از نقد به ارز دیجیتال: حرکت به سمت یک مسیر نظارتی یکپارچه برای پرداختهای غیرقانونی
نویسندگان: آندره مینتو، آنکه کاسه، تاکشی شیراکامی و پیتر ویرتس، BIS
تدوین شده توسط: ما ییمنگ، موسسه تحقیقاتی فینتک
در مارس 2026، بانک تسویه بینالمللی (BIS) یک مقاله کاری با عنوان "از نقد به ارز دیجیتال: به سمت یک رویکرد نظارتی سازگار برای پرداختهای غیرقانونی" منتشر کرد. این مقاله چالشهای پیش روی نظارت بر مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم (AML/CFT) را در زمینه ابزارهای پرداخت متنوع بررسی میکند. این مقاله یک چارچوب مفهومی برای تحلیل ریسکهای آربیتراژ نظارتی ناشی از سطوح مختلف دخالت واسطهها در ابزارهای پرداخت مختلف، که به عنوان "اثر تشک آبی" شناخته میشود، پیشنهاد میکند.
با تحلیل تکامل نظارتی در اتحادیه اروپا، این مقاله به این نکته اشاره میکند که دستیابی به اثربخشی نظارتی نیازمند تعادل بین قانون عمومی (lex generalis) و قانون خاص (lex specialis) است. موسسه تحقیقاتی فناوری مالی در دانشگاه رنمین چین (شناسه ویچت: ruc_fintech) این مطالعه را تدوین کرده است.
من. مقدمه
با توسعه سریع فناوری مالی، ما در حال تجربه یک تحول عمیق در روشهای پرداخت هستیم. از نقد و سپردههای بانکی سنتی تا پول الکترونیکی و سپس به داراییهای دیجیتال نوظهور و ارز دیجیتال بانک مرکزی (CBDC) که به شدت مورد انتظار است، تنوع ابزارهای پرداخت در تاریخ هرگز به این اندازه غنی نبوده است.
این تنوع از یک سو رقابت و شمول مالی را ترویج میکند، اما از سوی دیگر خطرات جدیدی را نیز به همراه دارد. هر ابزار پرداخت میتواند به طور بالقوه توسط مجرمان برای پولشویی (ML) یا تأمین مالی تروریسم (TF) مورد سوءاستفاده قرار گیرد و بدین ترتیب یکپارچگی و ثبات سیستم مالی را تضعیف کند.
مدتهاست که مقامات نظارتی در کشورهای مختلف به این خطرات از طریق چارچوبهای AML/CFT پاسخ دادهاند و از "نهادهای ملزم" مانند مؤسسات مالی خواستهاند که دقت لازم در شناسایی مشتری (CDD)، نظارت بر تراکنشها و گزارش تراکنشهای مشکوک را انجام دهند.
با این حال، نظارت در یک خلأ عمل نمیکند. هنگامی که ابزارهای پرداخت جدیدی ظهور میکنند، چارچوب نظارتی باید به طور مداوم برای سازگاری با آنها تنظیم شود. با این حال، تفاوتهای ذاتی در طراحی ابزارهای پرداخت مختلف، به ویژه از نظر وابستگی به واسطهها، میتواند منجر به ناهماهنگی در قوانین نظارتی در این ابزارها شود.
این ناهماهنگیها میتواند اثر "تشک آبی" را به وجود آورد: زمانی که ناظران نظارت را در یک حوزه پرداخت (مانند انتقالهای بانکی) تقویت میکنند و خلأها را میبندند، جریان وجوه ممکن است مانند سمت فشرده یک تشک آبی به حوزه دیگری با نظارت نسبتاً ضعیف (مانند برخی ارزهای دیجیتال) منتقل شود. این تنظیم رفتاری، چه به صورت آربیتراژ نظارتی مخرب و چه به صورت انتخاب کاربران مشروع به دلایل حریم خصوصی، اثربخشی کلی نظارت را تضعیف میکند.
بنابراین، سوال اصلی این مقاله این است: چارچوبهای ضد پولشویی (AML) و تأمین مالی تروریسم (CFT) چگونه بر انتخابهای کاربران در مورد ابزارهای پرداخت تأثیر میگذارند یا حتی آنها را تحریف میکنند؟ نویسندگان قصد دارند بررسی کنند که چگونه میتوان یک مسیر نظارتی منسجم و مؤثرتر در میان ابزارهای پرداخت مختلف با ساخت یک چارچوب مفهومی و استفاده از شیوههای نظارتی اتحادیه اروپا به عنوان یک مطالعه موردی به دست آورد.
II. چارچوب مفهومی: تعامل بین اقدامات AML/CFT و انتخابهای ابزار پرداخت
نقش واسطه و آربیتراژ نظارتی
هسته این مقاله یک چارچوب تحلیلی کیفی مبتنی بر تفاوتهای طراحی ابزارهای پرداخت است. متغیر مرکزی این چارچوب سطح مشارکت واسطهها است. نویسندگان ابزارهای پرداخت را بر اساس این متغیر به دو نوع اصلی تقسیم میکنند:
ابزارهای وابسته به واسطه: این شامل سپردههای بانکی، پول الکترونیکی، داراییهای رمزنگاری کیف پول نگهداری شده و ارزهای دیجیتال مرکزی خردهفروشی آنلاین است. معاملات مربوط به این ابزارها از طریق یک یا چند واسطه تنظیمشده انجام میشود که به عنوان "نهادهای موظف" برای انجام دقت مشتری، نظارت بر معاملات و گزارش فعالیتهای مشکوک به واحدهای اطلاعات مالی (FIUs) عمل میکنند. بنابراین، این ابزارها به گونهای طراحی شدهاند که احتمال بیشتری برای شناسایی معاملات غیرقانونی داشته باشند.
ابزارهای غیر وابسته به واسطه: این شامل پول نقد، داراییهای رمزنگاری کیف پول خودنگهداری و ارزهای دیجیتال مرکزی خردهفروشی آفلاین است. در این معاملات، هیچ واسطهای مجاز یا قادر به عمل به عنوان "دروازهبان" نیست. اطلاعات تراکنش عمدتاً محدود به پرداختکننده و دریافتکننده است. بنابراین، بهطور نظری، طراحی این ابزارها منجر به کاهش احتمال شناسایی میشود.
بر اساس این، مدل اولین فرضیه کلیدی را استخراج میکند: بازیگران مخرب ابزارهای پرداخت با پایینترین احتمال شناسایی را انتخاب خواهند کرد تا حداکثر سود خالص مورد انتظار خود را از فعالیتهای غیرقانونی به دست آورند. در میان ابزارهای غیر وابسته به واسطه، پول نقد، در حالی که بالاترین ناشناسی را دارد، به دلیل شکل فیزیکیاش در عمل برای تراکنشهای بزرگ و دوردست محدود است.
کیفهای خودنگهدار ممکن است به گزینهای جذابتر تبدیل شوند زیرا ناشناسی بالایی را با راحتی دیجیتالی ترکیب میکنند. ارزهای دیجیتال بانک مرکزی آفلاین، اگرچه ممکن است ردپای الکترونیکی بگذارند، در صورت طراحی بدون دخالت واسطه، خطرات بیشتری نسبت به ابزارهای وابسته به واسطه دارند.
اثر تشک آبی و پاسخهای نظارتی
قسمت دوم چارچوب، بازی پویا بین تنظیمات رفتاری و پاسخهای نظارتی را توصیف میکند. زمانی که ناظران نظارت بر نوع خاصی از ابزار را تقویت میکنند، مانند اجرای نظارت سختگیرانه بر سپردههای بانکی، این امر "هزینه استفاده" آن را افزایش میدهد (که برای بازیگران مخرب، خطر شناسایی است).
بر اساس "اثر تشک آبی"، فعالیتهای غیرقانونی به سایر ابزارهای پرداخت با نظارت ضعیفتر و احتمال شناسایی پایینتر منتقل میشوند (مانند کیفهای خودنگهدار). این رفتار آربیتراژ، اثربخشی کلی نظارت را تضعیف میکند و ناظران را مجبور به مداخله میسازد. شکل معمول مداخله، گسترش بیشتر دامنه نظارتی است، که ابزارهای پرداخت جدید و پوششندادهشده را به چارچوب اضافه میکند و بدین ترتیب دور جدیدی از تنظیمات رفتاری را تحریک میکند.
این چرخه پویا توضیح میدهد که چرا چارچوبهای ضد پولشویی و تأمین مالی تروریسم به طور مداوم در حال تحول و "دنبال" نوآوریهای فناوری هستند. این اثر نه تنها بین ابزارهای پرداخت مختلف وجود دارد بلکه ممکن است در حوزههای قضایی مختلف نیز رخ دهد و آربیتراژ نظارتی جغرافیایی ایجاد کند.
عوارض جانبی بر کاربران قانونی: حریم خصوصی و آزادی انتخاب
قسمت سوم چارچوب به عوارض جانبی نظارت بر کاربران قانونی میپردازد. در حالی که اقدامات ضد پولشویی و تأمین مالی تروریسم برای مبارزه با جرم ضروری هستند، به ناچار به حریم خصوصی اطلاعات کاربران آسیب میزنند.
نظارت بر تراکنش و اشتراکگذاری دادهها به این معنی است که برخی از اطلاعات شخصی کاربران در اختیار اشخاص ثالث (واسطهها، مقامات نظارتی) قرار دارد. این تعادل بین حریم خصوصی و یکپارچگی مالی، تناقض اصلی است که در طراحی نظارتی نمیتوان از آن اجتناب کرد. حتی برای اهداف کاملاً مشروع، برخی از کاربران ممکن است به دلیل نگرانیهای مربوط به امنیت دادهها یا گرایش ارزشی که "پرداختها یک موضوع خصوصی هستند"، ابزارهای پرداخت با حفاظتهای بالاتر از حریم خصوصی را ترجیح دهند.
بنابراین، کاربران مشروع و بازیگران مخرب ممکن است در رفتارهای خود همراستا شوند: هر دو ابزارهای غیر وابسته به واسطه را ترجیح میدهند. با این حال، دلایل کاملاً متفاوت است: بازیگران مخرب به دنبال فرار از مقررات هستند، در حالی که کاربران مشروع هدفشان حفظ حریم خصوصی و آزادی شخصی است. این موضوع سیاستگذاری را پیچیده میکند، زیرا تنگ کردن مقررات تنها برای بستن خلأها ممکن است به طور بیش از حد آزادیهای شهروندان عادی را قربانی کند.
III. تحلیل حقوقی: یک مطالعه موردی از اتحادیه اروپا
از سال 1991، اتحادیه اروپا به طور مداوم چارچوب مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم خود را توسعه داده است، که در ابتدا بر روی مؤسسات مالی مانند بانکها متمرکز بود و به تدریج به حسابداران، وکلا و مشاوران املاک گسترش یافت و در نهایت ارائهدهندگان خدمات داراییهای رمزنگاری (CASPs) را در اصلاحات 2018 و 2024 به مقررات اضافه کرد. این تحول به وضوح نشاندهنده سازگاری مداوم چارچوب با خطرات جدید است. با این حال، مطالعات موردی همچنین ناهماهنگیهایی را در چارچوب کنونی نشان میدهند که ممکن است "اثر تشک آبی" را تحریک کند.
نقد: اتحادیه اروپا محدودیت تراکنش نقدی به مبلغ 10,000 یورو را معرفی کرده است و تراکنشهای بزرگ را به سمت ابزارهای وابسته به واسطه هدایت میکند.
کیفهای خودنگهدار: برای این ابزارهای غیر وابسته به واسطه، مقررات عمدتاً به "نقاط تماس" آنها با واسطهها (مانند زمانی که داراییهای رمزنگاری به ارز فیات تبدیل میشوند) برای نظارت متکی است. با این حال، هیچ محدودیت تراکنش یا نگهداری مشابه نقدی تعیین نشده است.
یورو دیجیتال آفلاین: در پیشنهاد کمیسیون اروپا برای یورو دیجیتال، تراکنشهای آفلاین به گونهای طراحی شدهاند که بدون دخالت واسطه انجام شوند تا تجربهای مشابه حریم خصوصی نقدی را فراهم کنند. برای متعادل کردن خطرات، این پیشنهاد به کمیسیون اروپا اجازه میدهد تا محدودیتهایی برای چنین تراکنشهایی تعیین کند، اما این هنوز نهایی نشده است.
IV. ایجاد یک مسیر نظارتی یکپارچه AML/CFT: نتایج و توصیهها
بر اساس تحلیلهای فوق، مقاله یک توصیه سیاستی اصلی را پیشنهاد میکند: اتخاذ یک مدل نظارتی که "قانون عمومی" و "قانون خاص" را ترکیب کند تا به تأثیرات نظارتی همساز و انعطافپذیر دست یابد.
قانون عمومی (Lex Generalis): این به کاربرد اصول و الزامات یکپارچه و جهانی در تمام ابزارهای پرداخت با ویژگیهای مشابه اشاره دارد. بهطور خاص، برای تمام ابزارهای پرداخت که شامل واسطهها هستند (سپردههای بانکی، پول الکترونیکی، ارزهای دیجیتال مرکزی آنلاین، کیفپولهای نگهداری)، باید یک "پایه" نظارتی یکپارچه ایجاد شود. این بدان معناست که تمام این واسطهها باید همان الزامات اساسی را بر عهده داشته باشند: انجام بررسیهای لازم از مشتری، نظارت بر تراکنشها، نگهداری سوابق و گزارش تراکنشهای مشکوک. علاوه بر این، استانداردهای حریم خصوصی و حفاظت از دادهها که برای این واسطهها قابل اجراست باید تا حد ممکن یکنواخت باشد تا اطمینان حاصل شود که تعادل بین حریم خصوصی و یکپارچگی در سراسر صنعت همسان است.
قانون خاص (Lex Specialis): این به تدوین قوانین مکمل و هدفمند بر اساس طراحی یا عملکرد منحصر به فرد ابزارهای پرداخت خاص بر اساس قانون عمومی اشاره دارد. به عنوان مثال:
برای پول نقد، ویژگیهای فیزیکی آن باعث میشود که قانون عمومی بهطور مستقیم قابل اجرا نباشد، بنابراین نیاز به قوانین خاصی مانند محدودیت تراکنش ۱۰,۰۰۰ یورویی به عنوان مکمل وجود دارد.
برای ارزهای دیجیتال مرکزی آفلاین، از آنجا که طراحی آنها بهطور عمدی واسطهها را حذف میکند تا تجربهای مشابه پول نقد ارائه دهد، قوانین خاص نیز برای مدیریت ریسکهای آنها لازم است، مانند تعیین محدودیتهای تراکنش و نگهداری.
برای کیفپولهای خودنگهدار، قوانین خاص بهطور مشابه برای رسیدگی به چالشهای منحصر به فردی که ارائه میدهند لازم است. این ممکن است شامل تقویت نظارت بر "نقاط تماس" با واسطهها یا بررسی انطباق از طریق روشهای فنی (به عنوان مثال، تعیین محدودیتها در سطح پروتکل) و افزایش الزامات پاسخگویی برای ارائهدهندگان خدمات کیفپول باشد (حتی اگر آنها بهطور مستقیم داراییها را نگهداری نکنند).
برای ابزارهای پرداخت غیر وابسته به واسطه، ناظران باید فراتر از مدل سنتی "مسئولیت واسطه" حرکت کنند و ابزارهای نظارتی متنوعتری را بررسی کنند. این ممکن است شامل:
استفاده از نقاط تماس: تقویت نظارت بر تمام کانالهایی که از طریق آنها وجوه غیرقانونی وارد یا خارج از حوزههای غیر وابسته به واسطه میشوند.
تعیین محدودیتهای تراکنش: همانطور که برای پول نقد و ارزهای دیجیتال مرکزی آفلاین انجام شده و از این به عنوان یک ابزار کلی مدیریت ریسک استفاده میشود. برای کیفپولهای خودنگهدار، در حالی که اجرای چنین محدودیتهایی از نظر فنی چالشبرانگیز است، اما غیرممکن نیست و این یک جهت است که ارزش بررسی در آینده را دارد.
افزایش مسئولیتپذیری صادرکنندگان: مجبور کردن صادرکنندگان ابزارهای پرداخت (مانند بخش صدور نقدی بانکهای مرکزی، صادرکنندگان استیبلکوین) به تحمل مسئولیتهای بیشتری در زمینه مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم، مانند اتخاذ تدابیر پیشگیرانه بیشتر (مانند متوقف کردن صدور اسکناسهای با ارزش بالا، مسدود کردن آدرسهای مشکوک) برای حفظ یکپارچگی ابزارهای صادر شده خود.
افزایش مجازاتها برای تخلفات: تعیین مجازاتهای سختگیرانهتر برای افراد یا نهادهایی که از ابزارهای پرداخت غیرواسطه در فعالیتهای حرفهای استفاده میکنند.
در نهایت، مقاله تأکید میکند که یک چارچوب مؤثر واقعی در زمینه مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم باید آیندهنگر و قابل تطبیق باشد. ابزارهای پرداخت نوآورانهتری که امروز نمیتوانیم پیشبینی کنیم، به طور حتم در آینده ظهور خواهند کرد. با ایجاد یک چارچوب مبتنی بر اصول "قانون عمومی" و تعریف گسترده عملکرد "ابزارهای پرداخت"، نوآوریهای آینده میتوانند به طور ضمنی در دیدگاه نظارتی گنجانده شوند و بدین ترتیب چرخه غیرفعال "نوآوری-نظارت-نوآوری-نظارت" را بشکنند و نوآوری مالی را به سمت جهات مفیدتری برای رفاه اجتماعی هدایت کنند.
ممکن است شما نیز علاقهمند باشید

هایپر بیت، برای راه اندازی یک "بانک" در هایپر مایع

تحقیقات کلان بازار ارزهای دیجیتال: آتشبس ایران و آمریکا، زمان ارزیابی مجدد داراییهای ریسک

تحقیقات ببر: تحلیل جامعی از سودآورترین کسبوکارها و مدلهای کسبوکار آنها در حوزه کریپتو

ارزش استیبل کوینها در سال ۲۰۲۶ به ۳۱۵ میلیارد دلار رسید: چرا این بزرگترین روند در حال حاضر در کریپتو است؟
بیت کوین ممکن است در حال تشکیل کف قیمتی خود در سال ۲۰۲۶، نزدیک به ۶۵ هزار دلار باشد. ببینید چگونه شوکهای تعرفهای، ورود ETFها و سیگنالهای ژئوپلیتیکی میتوانند جهش بعدی بیتکوین به سمت ۷۵ هزار دلار را شکل دهند.

آیا بیتکوین در حال شکلگیری کف خود در سال 2026 است؟ چگونه شوک تعرفه و آتشبس میتواند BTC را به سمت 75 هزار دلار سوق دهد
بیتکوین ممکن است در حال شکلگیری کف خود در سال 2026 نزدیک به 65 هزار دلار باشد. ببینید چگونه شوکهای تعرفه، ورود ETF و آتشبس ایران میتواند شکلدهندهی شکست بعدی BTC به سمت 75 هزار دلار باشد.

چرا آتشبس بین ایالات متحده و ایران به طور حتمی ناپایدار است؟

چرا آتشبس آمریکا و ایران محکوم به شکست است؟

سفر ۳۰ روزه هوش مصنوعی یک صاحب باشگاه سنگنوردی

از دنیای ارزهای دیجیتال که شروع کنیم، چه چیزی Hermes Agent را به بزرگترین رقیب OpenClaw تبدیل میکند؟

آیا بازیکن خاورمیانهایِ کمتر شناختهشده، ستاره بازار پیشبینی جام جهانی ۲۰۲۶ خواهد بود؟

تبدیل هوش مصنوعی به یک سیستم اجرایی فردی، جدیدترین راهنمای بهترین شیوههای عاملهای مدیریتشده کلود

انتشار امروز | فهرست کامل دموهای مهمان در «سوپر کریتور لایو»

کریپتو او جی، چرا عامل هرمس به عنوان بزرگترین رقیب اوپن کلاو ظاهر شده است؟

تاریخچه کارآفرینی هشتساله کالشی: یک بوکسور در کت و شلوار روی صحنه قدم میگذارد.

شرط 950 میلیون دلاری دولت ترامپ بر روی کاهش قیمت نفت قبل از آتشبس، بازار نفت خام را به بهشت معاملات داخلی تبدیل کرد

چرا ترامپ ایالات متحده را به جنگ با ایران کشاند؟

از تهدید تا آتشبس: چگونه ایالات متحده سلطه خود را از دست بدهد؟

اخبار صبح | یی لیهوا صندوق هوش مصنوعی OpenX Labs را تأسیس کرد؛ شبکه فاروس تأمین مالی سری A به مبلغ ۴۴ میلیون دلار را کامل کرد؛ ایران خواستار پرداخت بیتکوین به عنوان عوارض توسط نفتکشهای هرمز است
هایپر بیت، برای راه اندازی یک "بانک" در هایپر مایع
تحقیقات کلان بازار ارزهای دیجیتال: آتشبس ایران و آمریکا، زمان ارزیابی مجدد داراییهای ریسک
تحقیقات ببر: تحلیل جامعی از سودآورترین کسبوکارها و مدلهای کسبوکار آنها در حوزه کریپتو
ارزش استیبل کوینها در سال ۲۰۲۶ به ۳۱۵ میلیارد دلار رسید: چرا این بزرگترین روند در حال حاضر در کریپتو است؟
بیت کوین ممکن است در حال تشکیل کف قیمتی خود در سال ۲۰۲۶، نزدیک به ۶۵ هزار دلار باشد. ببینید چگونه شوکهای تعرفهای، ورود ETFها و سیگنالهای ژئوپلیتیکی میتوانند جهش بعدی بیتکوین به سمت ۷۵ هزار دلار را شکل دهند.
آیا بیتکوین در حال شکلگیری کف خود در سال 2026 است؟ چگونه شوک تعرفه و آتشبس میتواند BTC را به سمت 75 هزار دلار سوق دهد
بیتکوین ممکن است در حال شکلگیری کف خود در سال 2026 نزدیک به 65 هزار دلار باشد. ببینید چگونه شوکهای تعرفه، ورود ETF و آتشبس ایران میتواند شکلدهندهی شکست بعدی BTC به سمت 75 هزار دلار باشد.
