندسی کامپیوتر است و در فصل کریسمس 2025، با جدیدترین مدل کلاود آزمایش کرد و به سرعت از کارایی آن شگفت‌زده شد—قادر به تولید کد قابل استقرار در مدت زمان بسیار کوتاه. چند ماه بعد، او تیم خود را برای یک بحث آفلاین جمع کرد و از آنها خواست تا یک جریان کاری برنامه‌نویسی هوش مصنوعی 24 ساعته و 7 روز هفته بسازند و حتی بازبینی کدها را خودکار کنند. نتیجه این بود که هر صبح کد آزمایش شده‌ای برای استفاده آماده بود. با کمک هوش مصنوعی، یک کارمند برنامه توسعه‌ای شش‌ماهه را در چهار روز به پایان رساند.

پس از این، او تصمیم گرفت که بلافاصله فرآیند شرکت را بازسازی کند و حدود 50 درصد از کارمندان در هفته‌های بعدی اخراج شدند.

در عصر عوامل هوش مصنوعی، مهندسان عادی بی‌فایده خواهند شد، در حالی که بهره‌وری مهندسان برتر 10 تا 100 برابر افزایش خواهد یافت. با ادامه تقویت قابلیت‌های مدل‌ها در زمینه‌های مختلف خاص، تعداد زیادی از کارگران دانش با مهارت متوسط با خطر بیکاری مواجه خواهند شد.

مسئله این است که حتی با بیمه بیکاری، بالاترین یارانه سالانه در ایالت‌های ایالات متحده حدود 28,000 دلار است، در حالی که طبق آمار اداره کار (BLS) و فدرال رزرو سنت لوئیس، میانگین حقوق سالانه کارگران دانش حدود 85,000 تا 90,000 دلار است. این فاصله بسیار زیاد است و نتیجه تنها می‌تواند این باشد که تعداد زیادی از مردم شروع به عدم پرداخت اعتبار مصرفی خود به بانک‌ها کنند.

این یک ضربه مهلک به سیستم بانکی فعلی "تخیلی" ذخیره کسری است.

در پایان، پس از آتش‌بس، ایالات متحده. سهام نرم‌افزار SaaS دوباره وارد روند نزولی یک‌جانبه شده‌اند، در حالی که بیت‌کوین تثبیت شده و نشانه‌ای از بازگشت نشان داده است. این جدایی موقتی از همبستگی امیدوارکننده است، اما به نظر من، هنوز خیلی زود است که ادعا کنیم بیت‌کوین قبلاً "کاهش قیمت کارگران دانش" ناشی از هوش مصنوعی را "قیمت‌گذاری" کرده و آماده یک جهش بزرگ است.

عوارضی تهران

با فروش دارایی‌های دلاری توسط کشورها برای به دست آوردن یوان چینی و پرداخت "عوارض"، قیمت‌های اوراق قرضه و سهام ایالات متحده تحت فشار قرار خواهد گرفت. این فرآیند ممکن است تدریجی باشد زیرا هنوز روش‌های پرداخت جایگزین خارج از یوان وجود دارد. با این حال، با توجه به اهرم بالایی که در کل سیستم نهفته است، حتی یک شوک کوچک می‌تواند یک واکنش زنجیره‌ای را به وجود آورد—فشار فروش منجر به فشار فروش بیشتر، افزایش نوسانات و یخ‌زدگی نقدینگی بازار. در این مرحله، مقامات پولی باید با "چاپ پول" برای تثبیت وضعیت مداخله کنند.

معیار کلیدی که باید به آن توجه کرد، شاخص MOVE (شاخص برآورد باز بودن و نوسانات بازار) است. زمانی که این شاخص بالای 130 برود، معمولاً نشانه‌ای از تسهیل پولی قریب‌الوقوع است.

با افزایش نوسانات، قیمت سهام فناوری بزرگ ایالات متحده کاهش می‌یابد و این امر باعث می‌شود که بیت‌کوین نتواند افزایش‌های قابل توجهی را تجربه کند. زمانی که سرمایه‌گذاران به دلیل نوسانات شدید بازار و کاهش قیمت دارایی‌ها به دنبال کاهش ریسک هستند، معمولاً بیت‌کوین را می‌فروشند تا الزامات حاشیه‌ای را برآورده کنند. فقط زمانی که وضعیت به حدی وخیم می‌شود و انتظار می‌رود که نجات مالی به وقوع بپیوندد، بیت‌کوین واقعاً افزایش می‌یابد.

منتظر بمانید تا پاول، یا هر رئیس فدرال رزرو که در آن زمان مسئول است، ابتدا دکمه "چاپ پول" (دکمه Brrrr) را فشار دهد. تلاش برای پیشی گرفتن از این حرکت، یک پیشنهاد ریسک-پاداش مطلوب نیست. امیدوارم بیت‌کوین بتواند در طول یک شوک مالی سیستماتیک در بازارهای سنتی، در سطح ۶۰,۰۰۰ دلار حفظ شود. اگر بتواند این سطح را برای بار دوم آزمایش و حفظ کند، به تدریج افزایش ریسک را در نظر می‌گیرم.

محاصره ستاره‌دار و امپراتوری ضربه می‌زند

اگر قیمت‌های آتی نفت خام در ماه‌های دور به سرعت افزایش یابد و با قیمت‌های نقدی یا نزدیک به ماه همگرا شود، این امر یک شوک اقتصادی جهانی ایجاد خواهد کرد. در یک مقطع، انقباض تقاضا بر اوراق خزانه‌داری ایالات متحده و بازار سهام تأثیر خواهد گذاشت. مشابه سناریوی قبلی، واکنش اولیه هنوز هم کاهش قیمت بیت‌کوین است. و در حالی که سیستم مالی غربی با اهرم بالا شروع به فروپاشی می‌کند، چاپ پول دوباره راه‌اندازی خواهد شد.

اگر وضعیت در نهایت به این شکل پیش برود: لغو محاصره از طریق حملات تنبیهی به ایران، در حالی که ایران تمام ظرفیت تولید انرژی در خلیج فارس را در تلافی نابود می‌کند، این می‌تواند حتی به فروپاشی در سطح ملی منجر شود. در این صورت، افزایش قیمت بیت‌کوین ناشی از "چاپ پول" ممکن است کوتاه‌مدت باشد، زیرا به طور قابل توجهی خطر جنگ جهانی سوم را افزایش می‌دهد.

ساخت پورتفوی

به عنوان یک سرمایه‌گذار بدون اهرم و صرفاً بلندمدت، مایلس‌ترم می‌تواند به زمان و قدرت طبیعی ترکیب تکیه کند. در چند روز گذشته، عملکرد کمی بهتر بیت‌کوین نسبت به IGV (صندوق ETF نرم‌افزاری ایالات متحده) یک سیگنال مثبت است که من را به بازنگری در نظریه نزولی‌ام بر اساس "کاهش هزینه‌های کار ناشی از هوش مصنوعی" سوق داده است.

در این مرحله، تنها دارایی‌هایی که مایل به افزایش ریسک هستم طلا و $HYPE (توکن حاکمیتی هایپرلیکوئید) هستند. HIP-4 قرار است در چند هفته آینده راه‌اندازی شود و انتظار دارم که سهم قابل توجهی از بازار پیش‌بینی را از Polymarket و Kalshi به خود اختصاص دهد.

علاوه بر این، تنها کاری که می‌توانم هر روز انجام دهم این است که دعا کنم ساتوشی ناکاموتو بتواند "تأثیر" بر ذهن‌های نخبگان سیاسی جهانی بگذارد تا انتخاب کنند که اسید مصرف کنند به جای بمب‌گذاری.

[لینک مقاله اصلی]

ممکن است شما نیز علاقه‌مند باشید

خبر خرید Mr. Beast شرکت Step را با تأثیر بر بازار کریپتو تحلیل کنید

نکات کلیدی بیت‌کوین در ماه فوریه سطح قیمتی ۷۵ هزار دلاری را به‌عنوان آزمونی بر عدم اطمینان در…

Untitled

Outline H1: سقوط احتمالی بیت‌کوین تا ۵۵٬۰۰۰ دلار: چرا سرمایه‌گذاران نگران هستند؟ H2: تحلیل قیمت بیت‌کوین: پیش‌بینی افت…

نقد و بررسی کلاود اپوس ۴.۷: آیا شایسته عنوان قوی‌ترین مدل است؟

اپوس ۴.۷ یک انتشار جراحی‌شده و مبتنی بر دقت است که در آن مصالحه‌های روشنی وجود دارد.

گزارش عمیق DWF: هوش مصنوعی در بهینه‌سازی کشاورزی yield از انسان‌ها پیشی می‌گیرد، اما معاملات پیچیده هنوز 5 برابر عقب‌تر هستند

در میان عوامل، انتخاب مدل و مدیریت ریسک بیشترین تأثیر را بر عملکرد معاملات دارند.

نگاهی به گذشته و مناقشه ایران و آمریکا: ۵ نفر از نزدیکان ترامپ آشکارا در معاملات محرمانه دست داشته‌اند

ارائه داده‌های چندبعدی از پروفایل‌های داخلی

شیبا اینو به شدت افزایش یافت، آیا بازار صعودی بازگشته است؟

سود هر برنده معادل ضرر بازیکن دیگر است

رمزارزهای محبوب

آخرین اخبار رمز ارز

ادامه مطلب