یک سال بعد، بازار ارز دیجیتال چه چیزی برای معامله دارد؟
عنوان اصلی: "یک سال بعد، بازار ارز دیجیتال چه چیزی برای معامله دارد؟"
نویسنده اصلی: مندی آزوما، Odaily Planet Daily
این آخر هفته، در میان مشکلات داخلی و خارجی، بازار ارز دیجیتال حمام خون دیگری را تجربه کرد. قیمت بیتکوین در حال حاضر در حدود قیمت تمامشده نگهداری استراتژیک ۷۶,۰۰۰ دلار در نوسان است، در حالی که آلتکوینها تنها با نگاه کردن به قیمت، به فکر خودزنی هستند.
پشت این آشفتگی فعلی، پس از بحثهای اخیر با پروژهها، صندوقها و صرافی ارز دیجیتال، یک سوال تکراری مدام در ذهنم میچرخد: یک سال دیگر بازار ارز دیجیتال چه چیزی برای معامله خواهد داشت؟
و سوال اساسیتر پشت آن این است: اگر بازار اولیه دیگر "بازار ثانویه آینده" را تولید نمیکند، پس بازار ثانویه یک سال دیگر چه چیزی معامله خواهد کرد؟ چه تغییراتی در پلتفرمهای معاملاتی رخ خواهد داد؟
اگرچه مرگ آلتکوینها مدتهاست که موضوع بحث بوده، اما بازار در سال گذشته با کمبود پروژه مواجه نبوده است. پروژهها هنوز هر روز برای TGE صف میکشند. به عنوان متخصصان رسانه، ما هنوز فعالانه با تیمهای پروژه برای بازاریابی و تبلیغات در تعامل هستیم.
(لطفاً توجه داشته باشید، در این زمینه، وقتی به "پروژهها" اشاره میکنیم، عمدتاً به تعریف محدود "تیمهای پروژه" اشاره داریم. به زبان ساده، اینها پروژههایی هستند که هدفشان رقابت با اتریوم و اکوسیستم آن است - زیرساختهای بنیادی و برنامههای غیرمتمرکز مختلف. اینها "پروژههای صدور توکن" هستند که سنگ بنای چیزی هستند که صنعت ما آن را نوآوری و کارآفرینی بومی مینامد. بنابراین، پلتفرمهای نوظهور از صنایعی مانند میم کوین و بخشهای سنتی که وارد فضای ارز دیجیتال میشوند، موقتاً از بحث کنار گذاشته شدهاند.)
اگر جدول زمانی را کمی به عقب برگردانیم، حقیقتی را خواهیم یافت که همه ما از بحث در مورد آن اجتناب کردهایم: این پروژههایی که برای TGE آماده میشوند، همگی "پروژههای قدیمی موجود" هستند. اکثر آنها ۱ تا ۳ سال پیش سرمایه جذب کردهاند و تازه اکنون به مرحله صدور توکن رسیدهاند، حتی تحت فشارهای داخلی و خارجی، آنها مجبور به برداشتن این گام صدور توکن هستند.
به نظر میرسد این نوعی "تخلیه موجودی صنعت" باشد، یا به صراحت بگویم، صف کشیدن برای تکمیل چرخه عمر، صدور توکن برای ارائه گزارش به تیم و سرمایهگذاران، و سپس بیسروصدا دراز کشیدن در انتظار مرگ، یا خرج کردن وجوه موجود در حساب به امید وقوع معجزه.
بازار اولیه مرده است
برای کسانی از ما که در دوران ICO یا حتی قبلتر وارد این صنعت شدیم، چندین انتقال بازار صعودی و نزولی را تجربه کردیم و شاهد بودیم که سودهای صنعت افراد بیشماری را توانمند کرد، ناخودآگاه همیشه احساس میکنیم که تا زمانی که زمان کافی باشد، چرخههای جدید، پروژههای جدید، روایتهای جدید و TGEهای جدید همیشه ظهور خواهند کرد.
با این حال، واقعیت این است که ما از قبل از منطقه امن فاصله زیادی داریم.
با نگاه مستقیم به دادهها، در آخرین چرخه چهار ساله (۲۰۲۲-۲۰۲۵)، به استثنای فعالیتهای خاص بازار اولیه مانند ادغام و تملک، عرضه اولیه سهام و عرضههای عمومی، تعداد معاملات تأمین مالی در صنعت ارز دیجیتال روند نزولی قابل توجهی را نشان داده است (۱۶۳۹ ➡️ ۱۰۷۱ ➡️ ۱۰۵۰ ➡️ ۸۲۹).
واقعیت حتی از دادهها تاریکتر است، زیرا بازار اولیه نه تنها شاهد کاهش در کل مبلغ تأمین مالی بوده، بلکه دچار فروپاشی ساختاری نیز شده است.
در طول چهار سال گذشته، دورهای مرحله اولیه که نشاندهنده خون تازه صنعت هستند (شامل دورهای فرشته، پیشبذری و بذری) کاهش قابل توجهی در تعداد معاملات را تجربه کردهاند (۸۲۵ ➡️ ۲۹۸ در طول چهار سال، کاهش ۶۳.۹ درصدی)، که نشاندهنده افت بزرگتری نسبت به کل مبلغ تأمین مالی (کاهش ۴۹.۴ درصدی) است. توانایی بازار اولیه برای تأمین مالی صنعت در حال کوچک شدن بوده است.
بخشهایی که تعداد معاملات آنها در حال افزایش است شامل خدمات مالی، پلتفرمهای معاملاتی، مدیریت دارایی، پرداختها، هوش مصنوعی و سایر فناوریهای رمزنگاری کاربردی است. با این حال، اینها پیامدهای عملی محدودی دارند زیرا اکثریت قریب به اتفاق توکن خود را صادر نخواهند کرد. در مقابل، "پروژههای" بومی در L1، L2، دیفای، اجتماعی و حوزههای مشابه شاهد کاهش قابل توجهتری در تأمین مالی بودهاند.
یادداشت Odaily: نمودار برگرفته از Crypto Fundraising
یک نقطه داده که به راحتی اشتباه تفسیر میشود، کاهش قابل توجه تعداد معاملات، همراه با افزایش میانگین اندازه معاملات است. این عمدتاً به دلیل "معاملات کلان" است که مقدار قابل توجهی از وجوه را از سمت مالی سنتی جذب میکنند و میانگین را به شدت افزایش میدهند. علاوه بر این، شرکتهای سرمایهگذاری خطرپذیر اصلی تمایل دارند روی تعداد کمی از "پروژههای فوقالعاده"، مانند دورهای چند میلیارد دلاری Polymarket، شرطبندی کنند.
از دیدگاه سرمایه رمزنگاری، این عدم تعادل حتی بیشتر مشهود است.
اخیراً، دوستی از خارج از صنعت از من در مورد یک صندوق رمزنگاری معروف و قدیمی که در حال جذب سرمایه بود، پرسید. پس از بررسی دک (Deck) آنها، او متعجب بود که چرا بازده آنها "بسیار ضعیف" بوده است. جدول زیر دادههای واقعی از دک را نشان میدهد؛ من نام صندوق را ذکر نمیکنم اما فقط دادههای عملکرد صندوق آنها از ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۲ را استخراج کردهام.
به وضوح میتوان دید که بین سالهای ۲۰۱۷ و ۲۰۲۲، تغییر قابل توجهی در IRR و DPI این صندوق رخ داده است - اولی نشاندهنده سطح بازده سالانه صندوق است که بیشتر منعکسکننده "توانایی پولسازی روی کاغذ" است، در حالی که دومی نشاندهنده مضرب نقدی است که قبلاً به شرکای محدود (LPs) بازگردانده شده است.
با نگاه به سالهای مختلف تأسیس، این مجموعه از بازدهی صندوقها "گسست چرخهای" بسیار واضحی را نشان میدهد: صندوقهای تأسیسشده از ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷ (Fund I, Fund II, Fund III, Fund IV) برتری قابل توجهی در بازده کلی نشان دادهاند، به طوری که TVPI عموماً بین ۶ تا ۴۰ برابر بوده، Net IRR بین ۳۸٪ تا ۵۶٪ باقی مانده و همچنین DPI بالایی کسب کردهاند، که نشان میدهد این صندوقها نه تنها بازده کاغذی بالایی دارند بلکه خروجهای نقدی قابل توجهی را نیز تجربه کردهاند و از روزهای اولیه زیرساخت رمزنگاری و دورهای که پروتکلهای پیشرو از ۰ به ۱ رسیدند، بهرهمند شدهاند.
برای صندوقهای تأسیسشده پس از ۲۰۲۰ (Fund V, Fund VI و صندوق فرصت ۲۰۲۲)، تنزل رتبه واضحی وجود داشته است، به طوری که TVPI عمدتاً در محدوده ۱.۰ تا ۲.۰ برابر متمرکز شده است. DPI نزدیک به صفر یا بسیار پایین است، که نشان میدهد بازدهی عمدتاً در سطح محققنشده باقی میماند و نمیتواند به سودهای خروج واقعی تبدیل شود. این نشان میدهد که در شرایط تورم ارزشگذاری، افزایش رقابت و کاهش عرضه کیفیت پروژه، بازار اولیه نمیتواند ساختار بازده مازاد را که قبلاً توسط "روایت جدید + عرضه دارایی جدید" هدایت میشد، تکرار کند.
داستان واقعی پشت دادهها این است که پس از هیاهوی تابستان دیفای در سال ۲۰۱۹، ارزشگذاریهای بازار اولیه پروتکلهای بومی رمزنگاری متورم شد. با این حال، این پروژهها هنگام راهاندازی توکنهای خود در دو سال بعد، با روایت ضعیف، تشدید مقررات صنعت، کنترل صرافیها بر نقدینگی مرتبط با تغییرات موقت شرایط و سایر شرایط مواجه شدند. آنها عموماً عملکرد ضعیفی داشتند، به طوری که برخی حتی وارونگی ارزش بازار را تجربه کردند، که باعث شد سرمایهگذاران طرف ضعیفتر باشند و خروج صندوقها دشوار شود.
با این وجود، این عدم تطابق صندوقها همچنان میتواند ظاهری از رفاه کاذب در صنعت ایجاد کند، تا زمانی که برخی از صندوقهای ستاره غولپیکر دو سال بعد سرمایه جذب کردند و واقعیت تلخ دادههای واقعی را آشکار کردند.
صندوقی که به آن استناد کردم در حال حاضر نزدیک به ۳ میلیارد دلار مدیریت میکند که نقش آن را به عنوان آینهای که منعکسکننده چرخه صنعت است، بیشتر نشان میدهد - اینکه آیا عملکرد خوبی دارد دیگر مسئله انتخاب پروژه فردی نیست؛ روند گذشته است.
در حالی که صندوقهای سنتی در حال حاضر برای جذب سرمایه تلاش میکنند، برخی هنوز میتوانند زنده بمانند، دراز بکشند، کارمزد مدیریت جمعآوری کنند یا به سرمایهگذاری در هوش مصنوعی روی بیاورند. بسیاری از صندوقهای دیگر قبلاً تعطیل شدهاند یا به بازار ثانویه تغییر جهت دادهاند.
به عنوان مثال، در بازار چین، "پادشاه شیر اتریوم"، رئیس یلیهوا، که زمانی نه چندان دور چهرهای نماینده در بازار اولیه بود، با میانگین سرمایهگذاری سالانه در بیش از صد پروژه.
بدل آلتکوینها هرگز میم کوین نیست
وقتی در مورد خستگی پروژههای بومی رمزنگاری صحبت میکنیم، یک استثنا انفجار میم کوین است.
در دو سال گذشته، یک عبارت تکراری در صنعت وجود داشته است: بدل آلتکوینها میم کوین است.
اما با نگاه به گذشته، این نتیجهگیری در واقع اشتباه ثابت شده است.
در مراحل اولیه موج میم کوین، ما میم کوین را به روش "آلتکوین اصلی" بازی میکردیم - فیلتر کردن به اصطلاح اصول بنیادی، کیفیت جامعه و عقلانیت روایت از تعداد زیادی از پروژههای میم کوین، تلاش برای یافتن پروژهای که بتواند در درازمدت زنده بماند، خود را به طور مداوم تازه کند، در نهایت به Doge تبدیل شود، یا حتی "بیتکوین بعدی".
با این حال، امروز، اگر کسی به شما بگوید که به این روش "میم کوین را نگه دارید"، مطمئناً فکر میکنید مغزش سوخته است.
میم کوین فعلی یک مکانیسم کسب درآمد فوری از محبوبیت است: این یک بازی توجه و نقدینگی است، محصول تولید دستهای توسط Dev و ابزارهای هوش مصنوعی،
این یک شکل دارایی با چرخه عمر بسیار کوتاه اما عرضه مداوم است.
هدف آن دیگر "بقا" نیست، بلکه دیده شدن، معامله شدن و استفاده شدن است.
ما همچنین چندین معاملهگر میم کوین سودآور در درازمدت در تیم خود داریم؛ بدیهی است که آنچه آنها روی آن تمرکز میکنند آینده پروژه نیست بلکه ریتم، سرعت انتشار، ساختار عاطفی و مسیر نقدینگی است.
برخی میگویند میم کوین اکنون دیگر قابل بازی نیست، اما به نظر من، پس از "برش نهایی" ترامپ، دقیقاً به عنوان یک شکل دارایی جدید بالغ شده است.
میم کوین هرگز قرار نبود جایگزینی برای "داراییهای بلندمدت" باشد، بلکه بازگشتی به اقتصاد توجه و بازی نقدینگی بود، که خالصتر، وحشیانهتر و برای اکثر معاملهگران عادی کمتر مناسب شد.
جستجوی راهحلهای بیرونی
توکنیزه کردن دارایی
بنابراین، همانطور که میم کوین تخصصیتر میشود، بیتکوین نهادیتر میشود، آلتکوینها ضعیف میشوند، پروژههای جدید در آستانه فروپاشی هستند، کسانی از ما که دوست داریم در تحقیقات ارزش، قضاوت تحلیل مقایسهای، با ویژگیهای سوداگرانه اما نه صرفاً احتمالات قمار با فرکانس بالا شرکت کنیم و خواهان توسعه پایدار هستیم، چه چیزی میتوانیم بازی کنیم؟
این موضوع نه تنها برای سرمایهگذاران خرد مرتبط است.
همچنین در مقابل صرافیها، بازارسازان و پلتفرمها قرار دارد - به هر حال، بازار نمیتواند همیشه برای حفظ فعالیت به اهرم بالاتر، محصولات قراردادی تهاجمیتر تکیه کند.
در واقع، همانطور که کل منطق ذاتی شروع به واژگونی میکند، صنعت مدتهاست که به دنبال راهحلهای بیرونی بوده است.
جهتی که همه ما در حال بحث در مورد آن هستیم، بستهبندی مجدد داراییهای مالی سنتی به عنوان داراییهای قابل معامله در زنجیره است.
توکنیزه کردن سهام، داراییهای فلزات گرانبها به اولویت اصلی پلتفرمهای معاملاتی تبدیل شدهاند. از صرافیهای متمرکز مختلف گرفته تا پلتفرم غیرمتمرکز Hyperliquid، همه آنها این مسیر را به عنوان یک پیشرفت کلیدی دیدهاند، با بازخورد مثبت بازار - هفته گذشته، در دیوانهوارترین روزهای بازار فلزات گرانبها، حجم معاملات نقره در Hyperliquid در یک روز از ۱ میلیارد دلار فراتر رفت، با سهام سکه، شاخصها، فلزات گرانبها و سایر داراییها که برای مدت کوتاهی ده رتبه برتر حجم معاملات را اشغال کردند و HYPE را ۵۰٪ در موج روایت "معامله همه داراییها" افزایش دادند.
در واقع، برخی از شعارهای فعلی، مانند "ارائه انتخاب جدید به سرمایهگذاران سنتی، با آستانه پایین"، زودرس هستند و واقعبینانه نیستند.
با این حال، از دیدگاه بومی رمزنگاری، ممکن است مشکلات داخلی را حل کند: عرضه و روایت داراییهای بومی کند شده است. پس از ضعیف شدن سکههای قدیمی و کمبود سکههای جدید، چه دلایل معاملاتی جدیدی میتوانند پلتفرمهای معاملاتی ارز دیجیتال به بازار ارائه دهند؟
شروع کار با داراییهای توکنیزه شده برای ما آسان است. در گذشته، ما مطالعه میکردیم: اکوسیستمهای بلاکچین، درآمد پروتکل، مدلهای توکن، برنامههای بازگشایی و فضای روایت.
اکنون، تمرکز تحقیقات ما در حال تغییر به سمت: دادههای کلان، گزارشهای مالی، انتظارات نرخ بهره، چرخههای صنعت و متغیرهای سیاست است. البته، ما مدتهاست که بخشهای زیادی از اینها را مطالعه کردهایم.
در اصل، این مهاجرت منطق سوداگری است، نه فقط یک گسترش ساده دستهبندی.
راهاندازی توکنهای طلا و توکنهای نقره فقط اضافه کردن چند ارز دیگر نیست. آنچه آنها واقعاً سعی در معرفی آن دارند، یک روایت معاملاتی جدید است - آوردن نوسانات و ریتمی که در اصل متعلق به بازار مالی سنتی بود به سیستم معاملاتی ارز دیجیتال.
بازارهای پیشبینی
علاوه بر آوردن "داراییهای خارجی" به زنجیره، جهت دیگر آوردن "عدم قطعیت خارجی" به زنجیره است - بازارهای پیشبینی.
طبق Dune Analytics، با وجود اینکه بازار ارز دیجیتال آخر هفته گذشته سقوط را تجربه کرد، معاملات بازار پیشبینی همچنان فعال است و حجم معاملات هفتگی به رکورد جدیدی از ۲۶.۳۹ میلیون معامله رسیده است. Polymarket با حجم معاملات ۱۳.۳۴ میلیون در رتبه اول قرار گرفت و پس از آن Kalshi با ۱۱.۸۸ میلیون معامله قرار دارد.
در مورد چشمانداز توسعه و انتظارات مقیاس بازارهای پیشبینی، در این مقاله به تفصیل نخواهیم پرداخت. Odaily اخیراً هر روز بیش از دو مقاله تحلیلی در مورد بازارهای پیشبینی مینویسد... میتوانید خودتان جستجو و استفاده کنید.
میخواهم از دیدگاه یک کاربر حوزه ارز دیجیتال بحث کنم که چرا در بازارهای پیشبینی شرکت میکنیم. آیا به این دلیل است که همه ما معتاد به قمار هستیم؟
البته که هستیم.
در واقع، برای مدت طولانی، معاملهگران میم کوین اساساً نه روی فناوری بلکه روی رویدادها قمار میکردند: اینکه آیا یک سکه لیست میشود یا نه، آیا اطلاعیه همکاری وجود خواهد داشت، آیا سکهای صادر میشود، آیا ویژگی جدیدی راهاندازی میشود، آیا مزایای مربوط به انطباق وجود دارد و آیا روایت بعدی میتواند به آن متصل شود.
قیمت فقط نتیجه است؛ رویدادها نقطه شروع هستند.
و بازار پیشبینی برای اولین بار این موضوع را از یک "متغیر ضمنی در منحنی قیمت" به شیئی که مستقیماً قابل معامله است، تجزیه کرده است.
دیگر نیازی نیست با خرید توکن به طور غیرمستقیم روی وقوع یک نتیجه شرطبندی کنید؛ در عوض، میتوانید مستقیماً روی خود نتیجه شرطبندی کنید.
مهمتر از آن، بازارهای پیشبینی با محیط فعلی "تعطیلی پروژههای جدید" و کمبود روایت سازگار میشوند.
با کوچک شدن جهان قابل معامله داراییها، توجه بازار به طور فزایندهای بر روندهای کلان، مقررات، سیاست، رفتار نهنگها و نقاط عطف اصلی صنعت متمرکز شده است.
به عبارت دیگر، در حالی که "اهداف" قابل معامله در حال کاهش هستند، "رویدادهای" قابل معامله کاهش نیافتهاند؛ در واقع، افزایش یافتهاند.
به همین دلیل است که در طول دو سال گذشته، نقدینگی که واقعاً در بازارهای پیشبینی ظاهر شده، تقریباً به طور کامل از رویدادهای غیر بومی رمزنگاری ناشی شده است.
در اصل، این معرفی عدم قطعیت دنیای خارجی به سیستم معاملاتی ارز دیجیتال است. از دیدگاه تجربه معاملاتی، برای معاملهگران سنتی ارز دیجیتال نیز کاربرپسندتر است:
مسئله اصلی بسیار ساده شده و به یک سوال تبدیل شده است - آیا این نتیجه اتفاق میافتد؟ و اگر چنین است، آیا احتمال فعلی گران است یا ارزان؟
برخلاف میم کوینها، مانع ورود به بازارهای پیشبینی در سرعت اجرا نیست بلکه در ارزیابی اطلاعات و درک ساختاری است.
با این اوصاف، آیا احساس میکنید که شما هم میتوانید آن را امتحان کنید؟
نتیجهگیری
شاید به اصطلاح دنیای ارز دیجیتال در نهایت در آینده نزدیک ناپدید شود، اما قبل از آن، ما هنوز تمام تلاش خود را میکنیم. همانطور که عصر "معاملات مبتنی بر سکه جدید" به تدریج محو میشود، بازار همیشه به یک ابزار سوداگرانه جدید نیاز دارد که جدید باشد، مانع ورود پایینی داشته باشد، روایتمحور باشد و بتواند پایدار باشد.
یا به عبارت دیگر، بازار ناپدید نخواهد شد؛ فقط مهاجرت خواهد کرد. وقتی سطح اول دیگر آینده را تولید نمیکند، آنچه واقعاً در سطح دوم قابل معامله است این دو چیز است - عدم قطعیت دنیای خارجی و روایت قابل معاملهای که میتواند بارها بازسازی شود.
شاید کاری که میتوانیم انجام دهیم این است که زودتر با انتقال دیگری از پارادایمهای سوداگرانه سازگار شویم.
ممکن است شما نیز علاقهمند باشید

مروری بر حادثه OpenClaw و Moltbook: از روایت اجتماعی هوش مصنوعی تا چشمانداز اقتصاد عاملها

نیویورک تایمز: اهدای مجسمه طلایی به ترامپ، بازاریابی عجیب یک میم کوین

سیرکل: هر شرکتی نمیتواند استیبلکوین صادر کند

از شگفتی هوش مصنوعی تا افشای "هوش مصنوعی که ادای انسان را در میآورد": Moltbook تنها ۴ روز دوام آورد

یک معامله سودآور ۷۰ هزار دلاری: بنیانگذار اتریوم چگونه در بازار پیشبینی بازی میکند؟

سال حسابرسی برای توکنومیکس

خداحافظی با سرمایهگذاریهای «هوا»: از این ۶ معیار کلیدی برای شناسایی یک پروژه برنده استفاده کنید

ایالات متحده دو بار رئیسجمهور خود را استیضاح کرده است و پلتفرم ترامپ میگوید این یک «شورش» نیست.

نفوذ به ۶۰۰ گروه کلاهبرداری؛ او قصد دارد وجوه غیرقانونی را رهگیری کند

اختلاف اطلاعات کلیدی بازار در ۳۰ دسامبر - حتما بخوانید! | گزارش صبحگاهی آلفا

افرادی در دنیای ارز دیجیتال که از نمودارهای شمعی برای پیشگویی استفاده میکنند
وقتی پیشگویی در نمودارهای شمعی به تصویر کشیده میشود و در بستر دنیای ارز دیجیتال قرار میگیرد، محبوبیت انفجاری آن نه به دلیل دقت ادعاهای عرفانیاش، بلکه به این دلیل است که اضطراب جمعی معاملهگران نسبت به عدم قطعیت، بالاخره راه خروجی پیدا کرده است.

۲۶ پیشبینی گلکسی برای سال آینده: بیتکوین به سقف قیمتی جدید میرسد، حجم تراکنش استیبلکوین از سیستم ACH پیشی میگیرد

عرضه اولیه توکن (TGE) پیشروی Lighter: چه ارزشگذاریای منطقی است؟

وقتی بازار پیشبینی از «پیشبینی کردن» به «افشای حقیقت» تغییر جهت میدهد: Delphi رسماً پوشش بازارهای پیشبینی را راهاندازی کرد

سلب مسئولیت: چرا Lighter به شدت دستکم گرفته شده است

مرگ، بزرگترین «هولدر» ارز دیجیتال است

۲۰۲۵: تغییرات برگشتناپذیر در بازار ارز دیجیتال


