آرتور هایز پست جدید: اکنون زمان "عدم معامله" است
عنوان اصلی: منطقه عدم معامله
نویسنده اصلی: آرتور هایز
ترجمه: پگی، بلاکبیست
یادداشت سردبیر: بازار کنونی در وضعیت "بدون جهت" نیست بلکه وارد یک "منطقه عدم معامله" شده است که توسط تأثیرات دوگانه کاهش قیمت ناشی از هوش مصنوعی و اختلالات ژئوپلیتیکی ایجاد شده است. احساس واقعی بازار بیتکوین به زمانی بستگی دارد که عرضه ارز دوباره بهطور غیرفعال گسترش یابد.
از یک سو، هوش مصنوعی در حال تغییر ساختار نیروی کار است و درآمد و اعتبار کارگران دانش را کاهش میدهد و شوکهای کاهشی را به سیستم مالی منتقل میکند؛ از سوی دیگر، درگیریهای انرژی و بازیهای ژئوپلیتیکی کشورها را مجبور به افزایش هزینههای مالی، انباشت منابع و حفظ عملیات از طریق چاپ پول میکند. با همزیستی نرخهای بهره بالا و گسترش عرضه ارز، داراییهای ریسکی تجربه تمایز شدیدی داشتهاند.
تغییر عمیقتری در خود سیستم پولی نهفته است. بازسازی حول کانالهای انرژی و مسیرهای تسویه، حلقه "دارایی-دلار" را شل کرده و باعث شده است طلا و یوان چینی بهطور غیرفعال وارد تسویههای تجاری در حاشیه شوند. این تغییر ساختاری هنوز به یک اجماع تبدیل نشده است، اما شتاب حاشیهای آن بهقدری کافی است که انتظارات بازار را تحت تأثیر قرار دهد.
در این محیط، بیتکوین دیگر یک دارایی با منطق واحد نیست. این دارایی هم تحت فشار کاهش اعتبار و انقباض نقدینگی است و هم از انتظار گسترش ارز و بازسازی اعتبار بهرهمند میشود. بنابراین، عملکرد قیمت آن در ظاهر متناقض به نظر میرسد اما در واقع بازتاب کشمکش بین دو سیستم است.
به جای عجله برای انجام شرطهای جهتدار، نویسنده آرتور هایز بیشتر تمایل دارد تا منتظر یک سیگنال بماند—زمانی که نوسانات واقعاً از کنترل خارج میشود و نقدینگی بهزور آزاد میشود، بازار دوباره به یک مرحله "قابل معامله" وارد خواهد شد. تا آن زمان، این مکان بیشتر شبیه به منطقهای است که نیاز به اقدام محدود دارد.
این دقیقاً نقطه شروع این مقاله است: در دنیایی از انقباض همزمان و چاپ پول، بازار ممکن است در حال تجربه یک "منطقه بدون معامله" نادر باشد.
متن اصلی به شرح زیر است:
به دلیل عدم فعالیت تجاری مایلسترم در سهماهه اول، برخی از کارگزاران ما گاهی از من درباره نظراتم در مورد بازار و اینکه آیا کاری میتوانند برای ما انجام دهند، میپرسند. پاسخ معمول من این است: "در حال حاضر یک منطقه بدون معامله است."
به جز افزایش تدریجی موقعیت هایپرلیکوئید ما، در طول کل سهماهه اول بهندرت معاملهای انجام دادیم.
دو عامل به هم پیوستهاند تا یک "منطقه مرده" تجاری ایجاد کنند، حداقل برای موقعیت طولانیمدت ما.
نخست، گسترش سریع هوش مصنوعی عاملی (یا آنچه من "چنگالها" مینامم) با خودمختاری وجود دارد. این نوع فناوری چشمانداز شغلی کارگران دانش عادی را تحت ساختار "استخدام انعطافپذیر" در اقتصادهای توسعهیافته غربی (بهویژه در "نظم آمریکایی"، یعنی سیستم پاکس آمرicana) نابود خواهد کرد. نتیجه حاصل، یک فروپاشی مالی انقباضی خواهد بود. من این موضوع را به تفصیل در مقاله قبلیام "این خوب است" مورد بحث قرار دادهام.
دوم، پس از انتشار آن مقاله، رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد جی. ترامپ، "امپراتور/شومن"، ابتکار عمل را برای اعلام جنگ به ایران بهمنظور تبدیل آن به "زیر زبالهای" جدید بهدست گرفت. او از حمایت "دستیار" جنگطلب اما کمی شرمندهاش، نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو ("قصاب بوداپست") برخوردار شد. جنگ تقریباً به مدت هفت هفته ادامه داشته و اکنون تنها مسئله واقعاً مهم این است: چگونه کالاها و محصولات عمده در اطراف تنگه هرمز دوباره سازماندهی خواهند شد.
هنگام بحث درباره جنگ یا ژئوپولیتیک، همیشه دوست دارم با گفتن شروع کنم:
من فقط یک آدم بیدست و پا در اسکی هستم، یک علاقهمند به ارزهای دیجیتال که به موسیقی هاوس گوش میدهد و رقص دو مرحلهای انجام میدهد. من هیچ چیز درباره جنگ نمیدانم و هیچ اطلاعات داخلی درباره اینکه رهبران جهانی چه کار خواهند کرد یا نخواهند کرد، ندارم.
اما آنچه میتوانم انجام دهم این است: رمزگشایی از روایتهای تبلیغاتی اصلی و با کمک ابزارهای هوش مصنوعیام، انجام برخی محاسبات پایه با استفاده از دادههای عمومی. سعی میکنم سر و صدا را فیلتر کنم و فقط بر روی متغیرهایی که واقعاً بر پرتفوی سرمایهگذاریام تأثیر میگذارند، تمرکز کنم. خوشبختانه، من در شام یا خاورمیانه زندگی نمیکنم، بنابراین زندگی و آزادیام به طور مستقیم در خطر نیست.
در جهانبینی نسبتاً سادهام، در حال حاضر سه سناریو وجود دارد که ارزش بررسی دارند—به طور دقیق چهار سناریو وجود دارد، اما سناریوی چهارم، یعنی "آرماگدون هستهای" به طور ذاتی غیرقابل سرمایهگذاری است، بنابراین به آن نمیپردازم.
در مرحله بعد، هر یک از این سناریوها را یکی یکی معرفی میکنم و تحلیل میکنم که چگونه ممکن است بر قیمت بیتکوین از یک دیدگاه کلان تأثیر بگذارد.
نمیدانم احتمال وقوع هر یک از این سناریوها چقدر است. اما آنچه واقعاً میخواهم بفهمم این است: آیا راهی وجود دارد که یک پرتفوی سرمایهگذاری بسازم که در بهترین حالت، بتواند در بازده مطلق در برابر انرژی هیدروکربنی و مشتقات درجه اول آن (مانند قیمتهای غذا و سوخت) بهتر عمل کند؛ و در بدترین حالت، حتی اگر نتواند از قیمتهای انرژی خود بهتر عمل کند، حداقل عملکرد نسبتاً بهتری نسبت به تمام کلاسهای دارایی اصلی ارائه دهد.
سناریو اول: بازگشت به حالت عادی
در این سناریو، جنگ به سرعت پایان مییابد و وضعیت پیش از جنگ عمدتاً بازسازی میشود. با این حال، یک روند بلندمدت تغییر نخواهد کرد: جایگزینی تسریع شده کارگران دانش با هزینه بالا با عوامل هوش مصنوعی مقرون به صرفه و کارآمد برای انجام آن وظایف "نماد عمل".
اقتصاد ایالات متحده در این فرآیند آسیبپذیرترین است، زیرا حدود 70٪ از تولید ناخالص داخلی آن از هزینههای مصرفکننده ناشی میشود. مصرفکنندگان هزینههای مصرفگرایی خود را از طریق اعتبار بانکی تأمین میکنند و این وامها داراییهای ترازنامه بانک را تشکیل میدهند. زمانی که ظرفیت خدماتدهی به بدهی کارگران دانش عادی از بین برود، این بانکها به طور عملی ورشکسته خواهند شد و باید به "چاپ پول" در مقیاس بزرگ بانک مرکزی برای زنده ماندن تکیه کنند.
سناریو دوم: عوارض تهران
در این سناریو، ارتش ایالات متحده یا نمیخواهد یا نمیتواند محدودیت ترافیک ایران از طریق تنگه هرمز را متوقف کند.
ایران به وعدهاش عمل میکند: اجازه عبور کشتیها از "کشورهای دوستانه" را میدهد اما نیاز به پرداخت "عوارض" 2 میلیون دلاری به یوان، ارز دیجیتال، دلارهای تحریمی ایالات متحده یا سایر ترتیبات تسویه دیپلماتیک دارد.
در بدترین وضعیت برای هژمونی مالی "پکس آمریکانا"، کشورها باید راههایی برای به دست آوردن یوان پیدا کنند. با این حال، به دلیل اینکه اکثر کشورها با چین کسری تجاری دارند، تنها راه واقعی برای به دست آوردن مقدار کافی یوان، فروش داراییهای ایالات متحده (مانند ایالات متحده) است. اوراق خزانه یا سهام فناوری)، طلا فیزیکی خریداری کنید و سپس طلا را از طریق بازارهای طلا در شانگهای یا هنگ کنگ به یوان تبدیل کنید.
در میان ده اقتصاد برتر جهان از نظر تولید ناخالص داخلی، تنها برزیل و روسیه با چین مازاد تجاری دارند و به ترتیب در رتبه نهم و دهم قرار دارند. در مقابل، "پکس آمریکانا" خود بزرگترین اقتصاد جهان با بزرگترین کسری تجاری است که برای حفظ خود به مازاد حساب سرمایهای به همان اندازه بزرگ وابسته است.
با این حال، با شروع کشورهای مختلف به فروش داراییهای ایالات متحده در ازای یوان یا پر کردن شکاف کالایی در بازار نقدی با قیمتهای بسیار بالا، این مازاد سرمایه به طور ریاضی به کاهش خواهد انجامید. ایالات متحده، با سیستم اقتصادی بسیار مالیاش، به سرمایه خارجی برای تأمین مالی هزینههای دولتی وابسته است؛ هنگامی که سرمایه خارجی کاهش یابد، این سیستم غیرقابل دوام میشود.
در نهایت، چه از طریق کاهش قیمت اوراق قرضه (افزایش بازده) یا افت بازار سهام، دولت مجبور خواهد بود شکاف تأمین مالی را از طریق "چاپ پول" پر کند.
سناریو دو و نیم: محاصره ستاره و نوارها
تغییرات دراماتیکی رخ داد زمانی که، پس از شکست مذاکرات ایالات متحده و ایران برای رسیدن به توافق آتشبس دائمی، در روز یکشنبه، ۱۲ آوریل، دونالد جی. ترامپ اعلام کرد که ایالات متحده. نیروی دریایی تمام کشتیها را که وارد یا خارج از تنگه میشوند، مسدود خواهد کرد.
این محاصره میتواند به شکلی از "عوارض دزدی" تبدیل شود، جایی که کشتیها مجبور به پرداخت هزینه به هر دو طرف هستند، گویی که به هر دو ایران و ایالات متحده ادای احترام میکنند و حتی باید "الله اکبر و هالیلویا" فریاد بزنند تا وفاداری خود را ابراز کنند. همچنین ممکن است معافیتهای بازگشتی به کشورهای مختلف صادر شود و این محاصره را به "پنیر سوئیسی پر از حفره" تبدیل کند.
با این حال، منطق اصلی تغییر نکرده است: اگر نگهداشتن دلارهای ایالات متحده دیگر نمیتواند تضمین کند که داراییهای شما به شدت تحت تأثیر "اقدامات دزدی" قرار نخواهد گرفت، پس چرا دلارهای ایالات متحده را نگه دارید؟
سناریو سه: ضربه متقابل امپراتوری
در این سناریو، ایالات متحده. نیروی هوایی و دریایی مأموریت "هستهای" خود را انجام میدهند: از طریق یک عملیات ضربهزننده دوربرد تنبیهی، توانایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) را برای مختل کردن حمل و نقل در تنگه هرمز نابود میکنند.
تنگه دوباره باز شده است و به تمام کشتیها اجازه میدهد بدون هزینههای اضافی به طور ایمن عبور کنند. با بازگشت "نظم امپراتوری"، کشورهای دیگر در کوتاهمدت نیازی به استفاده از ارزهای غیر از دلار آمریکا ندارند و همچنین نیازی به خرید وحشتزده کالاها با قیمتهای بالا در بازار نقدی ندارند.
با این حال، مشکل در این است که پایان کنترل ایران بر تنگه احتمالاً به نابودی کامل خود کشور منجر خواهد شد. به گفته دونالد جی. ترامپ، این به معنای "بازگرداندن آنها به عصر سنگی" است.
بسیاری از آمریکاییها که با روایت "ایران بدترین کشور جهان است" بزرگ شدهاند، ممکن است از این موضع سخت حمایت کنند. اما اگر ایران به این شکل نابود شود، به شدت محتمل است که در "آخرین نفس" خود، تهدیدش برای کشاندن تولید انرژی و کالاهای کل منطقه خلیج فارس به ورطه را محقق کند.
در آن زمان، "ادویه دیگر جریان نخواهد داشت" (به معنای اختلال در زنجیره تأمین جهانی) و بانکهای مرکزی جهانی چارهای جز چاپ بیرویه پول در میان افزایش قیمت کالاها برای حفظ عملکرد سیستم مالی نخواهند داشت.
اگر شما در یک "کشور آسیبپذیر" باشید، ممکن است ارز محلی شما در برابر دلار آمریکا یا روبل دچار هایپر اینفلاسیون شود. ایالات متحده و روسیه تنها کشورهای بزرگ تولیدکننده انرژی باقیمانده خواهند بود که توانایی تنظیم عرضه را دارند و جای خالی که توسط خاورمیانه در حال سوختن ایجاد شده است را پر خواهند کرد.
آنچه ممکن است پس از آن رخ دهد قحطی و ناآرامی اجتماعی گسترده است.
بنابراین، حتی اگر داراییهای بیتکوین شما ممکن است در نوعی ارز فیات "مقدار نامحدودی" ارزش داشته باشد، اگر نتوانید به سرعت یک منطقه پرخطر را ترک کنید، بقا شما همچنان با تهدید جدی مواجه خواهد بود.
نمودار وضعیت
قبل از تحلیل عملکرد بیتکوین در سناریوهای مختلف، بیایید به سرعت برخی از "مواد نموداری" را مرور کنیم تا دادههای بصری بیشتری برای حمایت از روایت فوق ارائه دهیم.
بازگشت به حالت عادی
با توجه به اینکه من قبلاً تحلیل دقیقی از این سناریو در مقاله "این خوب است" ارائه دادهام، در اینجا به طور مستقیم به برخی از نمودارها و دادههای ارائه شده در آن زمان اشاره میکنم.

به طور کلی، فروپاشی انقباضی که توسط هوش مصنوعی با آژانس خودمختار ایجاد شده، به شدت به اندازه بحران وامهای مسکن زیرمجموعه ایالات متحده در سال 2008 (بحران مالی جهانی 2008) شدید است.
در حال حاضر، نرخ نکول در اعتبار مصرفکننده شروع به افزایش کرده است و یک موج واقعی بزرگ از اخراجها حتی به طور رسمی آغاز نشده است.


عوارض تهران
در واقع، اگر این سناریو به وقوع بپیوندد، به معنای پایان "سیستم پترو دلار" و ظهور یک ارز ذخیره جهانی جدید (یا سبدی از ارزها) خواهد بود.
در حال حاضر، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) از نظر روشهای پرداخت بسیار انعطافپذیر باقی مانده است. اما اگر کنترل آن بر تنگه هرمز واقعاً تحکیم شود، چرا باید به پذیرش پرداختهای دلاری برای هزینههای عبور ادامه دهد در حالی که محدودیتهای ایالات متحده بر استفاده از دلار آن ادامه دارد؟
در نهایت، من معتقدم که دیگر پرداختهای دلاری را نخواهد پذیرفت. یوآن و طلا احتمالاً به دو دارایی اصلی تسویه در تجارت حاکم تبدیل خواهند شد.
اگر یک کشور ابتدا باید طلا را برای یوان مبادله کند، سپس از یوان برای پرداخت هزینههای عبور برای تکمیل حمل و نقل کالاها استفاده کند، چه دلیلی دارد که به نگهداری دلار به عنوان ذخایر ادامه دهد؟
با توجه به اینکه اکثر اقتصادهای بزرگ با چین کسری تجاری دارند، تنها مسیر واقعی برای به دست آوردن یوان این است: فروش داراییهای دلاری → خرید طلا → تبدیل طلا به یوان.
در چنین سیستمی، کشورها در آینده نیاز به نگهداری طلا خواهند داشت، نه دلار آمریکا. اوراق خزانهداری یا سایر داراییهای دلاری مانند سهامهای آمریکایی.
برای نشان دادن استفاده روزافزون از یوان در تسویه تجاری، میخواهم به برخی از نمودارهایی که لوک گرامن به اشتراک گذاشته است اشاره کنم. این نمودارها تشکیل آرام یک سیستم "استاندارد طلا نیمهکاره" را نشان میدهند.
مرحله اول: فروش داراییهای دلاری (مانند اوراق خزانهداری آمریکا) و خرید طلا به جای آن از زمان آغاز جنگ، از منظر خالص، داراییهای خارجی اوراق بهادار در امانت با فدرال رزرو به میزان 63 میلیارد دلار کاهش یافته است.

من از این دادهها به عنوان "شاخص جهتدار" برای ارزیابی تغییرات موقعیتگیری کلی سرمایهگذاران خارجی در اوراق خزانهداری آمریکا استفاده میکنم. و سایر داراییهای دلاری (مانند سهام). پس، این فروشندگان داراییهای دلاری در نهایت پول خود را کجا گذاشتند؟
طلا غیرپولی به بزرگترین کالای صادراتی از ایالات متحده در چهار ماه از پنج ماه گذشته تبدیل شده است، با افزایش 342 درصدی نسبت به سال گذشته.

به عبارت دیگر، این پول در ایالات متحده نماند بلکه برای خرید طلا استفاده شد و سپس از کشور خارج شد.
روایت "بازگشت تولید آمریکایی" در برابر واقعیت به طرز عجیبی به نظر میرسد—"بازمانده وحشی" واقعی که ایالات متحده را ترک میکند طلا است. برای حامیانی که امیدوار به بازگشت مشاغل تولیدی با دستمزد بالا هستند، این بدون شک نمایانگر یک انتظار ناموفق است. یک دوره ریاستجمهوری دیگر گذشته است و طبقه کارگر هنوز بهطور واقعی بهرهمند نشده است. مرحله دوم:
فروش طلا برای یوان



یک پالایشگاه سوئیسی طلا را از ایالات متحده دریافت کرده و آن را به شمشهای طلا که با استاندارد تحویل چین مطابقت دارد، شکل میدهد.
کلید این مرحله این است که سوئیس یک هاب اصلی برای پالایش طلا در سطح جهانی است و قادر است شمشهای طلا با مشخصات مختلف را به محصولات استاندارد با خلوص بالا تبدیل کند که نیاز بازار آسیایی، به ویژه چین را برآورده میسازد (هشدار کشف). به عبارت دیگر، طلایی که از ایالات متحده خارج میشود به طور مستقیم وارد چین نمیشود، بلکه از طریق سوئیس، که "مرکز انتقال و تبدیل استاندارد" است، فرآیند شکلدهی را طی میکند.
مرحله سوم: عوارض تهران را پرداخت کنید

استفاده از سیستم پرداخت بینبانکی فرامرزی (CIPS) به طور قابل توجهی در حال افزایش است و گزارشهای اخیر از "شتاب غیرعادی" حکایت دارد.
بافالو بیل بنسون زمانی که گفت: "یا دلار را با خود داشته باشید، یا برای دور دیگری از تحریمها آماده شوید"، به شدت جدی بود.
به دلیل تحریمهای اعمال شده توسط ایالات متحده تقریباً پانزده سال پیش، ایران نتوانسته است از سیستم پیام پرداخت سوئیفت استفاده کند. برای ارسال یوان به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران (IRGC)، اتکا به سیستم تسویه قانونی چین، یعنی سیستم پرداخت بینالمللی چین، ضروری است. همانطور که مشخص است، حجم معاملات از طریق این سیستم پس از آغاز جنگ به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
این سری از نمودارها زنجیرهای از جریانهای مالی را نشان میدهد: داراییهای دلاری فروخته میشوند، سپس به طلا تبدیل میشوند و در نهایت دوباره به یوان تبدیل میشوند تا پرداختهایی به تهران یا سایر تأمینکنندگان انجام شود. کلید این است که دلار در حال حاضر ارز غالب در تجارت باقی مانده است، بلکه این است که بازار به جلو نگاه میکند. به جای اینکه بر این واقعیت تمرکز کنیم که مقیاس فعلی استفاده از یوان هنوز کمتر از دلار است، آنچه مهمتر است، پذیرش جهانی شتابان یوان در تجارت است. برای سرمایهگذاران، اجتناب از داراییهای دلاری قبل از اینکه بازار به توافق برسد، راهی برای محافظت از پرتفویهای خود است.
تاریخی، پوند استرلینگ به طور اسمی قبل از توافق برتون وودز در سال 1944 به عنوان ارز ذخیره جهانی باقی ماند؛ اما در واقع، با ظهور اقتصاد ایالات متحده به عنوان تولیدکنندهترین اقتصاد جهانی در اوایل قرن بیستم، دلار قبلاً به عنوان ارز ذخیره واقعی جایگزین پوند استرلینگ شده بود.
تا سال 2026، انتظار میرود ایالات متحده با تولیدکنندهترین اقتصادهای جهان (مانند چین، ژاپن، کره جنوبی، آلمان، تایوان و غیره) کسری تجاری داشته باشد و بیشتر کشورها نیز با چین کسری تجاری خواهند داشت.
اجازه دهید این منطق را دوباره تکرار کنم: اگر مجبورید به آن قدرتهای "عصر سنگی" خاورمیانهای به یوان چینی هزینه پرداخت کنید تا کالاهای خود را دریافت کنید، هدف از ذخیره داراییهای خود در دلار آمریکا چیست؟

برای تعیین اینکه آیا تنگه "پاک" یا "مسدود" است، به نمودار بالا مراجعه کنید یا نمودار مشابهی با استفاده از هر ابزار نمودار سازی ایجاد کنید.
نمودار بالایی مقایسه قیمتهای آتی نفت خام WTI در ماه مه 2026 (CL1، خط سفید) و اکتبر 2026 (CL6، خط طلایی) را نشان میدهد. من WTI را انتخاب کردم زیرا این معیار به قیمت بنزین پرداختی توسط مصرفکنندگان آمریکایی نزدیکتر است. برای دونالد جی. ترامپ، او تنها زمانی انگیزه دارد که تنشها را به طور قابل توجهی کاهش دهد که قیمت نفت فشار زیادی بر رأیدهندگان قبل از انتخابات میاندورهای در نوامبر وارد کند.
نمودار پایین، اختلاف بین این دو قرارداد (ماه معوقه منهای ماه نزدیک) را نمایش میدهد؛ منحنی در حال حاضر در "عقبنشینی" است. از آنجا که قیمت نفت ماه دور به اندازه ماه نزدیک افزایش نیافته است، بازار اساساً شرط میبندد که حجم نفتی که از تنگه عبور میکند در نهایت به طور قابل توجهی افزایش خواهد یافت.
اگر این ارزیابی درست باشد، پس با کاهش قیمت ماه نزدیک، اختلاف افزایش خواهد یافت. اما اگر برعکس اتفاق بیفتد—قیمتهای ماه دور افزایش یابد و اختلاف کاهش یابد—به این معنی است که اقتصاد جهانی با یک شوک شدید مواجه خواهد شد.
بنابراین، به جای تمرکز بر نبرد لفظی بین ترامپ و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، مهمتر است که به این نمودار توجه کنیم.
کمیت در مقابل قیمت پول

بازده اوراق قرضه دو ساله خزانهداری ایالات متحده (خط سفید) بلافاصله پس از شروع جنگ به شدت افزایش یافت و به مراتب از نرخ مؤثر وجوه فدرال (خط زرد) فراتر رفت. این نشان میدهد که بازار معتقد بود که فدرال رزرو نرخهای بهره را برای محافظت در برابر افزایش تورم انرژی افزایش خواهد داد.
اکنون زمان انتخاب طرفین است: هنگام قیمتگذاری بیتکوین، آیا شما معتقدید "کمیت پول" یا "قیمت پول" مهمتر است؟ من معتقدم که این کمیت پول است که قیمت بیتکوین را تعیین میکند، نه قیمت پول. از آنجا که بیتکوین هیچ جریان نقدی ندارد، نرخ تنزیل ناشی از نرخهای سیاست بانک مرکزی به این "پول جادویی اینترنتی" اعمال نمیشود. با این حال، به دلیل اینکه عرضه بیتکوین ثابت است، ارزش آن به لحاظ ارز فیات به کل عرضه ارز فیات بستگی دارد.
نیاز به قضاوت در این مورد به این دلیل است که ممکن است ما وارد یک وضعیت کلان جدید شویم: بانکهای مرکزی بزرگ، از جمله فدرال رزرو، ممکن است در حال افزایش نرخهای بهره باشند در حالی که به طور همزمان پول چاپ میکنند (چه از طریق چاپ مستقیم پول و چه از طریق گسترش غیرمستقیم اعتبار از طریق سیستم بانکی تجاری). از آنجا که جنگ قیمتهای غذا و انرژی را افزایش میدهد، دولتهای توانمند اغلب هزینههای ورودی کلیدی در اقتصاد را یارانه میدهند تا از ناآرامیهای اجتماعی و حتی قحطی جلوگیری کنند. با این حال، برای جلوگیری از گسترش تورم به تمام کالاها و خدمات، بانکهای مرکزی باید نرخهای بهره را افزایش دهند تا تقاضا را سرکوب کنند، به ویژه در فعالیتهای اقتصادی حساس به اعتبار. هر نهادی که به وامگیری برای مصرف وابسته است، با افزایش هزینه اعتبار، هزینههای خود را کاهش خواهد داد.
اگر بانکهای مرکزی در اینجا متوقف شوند، قضاوت من درباره بیتکوین ساده خواهد بود: در محیطی که مردم در حال کاهش هزینهها در تمام زمینهها به جز غذا و انرژی هستند، قیمت بیتکوین کاهش خواهد یافت. با این حال، واقعیت این است که چه متحدان و چه دشمنان "نظم آمریکایی"، همه کشورها باید هزینههای دفاعی را افزایش دهند و کالاهای کلیدی را انبار کنند. آیا میخواهید کشورتان مانند استرالیا باشد، با تقریباً 100% انرژی تصفیهشدهاش وابسته به واردات از چین؟ در آغاز یک جنگ، چین صادرات را متوقف کرد و استرالیا کمتر از یک ماه ذخیره داشت. آنها مجبور شدند از سنگاپور کمک بگیرند و سوخت هوایی را با قیمتهای بسیار بالا خریداری کنند، وگرنه کل کشور به حالت توقف در میآمد.
برای جلوگیری از تبدیل شدن به یک "کشور شکستخورده"، کشورها نیاز دارند که سلاح تولید کنند (بهویژه سلاحهای هستهای) و کالاها را انبار کنند، که منجر به افزایش قابل توجهی در استقراض دولت میشود. اگر سرمایهگذاران خصوصی داخلی نتوانند یا نخواهند این اوراق قرضه "بد" دولتی را خریداری کنند، بانک مرکزی یا سیستم بانکی تجاری پول چاپ خواهد کرد تا آنها را خریداری کند و بدین ترتیب عرضه پول فیات را گسترش دهد.
این ترکیب "افزایش نرخ بهره (افزایش قیمت ارز) + گسترش عرضه پول (افزایش مقدار ارز)" باعث تمایز در داراییهای مختلف ریسک خواهد شد: داراییهایی که بر اساس جریان نقدی تنزیلشده قیمتگذاری شدهاند کاهش خواهند یافت، در حالی که داراییهای ثابت یا نزدیک به ثابت (مانند بیتکوین و طلا) افزایش خواهند یافت زیرا سیستم بانکی نیاز به گسترش اعتبار برای حمایت از هزینههای دولتی در جنگ و انبار کردن منابع دارد.
قبل از ادامه خواندن تحلیل من درباره مسیر قیمت بیتکوین در سناریوهای مختلف، لطفاً به این نکته توجه کنید: شما باید ارزیابی کنید که کدام یک مهمتر است، "کمیت پول" یا "قیمت پول"، وگرنه نخواهید توانست عملکرد قیمت ظاهراً متناقض در میان داراییهای مختلف ریسک را درک کنید.
بازگشت به حالت عادی
پس از اینکه وضعیت به حالت قبل از جنگ بازگردد، ممکن است بیتکوین شاهد یک بازگشت خاص باشد. با این حال، شوک انقباضی ناشی از عوامل هوش مصنوعی هنوز در حال انباشته شدن است. تا زمانی که فدرال رزرو نقدینگی کافی به سیستم بانکی ارائه ندهد تا شکاف ترازنامه ناشی از نکول اعتبار مصرفکننده را پر کند، بعید است که بیتکوین شاهد افزایش قابل توجهی باشد. این به این معنا نیست که در کوتاهمدت به 80,000 تا 90,000 دلار نخواهد رسید، اما برای من، ریسک تزریق پول فیات جدید به بازار بدون سیگنال واضحی از فدرال رزرو برای آزادسازی نقدینگی بسیار بالا است. از آنجایی که من در حال حاضر به طور کامل در یک موقعیت طولانی هستم، دیدن افزایش ارزش خالص دارایی قطعاً رضایتبخش است، اما نسبت ریسک-بازده فعلی کافی نیست تا موقعیت من را به حد افراط برساند.
نمیتوانم پیشبینی کنم که سیستم بانکی چقدر بیشتر واقعاً دوام خواهد آورد. اما تقریباً هر هفته، اخبار مشابهی میبینم: برخی شرکتها به دلیل افزایش کارایی هوش مصنوعی تعداد زیادی از کارمندان دفتری را کاهش میدهند و نرخ نکول اعتبار مصرفکننده همچنان در حال افزایش است.
اجازه دهید یک مثال برای شما بزنم. اخیراً، گفتگویی با یک کارآفرین که یک شرکت بازیهای کریپتو را اداره میکند، داشتم، او یک کهنهکار در این صنعت است. ما درباره تأثیر هوش مصنوعی بر کسبوکار صحبت کردیم. با پیشینهای در مهندسی کامپیوتر، او در طول فصل کریسمس 2025 با مدل جدید کلود آزمایش کرد و به سرعت از کارایی آن شگفتزده شد—این مدل میتوانست کد قابل استقرار را در مدت زمان بسیار کوتاهی تولید کند. چند ماه بعد، او تیم خود را برای یک بحث آفلاین جمع کرد و از آنها خواست تا یک روند برنامهنویسی هوش مصنوعی ۲۴ ساعته بسازند که شامل خودکارسازی بررسی کدها باشد. نتیجه کدی بود که هر صبح در دسترس بود. با کمک هوش مصنوعی، یک کارمند یک برنامه توسعه ششماهه را در چهار روز به پایان رساند.
پس از این تجربه، او تصمیم گرفت بلافاصله فرآیندهای شرکت را بازسازی کند که منجر به اخراج حدود ۵۰٪ از نیروی کار در هفتههای بعدی شد.
در عصر عوامل هوش مصنوعی، مهندسان عادی بیفایده خواهند شد، در حالی که بهرهوری مهندسان برتر ۱۰ تا ۱۰۰ برابر افزایش خواهد یافت. با ادامه تقویت مدلها در زمینههای مختلف، تعداد زیادی از کارگران دانش سطح میانه با خطر بیکاری مواجه خواهند شد.
مسئله در این است که حتی با بیمه بیکاری، بالاترین یارانه سالانه در ایالتهای ایالات متحده حدود ۲۸,۰۰۰ دلار است، در حالی که طبق آمار اداره کار (BLS) و فدرال رزرو سنت لوئیس، حقوق متوسط کارگران دانش حدود ۸۵,۰۰۰ تا ۹۰,۰۰۰ دلار است. این فاصله قابل توجه است و منجر به وضعیتی میشود که بسیاری از افراد شروع به عدم پرداخت اعتبار مصرفی خود به بانکها خواهند کرد.
این یک ضربه مهلک به سیستم بانکی فعلی "تخیلی" ذخیره کسری است.

در نتیجه، پس از آتشبس، ایالات متحده... سهام نرمافزار SaaS روند نزولی یکطرفه خود را از سر گرفت، در حالی که بیتکوین تثبیت شد و شاهد یک بازگشت بود. فصل موقتی این همبستگی امیدوارکننده است. با این حال، به نظر من، هنوز خیلی زود است که بگوییم بیتکوین قبلاً "از طریق" کاهش کارگران دانش ناشی از هوش مصنوعی عبور کرده و آماده یک روند صعودی بزرگ است.
عوارضی تهران
با فروش داراییهای دلاری توسط کشورها برای به دست آوردن یوان و پرداخت "عوارض"، قیمتهای اوراق قرضه و سهام ایالات متحده تحت فشار قرار خواهد گرفت. این فرآیند ممکن است تدریجی باشد زیرا هنوز روشهای پرداخت دیگری به جز یوان وجود دارد. اما با توجه به اهرم بالایی که در کل سیستم نهفته است، حتی یک شوک جزئی میتواند یک واکنش زنجیرهای را به وجود آورد—فروش، فروش بیشتری را به همراه دارد، نوسانات افزایش مییابد و نقدینگی بازار منجمد میشود. در آن زمان، بانکهای مرکزی باید با "چاپ پول" برای تثبیت وضعیت مداخله کنند.
معیار کلیدی که باید به آن توجه کرد، شاخص MOVE (شاخص باز بودن بازار به نوسانات) است. زمانی که این شاخص بالای ۱۳۰ برود، معمولاً نشانهای از تسهیل پولی قریبالوقوع است.
با افزایش نوسانات، قیمت سهام بزرگ فناوری ایالات متحده کاهش مییابد و این امر باعث میشود که بیتکوین نتواند یک صعود قوی را تجربه کند. زمانی که سرمایهگذاران به دلیل افزایش نوسانات بازار و کاهش قیمت داراییها شروع به کاهش ریسک میکنند، معمولاً بیتکوین را برای برآورده کردن الزامات مارجین میفروشند. فقط زمانی که وضعیت به درجه خاصی وخیم میشود و انتظارات گستردهای از نجات مالی وجود دارد، بیتکوین واقعاً افزایش مییابد.
منتظر بمانید تا پاول، یا هر رئیس فدرال رزرو در آن زمان، ابتدا دکمه "چاپ پول" (دکمه Brrrr) را فشار دهد. سعی در پیشی گرفتن از این حرکت قبل از آن از نظر ریسک و پاداش مطلوب نیست. امیدوارم بیتکوین بتواند در طول یک شوک مالی سیستماتیک در بازارهای سنتی بالای ۶۰,۰۰۰ دلار حفظ شود. اگر بتواند این سطح را برای بار دوم آزمایش و حفظ کند، من به تدریج افزایش ریسک را در نظر میگیرم.
محاصره ستارهدار و امپراتوری ضربه میزند
اگر قیمتهای آتی نفت خام در ماههای دور به سرعت افزایش یابد و به قیمتهای نقدی یا نزدیک به ماه برسد، اقتصاد جهانی با اختلال مواجه خواهد شد. در یک مقطع، انقباض تقاضا بر اوراق قرضه و سهام ایالات متحده تأثیر خواهد گذاشت. مشابه سناریوی قبلی، واکنش اولیه هنوز فروش بیتکوین است. با این حال، زمانی که سیستم مالی غربی که به شدت اهرمدار است شروع به فروپاشی کند، چاپ پول دوباره آغاز خواهد شد.
اگر وضعیت در نهایت به این شکل پیش برود: لغو محاصره از طریق حملات تنبیهی به ایران، در حالی که ایران در تلافی تمام ظرفیت تولید انرژی خلیج فارس را نابود میکند، این میتواند حتی به فروپاشی در سطح ملی در ایران منجر شود. در این صورت، صعود بیتکوین ناشی از "چاپ پول" ممکن است کوتاهمدت باشد، زیرا به طور قابل توجهی خطر جنگ جهانی سوم را افزایش میدهد.
ساخت پورتفوی
به عنوان یک سرمایهگذار بدون اهرم و صرفاً بلندمدت، مایلسترم میتواند به زمان و قدرت طبیعی ترکیب تکیه کند. در چند روز گذشته، عملکرد کمی بهتر بیتکوین نسبت به IGV (ایالات متحده) ETF نرمافزار SaaS) یک سیگنال مثبت است و من را به بازنگری در فرضیه نزولی که قبلاً بر اساس "کاهش کار دانش ناشی از هوش مصنوعی" شکل گرفته بود، ترغیب میکند.
در این مرحله، تنها داراییهایی که مایل به افزودن به ریسک هستم طلا و $HYPE (توکن حاکمیتی هایپرلیکوئید) هستند. HIP-4 قرار است در چند هفته آینده راهاندازی شود و من انتظار دارم که سهم بازار قابل توجهی را در رقابت بازار پیشبینی از Polymarket و Kalshi به دست آورد.
علاوه بر این، تنها کاری که میتوانم هر روز انجام دهم این است که دعا کنم ساتوشی ناکاموتو بتواند "تأثیر" بر ذهنهای نخبگان سیاسی جهانی بگذارد تا به جای بمبگذاری، به مصرف اسید روی آورند.
ممکن است شما نیز علاقهمند باشید

پست جدید a16z: پیشبینی بازار، ورود به فاز پیشروی سریع

مقاله جدید a16z: بازارهای پیشبینیکننده وارد فاز شتابزده میشوند

Untitled
Outline H1: اعلام استراتژی جبران خسارت توسط Fluid برای حادثه هک Resolv H2: بررسی جزئیات حادثه هک Resolv…

Untitled
سرمایهگذاری نهنگ در Pepe و تغییرات در بازار کریپتو Key Takeaways یک نهنگ به نام 0x51C اخیراً 5.5…

Untitled
Title بایننس چندین جفت معاملاتی لحظهای از جمله ALT/BTC را حذف میکند Key Takeaways بایننس اعلام کرده است…

Untitled
Outline H1: مسدود شدن کیف پول والکس توسط Circle و Tether H2: مقدمهای بر کیف پولهای منجمد شده…

جیمز وین بار دیگر موقعیت شورت بیتکوین با اهرم بالا باز کرد
Key Takeaways جیمز وین بار دیگر وارد معامله شورت بیتکوین با اهرم 40x شد. این معامله پس از…

نهنگ کریپتو با موقعیتهای بلند 20 برابری در اتریوم و بیتکوین بازار را تکان داد
نکات کلیدی یک نهنگ به شناسه 0x049b موقعیتهای بلند 20 برابری در 9256 اتریوم و 282.47 بیتکوین را…

Untitled
جدول محتوا معرفی حرکت نهنگ های اتریوم: برداشت بزرگ از کراکن تاثیر بر بازار: آیا این معامله خبر…

حمله زنجیره تأمین به کتابخانه Python LiteLLM: سرقت دادههای حساس
Key Takeaways در یک حمله زنجیره تأمین به کتابخانه LiteLLM، حدود 300 گیگابایت داده و 500,000 اعتبارنامه به…

Untitled
ساختار مقاله مقدمه معرفی بازار ارزهای دیجیتال و رشد اخیر آن اهمیت تغییرات ناگهانی در بازارهای مالی روندهای…

Untitled
پیشبینی برنشتاین درباره صعود قیمت بیتکوین تا ۱۵۰,۰۰۰ دلار Key Takeaways برنشتاین پیشبینی میکند بیتکوین تا پایان سال…

چشمانداز سهام اسپیس ایکس: آیا در عرضه اولیه 2026 به قیمت ۱۲۰۰ دلار خواهد رسید؟
Key Takeaways ایلان ماسک تأیید کرده است که طرح عرضه اولیه عمومی (IPO) اسپیسایکس در حال آمادهسازی است.…

معرفی نسخه جدید OpenClaw و خطرهای احتمالی آن
نکات کلیدی نسخه 3.28 از OpenClaw ممکن است حاوی نسخهای مخدوش از axios باشد. استفاده از نسخه مخدوش…

Steakhouse Financial گرفتار حمله فیشینگ شد؛ دارایی کاربران امن باقیمانده است
Key Takeaways Steakhouse Financial اعلام کرده که دامنه آن مورد حمله فیشینگ مبتنی بر مهندسی اجتماعی قرار گرفته…

Untitled
طرح مقاله مقدمه تاریخچهای مختصر از Alameda Research و FTX. ارائه اطلاعاتی درباره توکن ZRO و انتقالهای اخیر.…

Untitled
طرح کلی مقاله مقدمه توضیحی درباره حادثهای که برای Resolv اتفاق افتاده است. معرفی Gauntlet و نقش آن…

تحلیل انتقال بزرگ اتریوم در هایپرلیکویید: تحلیل و بررسی کوتاه – بلند
Key Takeaways یک کیف پول تازه تأسیس مبلغی بالغ بر 4.89 میلیون دلار به پلتفرم مشتقات غیر متمرکز…
پست جدید a16z: پیشبینی بازار، ورود به فاز پیشروی سریع
مقاله جدید a16z: بازارهای پیشبینیکننده وارد فاز شتابزده میشوند
Untitled
Outline H1: اعلام استراتژی جبران خسارت توسط Fluid برای حادثه هک Resolv H2: بررسی جزئیات حادثه هک Resolv…
Untitled
سرمایهگذاری نهنگ در Pepe و تغییرات در بازار کریپتو Key Takeaways یک نهنگ به نام 0x51C اخیراً 5.5…
Untitled
Title بایننس چندین جفت معاملاتی لحظهای از جمله ALT/BTC را حذف میکند Key Takeaways بایننس اعلام کرده است…
Untitled
Outline H1: مسدود شدن کیف پول والکس توسط Circle و Tether H2: مقدمهای بر کیف پولهای منجمد شده…




