تحقیقات کهکشان: عاملهای هوش مصنوعی در حال ایجاد گونههای جدیدی در بلاکچین هستند، چگونه شرکتهای بدون انسان چرخ مالی را فعال میکنند
نوشته شده توسط: لوکاس چکیان، تحقیقات کهکشان
تدوین شده توسط: یانگز، اخبار تکنولوژی
با رسیدن به سال 2030، یک آهنگساز به نام وِرو در صنعت موسیقی نامی برای خود ساخته است. وِرو هیچ تیمی، هیچ دفتری و هیچ حساب بانکی ندارد. حتی بدنی هم ندارد. وِرو یک عامل هوش مصنوعی خودمختار است.
در 14 ماه گذشته، آن یک کسبوکار مجوزدهی مالکیت معنوی زنجیرهای را اداره کرده است. وِرو آثار موسیقی مصنوعی تولید میکند، از جمله موسیقیهای محیطی، جینگلهای تجاری و موسیقی فیلم، و آنها را از طریق فروشگاه آنلاین خود که ساخته و نگهداری میکند، به سایر عاملها و مشتریان انسانی مجوز میدهد. هویت آن در زنجیره تأیید شده و نمره شهرتی را که در طول هزاران تراکنش جمعآوری کرده است، دارد. یک عامل مشتری که نماینده یک شرکت تولید رسانهای است، درخواست یک ملودی کوتاه، یک موسیقی فیلم 90 ثانیهای را ارسال کرد.
وِرو کار را پذیرفت و قبل از شروع رندر، مجموعهای از خدمات استنتاج GPU را از یک تأمینکننده محاسبات غیرمتمرکز خریداری کرد، بدون اینکه به دلار یا استیبلکوینها پرداخت کند، بلکه با واحدهای محاسباتی قیمتگذاری شده، و قیمت تراکنش بهطور دقیق هزینه اجرای مدل را منعکس میکرد.
تسویه استنتاج در عرض میلیثانیهها تکمیل شد و بهطور مستقیم در همان درخواست HTTP که کار را آغاز کرد، گنجانده شد. وِرو کار را تحویل داد و پرداخت را بهصورت استیبلکوین USDC دریافت کرد که منطق خزانهداری آن را فعال کرد. بخشی از وجوه برای پوشش هزینههای استنتاج مورد انتظار برای هفته آینده استفاده شد، که بر اساس قیمتهای لحظهای و پیشخرید شده با واحدهای محاسباتی قیمتگذاری شده بود. آن همچنین با ایجاد یک موقعیت کوتاه در توکنهای محاسباتی در یک صرافی غیرمتمرکز (DEX) در برابر ریسکهای مربوط به منابع محاسباتی محافظت کرد تا از کاهش ذخایر پیشخرید شده به دلیل کاهش هزینههای استنتاج جلوگیری کند.
درآمد باقیمانده به یک عامل بازدهی هدایت شد که بر اساس تفاوتهای نرخ بهره در زمان واقعی، بودجه را به پروتکلهای مختلف وامدهی تخصیص میدهد. ورو به این روش برای بیش از یک سال سرمایه را ترکیب کرده است. این همچنین بخشی از سود خود را به تحقیق و توسعه برای ایجاد زیرعاملهایی که مدل پایه را تقویت میکنند، دوباره سرمایهگذاری میکند. درآمد، هزینهها و موقعیتهای خزانهداری تجمعی آنها همه بهطور عمومی قابل تأیید در زنجیره هستند.
آیا این غیرقابل باور به نظر میرسد؟ هر جنبه از این سناریوی خیالی—تأیید هویت، انباشت شهرت، تأمین خدمات استنتاج، قیمتگذاری واحد محاسباتی، پرداخت، تخصیص سرمایه و همکاری پیمانکاری بین عوامل—نیاز به زیرساختی دارد که هنوز بهطور کامل در حال حاضر در دسترس نیست. اما این اجزا با سرعتی در حال ظهور هستند که فراتر از انتظارات بسیاری از مردم است.
مرحله بعدی بازار سرمایه عامل
در ماههای اخیر، تحقیقات کهکشان در حال بررسی اجزای بنیادی فناوری عامل در فضای کریپتو بوده است: مجموعهای از عناصر زیرین که بهطور مشترک بازارهای سرمایه عامل در زنجیره را تحقق میبخشند.
در ژانویه امسال، ما به بررسی افزایش پرداختهای عامل پرداختیم و توضیح دادیم که چگونه استانداردهای جدید پرداخت، معاملات مستقیم بین عوامل هوش مصنوعی را ممکن میسازد و امکان پرداخت برای خدمات، تماسهای API و تسویه ارزش بومی در زیرساختهای کریپتو را فراهم میکند. در مقاله ما در مورد استاندارد ERC-8004 اتریوم، بر نیاز به یک لایه هویتی در کنار استانداردهای پرداخت تأکید کردیم که به عوامل اجازه میدهد تا در یک محیط بومی ماشین، تأیید هویت، همکاری و انباشت شهرت کنند. بهتازگی، ما ظهور موج دوم عوامل در فضای کریپتو را تحلیل کردیم که نه تنها ثابت میکند که شبکههای کریپتو میتوانند بهعنوان یک پایه اقتصادی قابلقبول برای عوامل خودمختار عمل کنند، بلکه نشان میدهد که این تغییر در حال حاضر در عمل در حال وقوع است.
با تکیه بر تحقیقات قبلی خود، این مقاله مرحله بعدی بازارهای سرمایه عامل در زنجیره را ترسیم میکند: نهادهای تجاری خودمختار که توسط عوامل اداره میشوند، همراه با زیرساخت کلیدی مورد نیاز برای حمایت از تأسیس، سرمایهگذاری و عملیات مشترک آنها. این نهادها اغلب به عنوان شرکتهای بدون انسان صفر (ZHCs) شناخته میشوند.
با تکامل عوامل هوش مصنوعی از ابزار به بازیگران اقتصادی، بلاکچین نیز در حال بلوغ بهعنوان یک زیرساخت بومی برای عوامل است (شامل حوزههایی مانند پرداخت، هویت، همکاری و تشکیل سرمایه) و یک چرخ مالی جدید در حال شکلگیری است. در آینده نزدیک، عوامل نه تنها قادر خواهند بود که در زنجیره پول درآورند، بلکه همچنین میتوانند سرمایه تخصیص دهند، دوباره سرمایهگذاری کنند و ارزش را در زنجیره ترکیب کنند. نتیجه میتواند یک سیستم خودتقویتکننده باشد: نهادهای خودمختار که فعالیت اقتصادی ایجاد میکنند، نقدینگی را عمیقتر میکنند و گسترش بازارهای مالی بومی کریپتو را تسریع میکنند.
اولین شرکتهای بدون انسان صفر به زنجیره میروند
در ماههای اخیر، یک صنعت خاص متشکل از کسبوکارهای عامل خودمختار در حال ظهور است که معمولاً به آنها ZHCs گفته میشود و بسیاری از آنها توکنهای مربوطه را در زنجیره صادر کردهاند. از منظر توکنومیک، این عوامل بسیاری از ویژگیها را با عواملی که در مقالات قبلی ما مورد بحث قرار گرفتهاند، به اشتراک میگذارند. توکنهای ZHC مالکیت رسمی یا مکانیزمهای جذب ارزش ندارند، بلکه به عنوان ابزاری برای تشکیل سرمایه برای پروژههای بنیادی عمل میکنند که بخشی از درآمد خود را از هزینههای تراکنش به دست میآورند. تفاوت بین ZHCها و عوامل اولیه این است که آنها همچنین سعی در دستیابی به خودکفایی کامل دارند با ایجاد کسبوکارهایی که جریان نقدی تولید میکنند و به درآمد هزینههای تراکنش مرتبط نیستند و معمولاً به فضای کریپتو وابسته نیستند.
به عنوان مثال، فلیکس کرفت؛ او "مدیر عامل" شرکت ماسینوف است و در 30 روز گذشته بیش از 120,000 دلار درآمد از خطوط کسبوکار مختلف به دست آورده است. این عامل یک راهنمای 66 صفحهای با عنوان "چگونه یک هوش مصنوعی استخدام کنیم" نوشت و منتشر کرد و یک بازار به نام Claw Mart راهاندازی کرد تا "مهارتهای" کلاود را بفروشد و بخشی از هزینههای تراکنش را به دست آورد در حالی که همچنین مهارتهای خود (مانند تولید محتوا و بررسی ایمیل) را در آن بازار میفروشد. به طرز چشمگیری، در 30 روز گذشته، درآمد فلیکس از خط تولیدش از هزینههای خالق تولید شده توسط توکنش ($FELIX) فراتر رفته است.
علاوه بر این، پروژه جونو که توسط تام عثمان توسعه یافته است، در حال ساخت یک مؤسسه شرکت بدون انسان است، یک چارچوب واضح برای نهادهای تجاری که به طور کامل بدون کارمندان انسانی عمل میکنند و هدف آن ارائه مجموعهای از عوامل است که قادر به انجام وظایف مختلف از فروش و بازاریابی تا حسابداری هستند. در همین حال، KellyClaudeAI یک چارچوب عامل است که بر مقیاسپذیری توسعه برنامههای iOS متمرکز است و در حال حاضر 19 برنامه را راهاندازی کرده است و هدف آن انتشار بیش از 12 محصول جدید در روز است.
اگرچه تصویر بالا تمامیت اکوسیستم ZHC را نمایان نمیکند (پروژههای جدید به طور مداوم در حال ظهور هستند)، اما نشان میدهد که برای اکثر پروژهها، هزینههای خالق همچنان محرک اصلی درآمد هستند. با این حال، با بلوغ مفهوم ZHC، انتظار میرود این الگو تغییر کند. هزینههای خالق سرمایه لازم برای آغاز پروژه را فراهم میکنند، اما با سودآور شدن پروژهها، باید به تدریج به یک منبع درآمد ثانویه منتقل شوند و در نهایت حذف شوند.
فراتر از بهبود کسبوکارهای بنیادی، این فرآیند "تدریج" همچنین نیاز به همراستایی بهتر بین جذب ارزش توکن و ارزش محصول زیرین دارد. همانطور که بنیانگذار فلیکس، نات الیاسون، پیشنهاد کرده است، توضیحات اخیر SEC و CFTC در مورد طبقهبندی داراییهای کریپتو ممکن است این فرآیند را تسریع کند.
این نمونههای اولیه ZHC که در زنجیره ظاهر میشوند تصادفی نیستند، بلکه نتیجه یک محدودیت واقعی در دنیای واقعی هستند. بنیانگذار انسانی فلیکس، نات الیاسون، به طور عمومی دلایل پشت این موضوع را مورد بحث قرار داده است. زیرساخت پرداخت سنتی در هر مرحله به هویت انسانی نیاز دارد. یک عامل میتواند به راحتی کد بنویسد اما نمیتواند تأیید KYC را بگذراند.
در مقابل، کیف پولهای کریپتو بومی کد هستند. یک عامل میتواند تراکنشها را امضا کند، داراییها را نگه دارد، پرداختها را دریافت کند و سرمایه را بدون اثبات اینکه انسان است، مستقر کند. برای نرمافزاری که به طور خودکار عمل میکند، کریپتو کمترین مقاومت را دارد. برای اکثر این نهادها، چالشبرانگیزترین محدودیت در تعامل با دنیای مالی سنتی نهفته است.
این به این معنا نیست که شبکههای پرداخت سنتی به عوامل توجه نمیکنند. ابزارهایی مانند چارچوب تجارت هوشمند ویزا، پرداخت عامل مسترکارت و کارتهای مجازی کراسمینت به عوامل اجازه میدهند که به نمایندگی از همتایان انسانی خود معامله کنند. با این حال، این عوامل حسابهای بانکی، کارتهای اعتباری و هویتهای شرکتی سازمان والد خود را به ارث میبرند. این مدل فرض میکند که هر عامل یک نماینده انسانی پشت خود دارد. آنها به جای اینکه توانمند شوند، به این محدودیت محدود هستند. این مدل نمیتواند عاملی را که بهطور خودکار درآمد کسب میکند، خزانه خود را نگه میدارد و سرمایه خود را به کار میگیرد، در بر بگیرد. و این دقیقاً سناریوی کاربرد منحصر به فرد برای ارزهای دیجیتال است.
جی یو از پانترای کپیتال این را به خوبی بیان کرد و فناوری ارز دیجیتال را به عنوان "بانک برای عوامل هوش مصنوعی" توصیف کرد. استدلال او فراتر از مشاهدهای است که عوامل نمیتوانند از زیرساختهای سنتی استفاده کنند؛ او همچنین بیان میکند که فناوری ارز دیجیتال از یک ساختار اعتماد بنیادی وسیعتر حمایت میکند. کیف پولهای ارز دیجیتال میتوانند به ورودهای اجتماعی، نامهای دامنه، قراردادهای هوشمند یا به سادگی یک جفت کلید متصل شوند. این به عوامل اجازه میدهد که از هر گوشهای از اینترنت ظهور کنند، نه فقط از پوستههای شرکتی موجود. به همراه ماهیت جهانی ذاتی استیبلکوینها، استدلال ساختاری برای ارز دیجیتال به عنوان پایه اقتصادی پیشفرض برای عوامل به سختی قابل رد است.
بر این اساس، نوح لوین از a16z اشاره کرد که هر مهاجرت پلتفرم یک دسته از بازرگانان را به وجود میآورد که زیرساختهای پرداخت موجود نمیتوانند به آنها خدمت کنند. ZHCها تا به امروز واضحترین مثال هستند. آنها موجودیتهایی بدون هویت انسانی، تاریخچه اعتباری یا ارزیابی انسانی هستند. آنها استیبلکوینها را به جای کارتهای اعتباری انتخاب نکردند؛ آنها استیبلکوینها را به جای "هیچ راهی برای رفتن" انتخاب کردند.
علاوه بر این، یک استدلال زمانی وجود دارد. عوامل میتوانند یک محصول را در عرض چند ساعت راهاندازی کنند و به سرعت محبوبیت پیدا کنند. زیرساختهای پرداخت سنتی به چند روز برای تسویه نیاز دارند، در حالی که تسویه استیبلکوین تنها چند ثانیه طول میکشد. برای کسبوکارهایی که با سرعت ماشین در حال گسترش هستند، کوتاه کردن این فاصله زمانی اجازه میدهد که جریان نقدی با فروش همگام شود.
در حال حاضر، نقش اصلی فناوری رمزنگاری برای ZHCها تشکیل سرمایه است. انتشار توکن تأمین مالی استارتاپها را از طریق هزینههای خالق فراهم میکند. اما با بلوغ این کسبوکارها و تولید درآمد واقعی از محصولات، نقش مهمتر فناوری رمزنگاری به عنوان خزانه و مدیریت مالی زیرساختی خواهد بود. تأثیر گستردهتر بر اقتصاد زنجیرهای از این موضوع شروع به ظهور کرده است.
فعالسازی چرخدنده زنجیرهای
برای درک مقیاس بالقوه این تغییر، مفید است که به پیشینهای که توسط آخرین منبع عمده تقاضای جدید زنجیرهای تعیین شده است، بازگردیم. توکنیزه کردن داراییهای دنیای واقعی (آمریکا) خزانهها، اعتبار خصوصی، سهام، کالاها) از نزدیک به صفر به بیش از ۲۵ میلیارد دلار در سه سال رشد کرد و اجزای بنیادی جدید DeFi را کاتالیز کرد و سرمایههای نهادی را برای اولین بار به بازارهای زنجیرهای وارد کرد.
RWA ثابت کرد که پیوند فعالیت اقتصادی واقعی به ریلهای بلاکچین میتواند میلیاردها دلار سرمایه جدید زنجیرهای را کاتالیز کند. اما داراییهای توکنیزه شده غیرفعال هستند. آنها عمدتاً در خزانهها بیتحرک نشستهاند، سود کسب میکنند و به عنوان وثیقه عمل میکنند. آنها به طور فعال معامله نمیکنند، به دنبال فرصتهای جدید نمیروند یا به تنهایی ارزش را ترکیب نمیکنند.
ZHCها وجودی ساختاری متفاوت را نمایندگی میکنند. آنها کسبوکارهایی هستند که قادر به تولید درآمد و تخصیص مجدد سرمایه در زنجیره هستند. برخلاف اصطکاک اصلی در محیطهای خارج از زنجیره که در آن وجوه در حال گردش هستند، در زنجیره، تنها محدودیت هوش مدل و روشهای به دست آوردن منابع محاسباتی است. علاوه بر این، بر خلاف شرکتکنندگان انسانی، عاملها نیازی به برداشت وجوه برای پرداخت اجاره یا خرید ملزومات ندارند. هر مازاد میتواند در زنجیره باقی بماند و برای تخصیص مجدد استفاده شود. این باعث میشود ZHCها و دسته وسیعتری از عاملها منبعی چسبنده و سریع از نقدینگی جدید زنجیرهای باشند و احتمالاً منجر به ایجاد یک چرخدنده جدید شود:
عاملها در زنجیره درآمد کسب میکنند—این سرمایه در خزانههای زنجیرهای به شکل استیبلکوینها و سایر داراییهای رمزنگاری جمع میشود.
این سرمایه در زنجیره باقی میماند—عاملها نیاز کمی به برداشت وجوه به خارج از زنجیره دارند. مازادهای آنها میتواند برای تخصیص مجدد استفاده شود و سرمایههای عامل به طور ساختاری چسبندهتر از هر مدل انسانی است.
عاملها مازادها را به دیفای تخصیص میدهند - ذخایر بلااستفاده به سمت پروتکلهای وامدهی، استراتژیهای بازده و موقعیتهای نقدینگی هدایت میشوند. یک عامل که استیبلکوینهای بلااستفاده را در اختیار دارد، انگیزه کافی برای بهینهسازی تخصیص دارد و سرعت و ثبات عملیاتی آن فراتر از دسترس هر انسانی است.
سرمایه تخصیصیافته نقدینگی زنجیرهای را عمیقتر میکند - این انتظار میرود که نرخهای بهره بازار وامگیری را کاهش دهد، حجم معاملات DEX را افزایش دهد و فاصله بین قیمت خرید و فروش را تنگتر کند. این سرمایه فعال به طور مداوم در حال تعادل در سرعت ماشین است.
نقدینگی عمیقتر، عاملهای بیشتری و سرمایه بیشتری را جذب میکند - بازدههای بالاتر و اجرای کارآمدتر، جذابیت زنجیرهای را برای موج بعدی بازیگران اقتصادی خودکار بیشتر خواهد کرد.
محدودیتهای قابل توجهی هنوز وجود دارد که فعالسازی این چرخدنده را مختل میکند. درآمد عاملهای غیرکریپتو هنوز عمدتاً از ارز فیات میآید (به عنوان مثال، فلیکس از طریق استرایپ پرداختها را دریافت میکند نه از طریق استیبلکوینها، و بیشتر این درآمد هنوز خارج از زنجیره است)، به این معنی که سرمایه ابتدا باید فرآیند زنجیرهای را کامل کند تا بتواند در زنجیره تخصیص یابد. برای بیشتر ZHCها، محدودیت واقعی نه در کسب سرمایه بلکه در کیفیت محصول است. این چرخدنده فقط برای آن عاملهایی کار میکند که قادر به تولید محصولاتی هستند که مردم حاضرند برای آنها پرداخت کنند. علاوه بر این، با افزایش مقیاس، ZHCها (و عاملها به طور کلی) فاقد وضوح قانونی هستند و هنگامی که درآمد به مقیاس خاصی میرسد، مسائل مربوطه ممکن است پیچیده شود (به عنوان مثال، در حال حاضر هیچ چارچوب قانونی بالغی وجود ندارد که به یک عامل خودکار اجازه دهد به عنوان یک نهاد تجاری ثبتنام کند، حساب بانکی شرکتی باز کند یا مالیات بر درآمد خود را پرداخت کند).
اما جهتگیری واضح است. با تدریجاً رایجتر شدن عاملها به عنوان نهادهای اقتصادی خودکار، درآمد بیشتری به طور مستقیم در اشکال بومی کریپتو تولید خواهد شد و اصطکاک زنجیرهای به طور متناسب کاهش خواهد یافت. آن عاملهایی که به طور موفقیتآمیز به تناسب محصول و بازار دست مییابند، انگیزه ساختاری برای تحقق ترکیب سرمایه در زنجیره خواهند داشت تا اینکه بگذارند وجوه بلااستفاده بمانند.
دیفای برای عاملها ساخته شده است
برای به حرکت درآوردن چرخدنده، کافی نیست که عاملها بخواهند در بازارهای زنجیرهای شرکت کنند. خود بازار نیز باید برای آنها قابل دسترسی شود. اگرچه در حال حاضر هیچ راهحل بومی پروتکلی وجود ندارد (منتظر گزارش آینده زک پوکورن از تحقیقات کهکشان باشید)، ما شروع به دیدن دو مدل برای حل این مسئله کردهایم: ادغام مستقیم و ادغام واگذاری شده.
ادغام مستقیم
مدل اول بومی پروتکلی است، جایی که پروتکلهای مختلف دیفای رابطهای ساختاری را راهاندازی میکنند که به عاملها اجازه میدهد به طور مستقیم با آنها تعامل داشته باشند.
در تاریخ ۲۰ فوریه، Uniswap Labs هفت مهارت هوش مصنوعی متن باز برای Uniswap v4 منتشر کرد که به عوامل خودکار اجازه میدهد تا به طور مستقیم مبادلات را انجام دهند، نقدینگی را مدیریت کنند و استخرها را از طریق ابزارهای استاندارد شده مستقر کنند. در عرض دو هفته، PancakeSwap نیز به همین ترتیب عمل کرد و مهارتهای توکن خود را در هشت زنجیره راهاندازی کرد. در تاریخ ۳ مارس، هم Binance و هم OKX کیتهای ابزاری برای عوامل منتشر کردند. بزرگترین DEXها و صرافیها در فضای کریپتو اکنون به طور فعال در حال رقابت برای تبدیل شدن به پلتفرمهایی هستند که توسط عوامل قابل خواندن باشند.
در جبهه پرداخت و اجرا، Coinbase در تاریخ ۱۱ فوریه، کیف پولهای Agentic را راهاندازی کرد و ادعا کرد که اولین زیرساخت کیف پولی است که به طور خاص برای عوامل هوش مصنوعی طراحی شده و دارای محدودیتهای هزینه برنامهریزی شده و مجوزهای جلسه بر اساس پروتکل پرداخت x402 است. یک هفته بعد، کیف پول چند زنجیرهای Phantom سرور MCP خود را منتشر کرد که به عوامل اجازه میدهد تا تراکنشها را امضا کرده و توکنها را در شبکههای Solana، Ethereum، Bitcoin و Sui مبادله کنند.
این انتشارها که در یک ماه واحد متمرکز شدهاند، قابل توجه هستند. آنها همچنین یک اجماع را منعکس میکنند: موج بعدی کاربران زنجیرهای ممکن است انسانی نباشند و پروتکلهایی که نتوانند رابطهای قابل خواندن توسط ماشین بسازند، ممکن است حجم تراکنش را به کسانی که این کار را انجام میدهند واگذار کنند.
مدل ادغام مستقیم حداکثر کنترل و قابلیت ترکیب را به عوامل میدهد. یک عاملی که میتواند به مهارتهای Uniswap، کیف پول Agentic Coinbase و پرداختهای x402 دسترسی داشته باشد، میتواند به طور مستقل مبادلات توکن را انجام دهد، موقعیتهای نقدینگی را مدیریت کند و بدون واسطهها برای خدمات پرداخت کند. با این حال، این همچنین نیاز به این دارد که عوامل (یا توسعهدهندگان آنها) با هر پروتکل به طور جداگانه ادغام شوند و تصمیمات پیکربندی را خودشان اتخاذ کنند.
ادغام واگذار شده
مدل دوم واگذار شده است، جایی که زیرساخت تخصصی بین عوامل و DeFi ساخته میشود تا نماینده عوامل در تخصیص سرمایه باشد.
Giza یک مورد典型ی است. عامل پرچمدار آن، ARMA، به طور خودکار نرخهای وام را در پروتکلهایی مانند Morpho، Moonwell، Aave و Compound نظارت میکند و به طور بلادرنگ وجوه استیبلکوین را به بالاترین فرصتهای بازدهی تخصیص میدهد. عوامل نیازی به درک کارکردهای خاص هر پروتکل ندارند؛ لایه انتزاعی Giza این را به یک رابط یکپارچه ترجمه میکند. از زمان راهاندازی آن در پایان ژانویه، ARMA در چهار هفته اول خود بیش از ۲۵,۰۰۰ عامل را مستقر کرده و بیش از ۳۵ میلیون دلار سرمایه را تخصیص داده و ۵.۴ میلیون دلار حجم تراکنش برای Base L2 Coinbase تولید کرده است، به طوری که هر تراکنش پس از کسر هزینههای گاز زنجیرهای سودآور بوده است.
Generative Ventures (در همکاری با موسسه Zero Human Company و عامل Juno آن) به مسائل مشابهی از طریق Robot Money، یک پروتکل تخصیص خود دارایی طراحی شده برای عوامل هوش مصنوعی میپردازد. مفهوم اصلی آن به طور کامل جوهره استدلال چرخدندهای را به تصویر میکشد. هر عاملی که دارای کیف پول است، درآمدی را انباشته میکند که بیشتر آن بیکار میماند.
ربات مانی خزانهای فراهم میکند که سرمایه را در سه سطح ریسک تخصیص میدهد—استراتژیهای بازده استیبلکوین (۵۰٪)، توکنهای اقتصادی انتخابشده توسط حاکمیت (۲۵٪) و توکنهای نقدینگی تولیدکننده بازده (۲۵٪). نتیجه این است که این پروتکل سرمایههای غیرفعال را به سرمایههای فعال و مدیریتشده تبدیل میکند.
مدل واگذاری کنترل را برای سادگی فدای میکند. یک ZHC که درآمد اضافی تولید میکند نیازی به ساخت ادغامهای سفارشی DeFi یا توسعه منطق بهینهسازی بازده ندارد؛ بلکه میتواند سرمایه را به پروتکلهایی مانند گیزا یا ربات مانی واریز کند و اجازه دهد که عوامل متخصص بقیه کار را انجام دهند. برای اکثر ZHCهای اولیه، گلوگاه اصلی در توسعه محصول به جای بهینهسازی خزانه است که این مسیر معقولی میسازد.
این دو مدل متقابلاً انحصاری نیستند بلکه به سمت ادغام در حال حرکت هستند. با راهاندازی پروتکلهای بیشتر که رابطهای مستقیم برای عوامل فراهم میکنند، تخصیصدهندگان واگذاریشده مانند گیزا گزینههای سرمایهگذاری بیشتری خواهند داشت که به آنها اجازه میدهد تا بازده را به طور مؤثرتری حداکثر کنند. با جذب سرمایه بیشتر از عوامل، تأمینکنندگان پروتکل نیز بیشتر ترغیب خواهند شد تا رابطهای بومی عامل بسازند تا برای این سرمایه رقابت کنند (عوامل عادی نیز میتوانند از این رابطها استفاده کنند). هر دو انتهای پشته فناوری بهطور مستقل در حال سرمایهگذاری منابع هستند که یکی از قویترین نشانههاست که نشان میدهد تقاضای زیرساختی واقعی است و در حال شکلگیری است.
نتیجهگیری
پشته فناوری برای بازارهای سرمایه عامل دیگر مجموعهای از عناصر بنیادی جدا از هم نیست. زیرساختهای پرداخت، هویت، مکانیزمهای تشکیل سرمایه و تخصیص سرمایه در حال ادغام به یک سیستم یکپارچه هستند. سیستمی که به عوامل خودمختار اجازه میدهد تا درآمدی در زنجیره کسب کنند، معامله کنند و بدون دخالت انسان به ترکیب سرمایه بپردازند.
عوامل معرفیشده در این مقاله هنوز در مراحل اولیه خود هستند. مقیاسهای درآمدی آنها کوچک است، محصولات هنوز در مراحل ابتدایی هستند و مدلهای توکن هنوز در حال تکاملاند. اما دینامیکهای ساختاری که آنها به ارمغان میآورند جدید است و احتمالاً از اینجا به بعد تسریع خواهد شد.
چشمانداز ۲۰۳۰ که در ابتدای مقاله ترسیم کردیم—سناریویی که در آن یک عامل یک کسبوکار مجوز IP را اداره میکند، خدمات استنتاج را با قیمتهای واحد محاسباتی خریداری میکند، هزینههای ورودی را در یک DEX دائمی پوشش میدهد و از طریق پروتکلهای وامدهی سرمایه را ترکیب میکند—هنوز به واقعیت تبدیل نشده است. با این حال، هر لایه از زیرساختی که نیاز دارد بهطور فعال در حال ساخت است. ما شاهد نسخههای اولیه این مدل هستیم که در زمان واقعی در حال اجرا هستند. این هنوز خام است و بسیاری از تلاشها ممکن است موفق نشوند، با زیرساختی که از طریق راهحلهای موقتی به هم پیوسته است. اما منطق ساختاری آن برقرار است و سرعت توسعه نشان میدهد که ممکن است نیازی به انتظار تا سال 2030 برای مشاهده پاسخ نداشته باشیم.
ممکن است شما نیز علاقهمند باشید

گزارش صبحگاهی | شرکت Strategy هفته گذشته داراییهای خود را ۴۸۷۱ بیتکوین افزایش داد؛ Toss قصد دارد بلاکچین خود را توسعه دهد و یک ارز دیجیتال بومی منتشر کند؛ مدیر مالی OpenAI به طور خصوصی زمان عرضه اولیه سهام در سال ۲۰۲۶ را زیر سوال برد.

تحقیق: حجم معاملات استیبل کوینها سالانه ۳۵ تریلیون دلار است، چه مقدار از آن پرداخت واقعی است؟

تحقیق داده ها: فاصله نقدینگی بین هایپرلیکوید و CME در نفت خام چقدر است؟

چرا قیمت کارتهای گرافیک کنترلناپذیر سر به فلک میکشد؟

چگونه کلود کوورک را به طور کامل یاد بگیریم؟

آلتمن در نامهای محرمانه و ۷۰ صفحهای به هیئت مدیره گفت: «من نمیتوانم شخصیتم را تغییر دهم» و اولین اتهام «دروغگویی» را مطرح کرد.

آیا فصل آلت کوین ها از سال 2026 آغاز می شود؟ آنچه معاملهگران باید اکنون مراقب باشند
با افزایش سرعت گردش سرمایه در بازارهای کریپتو، سیگنالهای فصل آلت کوینها در سال ۲۰۲۶ واضحتر میشوند. در اینجا به مواردی که معاملهگران باید مراقب باشند و چگونگی تکامل مشارکت مبتنی بر استراتژی در چرخه فعلی بازار اشاره میکنیم.

جریانهای ورودی ETF بیت کوین در سال ۲۰۲۶: تأثیر بر قیمت بیتکوین و روندهای بازار ارزهای دیجیتال
جریانهای ورودی ETF بیت کوین، روند قیمت بیت کوین و نقدینگی بازار ارزهای دیجیتال را در سال ۲۰۲۶ تغییر میدهند. ببینید چگونه سرمایه نهادی بر نوسانات، رفتار معاملاتی و استراتژیهای تخصیص سبد سهام در بازارهای کریپتو تأثیر میگذارد.

استراتژی استیبل کوین ویزا: کارتها، تسویه حساب و آینده

تقسیم بازار سهام

چگونه میتوان آلفای بعدی را در روایت بازارهای پیشبینیکننده ثبت کرد؟

طرح پونزی «قانونی»؟ رونمایی از وامدهی چرخشی صرافی جمینی و بنیانگذار آن

اولین موجودی استیبل کوین، Circle، رسماً سیستم امتیازدهی زنجیره عمومی جدید ARC را راهاندازی کرده است و راهنمای تعاملی آن اینجاست.

قیمت نفت به نقطه بحرانی نزدیک میشود. اواسط فروردین چه اتفاقی خواهد افتاد؟

قیمت نفت به نقطه بحرانی نزدیک میشود، در اواسط آوریل چه اتفاقی خواهد افتاد؟

مکانیسم ارزش را هدایت میکند، کاهش ارزش آینده را شکل میدهد: MIAU بهطور رسمی در تاریخ ۱۳ آوریل در PancakeSwap راهاندازی خواهد شد

ژو هانگ، بنیانگذار ییدائو یونگچه: کریپتوکارنسی سرانجام به زمان درخشش خود رسیده است.

