نظارت سرمایهگذاران ونتور در سیلیکونولی بر کارآفرینی چین: محیط سرمایهگذاری سختتر، شرکتهای قویتر را پرورش میدهد
عنوان اصلی: چگونه اکوسیستم سرمایهگذاری چین کار میکند
نویسنده: بوهان، شیمی
ترجمه: لیودونگ BlockBeats
یادداشت سردبیر: صنعت فناوری چین به مرجع غیرقابل چشمپوشی برای سیلیکونولی تبدیل شده است.
از مدلهای بزرگ متنباز، بیوتکنولوژی تا رباتیک، گروهی از شرکتهای چینی با استفاده از هزینههای پایینتر، سرعت بالاتر در نوآوری سختافزاری و همکاریهای فشرده در زنجیره تأمین، به تدریج در حال تغییر الگوی رقابت فناوری جهانی هستند. اما اگر این تغییرات تنها به تعداد مهندسان، پایههای صنعتی یا حمایتهای دولتی نسبت داده شود، هنوز نمیتواند قدرت واقعی رقابت شرکتهای فناوری چین را توضیح دهد.
این مقاله سعی دارد از منظر سیستم سرمایهگذاری، درک کند که اکوسیستم نوآوری چین چگونه کار میکند.
در سیلیکونولی، تأمین مالی استارتاپها معمولاً به عنوان یک شرطبندی بلندمدت بر رشد آینده در نظر گرفته میشود و خروج از بازار از طریق عرضه عمومی، ادغام یا ادامه توسعه مستقل ممکن است. اما در چین، شرایط بسیار فوریتر است. بسیاری از استارتاپها نه در زمان مناسب، بلکه تحت فشارهای زمانی، شرایط خرید و فشار خروج سرمایهگذاران، مجبور به عرضه عمومی میشوند. «سهام واقعی، بدهی واقعی»، مسئولیت خرید شخصی و بازار ادغام غیر فعال، مجموعهای از مکانیزمهای تأمین مالی سختگیرانهتری را برای بنیانگذاران ایجاد میکند.
این نوع تنظیمات به وضوح هزینههایی دارد. این ممکن است فضای تحقیق و توسعه بلندمدت را محدود کند و منجر به بستهبندیهای کوتاهمدت، تأمین مالی بیش از حد و حتی ریسکهای مالی شود. اما از سوی دیگر، وقتی کارآفرینی به یک بازی تقریباً «همه یا هیچ» تبدیل میشود، شرکتها مجبور به حفظ هزینههای پایینتر، سرعت اجرایی سریعتر و توانایی تجاری قویتر میشوند. رقابت قیمتی و توانایی گسترش که شرکتهای چینی پس از ورود به بازارهای خارجی نشان میدهند، تا حد زیادی ناشی از این فشار داخلی است.
این مقاله همچنین چندین ساختار در بازار سرمایهگذاری چین را که اغلب توسط ناظران خارجی نادیده گرفته میشود، فاش میکند: صندوقهای محلی یوان نه تنها به دنبال بازده مالی هستند، بلکه مسئولیت جذب سرمایه، اشتغال و تحقق اهداف صنعتی را نیز بر عهده دارند؛ صندوقهای دلاری در جستجوی تعادل بین بازده سرمایه و جهانی شدن هستند؛ و مشارکت مستقیم صندوقهای خارجی به طور مداوم کاهش مییابد. در عین حال، FA مسئولیت کشف پروژهها، بستهبندی تأمین مالی و ایجاد ارتباطات را بر عهده دارد و یک خلأ در بازاری که به شبکههای شغلی عمومی وابسته است و به معرفیهای آشنا و زنجیرههای ارتباطی WeChat متکی است، پر میکند.
البته متغیرهای عمیقتری نیز وجود دارد، سیاستهای صنعتی ملی.
البته، این مقاله از دیدگاه ناظر سیلیکونولی نوشته شده و نه به عنوان یک تحقیق دقیق در مورد سیستم. اما این یک دیدگاه اصلی قابل بحث را ارائه میدهد: چین در حال کپیبرداری ساده از سیلیکونولی نیست، بلکه در حال شکلگیری یک روش کاملاً متفاوت برای سازماندهی نوآوری است.
این سیستم ممکن است به اندازه کافی ملایم نباشد و لزوماً برای همه کارآفرینان مناسب نباشد، اما میتواند منابع را در صنایع استراتژیک خاص متمرکز کند، تسریع در نوآوری را فراهم کند و گروهی از شرکتهای با توان اجرایی بسیار بالا را شکل دهد.
برای درک قدرت رقابتی فناوری چین، نمیتوان تنها به پارامترهای مدل، مقادیر تأمین مالی و ارزشگذاریهای عمومی نگاه کرد، بلکه باید به دورههای سرمایهگذاری، دولتهای محلی، شبکههای ارتباطی و فشارهای خروجی که پشت این شرکتها وجود دارد نیز توجه کرد. آنچه واقعاً صنعت فناوری چین را به جلو میبرد، شاید همین سیستم پر از تناقض باشد: از یک سو فشار و ریسک ایجاد میکند و از سوی دیگر سرعت، کارایی و جاهطلبیهای صنعتی را به اوج میرساند.
در زیر متن اصلی آمده است که بدون تغییر در معنا، کمی خلاصه شده است:
ماه گذشته، من به چین رفتم و از اکثر مؤسسات سرمایهگذاری سطح اول بازدید کردم و همچنین با تیمهای مدیریتی چندین شرکت رباتیک و بیوتکنولوژی ملاقات کردم.
در حال حاضر در سیلیکونولی یک روایت رایج وجود دارد: چین در حال پیروزی در چندین حوزه کلیدی مربوط به آینده است------هوش مصنوعی متنباز، بیوتکنولوژی و رباتیک. دلایل پشتیبانی از این نگرانیها به شدت قوی است.
مدلهای متنباز چینی به یکی از پرکاربردترین مدلها در استارتاپهای سیلیکونولی تبدیل شدهاند. پس از محدودیتهای دولت ایالات متحده بر Fable، به طرز کنایهآمیزی، چین نقش پشتیبانی از فناوریهای AI باز جهانی را به عهده گرفته است.
در زمینه بیوتکنولوژی، بیشتر پروژههای آزمایش بالینی در چین درمانهای نوآورانه هستند، در حالی که حدود نیمی از داروهای آزمایش بالینی FDA ایالات متحده از چین مجوز دریافت کردهاند. در حوزه رباتیک، چین نه تنها از مزیت ساختاری در تولید دادههای آموزشی به صورت مقیاسپذیر برخوردار است، بلکه سرعت توسعه سختافزار و بازخورد آن نیز به طرز شگفتانگیزی سریع است.
اما حتی با وجود این مزایا، به نظر میرسد چینیها به این دلیل خود را راضی نمیکنند. برعکس، در آنجا یک تمایل قوی برای درک آنچه سیلیکونولی در حال فکر کردن است وجود دارد. سیلیکونولی هنوز به عنوان مرکز نوآوری جهانی در نظر گرفته میشود.
یکی از افراد برجسته در یک مؤسسه سرمایهگذاری به من گفت که هر بار که Benchmark یا Sequoia یک پادکست جدید منتشر میکند، آن را به عنوان محتوای ضروری برای کل شرکت در نظر میگیرد.
چینیها از همه چیزهایی که در غرب در حال وقوع است، آگاه هستند. محتوایی که من در X و LinkedIn منتشر میکنم، معمولاً در عرض چند ساعت توسط رسانههای اصلی AI چین (مانند Xinzhiyuan، Jiqizhixin یا Liangzhibi)------ترجمه میشود. حتی نظرات در بخش نظرات X نیز به صورت تصویر ترجمه میشود. شما ممکن است خودتان ندانید که در چین کمی مشهور شدهاید.
این عدم تقارن اطلاعات سرعت یادگیری آنها را افزایش میدهد و در نهایت ممکن است به چین کمک کند تا فاصله خود را با سیلیکونولی کاهش دهد. اما حداقل در حال حاضر، آنها هنوز به سیلیکونولی نگاه میکنند.
به طور کلی، بلوغ بازار سرمایهگذاری چین نسبتاً پایینتر است و برای بنیانگذاران نیز بسیار سختگیرانهتر است. این محیط ممکن است شرکتهایی با توان اجرایی قویتر و خشنتر پرورش دهد که قادر به شکست رقبای خود در بازار جهانی باشند؛ اما فشار و مسئولیتهای شخصی عظیم نیز ممکن است منجر به ایجاد حبابها و تقلبهای بیشتری شود.
از سئول تا تلآویو، اکثر مراکز فناوری جهانی به عنوان الگو از سیلیکونولی استفاده میکنند. اما چین در بسیاری از جنبهها یک جهان موازی دیگر را تشکیل میدهد. درک اینکه چین چگونه برای نوآوری تأمین مالی میکند، یک مسیر جالب برای مشاهده این است که چین چگونه به امروز رسیده و به کجا خواهد رفت.
یا باید عرضه عمومی شود یا خارج شود
در ملاقات با بسیاری از بنیانگذاران شرکتهای رباتیک و هوش مصنوعی، یکی از چیزهایی که بیش از همه مرا شگفتزده کرد این بود که تقریباً همه آنها در حال برنامهریزی برای عرضه عمومی در سال آینده هستند و به سرعت در حال پیشرفت هستند.
هیچیک از این شرکتها به اندازه Yushutech یا Moonlight Dark نیستند------حتی این دو نیز برای عرضه عمومی در نزدک به سختی میتوانند موفق شوند------اما همه به من گفتند که آنها آماده عرضه عمومی هستند.
چرا؟ زیرا آنها گزینه دیگری ندارند. در چین، بسیاری از استارتاپها عرضه عمومی نمیشوند زیرا شرایط لازم برای آنها فراهم است یا زمان بازار به اندازه کافی بالغ است، بلکه به این دلیل است که آنها مجبور به عرضه عمومی هستند.
یکی از حقایق که بنیانگذاران آمریکایی را شگفتزده میکند این است که بسیاری از بنیانگذاران چینی توافقهای سرمایهگذاری را امضا میکنند که در آنها مشخص شده است: آنها باید در یک دوره زمانی مشخص، سرمایه سرمایهگذاران را با استانداردی بالاتر از یک نرخ بازده حداقلی بازگردانند. این دوره گاهی شش تا هشت سال است. اگر نتوانند، شرکت یا حتی بنیانگذار شخصی ممکن است مسئولیت خرید و بازپرداخت را بر عهده بگیرد.
شرکای محدود و شرکای عمومی در چین صبر کمتری دارند و خواستههای آنها نیز مستقیمتر است. در زبان چینی حتی یک اصطلاح خاص برای توصیف این پدیده وجود دارد: «سهام واقعی، بدهی واقعی»، که به معنای این است که ظاهراً سهام است، اما در واقع بدهی است.
تصور اینکه در یک اکوسیستم که بنیانگذاران برای تأسیس شرکتهای پرخطر باید مسئولیتهای شخصی سنگینی را به عهده بگیرند، نوآوری چگونه اتفاق میافتد، دشوار است. با این سطح از ریسک، چه کسی هنوز جرات کارآفرینی دارد؟
اما بنیانگذاران چینی واقعاً مایلند همه چیز را ریسک کنند.
این نوع مکانیزمهای تشویقی، گروهی از شرکتهای بسیار کارآمد و قوی را شکل میدهد و بنیانگذارانی را که واقعاً تمام وجود خود را به شرکت اختصاص میدهند، ایجاد میکند. وقتی آنها نمیتوانند در محیط رقابتی سخت چین پول درآورند، معمولاً تصمیم به گسترش به خارج از کشور میگیرند و به سرعت رقبای محلی را شکست میدهند.
آنها دانشجویان سال دوم دانشگاه استنفورد نیستند که فقط برای تجربه، در تابستان یک دوره Y Combinator را بگذرانند. برای آنها، این یک بازی است که یا همه چیز را میبرند یا همه چیز را از دست میدهند.
این همچنین دو سوال را مطرح میکند.
چرا هیچ خروجی ادغامی وجود ندارد؟
چرا روش خروج باید حتماً عرضه عمومی باشد؟ آیا شرکت نمیتواند خریداری شود و سرمایهگذاران از طریق ادغام سرمایه خود را بازپس بگیرند؟
پاسخ به طور کلی منفی است.
در چین تقریباً هیچ بازار ادغام واقعی بالغی وجود ندارد، بنابراین استارتاپها معمولاً تنها میتوانند از طریق عرضه عمومی خارج شوند و باید تا انتها پیش بروند.
ارزشگذاری شرکتهای چینی ارزان است و هزینه نیروی کار نیز پایین است. شرکتهای بزرگ به جای خرید یک استارتاپ، بهتر است ایده آن را کپی کنند و احتمالاً سریعتر از آنها کپی کنند.
شرکتهای چینی معمولاً همچنین بسیار جاهطلب هستند و عادت به گسترش افقی دارند. یک شرکت تولیدکننده گوشیهای هوشمند ممکن است همزمان خودروهای ورزشی تولید کند و نرمافزارهای شرکتی توسعه دهد. این عوامل تمایل آنها به خرید سایر شرکتها را کاهش میدهد. در آنجا، تقریباً هیچ فرصتی برای «خرید استعداد» و فراهم کردن یک فرود نرم برای تیمهای کارآفرینی وجود ندارد.
با این حال، برای بنیانگذاران چینی، یک عامل نسبتاً مثبت این است که آستانه عرضه عمومی آنها به طور کلی پایینتر از نزدک یا بازار بورس نیویورک است.
آستانه پایینتر به معنای این نیست که الزامات نظارتی آسانتر است، بلکه به این معناست که بازار عمومی نسبت به این شرکتها پذیرش بیشتری دارد، یعنی سرمایهگذاران تمایل بیشتری به خرید سهام این شرکتها دارند.
در سالهای اخیر، بسیاری از شرکتهای فناوری چینی تقریباً هیچ درآمد یا مشتری ندارند. بر اساس استانداردهای ارزشگذاری بازار فناوری ایالات متحده، آنها به شدت کوچک هستند، اما هنوز موفق به عرضه عمومی شدهاند.
البته، بازار بورس هنگ کنگ در حال حاضر در یک بازار صعودی قرار دارد. Zhiyu به عنوان یکی از معدود شرکتهای عرضه عمومی مدلهای زبانی بزرگ، قیمت سهامش نیز به شدت افزایش یافته است. اما اگر این شرکتها در ایالات متحده قرار میگرفتند، احتمالاً نمیتوانستند عرضه عمومی شوند.
یک توضیح این است که سهم سرمایهگذاران فردی در بازارهای سهام آسیا بالاتر است. با این حال، به عنوان یک مکان انتخابی برای عرضه عمومی شرکتهای فناوری، بازار بورس هنگ کنگ هنوز از نظر سازماندهی بالاتر از بازار A چین است.
ما نمیدانیم که این دوره صعودی در آسیا چقدر ادامه خواهد داشت. بسیاری از سرمایهگذاران مؤسسهای در حال حاضر برای کاهش قیمت در برخی از داغترین صنایع آماده میشوند و امیدوارند پس از سقوط بازار، سهام را با قیمت پایین خریداری کنند.
سه نوع منبع سرمایه
سؤال دیگری این است: چرا بنیانگذاران حاضرند چنین شرایط سختی را بپذیرند؟
آیا رقابت در بازار سرمایهگذاری نباید مانند ایالات متحده، تحت تأثیر نهادهایی مانند Founders Fund و a16z، به تدریج دوستانهتر برای بنیانگذاران شود؟
این تغییر واقعاً در حال وقوع است. اما اکوسیستم سرمایهگذاری چین هنوز از ایالات متحده جوانتر است. مهمتر از آن، منابع مختلف سرمایهگذاری که بنیانگذاران چینی میتوانند انتخاب کنند، پشتوانههای کاملاً متفاوتی از انگیزهها را دارند.
بنیانگذاران چینی معمولاً میتوانند از سه نوع سرمایهگذاری خطرپذیر استفاده کنند.
صندوقهای محلی یوان
این نوع صندوقها معمولاً با حمایت مالی دولتهای استانی یا شهری تأمین میشوند و شرایط آنها معمولاً سختترین است. آنها اغلب از شرکتها میخواهند که دفتر یا کارخانهای در محل تأسیس کنند تا شغل ایجاد کنند و استعدادها را جذب کنند.
هدف صندوقهای یوان چین معمولاً تنها به دست آوردن بازده سرمایه محدود نمیشود، بلکه مسئولیت توسعه اقتصادی محل اقامت شرکای محدود را نیز بر عهده دارند و مکانیزمهای انگیزشی آنها با صندوقهای غربی که تنها به بازده سرمایه توجه میکنند، متفاوت است.
این الزامات معمولاً بر ایجاد شغل و جذب استعدادها متمرکز است و اشتغال و ورود جمعیت به تثبیت بازار املاک محلی کمک میکند.
چرا بنیانگذاران به این نوع سرمایهگذاریها روی میآورند؟
دلیل این است که اگر میخواهید وارد داغترین حوزهها مانند هوش مصنوعی، نیمههادیها و رباتیک شوید، این صنایع همچنین از سوی دولتها مورد توجه ویژهای قرار دارند. گاهی اوقات، تنها صندوقهای سرمایهگذاری به یوان میتوانند سرمایهگذاری کنند، مانند DeepSeek.
صندوقهای دلار محلی ------
این نوع نهادها شامل سرمایهگذاریهای سنتی در چین هستند، مانند Sequoia China، Hillhouse، ZhenFund، Qiming Venture Partners و IDG. Qiming Venture Partners در واقع دیگر ارتباط چندانی با Matrix Partners آمریکا ندارد. بسیاری از این نهادها همزمان صندوقهای دلار و یوان را مدیریت میکنند.
در مقایسه با نوع اول سرمایه، این صندوقها معمولاً برای بنیانگذاران دوستانهتر هستند. در بیست سال گذشته، بسیاری از شرکتهای معروف در چین پشتوانه این نهادها بودهاند.
این منبع سرمایهگذاری است که بنیانگذاران چینی بیشتر از همه به دنبال آن هستند، به ویژه برای شرکتهایی که قصد دارند به بازار جهانی وارد شوند. بهطور تصادفی، از زمان تأسیس Sequoia China تا زمانی که از Sequoia جدا شد، این بخش بهترین عملکرد را در سیستم Sequoia داشته است.
صندوقهای خارجی ----
آخرین نوع، صندوقهای خالص غربی مانند ما هستند.
از نظر تاریخی، بسیاری از صندوقهای غربی در چین سودهای کلانی کسب کردهاند، مانند Coatue و Tiger Global. اما اکنون، سرمایهگذاری مستقیم سرمایههای خارجی در شرکتهای چینی به شدت کاهش یافته است.
سرمایهگذاری B در Manus توسط Benchmark یک مورد استثنایی است و احتمالاً آخرین معامله مشابه خواهد بود. به وضوح، عواقب این معامله بعداً باعث کاهش اشتیاق سرمایهگذاران خارجی شد.
البته، سرمایهگذاران همیشه امیدوارند که بتوانند بهطور معکوس فکر کنند. شاید سرمایهگذاری در چین آخرین موضوع واقعی سرمایهگذاری معکوس در بازار باشد.
من قبلاً از یکی از اعضای Founders Fund پرسیدم که اکنون چه جهت سرمایهگذاریای میتواند به عنوان معکوس شناخته شود. او نیز اعتراف کرد که بازارهای ارزهای دیجیتال و فناوری دفاعی بسیار شلوغ شدهاند و چین ممکن است تنها موضوع معکوس باقیمانده باشد.
لایه واسطه FA ======
وجود FA نیز یکی از ویژگیهای منحصر به فرد صنعت سرمایهگذاری خطرپذیر چین است.
FA مخفف Financial Advisor به معنای «مشاور مالی» است، اما همه بهطور مستقیم به آن FA میگویند.
آنها نهادهایی نیستند که ممکن است نامشان به مدیریت ثروت اشاره کند، بلکه بانکداران سرمایهگذاری هستند که به تأمین مالی اولیه خدمات میدهند و مسئول بستهبندی و بازاریابی پروژهها و میانجیگری معاملات بین استارتاپها و نهادهای سرمایهگذاری خطرپذیر هستند.
وجود چنین لایه بزرگی از واسطهها در کل اکوسیستم تأمین مالی برای من بسیار گیجکننده است.
نهادهای سرمایهگذاری خطرپذیر در واقع جستجوی پروژهها و بررسیهای اولیه را به FA واگذار کردهاند. FA معمولاً اولین ایستگاه تماس بنیانگذاران با سرمایه است. بسیاری از بنیانگذاران همچنین تمایل دارند با FA همکاری کنند تا به آنها در مذاکره با نهادهای سرمایهگذاری خطرپذیر قوی و باهوش کمک کنند.
اما به وضوح در اینجا تضاد منافع وجود دارد.
FA نمیتواند بهطور مداوم شرکتهای با کیفیت پایین را که از فیلتر معکوس عبور نکردهاند به یک نهاد سرمایهگذاری خطرپذیر معرفی کند، در غیر این صورت اعتماد و صلاحیت ورود به آن نهاد را از دست خواهد داد. FA معمولاً ۲٪ تا ۵٪ از مبلغ تأمین مالی را به عنوان کمیسیون دریافت میکند. در آن سیستم، این تقریباً به یک نوع مالیات ثابت تبدیل شده است.
من از یکی از سرمایهگذاران برتر پرسیدم که چرا نهادهای سرمایهگذاری خطرپذیر اجازه میدهند چنین وضعیتی پیش بیاید. آیا وابستگی به FA به این معنی نیست که آنها منبع پروژههای منحصر به فرد را از دست میدهند و نمیتوانند زودتر از دیگران پروژههای خوب را ببینند؟ پاسخ او این بود: این صنعت به این شکل عمل میکند.
آنها قطعاً در پروژههایی که FA در آن دخالت ندارد نیز سرمایهگذاری میکنند، اما بسیاری از بهترین پروژهها در چند دور اولیه تأمین مالی تحت هدایت و هماهنگی FA خواهند بود. FA حتی ممکن است یک طرح کامل برای زنجیره تأمین مالی طراحی کند: Sequoia China مسئول دور بذر، Hillhouse مسئول دور A و هر دو در دور B شرکت میکنند. به این ترتیب، شرکت میتواند نیروی تأمین مالی را ایجاد کند و واقعاً به سرعت به حرکت درآید.
شبکههای ارتباطی پنهان =======
شبکههای اجتماعی در چین نه تنها عمومی نیستند، بلکه درک آنها برای خارجیها نیز دشوار است. این نتیجه فرهنگ مبتنی بر روابط در چین است و به نوبه خود این فرهنگ را تقویت میکند و بهطور عمیق بر نحوه عملکرد فعالیتهای تجاری روزمره تأثیر میگذارد.
چین جامعهای است که بر اساس «روابط» عمل میکند.
LinkedIn هرگز واقعاً وارد بازار چین نشده است و تقلیدکنندگان محلی نیز موفق نبودهاند. شما معمولاً فقط میتوانید از طریق آشنایان با دیگران آشنا شوید و در غیر این صورت، تنها میتوانید به گروههای بزرگتر بپیوندید. حداکثر تعداد اعضای گروه WeChat ۵۰۰ نفر است، در حالی که حداکثر تعداد اعضای گروه iMessage تنها ۳۲ نفر است که بهطور قابل توجهی ناچیز است.
تصور کنید، بدون ایمیلهای ناشناس، بدون پیامهای خصوصی LinkedIn و بهطور کلی بدون هیچ تماسی از طرف شما. این ممکن است تا حدی توضیح دهد که چرا چین هرگز واقعاً صنعت B2B SaaS بالغی را توسعه نداده است. این فرهنگ بهطور طبیعی نحوه تعامل نهادهای سرمایهگذاری خطرپذیر و بنیانگذاران را شکل میدهد. بهطور کلی، سرمایهگذاران مستقیماً به بنیانگذاران پیام نمیدهند.
این همچنین یکی دیگر از دلایل وجود FA است: آنها «تحرک روابط» را برای شبکههای ارتباطی بسته فراهم میکنند.
بیشتر چینیها در اینترنت و WeChat به نوعی ناشناس باقی میمانند. اگر شما یک نفر را به WeChat خود اضافه کنید، احتمالاً او از تصاویر انیمیشن، کارتون یا مناظر به عنوان عکس پروفایل استفاده میکند و نام کاربریاش ممکن است یک نام مستعار یا نام مستعار باشد. من حتی با برخی از چینیها روبرو شدهام که از افشای نام واقعی خود امتناع میکنند و تنها مایلند از نام مستعار یا نام انگلیسی که نسبتاً خصوصی نیست استفاده کنند.
دست دولت ====
آخرین عامل، جهتگیری و اهداف توسعهای است که دولت تعیین میکند، یعنی سیاستهای صنعتی که توسط برنامهریزی دولتی پیشبرد میشود. در مورد این مدل، نگرش غربیها بستگی به این دارد که از کدام بخش از کنگره یا سیلیکون ولی میپرسید.
دولت در اکوسیستم نوآوری چین نقش بسیار مهمتری نسبت به غرب ایفا میکند. دولت نه تنها یکی از شرکای محدود اصلی بسیاری از صندوقها است، بلکه با تعیین قوانین جذاب، ارائه معافیتهای مالیاتی و تسهیلات زمین، استارتاپها را به استقرار در محل جذب میکند. دولت همچنین با مشخص کردن اینکه کدام صنعت باید توسعه یابد، بر جهتگیری سرمایهگذاری نهادهای سرمایهگذاری خطرپذیر تأثیر میگذارد. در دهه گذشته، مثال بارز این موضوع صنعت نیمههادی محلی چین بوده است.
صنعت رابطهای مغز و کامپیوتر چین یک نمونه زنده و شخصیتر از سیاستهای صنعتی است.
زیرا دولت محلی حامی تأیید فناوری رابطهای مغز و کامپیوتر است، من با اعضای نهاد سرمایهگذاری زیرمجموعه آن صحبت کردهام که در بسیاری از استارتاپهای این حوزه سرمایهگذاری کردهاند. آنها توضیح دادند که هدف اصلی آنها ایجاد این صنعت استراتژیک است و نه دنبال کردن بازده سرمایهگذاری خطرپذیر. این کمی شبیه به In-Q-Tel در آمریکا است.
این محتوا صرفاً برای اطلاعرسانی عمومی ارائه شده است و بهمنزله مشاوره مالی، سرمایهگذاری، حقوقی یا مالیاتی تلقی نمیشود. هرگونه رویداد، جایزه، کمپین آنلاین یا اطلاعات مرتبط که در اینجا ذکر شده است، نباید بهعنوان توصیه، ترغیب یا دعوت به خرید، فروش، معامله یا هرگونه دادوستد دیگر داراییهای رمزارزی تلقی شود. داراییهای رمزارزی از نوسان بالایی برخوردار هستند و ممکن است منجر به زیان شوند. دسترسی به خدمات، محصولات و رویدادهای مرتبط با WEEX ممکن است بسته به منطقه جغرافیایی متفاوت باشد. اطمینان از اینکه استفاده شما از این خدمات با قوانین و مقررات محلی مطابقت دارد، بر عهده خود شماست.
ممکن است شما نیز علاقهمند باشید

کیمی بیش از ۳.۵ میلیارد دلار تأمین مالی میکند، ارزشگذاری به ۳۵ میلیارد دلار میرسد، دور پیش از عرضه عمومی زودتر آغاز شد

تأیید جی کلایتون به عنوان مدیر اطلاعات ملی در دوران ریپل

پرستار حرفهای

کوین بیس مدیر فناوری جدید خود را پس از کاهش ۱۴ درصدی نیروی کار معرفی کرد

اقساط وام ANSES: چگونه بفهمید چقدر بدهکارید

مقایسه وایتپیپر سولانا و سوئی: معماری، عملکرد و مقیاسپذیری

«دارایی را فقط نگهداری نکنید، بلکه آن را به کار بگیرید» استراتژی مدیریت XRP از زبان مدیر عامل Evernorth

نفت قیمتها را برای روغن آفتابگردان حمایت میکند، اما مازاد عرضه مانع از رشد میشود

استخراج ارز دیجیتال در ازبکستان: دره استخراج بشکالا چگونه عمل خواهد کرد؟

آیا انسانهای واقعی، سپس ارز دیجیتال؟ برنامهریزی برای ایردراپ Base؟

برآورد سود CapEx مورگان استنلی: از اجاره GPU تا فروش توکن، زیرساختهای هوش مصنوعی چگونه ۲۵٪ تا ۵۰٪ بازدهی کسب میکنند؟

آیا با وجود ضرر ۴۱۹۰ میلیون دلاری قرارداد را لغو میکنند؟ مشتری بزرگ Block در حال خروج است

خسارت 1.8 میلیون دلاری به دلیل اپلیکیشن جعلی ارز دیجیتال، اپل از سوی قربانیان تحت تعقیب قرار گرفت

بازنگری آلتمن در سختترین سال OpenAI

چرا پول کرهایها از "مورچههای غربی" به سمت صندوقهای بازنشستگی کره جنوبی به آمریکا سرازیر میشود؟

افزایش نرخ بهره یا توقف؟ تحلیل سه نکته کلیدی جلسه FOMC امشب

جشنواره IPO چانگشین، بزرگترین برنده کیست؟

Jump Capital با تأسیس یک صندوق جدید ۳۵۰ میلیون دلاری بر روی ارزهای دیجیتال تمرکز بیشتری دارد

۱۳۴ مدیر ارشد بانکی برای جلوگیری از خروج سپردهها خواستار اصلاح قانون استیبلکوینها شدند

احتمال کم، ضربه شدید: سیتی گروپ هشدارهای شدید در مورد ریسکهای کلان کالاها در نیمه دوم سال 2026 را منتشر کرد

۴ پلتفرم رمزارز در یک ماه تعطیل شدند: چرا این فقط آغاز است

شاخص داراییهای دیجیتال JPX-QUICK، چهار بورس مرجع تعیین شد

پس از لغو راهنمای پیشبینی، احتمال افزایش نرخ بهره توسط واش زودتر از آنچه بازار انتظار دارد

گفتگو با تام لی: سقوط اخیر بازار سهام کره به دلیل اجبار به کاهش اهرم است، در روندهای ساختاری نوسان نکنید

پیشبینی محقق ARK Invest درباره تعطیلیهای بیشتر در حوزه ارزهای دیجیتال

هشدار! آیا PIPEDOG یک طرح توطئه است؟ چه نقاط مشکوکی در زنجیره وجود دارد؟

سرمایهگذاری خطرپذیر در ارزهای دیجیتال: ۶۱ دور سرمایهگذاری در ژوئن، کمترین میزان در شش سال اخیر

زمان پرداخت ANSES: بازنشستگان، AUH، بیکاری و سایر خدمات در چهارشنبه 29 ژوئیه

گرهگاه وکا موئرت دیگر در چاهها نیست: در تختهاست













