logo

آسمان حد و مرز ندارد: فقط یک لباس پوشیدن، موهای خود را کوتاه کردن و میلیاردها دلار به غریبه‌ها دادن — داستان پشت هایپرلیکوید

By: blockbeats|2026/04/14 13:02:59
0
اشتراک‌گذاری
copy
عنوان اصلی: فراتر از آسمان
نویسنده اصلی: دام کوک، غول
ترجمه اصلی: اسپیشالیست ایکس بی تی، بلاک بیتس

یادداشت ویراستار:

در چند سال گذشته، صنعت کریپتو دچار هیجان، فروپاشی، بازسازی و قطبی شدن شده است. بحث‌های بی‌پایان در شبکه‌های اجتماعی همچنان به مسائل مربوط به صرافی‌ها، نگهداری، بازارسازی، حاکمیت و صدور دارایی‌ها می‌پردازد. ظهور هایپرلیکوید توجه گسترده‌ای را جلب کرده است زیرا به دنبال پاسخ به این سوالات است: چگونه می‌توان یک بازار تجاری بزرگ و قابل استفاده را در یک محیط عمومی و شفاف زنجیره‌ای ساخت؟ این مقاله بر روی هایپرلیکوید و بنیان‌گذار آن، جفری یان، تمرکز دارد و مستند می‌کند که چگونه این آزمایش پیش رفت و بهایی که پرداخت می‌کند.

متن زیر بخشی از متن اصلی است:

جف یک سرمایه‌گذاری ۱۰۰ میلیون دلاری را رد کرد، میلیاردها دلار به غریبه‌ها اهدا کرد و اکنون بدون محافظ نمی‌تواند سفر کند. این مقاله داستان چگونگی تبدیل بلاک‌چین و صرافی کریپتوی هایپرلیکوید به سودآورترین استارتاپ به ازای هر نفر در جهان را روایت می‌کند.

در یک جمعه در ژانویه، قبل از طلوع آفتاب، یک مرد ۴۳ ساله از خانه‌اش در سن-لزو-لا-لو توسط افرادی به خارج برده شد. او به شهر باسکول-ان-سولون، ۳۰ مایل دورتر، منتقل شد، جایی که مورد ضرب و شتم قرار گرفت، بسته شد و رها شد. دوازده ساعت بعد، در حالی که خورشید در حومه پاریس غروب می‌کرد، سه مرد با یک اسلحه دستی درب یک خانه در ورنویل-سور-سن را شکستند. آنها به یک زوج در مقابل فرزندانشان حمله کردند، خانواده چهار نفره را با نوارهای پلاستیکی بستند، خانه را به هم ریختند و سپس به ایستگاه قطار رفتند تا سفر کنند. این هفتادمین حمله از این نوع در سطح جهانی در کمتر از یک سال بود.

دو روز بعد، من سوار پروازی به سنگاپور شدم.

من در راه دیدار با تیمی متشکل از تنها ۱۱ نفر بودم، اما اولین فردی که در دفترشان دیدم جزو این ۱۱ نفر نبود. او مردی آمریکایی و تنومند بود، با موهای کوتاه و سبیل، که پشت یک میز کوچک در گوشه منطقه استراحت نشسته بود و یک لپ‌تاپ اپل در مقابلش بود. فیزیک او نشان می‌داد که او برای برنامه‌نویسی آنجا نیست. او یک محافظ بود.

یکی از بنیان‌گذاران شرکت مرا از هتل به دفتر برد. او با نام مستعار آنلاین iliensinc، که مخفف Aliens Incorporated است، شناخته می‌شود. در حین راه رفتن، درختان بارانی بالای خیابان‌ها در هم تنیده بودند، او به من گفت که آنها قبلاً در این منطقه از سنگاپور دفتر نداشتند. شرکت در ابتدا از یک فضای کار مشترک در منطقه مالی فعالیت می‌کرد، اما بنیان‌گذار او—تنها فرد در تیم که بدون نام مستعار کار می‌کرد—شروع به جلب توجه بیشتری کرد. در ابتدا، مردم فقط به او خیره می‌شدند و سعی می‌کردند چهره‌اش را به خاطر بسپارند. سپس غریبه‌ها شروع به نزدیک شدن به او کردند. سرانجام، کسی او را به داخل آسانسور ساختمان آپارتمانش دنبال کرد. بنابراین، شرکت به مکان آرام‌تری منتقل شد، ساختمانی که هیچ‌کس فکر نمی‌کرد به دنبال آنها باشد.

حتی خانم نظافتچی هم هیچ ایده‌ای از کار آنها نداشت. در چشمان او، او در حال خدمت به یک شرکت حاشیه‌ای بود که اسباب‌بازی‌های نرم گربه تولید می‌کرد. با توجه به اینکه واقعاً ۳۴ اسباب‌بازی نرم در دفتر وجود داشت، این سوءتفاهم سخت نبود که درک شود. ماسکوت شرکت یک گربه به نام هایپر بود، که ۱۲ تا از آنها بر روی یک کمد نشسته بودند. اما در دفتر همچنین کوسه‌ها، سوسمارها، کوالاها، پنگوئن‌ها و اژدهاهایی وجود داشتند که چندتایی از آن‌ها مانند گارگویل‌های پشمالو بر روی مانیتورهای دل نشسته بودند. بیشتر عروسک‌های نرم متعلق به یک مهندس بود. همسرش اجازه نمی‌داد که عروسک‌های بیشتری به خانه بیاورد، بنابراین او به جای آن‌ها را به دفتر آورد. تیم سوءتفاهم خانم نظافتچی را اصلاح نکرد.

دلیل این امر این است که هایپرلیکوید - یک صرافی بلاک‌چین و ارز دیجیتال - یکی از سودآورترین شرکت‌ها به ازای هر نفر در جهان بود. سال گذشته، ۱۱ کارمند آن بیش از ۹ میلیارد دلار سود تولید کردند. این شرکت که فقط سه سال پیش تأسیس شده، دارای ارزش بازار ۱۰۰ میلیارد دلار است و هرگز یک سنت سرمایه‌گذاری ریسک‌پذیر دریافت نکرده است. شخصیت کلیدی پشت آن، جف، که امسال ۳۱ ساله است، تقریباً به طور غیر ارادی یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌ها در صنعتی شد که "هرچه موفق‌تر باشید، ربوده شدن آسان‌تر است."

قبل از تأسیس هایپرلیکوید، جف در پورتوریکو زندگی می‌کرد و به تنهایی یکی از بزرگ‌ترین کسب‌وکارهای تجاری ناشناس در فضای ارزهای دیجیتال را اداره می‌کرد. آن شرکت چمئلئون تریدینگ نام داشت - 'چمئلئون' نام مستعار بازی او در دبیرستان بود. او در ابتدا با ۱۰,۰۰۰ دلار پس‌اندازش شروع کرد و در طول دو سال و نیم بعدی، شرکت به طور سالانه چندین هزار درصد رشد کرد. وقتی او درباره بازده‌هایش به من گفت، بلافاصله سعی کرد مرا قانع کند که خیلی تحت تأثیر قرار نگیرم. من به اعتراضات او توجه کردم و همچنین یک چیز دیگر را یادداشت کردم: چمئلئون او را به طرز فوق‌العاده‌ای ثروتمند کرد. در ۲۷ سالگی، او بی‌خیال بود. برای موج‌سواران، بارمن‌ها و پیشخدمت‌ها در سن‌خوان، او فقط یک جوان عادی در شلوارک‌های ساحلی بود.

اکنون، او در یک صندلی راحتی خاکستری در یک دفتر بسیار محافظت‌شده در سنگاپور با پای برهنه نشسته بود، در حالی که شلوارک سیاه و تی‌شرت سرمه‌ای به تن داشت و به من توضیح می‌داد که چرا کل سیستم مالی نیاز به بازسازی از ابتدا دارد. آنچه واقعاً می‌خواستم بدانم این بود: چرا او زندگی اول را با زندگی دوم معامله کرد؟

او گفت که این کار به خاطر پول نبود. جف از ثروت نیامده بود و سبک زندگی کنونی‌اش هیچ علاقه‌ای به "سبک زندگی بزرگسالان ثروتمند" نشان نمی‌داد. او هر روز همان شلوارک و تی‌شرت لولولمون را می‌پوشید—۱۵ جفت شلوارک، ۱۰ تی‌شرت، هر کدام در سه رنگ مختلف. در دفتر نیز هیچ نشانی از ثروت وجود نداشت. مبلمان توسط مستأجر قبلی رها شده بود. تیم تنها دو بازی تخته‌ای، NFTهایی بر روی دیوار و آن گربه‌های پشمالو را اضافه کرد. این را زمانی تأیید کردم که چهار کتاب روی قفسه پیدا کردم، یکی از آن‌ها "آمپش کن" فرانک اسلوتمن بود، کتابی در زمینه مدیریت که ایده اصلی‌اش این است که بیشتر مردم به اندازه کافی سخت کار نمی‌کنند. این را به iliensinc اشاره کردم. او شانه‌هایش را بالا انداخت. آن اعتقاد متعلق به خودشان بود، نه از کتابی آموخته شده بود. در آشپزخانه، سه بطری ودکای گری گوس و ویسکی مک‌الان وجود داشت که از یک رویداد اجتماعی دو سال پیش که حداقل هزینه تأمین نشد، دست نخورده باقی مانده بود. این تیم چای می‌نوشید.

نه به خاطر عشق به صنعت کریپتو است. بیت‌کوین، که هنوز هم نمادین‌ترین دارایی این صنعت است، از اوج اوایل اکتبر حدود ۳۰٪ کاهش یافته است. در همین حال، طلا، که قرار بود جایگزین بیت‌کوین در عملکردش شود، در سه ماه گذشته ۷٪ افزایش یافته است. بیشتر توکن‌ها حتی بدتر عمل کرده‌اند. وقتی از جف پرسیدم که چگونه به منفی‌نگری‌های خارجی نسبت به این صنعت نگاه می‌کند، او از آن دفاع نکرد.

او گفت: «در واقع رفتارهای غیرقابل اعتماد زیادی در این زمینه وجود دارد. شاید آگاه کردن مردم از اینکه این چیزها به آن شکلی که تبلیغ می‌شود نیست، چیز سالمی باشد.»

او هایپرلیکوئید را به عنوان یک شرکت کریپتو نمی‌بیند.

او به من گفت: «امروزه مردم نمی‌گویند که یک شرکت خاص یک 'شرکت اینترنتی' است. ما از فناوری رمزنگاری استفاده می‌کنیم، اما این ما را تعریف نمی‌کند.»

شامل جف، تنها دو نفر از ۱۱ عضو تیم قبل از تأسیس هایپرلیکوئید در صنعت کریپتو مشغول به کار بودند. این تا حدی عمدی بود. به گفته جف، افراد اولیه در حوزه کریپتو عمدتاً نگران چگونگی کسب سریع پول بودند. او گفت که برای بلندمدت در حال ساخت است، که بیشتر با کسانی که بیشتر مانند تکنولوژیست‌ها فکر می‌کنند تا تاجرها، همخوانی دارد. اما این همچنین یک مسئله عرضه است. زمانی که هایپرلیکوید استخدام می‌کند، از برندگان مدال مسابقات ریاضی بین‌المللی انتخاب می‌کند. جف در ۱۸ سالگی مدال طلا در فیزیک را کسب کرد. یکی از مهندسان او در رشته انفورماتیک مدال نقره کسب کرد و دیگری در سیستم تیم ملی ایالات متحده آموزش دیده است. جف می‌خواهد افراد بیشتری از این دست را استخدام کند. در واقع، از زمان بازدید من در اوایل سال، او دو نفر دیگر را استخدام کرده است. اما جمعیت افرادی که مایل به ورود به صنعت کریپتو و رسیدن به این سطح هستند، سال‌هاست که به دلیل کلاهبرداری‌ها، بی‌اعتمادی و موج اخیر هوش مصنوعی رقیق شده است.

پس، از آنجا که او قبلاً پول کافی برای انجام هر کاری را به دست آورده است، چرا جف هنوز اینجا است؟

آسمان حد و مرز ندارد: فقط یک لباس پوشیدن، موهای خود را کوتاه کردن و میلیاردها دلار به غریبه‌ها دادن — داستان پشت هایپرلیکوید

حداقل برای خارجی‌ها، پاسخ به طور فزاینده‌ای واضح می‌شود.

هایپرلیکوید یک بلاک‌چین است که یک صرافی بومی بر روی آن ساخته شده است. در یک صرافی سنتی، یک شرکت وجوه شما را نگه می‌دارد و زیرساخت را کنترل می‌کند. در هایپرلیکوید، وجوه شما همیشه تحت کنترل شماست و پلتفرم عمومی است. چشم‌اندازی که جف برای آن ترسیم می‌کند - بدون هیچ نشانه‌ای از کنایه - این است که کل سیستم مالی را حمل کند. اینکه آیا این جاه‌طلبانه یا مضحک است بستگی به این دارد که آیا به آن گربه‌های نرم نگاه می‌کنید یا به اعداد پلتفرم. زیرا، در چند ماهی که از بازدید من می‌گذرد، برخی بازارهایی که قرن‌ها به طور ثابت عمل کرده‌اند، شروع به خم شدن به روش‌های کوچک اما قابل اندازه‌گیری کرده‌اند.

هایپرلیکوید در سال ۲۰۲۳ با قراردادهای دائمی آغاز به کار کرد. یک قرارداد دائمی یک مشتق است و بزرگترین بازار واحد در فضای کریپتو است. در یک قرارداد دائمی، شما بر روی قیمت یک دارایی که در واقع در اختیار ندارید شرط بندی می‌کنید و بر خلاف قراردادهای آتی سنتی، این قرارداد هرگز منقضی نمی‌شود. بازار اطراف این شرط بندی‌ها ۶ تا ۸ برابر اندازه بازار نقدی است و حجم ماهانه آن حدود ۷ تریلیون دلار می‌باشد. تا به تازگی، این موضوع تقریباً به طور کامل توسط صرافی‌های متمرکز مدیریت می‌شد و بایننس به طور قابل توجهی در این زمینه پیشرو بود. قبلاً هیچ پلتفرم غیرمتمرکزی نمی‌توانست به‌طور واقعی با آن رقابت کند. هایپرلیکوید اولین کسی بود که این کار را انجام داد و سهم بازار آن اکنون به حدود ۱۴٪ از بایننس رسیده است.

سپس، در اکتبر ۲۰۲۵، هایپرلیکوید کاری انجام داد که یک صرافی متمرکز نمی‌توانست: این امکان را فراهم کرد که هر کسی بتواند بازارهای دائمی جدیدی را در پلتفرم راه‌اندازی کند، به شرطی که دارایی دارای یک اوراکل قیمت باشد. یک تیم مستقل به نام Trade[XYZ] به فعال‌ترین راه‌اندازها تبدیل شد. آنها در ابتدا بازار نقره را راه‌اندازی کردند. تا ژانویه سال بعد، حجم معاملات ۲۴ ساعته آن به حدود ۲٪ از CME رسید. CME، بورس کالای شیکاگو، بزرگترین بورس مشتقات در جهان است که در سال ۱۸۹۸ تأسیس شد. سپس، Trade[XYZ] قراردادهای نفت خام را راه‌اندازی کرد. نفت خام همیشه در بازارهایی معامله شده است که در آخر هفته‌ها بسته هستند. اما در یک شنبه در اواخر فوریه، ایالات متحده و اسرائیل شروع به بمباران ایران کردند. CME بسته شد، اما هایپرلیکوید نه. حجم معاملات روزانه نفت خام از ۲۱ میلیون دلار به ۳.۷ میلیارد دلار افزایش یافت. یک ماه بعد، Trade[XYZ] قراردادهای دائمی S&P 500 را راه‌اندازی کرد و مجوز رسمی از S&P Dow Jones Indices دریافت کرد. این بازار به صورت ۲۴ ساعته، حتی در آخر هفته‌ها، معامله می‌شود.

امروز، تأثیرگذارترین محصولات در هایپرلیکوید به طور فزاینده‌ای توسط کسانی ساخته می‌شوند که نه برای جف کار می‌کنند و نه در آینده هرگز برای او کار خواهند کرد.

بنیان‌گذار Trade[XYZ] درخواست کرد که ناشناس بماند. او اولین بیت‌کوین خود را در سال ۲۰۱۳ به قیمت ۶۶ دلار خرید و سال‌ها سرمایه‌گذار بوده است، نه سازنده. او هرگز قصد نداشت شرکتی راه‌اندازی کند. او به من گفت که اگر جف نبود، احتمالاً مدت‌ها پیش از صنعت ارزهای دیجیتال خارج می‌شد.

"هایپرلیکوید فرصت نجات صنعت ارزهای دیجیتال را دارد،" او گفت.

با این حال، همه اینها هنوز نمی‌تواند توضیح دهد که چرا هایپرلیکوید ممکن است به آنچه جف گفت تبدیل شود - در صنعتی که همیشه به نظر می‌رسد "در حال وقوع است" اما در آخرین لحظه فرو می‌ریزد؛ و همچنین نمی‌تواند توضیح دهد که چرا او زندگی در پورتوریکو را برای تأیید این موضوع رها کند.

خطا

آن تابستان، او هر روز صبح ساعت پنج بیدار می‌شد، مقالات رقابتی گذشته را به صورت آنلاین دانلود می‌کرد و به تنهایی در اتاقش روی آنها کار می‌کرد. او هیچ مربی نداشت و همچنین نمی‌توانست هزینه یک برنامه تابستانی را بپردازد. هیچ‌کس او را مجبور به انجام این کار نمی‌کرد.

“بعداً متوجه شدم که در واقع بسیار رقابتی هستم،” او گفت. “این رقابتی بود و دیگران از کودکی در این مسابقه بودند، در حالی که من عقب بودم.”

یک سال بعد، در کلاس نهم، او قبلاً برای اردوگاه آموزشی المپیاد ریاضی ایالات متحده انتخاب شده بود، اردوگاهی که شامل 50 دانش‌آموز برتر دبیرستان در کشور بود. او یکی از جوان‌ترین افراد در گروه بود. او به تیم ملی نرسید، اما گفت که اهمیتی نمی‌دهد. در طول آن سه هفته، او با گروهی از نوجوانان نشسته بود که می‌توانستند به مدت پنج ساعت به سه جمله خیره شوند و حقیقت‌هایی را استخراج کنند که بیشتر مردم نمی‌توانستند ببینند.

جف به من گفت که دنیای ریاضی سوپرستاری مانند راجر فدرر که به طور جهانی شناخته شده باشد، ندارد، اما در بالاترین سطوح، واقعاً کیفیتی شبیه به فدرر وجود دارد. شیوه‌ای که یک اثبات ساخته می‌شود، سبک و ظرافت دارد و در طول آن اردوگاه آموزشی، او برای اولین بار این را از نزدیک دید.

“این مانند این است که بتوانید با تام بردی فوتبال بازی کنید،” او گفت، “فقط نسخه‌ی گیک‌وار آن احساس.” چیزی که بیشتر مردم هرگز در زندگی خود تجربه نخواهند کرد.”

سال بعد، او در مرحله میانی انتخاب یک مسابقه ریاضی حذف شد. او در آن زمان 16 ساله بود و باید یک سال کامل منتظر می‌ماند تا دوباره تلاش کند. از او پرسیدم که آیا این اولین تجربه او از شکست است.

او گفت: "شکست تجربه‌ای بسیار رایج است، اکثر مردم قرار است شکست بخورند." معمولاً فقط یک برنده وجود دارد."

مسئله خود شکست نبود، بلکه احساس پوچی بود که پس از آن به وجود آمد.

او گفت: "احساس می‌کردم که در قلبم یک خلأ وجود دارد، می‌دانستم که باید چیزی جدید یاد بگیرم."

بنابراین، او چند کتاب فیزیک که توسط دانش‌آموزان سال آخر استفاده می‌شد را به دست آورد. مدرسه تنها این دوره را در کلاس دوازدهم ارائه می‌داد، اما پس از یادگیری حساب دیفرانسیل، او بالاخره فهمید که این دوره برای چه چیزی است. او شروع به خواندن سخنرانی‌های فاینمن کرد.

او گفت: "آنها را مثل اینکه در حال تماشای یک سریال تلویزیونی هستم بلعیدم."

در عرض یک سال، دوباره از طریق خودآموزی، او یکی از پنج بازیکن برتر فیزیک نوجوان در ایالات متحده شد.

او به تیم ملی المپیاد فیزیک ایالات متحده راه یافت، به استونی سفر کرد - اولین بارش در اروپا - و مدال نقره‌ای کسب کرد. تابستان بعدی، در کپنهاگ، او مدال طلا را کسب کرد و در سطح جهانی در رتبه ۲۴ قرار گرفت. او در آن زمان ۱۸ ساله بود و با درک کاملاً جدیدی از "آسمان حدی ندارد" به منطقه خلیج بازگشت: بالای سرش دقیقاً ۲۳ نفر بودند.

دانشگاه هاروارد تقریباً تمام شهریه او را پوشش داد. در ترم بهار سال اولش، جف درس علوم کامپیوتر ۱۲۴ "ساختارهای داده و الگوریتم‌ها" را گذراند. این دوره عمدتاً توسط دانشجویان سال دوم و سوم گرفته می‌شود و به عنوان "عذاب‌آور" شناخته می‌شود. دانشجویان در فهرست دروس هاروارد آن را به عنوان "شر ضروری" توصیف می‌کنند و نظراتی مانند "هیچ زندگی اجتماعی وجود ندارد." شما مقدر به تنها بودن هستید." این دوره ۱۵۰ دانشجو داشت. به عنوان یک دانشجوی سال اول، جف با فاصله قابل توجهی در رتبه اول قرار گرفت.

در هاروارد، دانشجویان پس از سال اول خود به خوابگاه‌های دانشجویان سال‌بالا اختصاص داده می‌شوند. جف به خانه پفورزهایمر اختصاص داده شد و رابطه نزدیکی با اسکات وو، که دو سال از او جوان‌تر بود، برقرار کرد. این دو برای اولین بار در یک اردوگاه تابستانی برای دانش‌آموزان المپیادی ملاقات کردند. وو به مدت سه سال متوالی برای ایالات متحده در المپیاد بین‌المللی انفورماتیک مدال طلا کسب کرده بود و در سال آخر خود نمرات کامل را کسب کرد و بعداً شرکت Cognition AI را تأسیس کرد. وقتی وو به عنوان یک دانشجوی سال دوم به پفورزهایمر اختصاص داده شد، به جف پیامک زد: "سلام، من هم در پفوه هستم." جف پاسخ داد: "عالی است!"

وو جف را در کنار پیانو بزرگ در اتاق مشترک پیدا می‌کرد—جف در آن زمان به صورت خودآموز جاز می‌خواند و عبارات خاصی را تکرار می‌کرد تا واقعاً "به او بچسبد." آنها با هم شطرنج، گو و پوکر بازی کردند و ساعت‌ها درباره معنای واقعی برتری در چیزی بحث کردند. جف درباره فیکر—بزرگ‌ترین بازیکن تاریخ لیگ افسانه‌ها—و درباره استادان گو و بهترین معامله‌گران با فرکانس بالا صحبت می‌کرد.

"او همیشه فکر می‌کرد، چرا کسی استثنایی است،" وو به من گفت، "جوهره این حوزه چیست؟" و واقعاً برتری واقعی به چه معناست؟"

در یاد وو، جف به شدت ضدفرهنگی بود. بیشتر دانشجویان هاروارد اطلاعات یکسانی را در یک محیط یکسان جذب می‌کنند و اغلب به نتایج تقریباً یکسانی می‌رسند. جف هرگز این کار را نکرد. او همچنین بسیار شوخ‌طبع بود.

"آن طنز بسیار بی‌احساس،" وو گفت، "او چیزی کاملاً غیرمنتظره می‌گفت، اما با یک حالت و لحن بی‌احساس."

هر تابستان، جف به کارآموزی می‌پرداخت. او در گوگل ایکس کارآموزی کرد و بر روی پروژه خودران (که بعداً به ویمو تبدیل شد) و در شرکت تجاری تاور ریسرچ کپیتال کار کرد. در سال آخر خود، او یک شغل پاره‌وقت در یک شرکت خودران دیگر به نام نرو گرفت زیرا احساس می‌کرد که حداقل یک سال از چهار سال تحصیلش در دانشگاه زائد است.

در زمستان سال سوم خود، او و وو به دو نفر از ده کارآموز برنامه کارآموزی اولیه هادسون ریور تریدینگ تبدیل شدند. HRT یکی از موفق‌ترین شرکت‌های معاملاتی کمی در جهان است. در میان همان گروه از کارآموزان، الکساندر وانگ و جسی ژانگ بودند که بعداً به ترتیب Scale AI و Decagon را تأسیس کردند. این برنامه کارآموزی به‌صورت یک رقابت سه‌هفته‌ای ساختاربندی شده بود و در هر دور، وو و جف به‌طور مداوم مقام‌های اول و دوم را کسب می‌کردند.

پس از فارغ‌التحصیلی با مدرک لیسانس در ریاضیات و مدرک فوق‌لیسانس در علوم کامپیوتر، جف در پایان سال ۲۰۱۷ به‌طور تمام‌وقت به HRT پیوست و به تیم معاملات الگوریتمی سهام ایالات متحده منصوب شد. هر هفته، او یک جلسه با مدیرش داشت. این مدیر بسیاری از تازه‌واردان را راهنمایی کرده بود. به‌طور معمول، این جلسات یک ریتم ثابت داشت: تازه‌واردان در کد به دیواری برخورد می‌کردند، مدیر به آن‌ها کمک می‌کرد تا آن را با هم حل کنند و سپس تازه‌واردان دوباره به دیوار دیگری برخورد می‌کردند.

اما جف هرگز به دیواری برخورد نکرد. مدیر به یاد آورد که او با ایده‌های خود آمده بود. این جلسات به‌طور غیرمعمولی کارآمد بودند، اما همیشه یک حس خاص وجود داشت که مدیر را به‌طور ظریف نگران می‌کرد. پس از مدتی، او متوجه شد که این حس چیست: جف به نظر می‌رسید که همه‌چیز را به‌درستی انجام می‌دهد، اما این دستاوردها به‌نظر نمی‌رسید که برای او شخصاً وزن داشته باشند. هشت ماه بعد، زمانی که جف آمد تا به او بگوید که می‌رود، مدیر بلافاصله فهمید. زبان او برای اعلام خروج جف در یک ایمیل داخلی به‌قدری گرم بود که در فرهنگ شرکتی به‌ویژه نادر بود.

جف واقعاً HRT را دوست داشت. او معتقد بود که تجارت خالص‌ترین بازی در دنیای واقعی است. شما یا درست بودید یا غلط، و بازار به شما پاسخ می‌داد. بسیاری از باهوش‌ترین افراد جهان با شما رقابت می‌کردند و در این بازی بی‌رحمانه، نتایج برخوردها محصولی با ارزش بزرگ برای جهان بودند: بازاری با نقدینگی و کارایی کافی.

با این حال، مشکل این بود که او هشت ماه را صرف بهینه‌سازی سیستمی کرده بود که قبلاً بسیار خوب بود و او در شرکتی کار می‌کرد که حتی بدون او نیز هنوز عالی بود. این به این معنا بود که او هرگز نمی‌توانست به آن سؤال مداوم پاسخ دهد:

چه ارزشی واقعاً به این دنیا اضافه کردید؟

در دسامبر ۲۰۱۷، پاسخ به درب او آمد. بیت‌کوین به نزدیک ۲۰,۰۰۰ دلار رسید، کوین‌بیس به پر دانلودترین اپلیکیشن در ایالات متحده تبدیل شد و میلیاردها دلار به پروژه‌های ICO مانند Jesus Coin سرازیر شد. این "کریپتو کریسمس" بود. جف برای اولین بار در حین کارآموزی‌اش در HRT درباره بیت‌کوین شنید، جایی که دو شریک سابق آمدند تا این مفهوم را به کارآموزان معرفی کنند. در آن زمان هیچ‌کس تحت تأثیر قرار نگرفت. اما بعداً، در حالی که هنوز در HRT کار می‌کرد، او وایت‌پیپر اتریوم را خواند. این مقاله یک کامپیوتر جهانی مشترک را توصیف می‌کرد که هیچ‌کس نمی‌توانست آن را خاموش کند. او هر روز با امور مالی سر و کار داشت و می‌توانست منطق زیرین که از عملیات مالی پشتیبانی می‌کرد را ببیند. وایت‌پیپر راهی را برای جایگزینی اعتماد با کد توصیف می‌کرد.

"احساس کردم می‌توانم چیزی بسازم که به‌طور بنیادی مالی را تغییر دهد،" او گفت.

در حدود آوریل ۲۰۱۸، او HRT را ترک کرد تا یک بازار پیش‌بینی ایجاد کند که کاربران بتوانند روی هر چیزی با نتایجی مانند آب و هوا، انتخابات و رویدادهای ورزشی شرط‌بندی کنند. این پلتفرم بر روی بلاک‌چین اجرا می‌شد و هیچ نهاد واحدی کنترل وجوه را در دست نداشت. معماری آن بر اساس ایده‌ای بود که جف معتقد بود او و هم‌بنیان‌گذار او از جمله اولین کسانی بودند که به آن فکر کردند: تطابق خارج از زنجیره، تسویه درون زنجیره، زیرا اتریوم برای راه‌اندازی یک صرافی واقعی خیلی کند بود. وجوه در قراردادهای هوشمند مدیریت شده توسط کد نگهداری می‌شد، اما رابط کاربری برای کاربر سریع و تمیز بود. این promise غیرمتمرکز بودن را در دنیای کریپتو حفظ کرد بدون پیچیدگی و اصطکاک.

او بر روی این پروژه با هم‌اتاقی دانشگاهی‌اش، برایان وانگ، کار کرد. برایان نیز HRT را ترک کرد. این دو نفر آن را در سان فرانسیسکو در طول برنامه انکوباسیون اولیه Binance Labs ساختند و نام آن را Deaux گذاشتند.

کالشی، که در سال ۲۰۱۹ تأسیس شد، رویکرد مشابهی را اتخاذ کرد. پولیمارکت در سال 2020 به این روند پیوست. امروز، ارزش ترکیبی کالشی و پولیمارکت از 40 میلیارد دلار فراتر رفته است.

در همین حال، داکس تنها 100 کاربر جذب کرد.

زمانی که جف به این نقطه رسید، آسمان در سنگاپور ناگهان باز شد. قطرات باران بزرگ و سنگین بودند و در عرض چند دقیقه، چاه‌ها را پر کردند. از بالکن، می‌توانستیم صدای باران را که به خیابان می‌خورد، صدای ماشین‌ها را که بر روی جاده خیس می‌گذشتند و صدای لاستیک‌ها را که صداهای طولانی و جیرجیرکننده‌ای تولید می‌کردند، بشنویم.

"هرگز قرار نبود کار کند،" او ادامه داد.

تا زمانی که داکس راه‌اندازی شد، بیت‌کوین بیش از 80% از اوج خود کاهش یافته بود. جیسوس کوین مدت‌ها پیش مرده بود و به احیا بازنمی‌گشت. هیچ‌کس واقعاً اهمیتی نمی‌داد که بر روی آب و هوای فردا شرط‌بندی کند. مهم‌تر از همه، جف و وونگ در آن زمان به مسائل نظارتی به سختی فکر کرده بودند. کالشی سه سال کامل را صرف تعامل با نهادهای نظارتی کرد تا بالاخره بتوانند راه‌اندازی کنند.

زمانی که داکس تعطیل شد، اسکات وو یکی از معدود افرادی بود که در زمین واقعاً از این موضوع ناامید بود. او یکی از پنج کاربر عادی بود.

جف بیش از نیمی از سرمایه‌گذاری 450,000 دلاری را به سرمایه‌گذاران بازگرداند. به دلیل توافق عدم رقابت HRT، او به همراه دوستی که به همین شکل محدود شده بود، به دریاچه تاهو در کالیفرنیا رفت و تا پایان فصل اسکی کرد. سپس او به طور بسیار صرفه‌جویانه به چین، ژاپن و پرو سفر کرد. او سعی کرد من را متقاعد کند که بودن به عنوان یک توریست واقعاً نیاز به مهارت دارد. واضح بود که او آن مهارت را نداشت.

در پایان سال 2019، پس از انقضای توافق عدم رقابت، جف به پورتوریکو نقل مکان کرد. در آنجا، مالیات بر عایدی تقریباً به طور قانونی به صفر می‌رسد. با ۱۰,۰۰۰ دلار و احساسی مبهم اما قوی که چیزی بزرگ در راه است، او اقدام کرد.

شریک او نیز به او در پورتوریکو پیوست. آنها یک آپارتمان یک‌خوابه نزدیک به ساحل را اجاره کردند که کمتر از ۲,۰۰۰ دلار در ماه هزینه داشت. با این حال، اصطلاح "به اشتراک گذاشته شده" به نوعی دلالت بر هم‌زیستی داشت که جف تقریباً هیچ زمانی برای آن نداشت. بدون حتی داشتن یک مانیتور، او تلویزیون را تصاحب کرد و فضای کار خود را در اتاق نشیمن راه‌اندازی کرد. برای حدود یک سال اول، او احتمالاً تنها حدود ۳۰ دقیقه در روز را به شریکش اختصاص می‌داد و بقیه زمان به الگوریتم معاملاتی تعلق داشت که به طور مداوم در صفحه تلویزیون در حال اسکرول بود.

جف حداقل ۱۴ ساعت در روز کار می‌کند و به راحتی بیش از ۱۰۰ ساعت در هفته را پشت سر می‌گذارد. او با نوشتن اسکریپت‌هایی به زبان پایتون شروع کرد و به تبادل‌های مختلف ارزهای دیجیتال متصل شد و به برنامه اجازه داد که به نمایندگی از او ۲۴ ساعته و ۷ روز هفته معامله کند. او این برنامه‌ها را تماشا می‌کند، به طور مداوم منطق را بهینه‌سازی می‌کند، داده‌ها را پیگیری می‌کند و اگر سیستم طبق انتظار عمل نکند، آن را متوقف کرده و دوباره می‌نویسد.

توانایی او در انجام این کار ناشی از این واقعیت است که بازار ارزهای دیجیتال به گونه‌ای به جهان باز است که مالیات سنتی هرگز نبوده است. در بازار سهام—مشابه معاملاتی که او در HRT انجام می‌داد—اگر بخواهید یک معامله واحد در یک تبادل واحد انجام دهید، باید به ۱۳ تبادل عمومی در سه مرکز داده بزرگ در نیوجرسی متصل شوید، با مجموعه‌ای پیچیده از مقررات SEC به نام Reg NMS مطابقت داشته باشید و داده‌های آتی CME را از شیکاگو از طریق لینک‌های مایکروویو دریافت کنید، با هزینه‌های زیرساختی اولیه که به ده‌ها میلیون دلار می‌رسد. با این حال، در بازار ارزهای دیجیتال، چه شما یک کارمند HRT باشید و چه یک اپراتور تنها در مقابل تلویزیون، همه به همان زیرساخت فرسوده‌ای که در اصل برای صفحات وب طراحی شده است به نام HTTP متصل می‌شوند. شما فقط نیاز دارید که یک سرور در Amazon Cloud اجاره کنید.

برای نزدیک به دو سال، شریک جف هیچ ایده‌ای از آنچه در انتهای دیگر تلویزیون در حال وقوع بود نداشت. زندگی آنها به نظر تغییر نکرده بود. اجاره پرداخت شده، وعده‌های غذایی خورده شده. او می‌دانست که او متعهد و پرانرژی است، فکر می‌کرد که احتمالاً او در حال انجام کار خوبی است، اما نمی‌توانست هیچ مدرک ملموسی از موفقیت ببیند. تا یک شب جمعه در تابستان ۲۰۲۱، او سعی کرد او را به بیرون رفتن برای یک رزرو شام که یک هفته قبل انجام داده بود، ترغیب کند. او به طور قاطع از رفتن امتناع کرد.

"تو نمی‌فهمی،" او به او گفت، "اگر این باگ را حالا درست نکنم، ۱۰۰,۰۰۰ دلار از دست می‌دهم."

بعد از آن شب، جف تصمیم گرفت این را به یک شرکت واقعی تبدیل کند. او به یک نفر نیاز داشت که بتواند در همه چیز به جز برنامه‌نویسی به او کمک کند.

در زمان او در هاروارد، کسی در خانه پفورزهایم بود که به نظر می‌رسید همه چیز در زندگی را همزمان تحت کنترل دارد—قابلیتی که برای او بسیار بیگانه بود و تقریباً فرابشری به نظر می‌رسید. اما تا جایی که او می‌دانست، iliensinc در آن زمان در آسیا بود و به عنوان رئیس ستاد در یک شرکت سرمایه‌گذاری خطرپذیر فعالیت می‌کرد و بین توکیو، سئول و هنگ کنگ در حال رفت و آمد بود.

وقتی بالاخره با او تماس گرفت، متوجه شد که او در واقع در سان فرانسیسکو است. همه‌گیری سفر را متوقف کرده بود و شغلی که قبلاً او را به سراسر آسیا می‌برد، به مجموعه‌ای از تماس‌های کنفرانسی شبانه در آپارتمانش تبدیل شده بود. جف نیازهایش را به او توضیح داد. او توصیف شغلی رسمی، هیچ عنوانی و به سختی توضیح داد که دقیقاً او چه کاری انجام خواهد داد. اما او سه سال را به ارزیابی کارآفرینان به عنوان یک سرمایه‌گذار گذرانده بود. هر چه جف توصیف می‌کرد، او احساس می‌کرد که این یک وضعیت ریسک‌پذیر نیست.

شرکت به طور رسمی نامی گرفت: چمئلئون تریدینگ. iliensinc شروع به همراهی او در جلسات زوم با تیم‌های توسعه کسب‌وکار بورس‌های مختلف کرد و لایه‌ای از حرفه‌ای‌گری به این کسب‌وکار افزود، که در دنیای فیزیکی فقط یک "نمایش یک نفره بالای یک ساختمان در کنار دریاچه سان خوان" بود. زیر آن سازندگان بازار به اندازه نهنگ—مانند Jump Trading، Tower، HRT و Jane Street—لایه دیگری از سازندگان بازار ناشناس وجود داشت که اندازه آن برای دنیای بیرونی تأیید آن دشوار بود. چمئلئون مهم‌ترین در میان آن‌ها بود.

تا سال ۲۰۲۲، جف شروع به احساس بی‌قراری کرد. تا آن زمان، او چهار سال را در دنیای کریپتو گذرانده بود و به بازارهای مختلف، هم متمرکز و هم غیرمتمرکز، دسترسی پیدا کرده و به طور عمیق با آن‌ها درگیر شده بود. او شروع به اهمیت دادن نه تنها به سود و زیان خود کرد. بیت‌کوین به جهان راهی برای نگهداری و انتقال وجوه بدون اتکا به واسطه‌های مورد اعتماد داده بود؛ اتریوم کامپیوتری فراهم کرده بود که هیچ فردی نمی‌توانست آن را خاموش کند. بین این دو، تقریباً همه چیز لازم برای بازسازی سیستم مالی مشخص شده بود. اما این صنعت تقریباً هیچ چیز قابل توجهی نساخته بود. دو بورس بزرگ‌ترین—بایننس و کوین بیس—هنوز هم متمرکز بودند. صنعت کریپتو بارها و بارها آنچه را که قرار بود حذف کند، به عقب آورد.

آن تابستان، iliensinc یک دوره تیم‌سازی آفلاین در یک هتل در حومه انگلیس ترتیب داد. تا آن زمان، او چاملیون را به یک تیم شش نفره گسترش داده بود. جف به او یک بودجه بیت‌کوین داد. تیم به لندن پرواز کرد، از موزه بریتانیا بازدید کرد و چند روز در یک ملک حومه‌ای اقامت داشت. رهبر—که برای اولین بار به مدت طولانی از صفحه دور بود—به نظر نمی‌رسید که واقعاً آرامش داشته باشد.

در پورتوریکو، تجارت ادامه داشت. اما جف به تیم گفت که قرار است چیزی جدید بسازند. او مطمئن نبود که دقیقاً آن چه بود. او چند ایده داشت، اما هیچ‌کدام او را کاملاً قانع نکرد. تنها چیزی که می‌دانست این بود که دیدگاه اصلی ساتوشی ناکاموتو برای بیت‌کوین به آرامی توسط این صنعتی که خود ساتوشی آن را آغاز کرده بود، دفن می‌شد. و این برای کسی که میلیون‌ها دلار در این صنعت بدون ساختن چیزی از آن خالی‌ها به دست آورده بود، نباید چنین تأثیر قابل توجهی داشته باشد.

برای تیم، جف به نظر می‌رسید که "او برای کمی آرامش بیرون رفته و سپس مشکلات از او خارج شده‌اند."

در نوامبر 2022، سومین بورس بزرگ ارز دیجیتال جهان، FTX، در عرض نه روز سقوط کرد. این بورس وام‌های سپرده‌های کاربران را به آلامدا ریسرچ—یک شرکت تجاری که توسط دوست دختر بنیان‌گذار اداره می‌شد—می‌داد. زمانی که کاربران درخواست بازگشت پول خود را کردند، دیگر آنجا نبود. کمتر از نیم سال پیش، ترا، یک اکوسیستم کریپتویی 500 میلیارد دلاری، نیز در عرض سه روز به صفر رسید. این اکوسیستم سعی کرده بود ارزی را بر اساس منطق خود سیستم بسازد که به دلار متصل باشد، اما الگوریتمی که برای حفظ این اتصال طراحی شده بود، به جای آن، سقوط آن را تسریع کرد. دو پروژه بزرگ صنعت در کمتر از نیم سال به پایان رسیدند.

جف به اندازه کافی دیده بود.

او به تیم شش نفره‌اش گفت که تجارت در اینجا متوقف می‌شود. شما ممکن است مخالف باشید، اما چمليون تمام شده است. اگر من اشتباه می‌کنم، همیشه می‌توانیم به تجارت برگردیم. برخی از اعضای تیم مخالف بودند و برخی نیز رفتند. اما این تصمیم او را متزلزل نکرد. هیچ سرمایه‌گذاری برای مشاوره، هیچ هیأتی برای متقاعد کردن—این پول خودش بود، تصمیم خودش. و حالا، یک مأموریت جدید ظهور کرد.

"در آن زمان بیش از حد مطمئن بودم و فکر می‌کردم که FTX نقطه عطفی برای کاهش صرافی‌های متمرکز خواهد بود،" جف به من گفت. "اما در واقع کمک کرد، زیرا مرا مصمم کرد که به دنبال این بازار بزرگ بروم."

بازاری که او به آن اشاره می‌کرد، قرارداد دائمی است.

قرارداد دائمی از بینش اقتصاددان رابرت شیلر در دهه 1990 ناشی می‌شود. قراردادهای آتی سنتی تاریخ انقضا دارند. در زمان انقضا، معامله‌گران یا دارایی پایه—مانند نفت، گندم، یا شکم خوک—را تحویل می‌گیرند یا موقعیت‌ها را می‌بندند و دوباره باز می‌کنند و هر بار هزینه‌هایی را متحمل می‌شوند. شیلر سوالی نسبتاً واضح مطرح کرد: اگر به سختی کسی که در قراردادهای آتی شکم خوک تجارت می‌کند واقعاً شکم خوک‌ها را می‌خواهد، چرا باید قرارداد را مجبور به انقضا کرد؟

بازارهای سنتی راه‌حل‌های قابل اجرایی در حال حاضر داشتند، بنابراین نیازی به تغییر نبود. اما در سال 2016، یک صرافی رمزارز به نام BitMEX فرصتی را دید. از آن زمان، قراردادهای دائمی به حالت غالب تجارت در بازار رمزارز تبدیل شده‌اند. این قراردادها هرگز منقضی نمی‌شوند و به معامله‌گران اجازه می‌دهند که با اهرم‌های بسیار بالا، اغلب ۱۰ برابر یا ۲۰ برابر سرمایه خود، موقعیت‌ها را حفظ کنند. هزینه‌ها و تصفیه‌هایی که به همراه دارند، صرافی‌های متمرکز ارزهای دیجیتال را به یکی از سودآورترین شرکت‌ها در این صنعت تبدیل کرده است.

با این حال، تا پایان سال ۲۰۲۲، هنوز نسخه‌ای واقعاً کاربرپسند و غیرمتمرکز در دسترس نبود. دلیل این امر در فناوری زیرساختی نهفته است. بیشتر بازارهای مدرن بر اساس دفتر سفارش عمل می‌کنند. خریداران قیمت‌هایی را که مایل به پرداخت هستند اعلام می‌کنند، فروشندگان قیمت‌هایی را که مایل به پذیرش هستند اعلام می‌کنند و زمانی که این دو با هم مطابقت پیدا کنند، معامله‌ای انجام می‌شود. هرچه تعداد شرکت‌کنندگان بیشتر باشد، فاصله بین قیمت خرید و فروش باریک‌تر می‌شود. از بورس نیویورک تا بایننس، عمدتاً همان مکانیزم وجود دارد.

اما دفتر سفارش فقط به معاملات مربوط نمی‌شود؛ بلکه باید با سیل مداوم به‌روزرسانی‌های قیمت نیز کنار بیاید - معامله‌گران بارها و بارها قیمت‌ها را اصلاح می‌کنند، اغلب چندین بار قبل از اینکه یک معامله واقعی انجام شود. زنجیره‌های بلوکی موجود به سادگی برای این کار مناسب نیستند. آنها بسیار کند، بسیار گران و بسیار دست و پاگیر هستند. هر به‌روزرسانی هزینه‌ای دارد و نیاز به تأیید دارد. اجرای یک دفتر سفارش بر روی چنین زنجیره‌ای مانند تلاش برای اجرای بورس نیویورک بر روی اینترنت دایال آپ است.

تا پایان سال ۲۰۲۲، جف و تیمش تمام زنجیره‌های بلوکی که پروژه‌های دیگر بر روی آنها ساخته شده بودند را بررسی کردند و هیچ‌کدام را که نیازهایشان را برآورده کند، نیافتند. بنابراین، آنها زنجیره بلوکی خود را ساختند. سه ماه بعد، هایپرلیکوئید زنجیره بلوکی سفارشی و قدرتمند کافی برای راه‌اندازی یک صرافی داشت. سپس جف بخش قابل توجهی از آن سال را در توییتر صرف ترویج هایپرلیکوئید کرد و توضیح داد که این پلتفرم چه چیزی ارائه می‌دهد و چرا برتر از هر چیزی است که صنعت به آن عادت کرده است.

معضل صرافی این است: تا زمانی که "مفید" نباشد، کاملاً بی‌فایده است. یک خریدار وارد یک بازار خالی می‌شود و هیچ فروشنده‌ای پیدا نمی‌کند. راه‌حل سنتی این است که به یک سازنده بازار پرداخت شود تا اطمینان حاصل شود که هر کسی که به اینجا می‌آید، یک طرف مقابل برای تطابق دارد. شما می‌توانید به آنها به صورت نقدی، سهام، یا سهام توکنی پرداخت کنید. هایپرلیکوید نیز خواهان‌های زیادی داشت. یکی از آنها به‌طور مستقیم به ایلیانسین گفت که شرکتش یک "سازنده پادشاه" است.

"اگر به ما پرداخت نکنید، هرگز بالا نخواهید رفت."

آنها پرداخت نکردند. هیچ‌یک از آنها پرداخت نکردند.

هایپرلیکوید در پایان فوریه 2023 به‌صورت زنده آغاز به کار کرد. در طول ماه‌های مارس و آوریل، کاربران عمدتاً گروهی از جمع‌آورندگان NFT بودند که هرگز قراردادهای دائمی را معامله نکرده بودند و در معاملات کوچک 10 دلاری شرکت می‌کردند و از طریق مسابقات شبیه‌سازی شده درباره اهرم یاد می‌گرفتند. اصلاً هیچ "کاربر فرقه جف" واقعی وجود نداشت.

تا ماه مه، جف آن استراتژی‌ها را که چاملیون را به یکی از موفق‌ترین خدمات معاملاتی ناشناس در فضای کریپتو تبدیل کرده بود، جمع‌آوری کرد و در یک خزانه زنجیره‌ای قرار داد: HLP (تأمین‌کننده هایپرلیکوید). شما می‌توانستید 10 دلار یا 10 میلیون دلار به آن واریز کنید. هیچ هزینه مدیریتی یا سهام عملکردی وجود نداشت. این خزانه استراتژی‌های خودکار را اجرا می‌کرد و هر دلار سود به واریزکننده می‌رسید. تمام حساب‌ها به‌طور مستقیم در بلاک‌چین ثبت می‌شدند. حتی اگر فقط 10 دلار واریز می‌کردید، می‌توانستید رشد 10 دلاری خود را به‌صورت زنده مشاهده کنید. اگر FTX به این شکل ساخته شده بود، جعبه سیاه آلامدا باید برای تمام دنیا شفاف می‌بود.

به‌یک‌باره، HLP دو مشکل را حل کرد. این به صرافی نقدینگی ارائه می‌داد؛ و کاربرانی که نقدینگی ارائه می‌دادند با چیزی مواجه می‌شدند که مالی سنتی هرگز به‌طور واقعی به عموم ارائه نکرده بود. یک کاربر اولیه به من گفت که این تقریباً اولین بار در تاریخ بود که یک فرد عادی می‌توانست بدون هزینه در استراتژی‌های معاملاتی با فرکانس بالا سرمایه‌گذاری کند.

"اگر جف مایل بود که ۲٪ هزینه مدیریت به علاوه ۵۰٪ هزینه عملکرد دریافت کند، من نیز بدون تردید سرمایه‌گذاری می‌کردم،" کاربر به من گفت. "اما در واقع، یک فرد عادی بدون پیشینه و ارتباطات، نشسته در هر گوشه‌ای از جهان می‌تواند به یکی از بزرگ‌ترین استراتژی‌های بازارسازی در کریپتو دسترسی پیدا کند." مردم هنوز نمی‌دانند که این چقدر خاص است."

در آن زمان، تقریباً هیچ‌کس نمی‌فهمید. تا پاییز، در حالی که دارایی‌های کریپتو هر روز در حال افزایش بودند، کاربران سپرده‌گذاری شده در HLP شاهد کاهش موجودی خزانه بودند در حالی که بیت‌کوین به شدت افزایش می‌یافت. خود الگوریتم به خوبی عمل کرد و از طریق معاملات سود کسب کرد، اما به دلیل اینکه همه چیز بر روی زنجیره اجرا می‌شد، نمی‌توانست ریسک کلی بازار را پوشش دهد. سازندگان بازار سنتی می‌توانستند ریسک‌ها را در سایر صرافی‌ها جبران کنند، که HLP برای این کار طراحی نشده بود. بنابراین، با اینکه در هر معامله سودآور بود، در واقع در یک موقعیت "کوتاه" در یک بازار به طور مداوم در حال افزایش بود. مردم عصبانی بودند. پروژه‌های دیگر در توییتر و دیسکورد به هایپرلیکوید حمله کردند و جف به مقابله پرداخت. در آن زمان هنوز به اندازه کافی زود بود که او این مسائل را به طور شخصی می‌گرفت.

اما HLP هرگز قرار نبود پاسخ نهایی باشد. جف آن را با هدف تأمین نقدینگی قبل از ورود سازندگان بازار مستقل ساخت. او می‌دانست که آن سازندگان بازار در نهایت فرصت را غنیمت خواهند شمرد. تقاضا به شدت از عرضه پیشی گرفته بود و اسپرد قابل توجه به معنای پول آسان برای کسانی بود که مایل به ایجاد بازار بودند. او مستندات نوشت، رشته‌های طولانی توییت کرد که توضیح می‌داد بازارسازی چیست و به طور شخصی شرکت‌های مختلف را راهنمایی کرد تا ارتباط برقرار کنند. با این حال، بیشتر مردم همچنان مردد بودند. سایر صرافی‌ها به سازندگان بازار پرداخت می‌کردند، اما جف از این کار امتناع کرد؛ در عین حال، خود HLP نمی‌توانست به طور نامحدود برای پر کردن این شکاف مقیاس‌پذیر باشد.

"آلامدا کلید عملیات FTX است،" او گفت. "ما نمی‌خواهیم HLP به کلید عملیات هایپرلیکوید تبدیل شود."

همه معیارها در حال رشد بودند، همانطور که شکایات نیز افزایش می‌یافتند. به طور منطقی، سازندگان بازار باید تا کنون رسیده باشند. اما اگر آنها نرسیده بودند و کاربران زودتر می‌رفتند، همه چیز به پایان می‌رسید.

با این حال، همیشه یک نوع شخص وجود داشت که به موقع حاضر می‌شد.

سرمایه‌گذاران ریسک‌پذیر.

تحلیلگران آنها مدت‌هاست که از این صرافی به طور خصوصی استفاده می‌کردند و یکی یکی به شرکا می‌گفتند: این چیز واقعاً خوب است. بنابراین، شرکا شروع به تماس کردند. جف و iliensinc هرگز در هیچ ترویج جمع‌آوری سرمایه‌ای شرکت نکرده بودند. آنها هیچ دکمه‌ای برای نمایش جاده نداشتند. پروتکل درآمدی از کارمزد تولید می‌کرد، اما از ابتدا، جف اصرار داشت که هیچ‌یک از آن درآمدها نباید به تیم برسد. وقتی سرمایه‌گذاران ریسک‌پذیر برای جلسات آنلاین شدند و از یک دکمه خواستند، جف و iliensinc فقط با آنها صحبت کردند و در پایان مکالمه، طرف مقابل بالاخره متوجه می‌شد: نه، چنین چیزی وجود ندارد.

تا ژانویه 2024، برخی از صندوق‌ها قبلاً به صورت حضوری بازدید کرده بودند. iliensinc با این موضوع بسیار آشنا بود. او قبلاً یک سرمایه‌گذار بوده است، بنابراین شروع به توضیح شرایط مختلف تأمین مالی به جف کرد و به او یادآوری کرد که کدام حقوق نیاز به احتیاط ویژه دارند. برای حدود دو هفته، او این رویه را دنبال کرد.

"این تقریباً مانند یک غریزه بود،" او به من گفت، "وقتی سرمایه‌گذاران ریسک‌پذیر شروع به زنگ زدن کردند، فکر کردم: اوه، به نظر می‌رسد زمان جمع‌آوری سرمایه فرا رسیده است."

تنها شرط او این بود که فقط یک برگه شرایط با ارزشی بالای 1 میلیارد دلار را در نظر بگیرد. کمتر از یک سال قبل از اینکه Hyperliquid به صورت زنده راه‌اندازی شود، بود. تیم هر ماه صدها هزار دلار می‌سوزاند، همه از پس‌اندازهای جف. وقتی یک سرمایه‌گذار قیمت مورد نظرش را اعلام کرد، جف یک آخر هفته را به طور جدی به آن فکر کرد.

او به افرادی رفت که شرکت‌هایی راه‌اندازی کرده بودند و از خود سرمایه‌گذاران خطرپذیر پرسید: معنی جمع‌آوری سرمایه چه بود؟ اما آنها نتوانستند او را قانع کنند که چرا "پول آنها" از "پول خود" ارزشمندتر خواهد بود. در یک مقطع، او احساس کرد که گفتن "نه" به نظر کار درستی می‌رسد. زمانی که آن احساس در او جا گرفت، همه چیز به پایان رسید.

در صبح روز دوشنبه، او به iliensinc گفت:

「ما این پول را نمی‌گیریم.」

「چه خبر؟」

او به سختی می‌توانست این را باور کند. او کسی بود که پول را مدیریت می‌کرد و می‌دید که به آرامی می‌سوزد. اکنون یک صندوق پوشش‌دهنده وجود داشت که حاضر بود نزدیک به ۱۰۰ میلیون دلار سرمایه‌گذاری کند و او، پس از اینکه او دو هفته کامل را برای جمع‌آوری سرمایه آماده کرده بود، ناگهان تصمیم به رد کردن آن گرفت. واکنش بقیه تیم به این موضوع بهتر نبود.

او به صندوق زنگ زد و به‌طور رسمی آن را رد کرد. آنها هم به این موضوع باور نداشتند. آیا شما شرایط کسی دیگر را پذیرفته‌اید؟ نه. هایپرلیکوئید یک شرکت نیست؛ این یک پروتکل است. از روز اول، بی‌طرفی آن مهم‌ترین چیز بود.

「اگر بیت‌کوین در آن زمان پول سرمایه‌گذاری خطرپذیر جمع‌آوری کرده بود،」 او گفت، 「واقعاً فکر نمی‌کنم که هنوز هم بیت‌کوین باشد. ارزش پیشنهادی اصلی آن به‌طور کامل نابود می‌شد.」

و علاوه بر این، او به پول نیاز نداشت. تا به امروز، بسیاری از هزینه‌های تیم هنوز هم توسط خود جف پرداخت می‌شود.

در تاریخ ۲۸ ژانویه ۲۰۲۴، او چهار خط توییت کرد:

هیچ سرمایه‌گذاری.
هیچ سازنده بازار پرداختی.
تیم توسعه هیچ هزینه‌ای دریافت نمی‌کند.
هیچ فرد داخلی.

هایپرلیکوید تنها یک جلسه در هر روز دارد: جلسه صبحگاهی. در روز دومم در سنگاپور، شاهد این جلسه بودم. تیم دور یک صفحه‌نمایش با یک مهندس جمع شده بودند. بالای صفحه‌نمایش یک اژدهای نرم نشسته بود. در آن لحظه، آنها در حال آزمایش یک ویژگی جدید به نام حاشیه پرتفوی بودند و تقریباً تمام بحث‌ها درباره "جایی که ممکن است اشتباه پیش برود" بود. اما برای مدت طولانی، این واقعاً یک گفت‌وگو نبود. جف دستانش را روی سینه‌اش می‌گذاشت، سرش را پایین می‌آورد و به پاهای برهنه‌اش در فکر خیره می‌شد. مهندسی که در کنار او ایستاده بود نیز همین کار را می‌کرد. این سکوت نه awkward بود و نه کوتاه، و هیچ‌کس در اتاق آن را عجیب نمی‌دانست.

جو این جلسه، تا حدی، به شخصیت مربوط می‌شود. تیم بسیار جوان است، از ۲۴ تا ۳۱ سال سن، و تقریباً همه آنها افراد درون‌گرا و بسیار باهوش هستند. اما وقتی بعد از آن از جف پرسیدم که آیا معمولاً زیاد مطالعه می‌کند، پاسخ او به من احساس کرد که اوضاع به سادگی "خجالتی" نیست.

「بر اساس استاندارد بهینه در نظر اکثر مردم، من خیلی کمتر مطالعه می‌کنم.」 او عینک با قاب تیره‌اش را تنظیم کرد، لبخند زد و گفت، 「اگر یک کتاب واقعاً قرار است به شما به گونه‌ای نفوذ کند که شما را به طور دائمی تغییر دهد، در واقع زمان زیادی می‌برد. از نظر بازگشت سرمایه زمان، این چندان ارزشمند نیست.

او کمی چانه‌اش را بالا برد - یک حرکت کوچک که بعداً با آن آشنا شدم - تقریباً مانند کسی در یک هواپیما که سعی دارد فشار گوش‌هایش را برابر کند. یک خطر خاص برای جوانان در صنعت فناوری این است که دیر یا زود به شما خواهند گفت: آنها مطالعه نمی‌کنند. بنابراین وقتی جف اضافه کرد که احتمالاً هر دو ماه یک کتاب می‌خواند و همچنین منتظر نشستن یک روز برای تمام کردن همه کتاب‌هایی است که هنوز نخوانده، واقعاً احساس راحتی کردم. سپس او ادامه داد که چرا در حال حاضر باید منتظر خواندن کتاب‌های بیشتر باشد.

او گفت: "اگر شما اولین کسی نیستید که کاری را انجام می‌دهید، پس احتمالاً ارزش وقت شما را ندارد که آن را انجام دهید." این واقعاً طرز فکر من است. عمل کردن بر اساس این فرض، خواندن واقعاً کمکی نمی‌کند. زیرا اگر آنچه شما انجام می‌دهید، قبلاً مواد زمینه‌ای کافی در دسترس دارد، احتمالاً قبلاً انجام شده است. از آنجا که این کار انجام شده، چرا شما باید آن را انجام دهید؟

تا پایان سال 2023، هایپرلیکوید با مشکلی در دنیای ارزهای دیجیتال مواجه شد که الگوی مشخصی داشت. و جف، مانند دفعات قبلی، هیچ علاقه‌ای به پیروی از آن سناریو نداشت.

توکن یک پروژه در ارزهای دیجیتال به این معنی است که دارندگان می‌توانند در موفقیت پروژه شریک شوند. اینکه چه کسی ابتدا توکن را دریافت می‌کند و تحت چه شرایطی، معمولاً از طریق یک "سیستم امتیاز" توزیع می‌شود. تیم پروژه اعلام کرد که رفتار کاربران در پلتفرم امتیاز کسب خواهد کرد و همه فرض کردند که این امتیازها در نهایت برای توکن‌ها مبادله خواهد شد. در نتیجه، تعداد زیادی از مردم به سرعت وارد شدند و سعی کردند تا حد امکان امتیاز جمع کنند قبل از اینکه مبادله انجام شود.

مسئله این است که اکثریت کسانی که واقعاً وارد شدند، نمی‌توانند به عنوان "کاربران" در نظر گرفته شوند. آنها تیم‌های حرفه‌ای کلاهبرداری هستند که فرمول امتیاز را معکوس مهندسی می‌کنند، از استراتژی‌های خودکار برای حداکثر کردن بازده استفاده می‌کنند و سپس می‌روند. گروه کاربرانی که واقعاً قرار بود پاداش بگیرند، تنها می‌توانند تکه‌های باقی‌مانده از آنها را جمع‌آوری کنند.

نسخه هایپرلیکوید در 1 نوامبر 2023 راه‌اندازی شد. کاربران در پلتفرم معامله کردند و به صورت هفتگی امتیاز جمع کردند، اما این طرح فرمول عمومی نداشت. هیچ کس دقیقاً نمی‌دانست که چگونه کار می‌کند. هر جمعه، iliensinc امتیازهای هفته را اعلام می‌کرد و سپس نوعی آیین ثابت شکل می‌گرفت: کاربران به دیسکورد خیره می‌شدند و منتظر بودند تا حساب او شروع به نشان دادن "در حال تایپ" کند، سپس همه به سرعت برای مقایسه اینکه چقدر دریافت کرده‌اند، خارج می‌شدند و اسکرین‌شات‌ها را به اشتراک می‌گذاشتند و در مورد اینکه کل سیستم چگونه امتیازها را محاسبه می‌کند، گمانه‌زنی می‌کردند.

"پاداش دادن به کاربران واقعی بسیار مهم است،" جف گفت، "تعریف آن دشوار است، اما سیستم امتیازهای هایپرلیکوئید ممکن است نسبت 'کشاورزان حرفه‌ای' را از 99% به 20% کاهش داده باشد."

در این زمان، آن سازندگان بازار که جف از پرداخت مستقیم به آنها خودداری کرده بود، یکی یکی به صحنه وارد شدند. یکی از آنها یکی از بزرگترین سازندگان بازار در بایننس بود. پس از FTX، او به ویژه در مورد تمام مکان‌های تجاری جدید محتاط بود. اما او چندین آشنا مشترک داشت که به شدت از جف تعریف می‌کردند. در سپتامبر 2023، در یک کنفرانس در سنگاپور، او برای اولین بار با جف و iliensinc ملاقات کرد.

"جف بسیار بلندپرواز است، اما متکبر نیست،" سازنده بازار به من گفت. "او در توصیف آنچه می‌خواست انجام دهد، بسیار محتاط بود و تقریباً تمام نکات کلیدی هم‌راستا بودند."

او به محض اینکه از در خارج شد، به تیم پیام داد: ما باید ادغام کنیم.

دو هفته بعد، آنها به طور رسمی راه‌اندازی شدند.

و زمانی که سازنده بازار واقعاً ادغام شد، او جزئیات بسیاری را در پلتفرم پیدا کرد که تنها معامله‌گران متوجه آن می‌شدند. هایپرلیکوئید یک "سرعت‌گیر" داخلی ساخت که کار را برای تهاجمی‌ترین شرکت‌های کمی دشوارتر می‌کرد تا سایر سازندگان بازار را هدف قرار دهند. بعداً، این مکانیزم به طور گسترده‌ای در صنعت کپی شد. نتیجه این بود که سازندگان بازار می‌توانستند نقدینگی عمیق‌تری ارائه دهند بدون اینکه مجبور باشند خود را به لبه رقابت تأخیر برسانند تا زنده بمانند. جف اساساً به طور پیشگیرانه مقداری از حجم تبادل — حجم تولید شده توسط سازندگان بازار که یکدیگر را هدف قرار می‌دهند — را در ازای قیمت‌های اجرایی بهتر برای کاربران عادی قربانی می‌کرد.

این معامله به کاهش درآمد خود هایپرلیکوئید منجر می‌شد.

همچنین در همان کنفرانس — Token2049 — بود که جف و iliensinc تصمیم به جابجایی تیم گرفتند. جف به من گفت که چشم‌انداز نظارتی برای مشتقات کریپتو در ایالات متحده بسیار نامشخص بود و ادامه ساخت در آنجا احساس می‌شد که یک ریسک غیرضروری است. وکیلی که من با او مصاحبه کردم، آن دوره را به عنوان این توصیف کرد که نهادهای نظارتی ایالات متحده "تقریباً از هر ابزاری در زرادخانه خود برای بیرون راندن این فناوری از ایالات متحده استفاده می‌کنند." iliensinc بین هنگ کنگ، سوئیس و سنگاپور در حال وزن‌کشی بود و در نهایت بر روی سنگاپور تصمیم گرفت. این مکان مدرن، امن و بدون حواس‌پرتی‌های زیاد بود.

تا بهار ۲۰۲۴، تیم همه جا به مکان جدیدی منتقل شده بودند. جف اینجا را دوست داشت زیرا این شهر-دولت به اندازه کافی "کسل‌کننده" بود. زندگی او تنها دو حالت داشت: کار و ورزش. او شنا می‌کرد، می‌دوید، هر چیزی که او را خسته کند بدون اینکه خطر آسیب‌دیدگی داشته باشد، مجاز بود. این اصل از یک حادثه ناشی می‌شد که او در حین رانندگی با یک موتورسیکلت در پورتوریکو داشت، که باعث شد صورتش زخمی شود و نتواند به مدت یک هفته به طور کامل پشت یک کیبورد بنشیند. ورزش تنها برای پاکسازی ذهن او وجود داشت تا بتواند به عقب برگردد و به ساخت ادامه دهد. تنها تسهیلات تفریحی او صبح‌های روز یکشنبه بود. بقیه هفته متعلق به هایپرلیکوئید بود. او حتی موهای خود را کوتاه می‌کرد زیرا، در نهایت، رفتن به آرایشگاه نیز زمان می‌برد.

او هیچ چیز غیرعادی در این مورد نمی‌دید. یا به طور دقیق‌تر، او احساس می‌کرد که رویکرد اکثر مردم به کار به طور غیرعادی سست است.

"من فکر می‌کنم مردم به طور کلی کمی بیش از حد نرم هستند،" او گفت. "مغز نیز یک عضو است. اگر نیاز دارید که بیشتر کار کنید، می‌توانید خود را برای انجام آن آموزش دهید."

او قبلاً یاد گرفته بود که این مجموعه از خواسته‌ها را بر روی تیم تحمیل نکند. همه هر روز در ظهر با هم ناهار می‌خوردند و دور یک میز چوبی سیاه مانند یک خانواده نشسته بودند. هر پنجشنبه، آنها چیپوتل می‌خوردند. از آنجا که در سنگاپور هیچ چیپوتله‌ای وجود نداشت، آنها دستورالعمل‌های منو را به سرآشپز دادند که اکنون غذا را تهیه می‌کند. گفتگوهای زمان ناهار معمولاً به این سمت می‌رفت که هر کس اخیراً چه چیزی تماشا یا گوش داده است. هرگاه این اتفاق می‌افتاد، جف معمولاً ساکت می‌شد و نگاهی به چهره‌اش می‌افتاد که نشان می‌داد به چیز دیگری فکر می‌کند و احتمالاً واقعاً به چیز دیگری فکر می‌کرد.

همچنین در همان بهار بود که حجم معاملات روزانه قرارداد دائمی هایپرلیکوئید از ۱ میلیارد دلار فراتر رفت و زیرساخت‌های آن تحت فشار شروع به صدا کردن کرد. یک بعدازظهر، سیستم هشدار به صدا درآمد و همچنان به زنگ زدن ادامه داد. پلتفرم نمی‌توانست با هجوم کاربران جدید کنار بیاید. این اولین زمان خرابی هایپرلیکوئید بود. اما آنچه که مردم خارج از دفتر واقعاً به آن اهمیت می‌دادند، توکن آینده هایپرلیکوئید بود.

در ماه مه، جف یک نقشه راه برای شش ماه آینده در توییتر منتشر کرد. این نقشه پر از آرزوهای فنی مختلف بود. هیچ کلمه‌ای به توکن اشاره نکرده بود.

در ماه‌های قبل، هایپرلیکوئید از معاملات مشتقه به معاملات نقدی گسترش یافته بود. اولین توکن نقدی که فهرست کرد، «پر» نام داشت که به آن گربه نامگذاری شده بود. راه‌اندازی معاملات نقدی یک گام ضروری بود: برای صدور توکن هایپرلیکوئید، تیم به یک بازار نقدی برای معامله آن نیاز داشت. اما این همچنین مشکلی را معرفی کرد که یک صرافی دائمی هرگز با آن مواجه نشده بود. هنگام معامله قراردادهای دائمی، هیچ کس واقعاً نیازی به نگهداری دارایی پایه ندارد؛ شما فقط بر روی قیمت شرط‌بندی می‌کنید. اما با معاملات نقدی، کسی باید دارایی‌ها را نگهداری کند. و این دقیقاً همان چیزی بود که جف نمی‌خواست انجام دهد. هدف کلی سیستم این بود که کاربران کنترل دارایی‌های خود را داشته باشند.

برای حل این مشکل بدون اینکه به عنوان یک نگهدارنده عمل کند، او متوجه شد که باید هایپرلیکوئید را به عنوان یک "صرافی مبتنی بر بلاکچین" نبیند و در عوض آن را به عنوان یک "بلاکچین با قابلیت‌های صرافی داخلی" درک کند. زنجیره‌ای که تیم قبلاً برای راه‌اندازی صرافی ساخته بود، قادر به پردازش صدها هزار سفارش در ثانیه بود؛ اگر قابل برنامه‌ریزی می‌شد، به یک سیستم باز تبدیل می‌شد: هر کسی می‌توانست بر روی آن کد بنویسد و اپلیکیشن‌های مالی بسازد، درست مانند هزاران توسعه‌دهنده‌ای که مدت‌هاست بر روی اتریوم این کار را کرده‌اند. تفاوت این بود که اتریوم برای راه‌اندازی یک صرافی مناسب خیلی کند بود، به همین دلیل جف در ابتدا تصمیم به ساخت زنجیره خود گرفت.

اگر این زنجیره باز شود، دارایی‌ها می‌توانند از طریق پل‌های غیرمتمرکز بین زنجیره‌ای که خود پروتکل آن را تأمین می‌کند، به هایپرلیکوید منتقل شوند، بدون نیاز به اینکه هیچ طرف واحدی آنها را نگه‌داری کند. و هر کسی که بر روی این لایه برنامه‌پذیر اپلیکیشنی بسازد، می‌تواند به طور مستقیم به دفتر سفارشات صرافی و تمام نقدینگی که در آنجا جمع شده است، دسترسی پیدا کند. توسعه‌دهندگان می‌توانند پلتفرم‌های وام‌دهی، استیبل‌کوین‌ها، اپلیکیشن‌های معاملاتی موبایل بسازند، همه به یک بازار متصل شوند—جایی که بازیگران نهادی روزانه نقدینگی را به میلیاردها دلار اعلام می‌کنند.

جف به تشبیه‌ها علاقه‌ای ندارد. او به شما خواهد گفت که هایپرلیکوید هیچ معادل واقعی در مالیات سنتی ندارد؛ مردم همیشه سعی می‌کنند چیزهای جدید را در دسته‌های قدیمی جا دهند به جای اینکه آنها را به آنچه که هستند، درک کنند، که این یک اشتباه است. اما برای کسانی که جف نیستند، این مانند این است که آمازون در ابتدا خدمات ابری را برای حمایت از پلتفرم تجارت الکترونیکی خود ایجاد کرد، تنها برای اینکه بعداً متوجه شود که خود خدمات ابری ممکن است بزرگتر از بازار باشد. عبارتی که جف ابتدا در آن توییت استفاده کرد این بود: هایپرلیکوید کل سیستم مالی را پشتیبانی خواهد کرد.

او واقعاً نمی‌خواست این قدم را بردارد. او به من گفت که به طور ناخودآگاه هرگز نمی‌خواست این وظیفه اضافی را به خود بدهد. ادغام یک ماشین مجازی در هایپرلیکوید یک کار بزرگ است؛ تیم هیچ ایده‌ای ندارد که آیا این امکان‌پذیر است و نمی‌داند چقدر کار باید از ابتدا انجام شود. اما در یک نقطه، این خیلی واضح شد: اگر آنها این کار را نکنند، سال‌های آینده را صرف جمع‌آوری اجزایی خواهند کرد که "به نوعی شبیه بایننس و به نوعی شبیه اتریوم" هستند، و در نهایت نه شبیه هیچ‌کدام و در نهایت از این بابت پشیمان خواهند شد.

جامعه عصبانی بود. آنها انتظار داشتند که یک ایردراپ دریافت کنند، اما آنچه که دریافت کردند، توییتی بود که درباره به‌روزرسانی‌های زیرساخت صحبت می‌کرد. در بسیاری از آن نظرات برتر، به یک میم از "بریکینگ بد" اشاره شده بود: "ما چیزی خوب داشتیم." "من از این متنفرم. شما به ما خیانت کرده‌اید." کاربران فقط یک بلاک‌چین دیگر نمی‌خواهند؛ آن‌ها پول می‌خواهند. زولیان، شخصی که پس از یک مصاحبه با کاربر به تیم پیوست که قرار بود فقط ۱۵ دقیقه طول بکشد اما یک ساعت و نیم به طول انجامید، بخش زیادی از فشار را تحمل کرد.

"جف به آینده فکر می‌کند،" او به من گفت، "ما واقعاً اهمیتی نمی‌دهیم اگر چیزی در ابتدا خوب به نظر نرسد."

بر اساس گفته‌های iliensinc، پر سر و صداترین شکایت‌کنندگان در نهایت خسته شدند. در شش ماه آینده، تیم بر روی پیشرفت بازار نقدی، ساخت لایه برنامه‌پذیر، انجام آزمایش‌ها بر روی یک شبکه جداگانه و آماده‌سازی برای مکانیزم استیکینگ تمرکز کرد. سپس، در ۲۹ نوامبر، یک جمعه، HYPE بالاخره رسید.

هایپرلیکوید ۳۱٪ از کل عرضه توکن را به حدود ۹۴,۰۰۰ کاربر اولیه توزیع کرد. هیچ شرطی attached نبود و هیچ دوره‌ای برای آزادسازی وجود نداشت. اگر شما هرگز از این پلتفرم استفاده کرده‌اید و امتیاز کسب کرده‌اید، آن صبح که بیدار شدید، کیف پول شما قبلاً با توکن‌ها پر شده بود و از شب قبل ثروتمندتر بودید. با قیمت افتتاحیه، این ایردراپ بیش از ۱ میلیارد دلار ارزش داشت؛ در بالاترین قیمت تاریخ، به ارزش ۱۶ میلیارد دلار رسید. این بزرگترین انتقال ثروت در تاریخ ارزهای دیجیتال بود و هر دلار آن به کاربران رسید.

سهم خود تیم ۲۳.۸٪ است که حتی از سهم جامعه نیز کمتر است و در طول چندین سال به تدریج آزاد می‌شود. در روز ایردراپ، آن‌ها حتی یک پنی هم دریافت نکردند. سرمایه‌گذاران خطرپذیر نیز چیزی دریافت نکردند. اگر آن‌ها می‌خواهند این توکن را نگه دارند، تنها می‌توانند آن را در بازار آزاد به همان قیمت که دیگران می‌خرند بخرند و تنها جایی که می‌توانند بخرند هایپرلیکوید است زیرا این توکن در هیچ صرافی دیگری فهرست نشده است. فهرست شدن در جاهای دیگر نیز هزینه‌ای دارد؛ آن‌ها پرداخت نکردند.

آن صبح، جف نیازی به توضیح زیاد در توییتر نداشت.

"بیدار شدم و دیدم که یک ایردراپ با رقم میانه شش‌رقمی دریافت کرده‌ام،" یکی از کاربران نوشت.

دیگری پاسخ داد، "امروز، HYPE زندگی من را تغییر داد." این پول برای زندگی راحت به مدت سال‌ها کافی است، به خانواده‌ام کمک کنم و به طور فعال در بازار صعودی شرکت کنم.

کسی دیگر نوشت: "یک ایردراپ هفت رقمی، با تشکر از جف، مورد برکت الهی قرار گرفته است."

"من واقعاً احساس خوبی دارم،" جف به من گفت، "بیشتر اوقات، کسانی که واقعاً از چیزی در اوایل حمایت می‌کنند، معمولاً نمی‌توانند در سودهای بعدی آن شریک شوند و مالکیت معناداری به دست نمی‌آورند." اما این بار متفاوت است."

از او پرسیدم، حالا که همه چیز برچسب قیمت عمومی دارد، چه احساسی دارد؟

"احساس وحشتناکی دارد،" او گفت.

این یک شب چهارشنبه در اواخر مارس 2025 بود که کامپیوتر iliensinc ناگهان شروع به زنگ زدن کرد. او در آن زمان در حال مکالمه بود، بنابراین بلافاصله تماس را قطع کرد. در صفحه نمایش، موجودی HLP، خزانه جامعه Hyperliquid، در حال سقوط بود.

در چند روز گذشته، یک تاجر در حال آزمایش دفاعیات Hyperliquid با موقعیت‌های کوچک و هماهنگ بود. اکنون، آزمایش به پایان رسیده بود. طرف دیگر سه موقعیت روی یک توکن ناشناخته به نام JellyJelly باز کرده بود. این توکن دارای ارزش بازار کلی حدود 15 میلیون دلار و حجم معاملات روزانه تنها 72,000 دلار بود. یکی از آنها یک موقعیت بزرگ فروش کوتاه بود و دو تای دیگر خرید بلند بودند. موقعیت فروش کوتاه به گونه‌ای طراحی شده بود که منفجر شود. این شخص ابتدا بر روی توکنی که می‌دانست قرار است افزایش یابد، شرط بندی کرد و وقتی موقعیت سقوط کرد، این سیب داغ را به شخص دیگری منتقل می‌کرد. این مانند کشیدن پین یک نارنجک و سپس دادن نارنجک به شخص دیگری است.

"شخص دیگری" HLP بود. در Hyperliquid، اگر دفتر سفارش نتواند تصفیه یک تاجر را به اندازه کافی سریع جذب کند، خزانه جامعه موقعیت را به عهده می‌گیرد و به تدریج آن را بعداً باز می‌کند. در شرایط عادی، این یک مکانیزم روتین است. اما JellyJelly تقریباً هیچ عمق دفتر سفارشی نداشت و وقتی HLP در آن گیر کرد، راهی برای خروج وجود نداشت. در همین حال، تاجر به طور تهاجمی در حال خرید JellyJelly در بازار آزاد بود. در کمتر از یک ساعت، قیمت بیش از ۵۰۰٪ افزایش یافت. با هر جهش قیمت، خسارات خزانه‌داری افزایش یافت.

iliensinc به صفحه نمایش خیره شده بود و خسارات را که از ۵ میلیون دلار، ۸ میلیون دلار و ۱۲ میلیون دلار عبور می‌کرد، تماشا می‌کرد. هیچ مکانیزمی در سیستم برای متوقف کردن آن وجود نداشت. هیچ‌کس هرگز دنیایی طراحی نکرده بود که در آن کسی یک توکن ۱۵ میلیون دلاری را به سلاح تبدیل کند.

در سراسر آسیا و اروپا، تأییدکنندگان شروع به آنلاین شدن کردند. زنجیره بلوک Hyperliquid توسط بیش از بیست تأییدکننده مستقل که هر تراکنش را تأیید می‌کردند و با استیک کردن مقدار قابل توجهی HYPE قدرت رأی‌گیری کسب می‌کردند، نگهداری می‌شد. بسیاری از قبل از وجود توکن HYPE، از Hyperliquid استفاده می‌کردند. آنها، مانند هر کسی در هر نقطه از جهان، می‌توانستند ببینند که چه اتفاقی در دفتر کل عمومی در حال وقوع است. اما برای آنها، این فقط یک تراکنش عادی نبود. در عرض چند دقیقه، همه تأییدکنندگان رأی به حذف JellyJelly و تسویه موقعیت‌های مرتبط در قیمت‌های قبل از دستکاری دادند. تمام کاربران با موقعیت‌های قانونی جبران خسارت شدند. تنها کسی که پول از دست داد، مهاجم بود.

این رویداد در نهایت منتقدان Hyperliquid را وادار کرد تا سؤالی را بپرسند که منتظر آن بودند: یک سیستم چقدر غیرمتمرکز است که فقط بیش از بیست تأییدکننده می‌توانند قیمت‌های بازار را برگردانند و قراردادی را با عددی که خودشان انتخاب می‌کنند، تسویه کنند؟

Jeff از پاسخ دادن طفره نرفت. اندازه کوچک مجموعه تأییدکنندگان به صورت عمدی بود. سیستمی که نیاز به به‌روزرسانی هر چند هفته یک بار داشت، نمی‌توانست به طور منطقی با هزاران شرکت‌کننده هر بار هماهنگ شود. این مجموعه به تدریج در آینده گسترش خواهد یافت، اما نه به قیمت سرعت توسعه‌ای که Hyperliquid را به جایی که امروز هست، رسانده است.

«یک ماه طول کشید تا این مشکل را حل کنیم،» جف گفت. «ما مجبور بودیم از یک حمله واقعی یاد بگیریم و این احساس بدی دارد.» «اگر کسی از ابتدا به ما می‌گفت مشکل از کجا بود، خوب بود.»

هایپرلیکوئید هرگز به سازندگان بازار پول پرداخت نکرده بود و همچنین از هزینه‌های پلتفرم برای تیم سهمی نگرفته بود، اما حاضر بود تا ۱ میلیون دلار برای یک گزارش آسیب‌پذیری پرداخت کند.

«اما به وضوح، این افراد نمی‌خواستند به ما بگویند که مشکلی وجود دارد،» او گفت. «آنها می‌خواستند از آن سوءاستفاده کنند.»

با پیشرفت حمله، برخی از بزرگترین صرافی‌های متمرکز جهان، بایننس و OKX، به سرعت قراردادهای دائمی JellyJelly را در پلتفرم‌های خود لیست کردند. در توییتر، یک کاربر یي ه، یکی از مدیران عامل بایننس، را تگ کرد و او را تشویق کرد که همین کار را انجام دهد.

«اگر شما JellyJelly را راه‌اندازی کنید،» کاربر نوشت، «هایپرلیکوئید ممکن است تمام شود.»

هی یی به زبان چینی پاسخ داد:

«باشه، متوجه شدم.»

این قیمت جاه‌طلبی است. شما سواحل پورتوریکو را ترک می‌کنید، جایی که هیچ‌کس نام شما را نمی‌داند. شما به یک تلویزیون و پس‌اندازهای خود برای ساختن چیزی از صفر تکیه می‌کنید. شما ۱۰۰ میلیون دلار را رد می‌کنید. شما میلیاردها را به غریبه‌ها می‌دهید. و چه چیزی به دست می‌آورید؟

جنگ.

در سال‌های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴، هایپرلیکوئید به اندازه‌ای کوچک بود که هیچ‌کس واقعاً آن را جدی نمی‌گرفت. ایردراپ همه چیز را تغییر داد. با افزایش ارزش بازار به ۴۲ میلیارد دلار، سپس ۹۰ میلیارد دلار و حتی بیشتر، بازیگران بزرگ در دنیای ارزهای دیجیتال شروع به دیدن آینده‌ای کردند که هایپرلیکوئید ممکن است ناهار آنها را بخورد. بایننس اعلام کرد که صرافی غیرمتمرکز خود را راه‌اندازی کرده است. کوین بیس و رابینهود شروع به ارائه قراردادهای آتی کردند. پروتکل‌های جدید یکی پس از دیگری ظاهر شدند، همه با هدف هایپرلیکوئید. و سپس، کسی به دنبال جف به آسانسور ساختمان مسکونی‌اش رفت.

شاید این به تنهایی مهم نبود. اما تا سال ۲۰۲۵، حملات خشونت‌آمیز علیه دارندگان ارزهای دیجیتال تقریباً دو برابر شده بود. در فرانسه، یکی از بنیان‌گذاران یک شرکت کیف پول سخت‌افزاری، انگشتش را بریدند و مهاجم عکسی از انگشت را به شریک تجاری‌اش به عنوان باج ارسال کرد. یک خانواده در کانادا تحت شکنجه آب قرار گرفتند. انتقال ارزهای دیجیتال فوری، غیرقابل برگشت و نیازی به تأیید بانک ندارد. کسی با یک آچار و یک آدرس کیف پول کافی است تا با ثروتی فرار کند.

جف به یک محل سکونت امن‌تر نقل مکان کرد، محافظان شخصی استخدام کرد و تا حدی در امن‌ترین شهر جزیره‌ای جهان گرفتار شد. وقتی سفر می‌کرد، دو افسر حفاظت نزدیک را با خود می‌برد. ایلیانسینک به طور مکرر از اعضای تیم می‌خواست که بگویند اگر یک غریبه بپرسد کجا کار می‌کنند، چه بگویند. به همین دلیل تقریباً همه کسانی که با آنها مصاحبه کردم، با یک نام مستعار ظاهر شدند.

اما وقتی از جف پرسیدم سخت‌ترین لحظه سال ۲۰۲۵ چه بود، این نه جلی‌جلی، نه رقبای دیگر و نه محافظان بود.

این بود: سرور API.

تمام تابستان، در حالی که بیت‌کوین از ۱۰۰,۰۰۰ دلار عبور کرد، هایپرلیکوئید بیش از ۴۰۰ میلیارد دلار در تراکنش‌های ماهانه پردازش کرد و سرورهای متصل‌کننده سازندگان بازار به بلاک‌چین به طور مکرر دچار مشکل شدند. بیشتر و بیشتر مؤسسات به سیستم اضافه شدند، هر کدام سفارشات عظیم، لغوها و به‌روزرسانی‌ها ارسال کردند، در حالی که زیرساخت مسئول انتقال همه اینها به زنجیره نمی‌توانست به‌روز بماند. سفارشی که باید به طور فوری تسویه می‌شد، سه ثانیه طول کشید.

بلاک‌چین هرگز دچار زمان‌های غیرقابل دسترسی نشده است. وجوه کاربران هرگز در خطر نبوده است. اما در بازاری که سرنوشت در میلی‌ثانیه‌ها تعیین می‌شود، سه ثانیه به‌عنوان یک **زنگ خطر جف** محسوب می‌شود.

"اگر در وضعیتی که حتی یک حرکت شدید نیست، دچار ازدحام شده‌ایم،" ایلیانسینک گفت، "پس وقتی یک حرکت واقعاً شدید اتفاق بیفتد، این کاملاً غیرقابل قبول است."

جف هفته‌ها با کمترین خواب گذراند. او ساعت ۱:۳۰ بامداد به رختخواب می‌رفت و تا ساعت ۳ بامداد، بیدار می‌شد و به او گفته می‌شد که مشکل دیگری پیش آمده است. تیم تمام مجموعه سرورها را از ابتدا بازنویسی کرده بود.

در تاریخ ۱۰ اکتبر، **رویداد بزرگ** واقعی رخ داد. رئیس‌جمهور ترامپ تهدید کرد که تعرفه ۱۰۰ درصدی بر واردات چینی اعمال خواهد کرد، که منجر به تصفیه بیش از ۱۹ میلیارد دلار در موقعیت‌های اهرمی ارزهای دیجیتال در عرض ۲۴ ساعت شد، بزرگترین رویداد **تصفیه** در تاریخ این صنعت. بیش از ۱.۶ میلیون تاجر در یک **سقوط** خودتقویت‌کننده از تصفیه‌ها گرفتار شدند: فروش‌های تصفیه‌ای که قیمت‌ها را پایین می‌آوردند و تصفیه‌های بیشتری را تحریک می‌کردند و قیمت‌ها را بیشتر پایین می‌آوردند.

هایپرلیکوئید دچار زمان‌های غیرقابل دسترسی نشد و همچنین برداشت‌ها را متوقف نکرد. سرورهای بازنویسی شده به خوبی عمل کردند. اصلاحات آموخته شده از حادثه جلی‌جلی به خوبی عمل کردند. به‌عنوان آخرین پشتیبان، HLP تصفیه میلیاردها دلار در موقعیت‌ها را بر عهده گرفت و در این فرآیند ۴۰ میلیون دلار کسب کرد.

با این حال، از آنجا که هر تراکنش در بلاک‌چین هایپرلیکوئید عمومی است، هر کسی می‌توانست به‌طور دقیق حجم تصفیه آن را محاسبه کند. دیگر صرافی‌ها داده‌های خود را با همان دقت افشا نکردند. به‌عنوان مثال، بایننس تنها یک نقطه داده در هر ثانیه منتشر می‌کند. رسانه‌های اصلی به داده‌های جمع‌آوری‌شده‌ای تکیه کردند که تنها داده‌هایی را که به آن‌ها دسترسی داشتند، ارائه می‌کردند که به‌طور ذاتی گمراه‌کننده بود. در نتیجه، گزارش‌های رسانه‌ای ادعا کردند که هایپرلیکوئید بیشتر از هر صرافی دیگری تصفیه‌ها را پردازش کرده است. به نظر می‌رسید که این مکان تجاری پرخطرترین باشد، صرفاً به این دلیل که شفاف‌ترین بود.

سه روز بعد، در حالی که کل بازار ارزهای دیجیتال هنوز در حال محاسبه ضررها بود، تیم جف یک به‌روزرسانی منتشر کرد که تعیین می‌کرد هایپرلیکوید چه خواهد شد: پیشنهاد بهبود هایپرلیکوید ۳ (HIP-3). HIP-3 به هر کسی که ۵۰۰,۰۰۰ HYPE را استیک کند اجازه می‌دهد تا یک بازار قرارداد دائمی جدید در پلتفرم راه‌اندازی کند، پارامترهای خود را تنظیم کند، یک اوراکل قیمت انتخاب کند و نیمی از هزینه‌های معاملاتی را حفظ کند.

تا پایان آن سال، که به پایان سال دوم کامل فعالیت آن اشاره دارد، هایپرلیکوید تقریباً ۹۰۰ میلیون دلار سود تولید کرده بود. هیچ پنی از آن پول به تیم نرسید. ۹۹٪ از آن به‌طور خودکار برای خرید و سوزاندن HYPE استفاده شد، که به‌طور دائمی آن را از گردش خارج کرد و به‌طور مؤثری تقریباً تمام درآمدهای پلتفرم را به دارندگان توکن بازتوزیع کرد.

وقتی از ایلیانسین پرسیدم که چگونه سال ۲۰۲۵ را بررسی خواهد کرد، او گفت:

«احساس می‌کنم که بزرگ شده‌ایم.»

در آخرین بعدازظهر قبل از ترک دفتر، جف و من در کنار میز سیاه آشپزخانه نشسته بودیم، نه دور از چند بطری بازنشده ویسکی—تیم هر روز در اینجا ناهار می‌خوردند. من چند سوال باقی‌مانده را مطرح کردم.

در طول سال گذشته، هایپرلیکوید به‌طور فعال بخشی از خود را "چرخش" داده است. با کدهای سازنده‌ای که قبل از HIP-3 معرفی شده بودند، توسعه‌دهندگان مستقل می‌توانند برنامه‌های معاملاتی خود را بر اساس دفتر سفارش پلتفرم بسازند و سهمی از درآمد هزینه‌های معاملاتی کاربران را که به ارمغان می‌آورند، دریافت کنند. مت هوانگ، یکی از بنیان‌گذاران یکی از بزرگترین شرکت‌های سرمایه‌گذاری ارزهای دیجیتال، پارادایم، آن را "یک روش درخشان برای فرانچایز کردن تجربه کاربری" نامید. از اکتبر ۲۰۲۴، این تیم‌ها بیش از ۷۰ میلیون دلار درآمد کسب کرده‌اند.

HIP-3 فراتر رفت. در شش ماه پس از راه‌اندازی، هفت تیم مستقل صدها بازار را راه‌اندازی کردند که بیشتر آنها به ارزهای دیجیتال مربوط نمی‌شدند: نفت، طلا، شاخص‌های سهام، فارکس. بزرگترین راه‌انداز، Trade[XYZ]، از اکتبر ۲۰۲۵ با نرخ ۳۸٪ در هفته رشد کرده است و حجم کل معاملات آن بیش از ۱۳۰ میلیارد دلار است و ۱۹۲,۰۰۰ معامله‌گر را خدمت‌رسانی می‌کند. بازارهای ایجاد شده توسط راه‌اندازان مستقل اکنون نیمی از حجم کل معاملات هایپرلیکوید را تشکیل می‌دهند. در فوریه ۲۰۲۶، HIP-4 اعلام شد. پس از راه‌اندازی، هر کسی قادر خواهد بود گزینه‌ها یا بازارهای پیش‌بینی را در پلتفرم راه‌اندازی کند. در حالی که HIP-3 هایپرلیکوید را به هر دارایی با "قیمت" باز کرد، HIP-4 آن را به هر رویدادی با "نتیجه" باز خواهد کرد.

امروز، مهم‌ترین محصولات هایپرلیکوید توسط کسانی ساخته می‌شوند که نه برای جف کار می‌کنند و نه در آینده برای او کار خواهند کرد. از او پرسیدم که چگونه به این موضوع نگاه می‌کند: چه چیزی باید توسط تیم خود او انجام شود و چه چیزی باید به دیگران واگذار شود؟

او گفت: "این یک سوال پویا است و فکر نمی‌کنم پاسخ استانداردی وجود داشته باشد." "نقطه ورود مهم‌ترین، فلسفی است." آیا شما یک اپلیکیشن مالی فوق‌العاده مانند رابینهود می‌سازید؛ یا یک سیستم مالی؟

او اعتراف کرد که نمی‌داند کدام مسیر پیروز خواهد شد.

"اما من معتقدم که یک سیستم مالی به‌طور گسترده در دسترس، نتیجه بهتری برای جهان است." این بر اساس زیرساخت‌های باز، نه متعلق به شرکت، ساخته شده است.

"برای انجام این کار، آنچه ما اغلب به آن فکر می‌کنیم این است: چه کارهایی باید انجام دهیم تا دیگران بتوانند به اینجا بیایند، موفق شوند و کسب‌وکار خود را در هایپرلیکوید داشته باشند." وقتی مردم می‌توانند در اینجا رقابت کنند و واقعاً چیزی از آن خود داشته باشند، سیستم مقاوم‌تر و گسترش آن آسان‌تر می‌شود.

او گفت که مسیر کمترین مقاومت، البته، این است که همه چیز را خودتان انجام دهید و همه چیز را در یک شرکت جا دهید. آنها مسیر مخالف را انتخاب کردند.

"این یک مسیر دشوارتر است، اما ما به چگونگی رسیدن به هدف‌مان اهمیت می‌دهیم زیرا راهی که به آن می‌رسیم، تعیین می‌کند که در نهایت چه چیزی خلق خواهیم کرد."

بنیان‌گذار Trade[XYZ] به من گفت که او آینده‌ای را تصور می‌کند که مردم حتی ممکن است متوجه نشوند که در واقع از هایپرلیکوید استفاده می‌کنند.

"شاید در شکل نهایی‌اش، فقط زیرساخت مالی و لایه نقدینگی باشد،" او گفت، "و سپس کارگزاران تعاملی، فانتوم و دیگران با کاربران نهایی تعامل خواهند داشت." آن تصویر واقعاً شگفت‌انگیز است.

هوانگ از پارادایم، به‌محض اینکه توکن HYPE راه‌اندازی شد، خرید قابل توجهی در بازار آزاد انجام داد.

"بسیار شگفت‌انگیز است،" او به من گفت، "تمام این کارها توسط یک تیم ۱۱ نفره انجام شد."

۱۱ نفر و تقریباً هیچ وابستگی به هوش مصنوعی. در دفتر چند لپ‌تاپ هوش مصنوعی اختصاصی وجود دارد که از جدیدترین مدل‌ها استفاده می‌کنند، اما تنها برای کاوش ایده‌ها به کار می‌روند.

«ما در مشاهده قابلیت‌ها و محدودیت‌های هوش مصنوعی بسیار محتاط هستیم،» جف گفت، «هنوز به اندازه کافی خوب نیست که برای نوشتن کدهای حیاتی استفاده شود.»

سپس درباره بزرگ‌ترین ابر آویزان بر سر این موضوع پرسیدم. از سال 2023، حجم کل معاملات هایپرلیکوئید از 40 تریلیون دلار فراتر رفته و 37 درصد از بازار آینده‌های دائمی غیرمتمرکز را به خود اختصاص داده است. و تمام اینها تحت این فرضیه به دست آمد که کاربران در بزرگ‌ترین بازار سرمایه جهان نمی‌توانند از آن استفاده کنند. آمریکایی‌ها از دسترسی محروم شدند.

مانع، قانون دد-فرانک است. این قانون ایالات متحده که پس از بحران مالی 2008 تصویب شد، نیاز دارد که تمام معاملات مشتقه از طریق واسطه‌های تنظیم‌شده انجام شود. به طرز عجیبی، دفتر عمومی هایپرلیکوئید به طور ذاتی آنچه را که دد-فرانک در ابتدا به دنبال آن بود، فراهم می‌کند: ناظران می‌توانند اهرم را در کل سیستم به صورت آنی مشاهده کنند. اما تا زمانی که ایالات متحده. کمیسیون معاملات آتی کالا (CFTC) قوانین جدیدی را تصویب کند، آمریکایی‌ها هنوز هیچ مسیر قانونی برای تجارت مشتقات از طریق پروتکل‌های غیرمتمرکز ندارند.

با پایبندی به فلسفه معمول خود، جف شخصاً تیم سیاست‌گذاری را تشکیل نداد. تنها یک ماه پس از پایان بازدید من، مرکز سیاست‌های هایپرلیکوئید به عنوان یک سازمان غیرانتفاعی مستقل تأسیس شد که توسط چهره برجسته حقوقی کریپتو، جیک چروینسکی، که به مدت یک دهه در زمینه حقوق کریپتو فعال بوده، رهبری می‌شود. بنیاد هایپر، یک نهاد مستقل مسئول حمایت از رشد اکوسیستم هایپرلیکوئید، 1 میلیون توکن HYPE را برای تأمین مالی راه‌اندازی آن اهدا کرد که در آن زمان ارزش آن 28 میلیون دلار بود.

جف تأیید کرد که هایپرلیکوئید به قدری بزرگ شده است که نمی‌تواند به رویکرد "اول بساز، بعد بقیه را مشخص کن" تکیه کند.

«همچنین افرادی هستند که در جهت مخالف لابی می‌کنند،» او به من گفت. «نمی‌توانم به طور قطع بگویم که کدام مسیر را در نهایت خواهیم گرفت. با این حال، مقررات در نهایت اراده مردم را منعکس خواهد کرد و من نسبت به جهت آن خوشبین هستم.»

سرانجام، من سوالی را که برای تمام هفته ذخیره کرده بودم پرسیدم:

آیا واقعاً باور دارید که هایپرلیکوئید می‌تواند از کل سیستم مالی حمایت کند؟

او خندید. برای کسی که حتی موهای خود را کوتاه می‌کند، او بیشتر از آنچه که ممکن است انتظار داشته باشید می‌خندد.

"خوب، فکر می‌کنم کلمه 'کامل' کمی بار ریتوریک سوپرلاتیو دارد،" او گفت. "این هدف بلندپروازانه ماست. اما این یک تلاش بسیار چالش‌برانگیز است و تعیین هدفی که دهه‌ها را در بر می‌گیرد، خود جسورانه است."

"این کمی شبیه تفاوت بین گو و شطرنج است،" او ادامه داد. "در شطرنج، هرچه بهتر باشید، می‌توانید حرکات بیشتری را جلوتر ببینید. اما گو امکانات زیادی دارد. تمرکز بیشتر بر روی توسعه شهود برای حرکت بعدی است تا تلاش برای خواندن کل درخت تغییرات."

من باید کمی متقاعد نشده به نظر می‌رسیدم، بنابراین او راه دیگری برای بیان آن پیدا کرد.

او گفت که همیشه سعی کرده است بر اساس این اصل زندگی کند: اعتماد به نفس زیادی داشته باشید که در مسیر درست حرکت می‌کنید؛ اما برای قدم کوچکی که در حال حاضر برمی‌دارید، تمرکز کنید بر روی انجام آن به خوبی بدون نیاز به دانستن دقیقاً به کجا خواهد رسید.

جمعه شب بعد، تیم به یک رستوران چینی در یک هتل در مرکز شهر رفت. مهندسی که "اداره را نرم کرده بود" نتوانست بیاید، اما بقیه آنجا بودند، از جمله من. ما از لابی ساکت عبور کردیم، از یک راهرو پایین رفتیم و وارد یک اتاق خصوصی با پنل‌های چوبی تاریک و کارهای کنده‌کاری شده و یک میز گرد با ظرف‌ها شدیم. فراتر از یک پرده تاشو چند صندلی راحتی و یک میز قهوه در انتهای دورتر بود. ما ابتدا آنجا نشسته و چای نوشیدیم.

اتاق کمی سرد بود، گویی تهویه مطبوع برای شبی گرم‌تر تنظیم شده بود. کسی یک پتو به جوان‌ترین مهندس تیم داد. پس از اینکه او خود را در آن پیچید، متوجه شد که این یک پتو از کریستین دیور است. این بحثی درباره برندهای لوکس را به وجود آورد، موضوعی که جف و او به وضوح هیچ دانش زمینه‌ای درباره آن نداشتند. یک نفر LVMH را به صورت "LHVM" تلفظ کرد و نفر دیگر او را تصحیح نکرد. در حالیکه کلاهی از برند رالف لورن به سر داشت، iliensinc آهی کشید.

همه در اطراف میز گرد برای شام جمع شدند و سوزن تنبل شروع به چرخش کرد و تقریباً متوقف نشد. بشقاب به بشقاب آورده شد تا اینکه یک کاسه بزرگ چینی آبی و سفید روی میز قرار گرفت و تمام میز را ساکت کرد. آب کم عمق در کاسه با سنگریزه‌ها و برگ‌های کوچک پوشیده شده بود و شبیه یک حوضچه کوچک کُوی بود. در مرکز، یک کاسه چینی سفید با لبه‌های صدفی پر از نودل قرار داشت و سه ماهی کوچک نارنجی در یک "آبراه" بین دو کاسه شنا می‌کردند. پیشخدمت این غذا را برای ما توضیح داد. او گفت که آن ماهی‌ها باید ۳۰ روز استراحت کنند قبل از اینکه به مدت ۵ دقیقه کار کنند. ما آنها را در حال شنا کردن در دایره‌ها تماشا کردیم. سپس آنها را بردند تا تعطیلات یک ماهه خود را شروع کنند.

ما حدود ساعت ۹:۱۵ شب رفتیم. بیرون باران می‌بارید. پس از خداحافظی، سوار تاکسی به فرودگاه شدم. مدتی پس از ترک هتل، ماشین از طریق یک رمپ طولانی به سمت چپ به بزرگراه رفت و ناگهان منطقه مالی در دید قرار گرفت: HSBC، J.P. Morgan، Standard Chartered، Deutsche Bank، Citi، لوگوهای آنها در برابر آسمان شب سیاه به روشنی می‌درخشیدند. سپس، جاده به سمت شرق صاف شد و آن ساختمان‌ها یکی یکی از پشت سرم دور شدند تا اینکه فقط آسفالت خیس بارانی در آینه عقب باقی ماند.

در همین حال، جف به سمت مخالف برگشت.

برای ادامه کار برمی‌گشت.

به آن مکان محافظت شده برمی‌گشت.

لینک مقاله اصلی

قیمت --

--

ممکن است شما نیز علاقه‌مند باشید

چرن SaaS | اخبار روزانه ری‌وایر

خطا

امسال کاهش نرخ بهره نخواهیم داشت

کاهش نرخ بهره مستلزم تورم پایین است، تورم پایین مستلزم قیمت پایین نفت است، قیمت پایین نفت مستلزم دستیابی به مذاکرات ایران و آمریکاست.

گزارش لحظه‌ای کوین‌گکو: بررسی ۱۲ بازار بزرگ CEX، تنها ۳۲٪ از توکن‌های جدید عملکرد بهتری نسبت به قیمت IEO دارند

سرمایه‌ها از پلتفرم‌های نهادی مانند کوین‌بیس به صرافی‌های خرده‌فروشی مانند بیت‌گت، MEXC و دیگران در حال حرکت است.

حتی با وجود «شلیک از پشت میله‌های زندان»، چرا شهرهای کوچک آمریکا با مراکز داده هوش مصنوعی مخالفند؟

گلوگاه ظرفیت تولید هوش مصنوعی برای اولین بار در میز مذاکره آشکار شد، با ۱۳٫۲ هزار رأی به نفع حذف.

ویژگی ده هزار کاراکتری هایپرلیکوئید: داستان معدن طلای میلیارد دلاری جفری

11 کارمند که هرگز یک PPT هم ننوشته‌اند، از هوش مصنوعی برای نوشتن کد اصلی استفاده نمی‌کنند و حتی یک پنی از سرمایه‌گذاری ریسک‌پذیر دریافت نکرده‌اند، اما در عرض یک سال 900 میلیون دلار سود ایجاد کرده و صدها میلیارد ثروت را به کاربران توزیع کردند. این داستانی است درباره اینکه چگونه او بلاک‌چین و کریپتو را ساخت...

اتلتیکو مادرید در برابر اف‌سی بارسلونا: ۹۰ دقیقه برای نابودی یک رویا یا نوشتن تاریخ

بازی برگشت لیگ قهرمانان اروپا بین اتلتیکو مادرید و بارسلونا یک بازی مرگ و زندگی است. ترکیب کامل اتلتیکو مادرید و اف‌سی بارسلونا، آمار، جدول زمانی — به‌علاوه اینکه چه کسی دچار فشار می‌شود و چه کسی پیروز بیرون می‌آید.

رمزارزهای محبوب

آخرین اخبار رمز ارز

ادامه مطلب