جدیدترین صحبتهای چانگپنگ ژائو: مقیاس آینده صنعت ارز دیجیتال حداقل ۴۰ تریلیون دلار است، عدم قطعیت بزرگترین لذت زندگی است
در عصر ۴ دسامبر، در رویدادی طی هفته بلاکچین بایننس، بنیانگذار بایننس، چانگپنگ ژائو (CZ) در یک مصاحبه گروهی شرکت کرد و دیدگاههای خود را در مورد نگرانکنندهترین سوالات بازار درباره بایننس به اشتراک گذاشت.
برای CZ، امسال فراموشنشدنی بود. یک سال پس از محکومیت و جریمه ۴.۳ میلیارد دلاری در دوران دولت بایدن، او توسط رئیسجمهور ترامپ عفو شد. در روزی که این خبر را دریافت کرد، او آشکارا روحیهای عالی داشت و چندین پیام در شبکههای اجتماعی برای تشکر از ترامپ منتشر کرد.
این عفو نه تنها به معنای ارتقای فیزیکی در آزادی او بود و به او اجازه داد از واشنگتن بازدید کند، بلکه یک تقویت حماسی برای بایننس نیز محسوب میشد. کسبوکار بایننس در ایالات متحده در سالهای گذشته به شدت تحت تأثیر مقررات قرار گرفته بود و در طول مصاحبه، او اشاره کرد که ایالات متحده اکنون یک بازار نوظهور برای بایننس فعلی است.
BlockBeats خلاصهای از این مصاحبه را تهیه کرد. بدون تغییر قصد و لحن اصلی CZ، محتوا سادهسازی شد. در ادامه آخرین افکار و نظرات CZ آمده است.
سوال: در سه تا پنج سال آینده، برخی از مسائل حلنشده برای ورود ارز دیجیتال به زندگی روزمره چیست؟ چگونه به آنجا میرسیم؟
CZ: این سوال بسیار خوبی است و فکر میکنم یک مسئله آشکار «پرداخت» است. در وایتپیپر btc-42">بیتکوین، ارز دیجیتال در ابتدا به عنوان پول الکترونیکی برای پرداختها طراحی شده بود. بسیاری از مردم واقعاً سعی کردهاند محصولات پرداختی ایجاد کنند، اما آنچه در حال حاضر عمدتاً در آنچین میبینیم، محصولات مالی مختلف با ویژگیهای سوداگرانه است. «پرداختهای کاربرپسند» واقعی هنوز به طور گسترده پذیرفته نشدهاند.
دلایل زیادی برای این امر وجود دارد که یکی از مسائل معمول «نوسان قیمت» است. اکنون که استیبلکوینها وجود دارند، از نظر تئوری، همه میتوانند از استیبلکوینها برای پرداخت استفاده کنند. با این حال، در واقعیت، زمان میبرد تا این راهحلهای فنی به محصولات واقعاً جریان اصلی تبدیل شوند.
یک مسیر بالقوه قابل اجرا، به نظر من، ادغام با شبکههای پرداخت سنتی است، مانند محصولاتی مثل کارت بایننس، که داراییهای ارز دیجیتال را با سیستمهای ویزا و مسترکارت ترکیب میکند. کاربران کارت میکشند و فروشنده تسویه حساب فیات دریافت میکند، در حالی که کاربر با داراییهای ارز دیجیتال پرداخت میکند. این نوع راهحلها در واقع بسیار خوب هستند.
متأسفانه، به دلیل مقررات و برخی سیاستهای دولت بایدن، ما بیشتر کسبوکار کارت بایننس را از دست دادیم، بنابراین این کارتها هنوز به طور کامل بازنگشتهاند. امیدوارم در سالهای آینده، راهحلهای مشابه دوباره محبوبیت پیدا کنند. در هر صورت، راهحلهای مختلفی برای پرداخت وجود دارد، اما معتقدم این مهمترین جهت است.
سوال: چگونه در ابتدا مدل و چشمانداز بایننس را تصور کردید؟ امروز واقعاً چه اتفاقی افتاده است؟ برخی از چیزهایی که در ابتدا «اشتباه» متوجه شدید چه بودند؟ کدام پیشبینیها درست از آب درآمدند؟
CZ: فکر میکنم پیشبینی آینده همیشه بسیار دشوار است. وقتی برای اولین بار بایننس را تأسیس کردیم، هدفی برای خود تعیین کردم که ظرف سه سال به یکی از ده صرافی ارز دیجیتال برتر جهان تبدیل شویم، اما تنها در پنج ماه به شماره یک جهان تبدیل شدیم.
در ابتدا، ما همچنین فکر میکردیم که باید یک دفتر مرکزی فیزیکی در جایی ایجاد کنیم، با یک دفتر، یک تابلو، یک ساختمان، که مانند یک شرکت سنتی عمل کند. اما بعداً متوجه شدیم که انجام این کار در واقع مسائل زیادی را ایجاد کرد. بنابراین ما به سمت ایجاد یک سازمان کاملاً غیرمتمرکز، بدون دفتر مرکزی، بدون دفاتر متمرکز و موارد مشابه حرکت کردیم. سپس متوجه شدیم که این رویکرد مسائل نظارتی دارد، زیرا نهادهای نظارتی باید بدانند دفتر مرکزی شما در کجا واقع شده است، تحت کدام حوزه قضایی قرار دارید، بنابراین ما دوباره مسیر خود را تنظیم کردیم.
این سفر واقعاً شامل آزمون و خطا، رفت و برگشت بوده است. اکنون، فکر میکنم چشمانداز بسیار روشنتر است، جایی که صرافیهای متمرکز شرکتهایی خواهند بود که «مجوزدار، تحت نظارت، با دفتر مرکزی و دفتر فیزیکی مشخص» هستند. از سوی دیگر، راهحلهای غیرمتمرکز آنچین به طور فزایندهای محبوب میشوند و پروتکلهای کاملاً غیرمتمرکز به تکامل خود ادامه خواهند داد.
سوال: در چرخه بعدی، فکر میکنید چه نوع پروژهها یا بنیانگذارانی برجسته خواهند شد؟ و کدامها حذف خواهند شد؟
CZ: این یک سوال نسبتاً گسترده است، اما فکر میکنم اولین نکتهای که باید در نظر گرفت «محصول» و «بنیانگذارانی است که محصول را میسازند». این بنیانگذاران واقعاً محصولی میسازند که میتواند روزانه مورد استفاده قرار گیرد، با تمرکز بر کاربران، نه هیاهو. تیمهایی که محصولمحور و کاربرمحور هستند همیشه باقی میمانند.
ثانیاً، صنعت ارز دیجیتال بسیار نوسانی است؛ ما احتمالاً اکنون در یک بازار صعودی هستیم، اما قطعاً بعداً یک بازار نزولی وجود خواهد داشت، به دنبال آن یک بازار صعودی دیگر، سپس یک بازار نزولی دیگر. محیطهای نظارتی در کشورهای مختلف نیز متفاوت است، گاهی سختگیرانه، گاهی سهلگیرانه، به شکلی رفت و برگشتی و چند چرخهای. بنابراین بنیانگذارانی که واقعاً میتوانند زنده بمانند کسانی هستند که از نوسانات نمیترسند و میتوانند در بلندمدت پایداری کنند.
سوال: نگاه شما به شرکتهای DAT چیست و آیا این مدل پایدار است؟
CZ: معتقدم که مدل DAT به وجود خود ادامه خواهد داد؛ منطق زیربنایی آن درست است. ماهیت آن کمک به شرکتهای سنتی است که «نمیتوانند مستقیماً بیتکوین یا داراییهای ارز دیجیتال بخرند» تا در معرض داراییهای ارز دیجیتال قرار بگیرند.
بسیاری از مدیران مالی شرکتها اجازه دارند وجوه شرکت را به سهام اختصاص دهند، اما هیچ فرآیند یا اختیاری داخلی برای اجازه دادن به آنها برای خرید مستقیم ارز دیجیتال وجود ندارد. ساختار DAT این شکاف را به خوبی پر میکند.
تحت ساختار DAT، انواع مختلفی میتواند وجود داشته باشد. از آنجایی که MicroStrategy به ویژه موفق بوده است، اکنون همه میخواهند از آن کپی کنند. درست مانند اینترنت، یک شرکت اینترنتی موفق به این معنی نیست که همه شرکتهای اینترنتی به خوبی مدیریت میشوند. ساختار کارمزد DATهای مختلف نیز بسیار متفاوت است و من شخصاً همیشه معتقدم که هرچه کارمزد مدیریت کمتر باشد، بهتر است. شرکتهای DAT باید تلاش کنند تا حد امکان ساده و شفاف باشند.
برخی الگوها بسیار مستقیم هستند، مانند MicroStrategy که دائماً بیتکوین میخرد، و DATهای مرتبط با BNB فقط BNB میخرند. اگر بدانید چگونه از BNB به درستی استفاده کنید، با استفاده از ابزارهایی مانند Launchpad، Launchpool، ایردراپ و غیره، میتوانید به بازده سالانه جامع ۱۰ تا ۱۵ درصدی برسید. برای بازار سهام سنتی، این یک بازده بسیار جذاب است.
برخی از DATها میخواهند «پر زرق و برقتر» و «فعالتر» باشند، مانند اختصاص ۱۰ درصد از وجوه برای سرمایهگذاری در سبدی از داراییهای ارز دیجیتال مختلف. این اساساً به یک مدل کسبوکار دیگر تبدیل میشود، با ساختار ریسک کاملاً متفاوت که به شدت به حرفهای بودن تیم مدیریت متکی است.
سوال: شما قبلاً از رئیسجمهور سابق ترامپ عفو دریافت کردهاید. آیا در آینده کسبوکارهای جدیدی در ایالات متحده باز خواهید کرد و همکاری بیشتری با خانواده ترامپ خواهید داشت؟
CZ: اول از همه، من در حال حاضر هیچ رابطه تجاری با خانواده ترامپ ندارم. من البته بسیار سپاسگزار عفو اعطا شده توسط رئیسجمهور سابق ترامپ هستم، که به من و کسبوکارمان اجازه میدهد آزادانهتر در سطح جهانی، از جمله در ایالات متحده، فعالیت کنیم.
من بسیار امیدوارم که به ایالات متحده کمک کنم تا به «مرکز جهانی ارز دیجیتال» تبدیل شود. از دیدگاه شرکت، ایالات متحده در واقع یک «بازار نوظهور» برای ما است زیرا در سالهای اخیر در دوران دولت بایدن، رابطه ما با ایالات متحده بسیار پرتنش بود. در آن زمان، ما سعی کردیم تا حد امکان از ایالات متحده جدا شویم و تمام ارتباطات با این کشور را کاهش دهیم.
ما بایننس US را داریم، اما مقیاس آن بسیار کوچک است. در روزی که در سال ۲۰۲۳ با SEC به دادگاه رفتیم، ۳۵ درصد سهم بازار اسپات داشت و اکنون به تکرقمی کاهش یافته است، کانالهای بانکی تقریباً به طور کامل قطع شدهاند و مجوزها در اکثر ایالتها از دست رفتهاند.
همانطور که اکنون متوجه شدهام، وضعیت دوباره باز شده است. ایالات متحده بازار بسیار مهمی است و در بسیاری از زمینهها مانند استعدادهای فنی، هوش مصنوعی و موارد دیگر پیشرو جهانی است. با این حال، در زمینه بلاکچین، اکثر بزرگترین شرکتها در ایالات متحده نیستند.
امیدوارم بسیاری از کسبوکارهای ارز دیجیتال باکیفیت را به ایالات متحده بازگردانم و همچنین به سرمایهگذاران نهادی آمریکایی کمک کنم تا در معرض BNB و کل پروژه اکوسیستم BNB قرار بگیرند. در حال حاضر، بسیاری از نهادهای آمریکایی نه تنها نمیتوانند به BNB دسترسی داشته باشند، بلکه اکوسیستم BNB را نیز درک نمیکنند.
بنابراین چه از دیدگاه سرمایهگذاری و چه از دیدگاه حمایت از کارآفرینان و کمک به رشد پروژههای باکیفیت، ما فعالانهتر در بازار آمریکا شرکت خواهیم کرد تا به ایجاد یک اکوسیستم صنعت ارز دیجیتال قویتر در سطح محلی کمک کنیم.
سوال: شما در X بسیار فعال بودهاید و اغلب مورد توجه عمومی و حتی حملات قرار میگیرید. چگونه سلامت روان و ثبات خود را در این وضعیت حفظ میکنید؟
CZ: برای من، در واقع بسیار ساده است.
حملات آنلاین به طور کلی به دو دسته تقسیم میشوند. یکی از رسانههای جریان اصلی سنتی است که مدتهاست در یک روایت ضد ارز دیجیتال ریشه دوانده است و چیزهایی میگوید مانند «ارز دیجیتال فقط توسط بازیگران بد استفاده میشود» یا «بیتکوین توسط جنایتکاران مورد سوء استفاده قرار میگیرد». این روایتها اساساً در ترس سیستم سنتی از فناوری جدید ریشه دارند.
در ایالات متحده، به ویژه در جناح دموکرات، انتقادات زیادی از ارز دیجیتال وجود دارد. من سیاستبازی نمیکنم؛ من فقط حقایق را بیان میکنم. و معتقدم که اکثر آمریکاییهای عادی در واقع میخواهند ارز دیجیتال داشته باشند.
دسته دیگر افرادی هستند که در معاملات پول از دست دادهاند. بسیاری از مردم، وقتی از سرمایهگذاری پول در میآورند، آن را به قضاوت خوب خود نسبت میدهند؛ اما وقتی پول از دست میدهند، شروع به سرزنش پلتفرم معاملاتی یا دیگران میکنند. من با ضررهای آنها همدردی میکنم، اما همه باید مسئولیت اعمال خود را بپذیرند.
من با چالشهای زیادی روبرو شدهام، از جمله زندانی شدن، اما بسیار واضح است که در طول مسیر، هیچکس به خاطر اعمال من کلاهبرداری نشده است و کاربران به خاطر ما داراییهای خود را از دست ندادهاند. بنابراین من هر شب به خوبی میخوابم زیرا میدانم که به افراد زیادی کمک میکنم.
اکنون، میتوانم به طور خودکار صداهای منفی را مسدود کنم، اما همچنان فعالانه به دنبال بازخورد منفی سازنده هستم. اینها همه بازخوردهایی هستند که میتوانند به بهبود محصول و کمک به ما کمک کنند. در مورد کسانی که صرفاً توهینآمیز هستند یا احساسات خود را تخلیه میکنند، نیازی نیست آنها را به دل گرفت.
سوال: نگاه شما به گامهای بعدی در پذیرش جریان اصلی چیست و بایننس چه نقشی میتواند در آن ایفا کند؟
CZ: فکر میکنم این فرآیند نسبتاً کند خواهد بود. گام اول این است که چارچوب نظارتی شفافتر شود و من خودم به بسیاری از دولتها مشاوره میدهم. در حال حاضر، کشورهای زیادی در سطح جهانی وجود ندارند که واقعاً یک چارچوب نظارتی ارز دیجیتال شفاف و آیندهنگر داشته باشند.
ایالات متحده اکنون شروع به حرکت رو به جلو کرده است که چیز خوبی است، اما ترامپ تنها یک سال در قدرت بود، قانون GENIUS تازه تصویب شده است و قانون Clarity هنوز در حال پیشرفت است. معتقدم که در نهایت به نتیجه خواهد رسید، اما زمان میبرد تا اصلاح شود که چگونه اجرا خواهد شد، نسخه اول قوانین چه نقصهایی خواهد داشت و غیره.
هنگامی که مقررات برقرار شود، بانکها نیز برای محافظت از کسبوکار خود به زمان نیاز دارند تا سازگار شوند و تنظیم کنند. صنعت ارز دیجیتالی که ما در مورد آن صحبت میکنیم در واقع یک صنعت بسیار جدید و بسیار جوان است. برای دستیابی به پذیرش جریان اصلی، بهترین راه این است که به جای قطع کامل روابط، به طور عمیق با سیستم مالی موجود ادغام شویم.
errorمحتوا عمدتاً به زبان انگلیسی است و پشتیبانی اولیه از زبان عربی به تازگی اضافه شده است. کتاب داستان نیز با استفاده از هوش مصنوعی به سی تا چهل زبان ترجمه شده است. تیم در حال گسترش محتوا و در عین حال بهینهسازی تجربه محصول است، مانند بهبود قابل توجه دقت تشخیص گفتار زمانی که کودکان با هوش مصنوعی تعامل دارند.
این تیم در حال حاضر بیش از ۶۰ عضو تماموقت دارد، علاوه بر چند صد مشارکتکننده محتوا. برای ۸ تا ۹ ماه اول، ما بیشتر این تیم را از جیب خود تأمین مالی کردیم. بعداً، کسی یک میم کوین بر اساس این پروژه ایجاد کرد و جامعه به طور جمعی حدود ۱۱ میلیون دلار اهدا کرد. ما اکنون عمدتاً بر این تمرکز داریم که چگونه از این پول عاقلانه برای گسترش نفوذ پلتفرم و طراحی مشوقهای بهتر برای مشارکتکنندگان محتوا استفاده کنیم.
به طور کلی، پروژه به خوبی پیش میرود، اما کاملاً غیرانتفاعی است و همیشه برای کودکان رایگان خواهد بود. اگر فرزندان ۲ تا ۶ ساله دارید، میتوانید به آنها اجازه دهید آن را امتحان کنند. معتقدم که بسیار جذاب خواهد بود زیرا آنها در حین یادگیری کلمات، مفاهیم و عبارات «بازی» میکنند.
در مرحله بعد، ما به گسترش به زبانهای بیشتر ادامه خواهیم داد. تجربه عملی نشان داده است که چینی و عربی نمیتوانند به سادگی درسهای انگلیسی را مستقیماً ترجمه کنند، بلکه باید سیستمی را بر اساس قراردادهای هر زبان بازطراحی کنند.
این پروژه قبلاً در برخی از مهدکودکها در ابوظبی اجرا شده است. رهبران محلی بسیار حمایتکننده هستند و حتی کمک مالی پیشنهاد کردهاند. با این حال، آنچه اکنون فاقد آن هستیم، سناریوهای اجرای دنیای واقعی است، نه پول. ما همچنین میخواهیم یک نسخه کرهای ایجاد کنیم، اما ظرفیت تیم ما محدود است، بنابراین پیشرفت کند است.
هدف نهایی من این است که این ابزار را آنقدر قدرتمند کنم که هر کسی بتواند دورههایی را در پلتفرم ایجاد کند و واقعاً آن را به یک پلتفرم آموزشی تولید محتوا توسط کاربر تبدیل کند. البته، ایجاد محتوای جذاب و باکیفیت که توجه کودکان را جلب کند آسان نیست، بنابراین ما به شدت از هوش مصنوعی برای کاهش مانع ایجاد محتوا استفاده میکنیم.
سوال: مسئله اجتماعی یا پروژه خاصی که بیشترین اهمیت را برای شما دارد چیست و قصد دارید در آینده پول خود را کجا اهدا کنید؟
CZ: من همیشه معتقد بودهام که پول برای ساکن ماندن نیست، بلکه برای استفاده است؛ پول یک ابزار است.
در حال حاضر، مسئله اجتماعی که بیشترین اهمیت را برای من دارد، آموزش است. صادقانه بگویم، تا به امروز، مبلغی که شخصاً از جیب خود خرج کردهام قابل توجه نیست، احتمالاً حدود یک تا دو میلیون دلار آمریکا، که بیشتر برای شصت و چند کارمند در Giggle Academy استفاده شده است. کمک مالی قابل توجه ۱۱ میلیون دلاری از سوی جامعه در مقیاس بزرگتری است. آن پول اساساً متعلق به من نیست؛ من صرفاً مسئول استفاده از آن برای پروژههای آموزشی مناسب هستم.
در مورد ترتیب اهدای ثروت شخصی، من هنوز در حال کاوش هستم. در طول مدتم در بایننس، به منابع زیادی که به راحتی در دسترس بودند، مانند تیمهای خیریه، تیمهای امنیتی و غیره دسترسی داشتم که مانند یک اهرم طبیعی بودند. اکنون که آنجا را ترک کردهام، دیگر تیم خیریه خودم را ندارم. در آینده، ممکن است نیاز داشته باشم دوباره یک تیم کوچک تشکیل دهم یا مستقیماً در یک تیم بالغ ادغام شوم. در واقعیت، تنها با یک یا دو نفر، آنها میتوانند به من کمک کنند تا غربالگری و ارزیابی پروژه را سیستماتیک کنم.
در این مدت، با افراد زیادی ملاقات کردهام که روی پروژههای اجتماعی کار میکنند. به عنوان مثال، اخیراً با یک شریک سابق VC (سرمایهگذاری خطرپذیر) به نام بیل ملاقات کردم که او نیز به دلیل برخی رویدادها مدتی را در زندان گذرانده بود و بیش از ۹۰ روز را در حبس انفرادی سپری کرده بود. او اکنون روی پروژهای مرتبط با میکروبیومهای خاک کار میکند، با هدف احیای خاکی که توسط کودها و عوامل شیمیایی آسیب دیده است، که به زمین اجازه میدهد مواد مغذی خود را بازیابد. این پروژه به صورت غیرانتفاعی دنبال میشود اما مدل کسبوکار پایدار خاص خود را دارد که میتواند خود را تأمین مالی کند.
در ابتدا، اشاره کرده بودم که خیلی روی مسائل اقلیمی تمرکز نخواهم کرد. با این حال، بعداً از او یاد گرفتم که احیای خاک میتواند تقریباً ۳۰ درصد از انتشار کربن جوی را جذب کند، که نشاندهنده ارتباط قوی با مسائل اقلیمی است.
اخیراً با بسیاری از این افراد و پروژهها مواجه شدهام. علاوه بر آموزش، هنوز نقطه تمرکز بلندمدت خاصی ندارم و اغلب برای قضاوت به متخصصان این زمینهها تکیه میکنم.
علاوه بر این، من به طور خصوصی از طریق برخی سازمانهای خیریه، هم در تایلند و هم در کشورهای دیگر، به پروژههایی مانند آموزش زندان و کمک به یتیمان پول اهدا کردهام. اگرچه مقیاس کلی قابل توجه نیست، اما کمکهای مالی انواع مختلفی را پوشش میدهد و هنوز در مرحله آزمایشی است.
سناریوی ایدهآل من این است که تمام کمکهای مالی آینده بر روی بلاکچین با استفاده از تراکنشهای ارز دیجیتال انجام شود، تا اطمینان حاصل شود که هر مرحله از خروج وجوه تا ذینفع نهایی شفاف، قابل ردیابی و به طور عمومی قابل مشاهده است.
با این حال، مسئله عملی این است که بسیاری از ذینفعان نهایی ممکن است با استفاده از کیف پولهای ارز دیجیتال آشنا نباشند. اگر فقط با استفاده از ارز دیجیتال اهدا کنم، تعداد افرادی که وجوه به آنها میرسد محدود خواهد بود. بنابراین، در حال حاضر در حال انجام آزمایشهای کوچک در سازمانهای خیریه مختلف هستم تا مشخص کنم کدام موسسات کارآمد و واقعاً تأثیرگذار هستند. هنگامی که شرکای مناسب پیدا کنم، سپس مشارکت را گسترش خواهم داد.
سوال: وقتی دنیایی را تصور میکنید که در آن «یک میلیارد نفر از بایننس و Web3 استفاده میکنند»، چه چیزی را تصور میکنید؟
CZ: معتقدم شکل نهایی باید به گونهای باشد که مردم دیگر حتی کلمات «ارز دیجیتال» یا «Web3» را ذکر نکنند. مشابه اینکه ما امروز در مورد پروتکل «TCP/IP» بحث نمیکنیم، در آینده، مردم نخواهند گفت، «من میخواهم از بلاکچین استفاده کنم»، بلکه خواهند گفت، «من میخواهم برای کسی پول بفرستم»، «من میخواهم چیزی در یک برنامه بخرم».
تا آن زمان، نامهای تجاری ممکن است به یک فعل تبدیل شوند، درست همانطور که امروز به طور طبیعی میگوییم «آن را گوگل کن». فناوری زیربنایی باید کاملاً انتزاعی شود و نیازی به بحث در مورد مفاهیمی مانند زنجیرهها، کارمزد گس، کراسچین، برداشتها، چه رسد به آدرسهای پیچیده نباشد.
در یک وضعیت ایدهآل، شما فقط باید نام طرف مقابل را وارد کنید تا پرداخت را مستقیماً تکمیل کنید. البته، با توجه به سطح فناوری امروز، ما هنوز با آن وضعیت فاصله داریم. اکثر محصولات این صنعت امروزه هنوز تا حدودی فنی هستند و توسعهدهندگان یا پذیرندگان اولیه را هدف قرار میدهند. ما به تعداد زیادی از محصولات کاربرپسندتر نیاز داریم که تمام پیچیدگیها را در بکاند پنهان کنند.
این ممکن است لزوماً از طریق بایننس انجام نشود؛ میتواند اکوسیستمی متشکل از بسیاری از برنامهها و پلتفرمها باشد. با این حال، از دیدگاه اثر شبکهای، در نهایت، احتمالاً یک یا دو نقطه ورود فوقالعاده وجود خواهد داشت، شبیه به گوگل در زمینه موتور جستجو در گذشته، اگرچه اکنون تا حدی توسط هوش مصنوعی جایگزین میشود.
بنابراین، در آیندهای که تصور میکنم، همه فقط میدانند که از یک محصول یا برند خاص استفاده میکنند، اما دیگر بحث نخواهند کرد که آیا یک دنیای Web3 در پشت آن است یا خیر.
سوال: نظرات شما در مورد این تنظیم معماری مدیریت جدید چیست و فکر میکنید در آینده در بایننس بر کدام حوزهها بیشتر تمرکز خواهید کرد؟
CZ: برای من، این تنظیم بسیار طبیعی است. هی یی، به عنوان یکی از بنیانگذاران، همیشه در هسته استراتژی شرکت بوده است، بسیار سختکوش و نزدیک به جامعه و محصول. او یکی از مقاومترین افرادی است که تا به حال دیدهام و این تغییر عنوان اساساً یک تأیید رسمی از واقعیت موجود است. بازخورد خارجی به طور یکنواخت مثبت بوده است، هم در آسیا و هم در غرب، با به رسمیت شناختن بالای او از سوی همه.
او ۹ سال از من جوانتر است، در سنی که من بودم وقتی به عنوان مدیرعامل مسئولیت را بر عهده گرفتم. برای او طبیعی بود که تیم بزرگتری را رهبری کند و در واقع، قبل از اعلام رسمی، او قبلاً وظایف یک رهبر را انجام میداد. او و ریچارد تواناییهای یکدیگر را تکمیل میکنند: ریچارد در مقررات و انگلیسی خوب است؛ اگرچه هی یی هنوز در حال بهبود انگلیسی خود است، توانایی یادگیری او بسیار قوی است و او مایل به برقراری ارتباط است، که یک پیکربندی عالی برای شرکت است.
در مورد خودم، شبی که به عنوان مدیرعامل بایننس کنار رفتم، در سیاتل بودم و در ساعت ۴ صبح در حالی که اشک میریختم، نامه خداحافظی مینوشتم. با این حال، در آن زمان در ایالات متحده، ذهنیت خود را از طریق اسکی و موجسواری تنظیم کردم و متوجه شدم که شرکت هنوز بدون مشارکت عمیق من به آرامی کار میکند. زندگی به جلو حرکت میکند و من نیازی ندارم به آن موقعیت بازگردم.
اکنون من بر اکوسیستم BNB Chain، Yzi Labs و Giggle Academy تمرکز کردهام و به دولتها در ایجاد چارچوبهای نظارتی مشاوره میدهم. عدم مشارکت در مدیریت روزانه به من اجازه میدهد انرژی خود را صرف رشد اکوسیستم کنم. تیم بایننس به اندازه کافی قوی است و معتقدم که چرخشهای رهبری سالم و با فرکانس بالا میتواند برای نسل جوان جا باز کند که برای توسعه بلندمدت شرکت مفید است.
سوال: فکر میکنید کدام عادت روزانه برای موفقیت شما مهمتر است؟
CZ: فکر میکنم عادت یادگیری چیز جدیدی در هر روز بسیار مهم است.
بیشتر آنچه مدارس به ما میآموزند مهارتهای اساسی است. آنها به شما کارآفرینی، مذاکره، هوش هیجانی، سواد مالی، نحوه راهاندازی یک شرکت، نحوه رئیس بودن و سایر مهارتهای مهم را یاد نمیدهند؛ شما اساساً باید این چیزها را به آرامی در جامعه به تنهایی یاد بگیرید. حتی در دانشگاه، اینها به ندرت به صورت سیستماتیک آموزش داده میشوند.
اگر در یک زمینه حرفهای قوی هستید، مانند پزشک یا وکیل، واقعاً از بسیاری از دانشهایی که در مدرسه یاد گرفتهاید در کار روزانه خود استفاده خواهید کرد؛ اما برای اکثر مردم، به ویژه کارآفرینان، باید به یادگیری مداوم خود تکیه کنید. بنابراین فکر میکنم مهم است که هر روز چیز جدیدی یاد بگیرید، زیرا شما را مجبور میکند ذهنیت باز خود را حفظ کنید، خود را به چارچوبهای موجود محدود نکنید و یادگیری فرصتهای جدید را برای شما آسانتر میکند.
ثانیاً، معتقدم که سختکوشی و حفظ سلامتی به همان اندازه مهم هستند. کارآفرینی در واقع از نظر جسمی سخت است، نه فقط کار ذهنی؛ شما باید بدنی داشته باشید که بتواند آن را تحمل کند. شما باید عادات خوب را پرورش دهید، یاد بگیرید خود را تحت فشار زیاد تثبیت کنید، خوب بخوابید، خوب غذا بخورید، به طور منظم ورزش کنید و به خوبی از بدن خود مراقبت کنید. تحت این فرض، شما همچنین باید بتوانید خروجی با شدت بالا را حفظ کنید، شانزده ساعت در روز به طور کارآمد کار کنید و در عین حال سلامت جسمی خود را حفظ کنید.
بنابراین، به طور خلاصه، مهم است که هر روز چیز جدیدی یاد بگیرید، ذهنیت باز داشته باشید، سخت کار کنید، از سلامت خود مراقبت کنید و این چیزها را در اولویت قرار دهید.
سوال: شما فراز و نشیبهای زیادی را تجربه کردهاید و یکی از تأثیرگذارترین شرکتهای تاریخ را ساختهاید. اگر روزی در برابر «خدا» بایستید و فقط بتوانید ۵ چیزی را که آرزو دارید قبل از مرگ به انجام برسانید بیان کنید، آنها چه خواهند بود؟
CZ: من در واقع این سوال را ساده میکنم، اگر بتوانم یک «آرزو» داشته باشم، کافی است. صادقانه بگویم، آرزوهای زیادی ندارم.
آنچه زندگی را جالب میکند غیرقابل پیشبینی بودن آن است. اگر همه چیز یک فیلمنامه از پیش تعیین شده بود و میدانستید هر روز چه اتفاقی میافتد، لذت آن را از بین میبرد. دلیلی که سخت کار میکنید، به طور مداوم تلاش میکنید این است که در مورد نتیجه نامطمئن هستید.
مثل بازی کردن است، اگر از همان ابتدا بدانید که ۱۰۰ درصد برنده خواهید شد، بازی دیگر سرگرمکننده نیست. این نوع بازی است که نیاز به آزمون و خطا، کار تیمی، دقت، تنظیمات استراتژیک مداوم دارد، که جالبتر است.
من یک آرزو دارم، امیدوارم که همه بتوانند سالم بمانند، فکر میکنم این یکی از مهمترین چیزها است. با این حال، سلامتی چیزی است که ما نمیتوانیم به طور کامل کنترل کنیم، ما میتوانیم عادات سالم ایجاد کنیم، اما هنوز عدم قطعیت زیادی وجود دارد.
علاوه بر این، فکر میکنم خود جهان بسیار جالب است. دقیقاً به این دلیل که ما فقط یک عمر داریم، انسانها لحظات این زندگی را گرامی میدارند. اگر عمرهای بینهایت داشتید، زمان ارزش خود را از دست میداد و بسیاری از چیزها معنای خود را از دست میدادند. اگر بدانید فقط فرصت محدودی برای انجام کاری دارید، آن را بیشتر گرامی خواهید داشت.
بنابراین، من لیست طولانی از آرزوها را فهرست نمیکنم، من بسیار خوششانس بودهام و اگر واقعاً فرصتی برای گفتن یک کلمه به خدا وجود داشته باشد، احتمالاً فقط میگویم: «لطفاً مرا در شرایط بسیار ناگوار قرار نده، من از وضعیت فعلی خود راضی هستم.»
ممکن است شما نیز علاقهمند باشید

آیا رباتها انسانها را جایگزین خواهند کرد؟ او میگوید نه!

قیمت بایننس کوین ۱۵ برابر به بالاترین سطح تاریخی خود افزایش یافت و توسط سه خط نجات بازار صعودی نجات یافت

مروری بر حادثه OpenClaw و Moltbook: از روایت اجتماعی هوش مصنوعی تا چشمانداز اقتصاد عاملها

نیویورک تایمز: اهدای مجسمه طلایی به ترامپ، بازاریابی عجیب یک میم کوین

سیرکل: هر شرکتی نمیتواند استیبلکوین صادر کند

از شگفتی هوش مصنوعی تا افشای "هوش مصنوعی که ادای انسان را در میآورد": Moltbook تنها ۴ روز دوام آورد

یک سال بعد، بازار ارز دیجیتال چه چیزی برای معامله دارد؟

یک معامله سودآور ۷۰ هزار دلاری: بنیانگذار اتریوم چگونه در بازار پیشبینی بازی میکند؟

سال حسابرسی برای توکنومیکس

خداحافظی با سرمایهگذاریهای «هوا»: از این ۶ معیار کلیدی برای شناسایی یک پروژه برنده استفاده کنید

ایالات متحده دو بار رئیسجمهور خود را استیضاح کرده است و پلتفرم ترامپ میگوید این یک «شورش» نیست.

نفوذ به ۶۰۰ گروه کلاهبرداری؛ او قصد دارد وجوه غیرقانونی را رهگیری کند

اختلاف اطلاعات کلیدی بازار در ۳۰ دسامبر - حتما بخوانید! | گزارش صبحگاهی آلفا

افرادی در دنیای ارز دیجیتال که از نمودارهای شمعی برای پیشگویی استفاده میکنند
وقتی پیشگویی در نمودارهای شمعی به تصویر کشیده میشود و در بستر دنیای ارز دیجیتال قرار میگیرد، محبوبیت انفجاری آن نه به دلیل دقت ادعاهای عرفانیاش، بلکه به این دلیل است که اضطراب جمعی معاملهگران نسبت به عدم قطعیت، بالاخره راه خروجی پیدا کرده است.

۲۶ پیشبینی گلکسی برای سال آینده: بیتکوین به سقف قیمتی جدید میرسد، حجم تراکنش استیبلکوین از سیستم ACH پیشی میگیرد

عرضه اولیه توکن (TGE) پیشروی Lighter: چه ارزشگذاریای منطقی است؟

وقتی بازار پیشبینی از «پیشبینی کردن» به «افشای حقیقت» تغییر جهت میدهد: Delphi رسماً پوشش بازارهای پیشبینی را راهاندازی کرد


