درک مقاله بنیان‌گذار Circle، جرمی الیر، درباره 'اقتصاد عامل': بینش‌هایی درباره چگونگی تغییر ساختارهای اقتصادی در دهه آینده

By: rootdata|2026/07/15 02:03:55
0
اشتراک‌گذاری
copy
امتیازدهی ما در گوگلامتیازدهی ما در گوگل

متن اصلی از جرمی الیر، بنیان‌گذار Circle

ترجمه شده توسط: Odaily Planet Daily، چین شیاوفنگ ( @QinXiaofeng 888 )

یادداشت ویرایشگر: در تاریخ 13 ژوئیه، بنیان‌گذار Circle، جرمی الیر، مقاله‌ای پژوهشی با عنوان "اقتصاد عامل" منتشر کرد که روندهای ادغام عوامل هوش مصنوعی و سیستم‌های اقتصادی آینده را بررسی می‌کند. الیر بیان کرد که با شروع به کار عوامل هوش مصنوعی در انجام وظایف شرکتی و گردش ارزش به‌طور بومی از طریق شبکه‌های باز و قابل برنامه‌ریزی، اقتصاد عامل و اقتصاد زنجیره‌ای در نهایت به دو روی یک سیستم اقتصادی تبدیل خواهند شد.

"این مقاله نتیجه دهه‌ها ساخت زیرساخت اینترنت است و سوالی را که از ابتدا بر آن تمرکز کرده‌ام، به وضوح بیان می‌کند: نرم‌افزارهای باز و شبکه‌های باز نه تنها می‌توانند نحوه اشتراک‌گذاری اطلاعات را تغییر دهند، بلکه می‌توانند چشم‌اندازهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ما را نیز بازسازی کنند. بسیاری از ایده‌های این مقاله از دو باور اصلی که هنگام تأسیس Circle داشتم، نشأت می‌گیرد. اول، اینکه پول می‌تواند از طریق پروتکل‌های باز به همان اندازه که اطلاعات در اینترنت باز جریان دارد، جریان یابد. دوم، اینکه بلاک‌چین یک کامپیوتر شبکه‌ای است: این یک پلتفرم بنیادی است که در آن نرم‌افزار و ماشین‌های خودمختار می‌توانند ارزش را ذخیره، تبادل و فعالیت‌های اقتصادی را به‌طور مستقیم بدون مداخله انسانی هماهنگ کنند،" الیر اهداف پژوهشی خود را معرفی کرد.

او افزود که این مفاهیم اولیه در طول زمان تکامل یافته‌اند و به درک عمیق‌تری از چگونگی ادغام سیستم‌های مالی و اقتصادی با نرم‌افزار و اینترنت منجر شده‌اند. با ظهور این ادغام در کنار هوش مصنوعی و سیستم‌های عامل واقعاً قدرتمند، این نظریه بیشتر گسترش یافته است: این نه تنها نوع جدیدی از ارز یا شبکه را توصیف می‌کند، بلکه یک مدل عملیاتی اقتصادی کاملاً جدید و پیامدهای آن برای بشریت، کار، سرمایه، مالکیت و قراردادهای اجتماعی جدید را نیز شامل می‌شود. این دقیقاً همان چیزی است که کتاب به بررسی آن می‌پردازد.


01 همگرایی و تجزیه شرکت‌ها

هر تحول عمده در عصر اینترنت از یک مسیر مشابه پیروی می‌کند: این تحول نه از یک اختراع واحد بلکه از بلوغ چندین فناوری و همگرایی ناگهانی آن‌ها ناشی می‌شود. اینترنت، موبایل، ابر و رسانه‌های اجتماعی همه نمونه‌هایی از چنین همگرایی هستند که الگوهای زیرین مشابهی را تکرار می‌کنند.

قانون همگرایی

زمانی که قابلیت‌های مختلف همگرا می‌شوند، هزینه‌های فعالیت‌های زمانی گران به صفر نزدیک می‌شود و هنگامی که هزینه‌ها به صفر برسند، مقیاس آن فعالیت می‌تواند به‌طور انفجاری افزایش یابد. این در مورد اطلاعات در اینترنت، ارتباطات از طریق موبایل و رسانه‌های اجتماعی و نرم‌افزار در ابر صادق است.

امروز، دو سیستم جدید در حال همگرایی هستند که همان نیروها را به دو حوزه‌ای هدایت می‌کنند که اینترنت هرگز به‌طور کامل دیجیتالی نکرده است: خود هوش و خود اقتصاد. اولین مورد سیستم‌های هوشمند است که از مدل‌های هوش مصنوعی و عوامل ساخته شده بر اساس آن‌ها تشکیل شده است که هزینه‌های تفکر و کار را به سمت صفر می‌برد. دومین مورد سیستم اقتصادی است که از بلاک‌چین تشکیل شده است، جایی که پول، قراردادها و هماهنگی‌ها در قالب نرم‌افزار عمل می‌کنند و هزینه‌های تراکنش را به سمت صفر می‌برند. این دو یکدیگر را توانمند می‌سازند و ادعای اصلی کل این رساله این است: این‌ها دو روند موازی نیستند بلکه دو روی یک موجودیت اقتصادی هستند.

دو سیستم عامل

سیستم هوشمند مهم‌ترین است زیرا ماهیت نرم‌افزار را تغییر می‌دهد.

شما دیگر برنامه‌نویسی نمی‌کنید؛ بلکه دستورات را به زبان طبیعی صادر می‌کنید و آن سیستم پاسخ‌ها را استنباط می‌کند نه اینکه مراحل ثابت را دنبال کند. واحد پایه آن عامل است: یک فرآیند استدلال که به آن وظایف را واگذار می‌کنید. این نرم‌افزار را از یک برنامه‌ای که به‌طور کلمه به کلمه توسط ماشین‌ها اجرا می‌شود به کاری که می‌توانید به ماشین‌های تفکر واگذار کنید، تبدیل می‌کند و به این ترتیب وظایف اصلی شرکت‌ها می‌توانند به مهارت‌هایی تقسیم و بازسازی شوند که عوامل می‌توانند انجام دهند.

زیر برندها و ساختمان‌ها، شرکت‌ها اساساً تفکر سازمان‌یافته هستند: محصولات، بازاریابی، فروش، مالی، حقوقی، به‌علاوه شرکت‌های خارجی که استخدام می‌کنند. این‌ها تقریباً تماماً کار انسانی هستند و کار انسانی بزرگ‌ترین هزینه در اقتصاد است که دقیقاً هدف هوش ارزان و قدرتمند است.

تجزیه شرکت‌ها

این همچنین توضیحات سنتی درباره اینکه چرا شرکت‌ها وجود دارند را مختل می‌کند. شرکت‌ها رشد می‌کنند زیرا هزینه‌های هماهنگی کارهای خارجی بالا است و بنابراین آن را داخلی می‌کنند؛ اما زمانی که هر کار غیر فیزیکی می‌تواند توسط عواملی که می‌توانید به‌طور آنی پیدا کنید، استخدام کنید و پرداخت کنید، این منطق تضعیف می‌شود و به یک نفر اجازه می‌دهد کاری را انجام دهد که قبلاً به یک دپارتمان کامل نیاز داشت.

این ابتدا بر نرم‌افزار و سایر کارهای اطلاعاتی متمرکز می‌شود، در حالی که در حوزه فیزیکی، این روند کندتر است و هنوز منتظر پیشرفت‌های رباتیک است. این تنها به کاهش پرسنل مربوط نمی‌شود: یک فرد که در کنار عوامل قدرتمند کار می‌کند، به‌طور فوق‌العاده‌ای کارآمد خواهد شد، در حالی که قضاوت، روابط بین فردی و مسئولیت نهایی همچنان با انسان‌ها باقی می‌ماند. این یک تنش را به‌جا می‌گذارد که نیاز به بررسی بیشتر دارد، که بعداً از طریق مالکیت به آن پرداخته خواهد شد: حتی با کاهش نسبت اقتصادی که برای کار انسانی پرداخت می‌شود، قابلیت‌های فردی می‌توانند تقویت شوند.

02 گردآوری، هماهنگی و چرا شرکت‌ها باید به زنجیره بروند

زمانی که شرکت‌ها به مهارت‌های مختلف تجزیه می‌شوند، سوال واقعی دیگر این نیست که کدام یک می‌تواند خودکار شود، بلکه این است که چگونه این قطعات می‌توانند دوباره گردآوری شوند.

پاسخ لایه ارکستراسیون است: یک عامل مدیر عمومی اهداف را دریافت می‌کند، آن‌ها را به وظایف تقسیم می‌کند، به عوامل تخصصی واگذار می‌کند و سپس نتایج را به هم متصل می‌کند، با نرم‌افزار پشتیبانی که زمینه و حافظه را بین هر مرحله منتقل می‌کند. همین مکانیزم برای هر عملکرد اعمال می‌شود، بنابراین بازاریابی، مالی، فروش و محصول اساساً همان مجموعه ماشین‌ها هستند که به وظایف مختلف اعمال می‌شوند.

انسان‌ها ناپدید نخواهند شد. برخی در حلقه بسته باقی خواهند ماند و وظایفی را که نیاز به قضاوت انسانی دارند، انجام یا تأیید خواهند کرد. دیگران از حلقه بسته فراتر خواهند رفت و اهداف را تعیین کرده، استانداردها را تعریف کرده، کیفیت را نظارت کرده و تصمیم می‌گیرند که چه زمانی ماشین‌ها باید متوقف شوند و مشورت کنند. انتقال از انجام کار به نظارت بر کار، شکل واقعی نظارت انسانی است و ابزارهای مربوطه در راه هستند.

لایه ارکستراسیون

زمانی که یک شرکت یک وظیفه را به اندازه کافی برای عملیات داخلی روشن می‌کند، همچنین به اندازه کافی برای استخدام خارجی روشن است، بنابراین یک بازار عامل باز تقریباً به‌عنوان یک محصول جانبی شکل می‌گیرد.

این بازار ممکن است دو مسیر را طی کند. ممکن است به چند پلتفرم بزرگ تبدیل شود که عوامل را مانند خدمات عمومی می‌فروشند، یا به‌طور جالب‌تری، ممکن است یک بازار کار واقعی تشکیل شود که متشکل از عوامل تخصصی باشد، زیرا تخصص عمیق همچنان ارزشمند است و شرکت‌های پایدار آن‌هایی خواهند بود که عوامل آن‌ها به‌طور عمیق در یک زمینه خاص غوطه‌ور شوند.

با این حال، استخدام نرم‌افزاری که می‌تواند در هر نقطه از جهان گردآوری شود، نیاز به اعتماد دارد، که دقیقاً همان مسئله‌ای است که تمام پیوندها را به زنجیره می‌کشاند.

راه‌حل، لایه‌بندی هویت است. در پایه، یک بلاک‌چین عمومی وجود دارد که هر کسی می‌تواند آن را تأیید کند. در بالای آن، تأیید هویت واقعی وجود دارد، مشابه تأییدهایی که بانک‌ها به‌طور گسترده انجام می‌دهند، کیف پول‌های عامل و اعتبارنامه‌ها و شهرت‌هایی که با گذشت زمان جمع می‌شوند اما به سازندگان واقعی تأیید شده مرتبط هستند. این‌ها به‌طور مشترک زنجیره‌ای از مسئولیت را تشکیل می‌دهند: هر اقدام یک عامل می‌تواند به فرد یا شرکتی واقعی که مسئول آن است، پیوند داده شود.

یکپارچگی اول، مسئولیت در تمام مراحل

یک پایگاه داده خصوصی یک شرکت نمی‌تواند به این هدف برسد زیرا اعتمادی که در یک اپراتور واحد قفل شده است، نمی‌تواند منتقل شود، در حالی که هویت‌های ریشه‌دار در زنجیره‌های عمومی و تأیید واقعی می‌توانند. بنابراین، خودمختاری در اینجا به معنای ناشناس بودن نیست. پشت یک عامل خودمختار همیشه یک فرد مسئول وجود دارد.

زنجیره مسئولیت

03 بنیادهای پولی: سرعت، امنیت و نهایی بودن

عوامل به ارزی نیاز دارند که می‌تواند در سرعت ماشین نگهداری و منتقل شود، چه در مقادیر بزرگ و چه کوچک، بدون نیاز به توقف و تأیید قابلیت اطمینان ارز خود با هر پرداخت. نکته آخر بسیار مهم است؛ این به یک پاسخ سنتی اشاره دارد: ارز تسویه نهایی کاملاً پشتیبانی شده که در یک شبکه باز عمل می‌کند.

سرعت جایگزین اهرم می‌شود

بیایید با سرعت شروع کنیم زیرا این همه چیز را دوباره سازماندهی خواهد کرد.

زمانی که هزینه انتقال ارز به صفر نزدیک می‌شود، تسویه‌ها در یک لحظه انجام می‌شوند و ارز می‌تواند توسط نرم‌افزار کنترل شود، همان دلار می‌تواند چندین بار در یک دوره کوتاه دوباره استفاده شود و هر مقدار می‌تواند به محض رسیدن به کار گرفته شود و پرداخت‌های کوچک بین عوامل در نهایت ممکن می‌شود. این دقیقاً الگوی است که اطلاعات و نرم‌افزار در اینترنت دنبال کرده‌اند و اکنون به ارز گسترش می‌یابد.

هر بخش از پاسخ دلیل وجود خود را دارد.

یک پاسخ طبیعی این است که بانک‌ها با بارگذاری مکرر همان سپرده، سرعت ایجاد می‌کنند، بنابراین آیا پشتیبانی کامل اعتبار را خفه می‌کند؟ این‌گونه نیست: زمانی که سرعت گردش ارز به اندازه کافی سریع باشد، یک دلار می‌تواند برای چند ثانیه قفل شود و سپس قرض داده شود، بنابراین سرعت نقش اهرم را که قبلاً داشت، ایفا می‌کند و اعتبار بر اساس بنیاد بازسازی می‌شود نه اینکه حذف شود.

چرا ارز پایه نباید ریسک را تحمل کند

چرا اصرار داریم که ارز پایه نمی‌تواند هیچ ریسکی را تحمل کند؟ زیرا خطر ارز پرریسک متناسب با سرعت گردش آن است. آنچه قبلاً در یک بحران بانکی هفته‌ها طول می‌کشید، اکنون می‌تواند در چند دقیقه اتفاق بیفتد و عواملی که تسویه فوری دارند نمی‌توانند متوقف شوند تا قضاوت کنند که آیا هر دلار قابل اعتماد است یا نه.

ارز کاملاً پشتیبانی شده تنها ارزی است که برای همه، در هر جا، دقیقاً یک دلار ارزش دارد، بدون اینکه به یک شبکه ایمنی ملی که نمی‌تواند یک سیستم جهانی را پوشش دهد، متکی باشد. تسویه‌ها همچنین باید به‌طور یکسان مطمئن باشند: نه یک پایان بالقوه پس از یک دوره زمانی، بلکه یک پایان در یک ثانیه، تسویه تسویه است.

چارچوب نهادی

بازپرداخت‌ها و حفاظت در برابر تقلب هنوز وجود دارند، اما به‌عنوان لایه‌های اختیاری در بالای آن ساخته می‌شوند، مانند امانت، استخرهای بازپرداخت و بیمه، نه اینکه در خود ارز گنجانده شوند. این محافظت‌ها به‌طور خودکار فعال نمی‌شوند؛ آن‌ها به ساخت مؤسسات واقعی، تنظیم صادرکنندگان بزرگ، ایزوله از ورشکستگی و پشتیبانی از ذخایر به‌طور فزاینده‌ای ایمن بستگی دارند.

یک مرز باید واضح باشد: نگهداری ارز هیچ بازدهی تولید نمی‌کند. بازده‌های ذخیره متعلق به صادرکننده است و به اکوسیستم می‌ریزد، اما زمانی که به دنبال بازده هستید، دیگر ارز را نگه نمی‌دارید؛ بلکه ارز را قرض می‌دهید و ریسک را به عهده می‌گیرید. مخلوط کردن این دو کل استدلال امنیتی را تضعیف می‌کند.

قیمت --

--

04 بازارهای اعتبار: ارزیابی ماشین، سرمایه کاری عامل و لایه‌های نظارتی محتاط

زمانی که ارز پایه به‌طور کامل پشتیبانی می‌شود، اعتبار ناپدید نمی‌شود؛ بلکه به طرف دیگر آن خط منتقل می‌شود و با وضعیتی قوی‌تر بازمی‌گردد، جمعیت وسیع‌تری را پوشش می‌دهد، قیمت‌گذاری دقیق‌تری دارد و به‌طور واضح‌تری از سیستمی که جایگزین آن می‌شود، شکست می‌خورد.

اثر دم‌دراز تحت محدودیت‌های ارزیابی

کلید این است که مشکل را دوباره تعریف کنیم. تعداد زیادی از وام‌گیرندگان، از جمله بازرگانان کوچک، کارگران فصلی، خانواده‌ها و اکنون عوامل، به‌خوبی خدمت‌رسانی نمی‌شوند نه به این دلیل که ریسک بالایی دارند، بلکه به این دلیل که هزینه بررسی هر وام کوچک از ارزش خود وام بیشتر است. تخصیص اعتبار به هزینه‌های ارزیابی بستگی دارد، نه کیفیت وام‌گیرنده. کاهش هزینه‌های ارزیابی می‌تواند به تعداد زیادی از وام‌گیرندگان قبلاً واجد شرایط اما نادیده گرفته شده، خدمات ارائه دهد.

چرخ‌دنده داده

آنچه باعث کاهش هزینه می‌شود، یک چرخ‌دنده داده است: فعالیت‌های زنجیره‌ای ساختاریافته، قابل تأیید و در زمان واقعی هستند، که مدل‌های ریسک را بسیار برتر از سوابق پراکنده قبلی می‌سازد؛ داده‌های بهتر منجر به وام‌های بهتر می‌شود که به نوبه خود فعالیت بیشتری را جذب می‌کند و داده‌های بیشتری را به همراه دارد.

مردم به‌طور طبیعی نگران هستند که این وضعیت وضعیت مالی همه را در یک دفتر کل عمومی ثبت کند، که پاسخ آن ساده است: بودن در زنجیره به معنای عمومی بودن نیست. فناوری‌های جدید حریم خصوصی به افراد اجازه می‌دهند تا اطلاعاتی را که وام‌دهندگان نیاز دارند، مانند وضعیت اعتبار یا موجودی وام، بدون افشای جزئیات خاص، اثبات کنند.

زنجیره به معنای عمومی نیست

هسته یک نوع وام واقعاً جدید است: سرمایه کاری ارائه شده برای عوامل. این دارای پیش‌بینی غیرمعمولی است زیرا بزرگ‌ترین متغیر در وام‌دهی انسانی— اینکه آیا وام‌گیرنده مایل به بازپرداخت است— را حذف می‌کند و ریسک را به یک سوال کوتاه‌مدت و محدود در مورد محتوای کار خاص ساده می‌کند.

سرمایه کاری عامل

تصور کنید یک عامل چهار دلار منابع محاسباتی برای انجام یک کار ده دلاری که برای آن استخدام شده است، قرض می‌گیرد. وام‌دهنده شخصیت را حدس نمی‌زند؛ بلکه به سادگی احتمال پذیرش کار را قیمت‌گذاری می‌کند. وثیقه مدل سنتی را مختل می‌کند: به‌جای اینکه به آرامی دارایی‌های نامربوط را از طریق دادگاه‌ها ضبط کند، وام ابتدا با پرداخت برای خود کار تأمین می‌شود و به‌طور خودکار آن را ادعا می‌کند و با سپرده‌ای که عامل گذاشته، شهرت آن و در نهایت افراد واقعی پشت آن‌ها پشتیبانی می‌شود.

نتیجه اعتبار ارزان‌تر، گسترده‌تر و همزمان ایمن‌تر است، که به نظر غیرممکن می‌رسد تا زمانی که بفهمید بازده از اطلاعات بهتر ناشی می‌شود، نه از وام‌دهی بیشتر.

صداقت مورد نیاز برای این ادعا این است که این پیش‌بینی در طول زمان کاهش خواهد یافت: وظایف انجام شده در چند ثانیه تقریباً مکانیکی هستند، در حالی که تأمین مالی در طول ماه‌ها به سطوح ریسک عادی بازمی‌گردد.

بنابراین، اعتبار ماشین جایگزین اعتبار انسانی نخواهد شد؛ بلکه به یک معیار جدید با ریسک پایین تبدیل می‌شود و وام‌های انسانی بر اساس آن قیمت‌گذاری می‌شوند.

علاوه بر این، همه این‌ها تحت نظارت است: ریسک‌ها به‌طور تدریجی به‌صورت تجمعی ظاهر می‌شوند و مکانیزم‌های ترمز خودکار به‌طور مداوم هزینه‌های ورود به همان مدل یا تأمین‌کننده را افزایش می‌دهند، علاوه بر این، هزینه‌های بیمه نیز بر اساس شرایط واقعی قیمت‌گذاری می‌شوند نه میانگین‌های قدیمی.

05 جهانی‌سازی طبیعی

معماری دقیقاً سه لایه دارد.

لایه پایینی ارز است: استیبل‌کوین‌ها به‌عنوان واحدهای حساب و وسایل تسویه نهایی. لایه میانی سیستم عملیاتی اقتصادی است: هماهنگی، قراردادها و تبادل ارزش در قالب قراردادهای هوشمند قابل برنامه‌ریزی عمل می‌کنند و قابلیت تسویه نهایی دارند. لایه بالایی لایه اجرای عامل است: کار واقعی در اینجا انجام می‌شود که توسط هوش مصنوعی و ابر هدایت می‌شود.

جنبه کلیدی این سه، موقعیت وجود آن‌هاست. هر کدام نرم‌افزار هستند، هر کدام بر روی اینترنت عمل می‌کنند. هر کدام همچنین چیزهایی را که زمانی به ملت وابسته بودند، جایگزین می‌کنند: ارز نرم‌افزاری سیستم بانکی ملی را که توسط عوامل کند به هم پیوسته است، جایگزین می‌کند؛ لایه میانی اجرای قرارداد را از دادگاه‌های ملی به کدی که در هر جا به‌طور یکسان عمل می‌کند، منتقل می‌کند؛ اجرای عامل کار محلی را با کاری که هیچ سرزمینی ندارد، جایگزین می‌کند.

بنابراین، اقتصادی که بر اساس این لایه‌ها ساخته شده است، ذاتاً بی‌مرز است. این معنای "جهانی‌سازی طبیعی" است: نه یک ویژگی افزوده، بلکه یک ویژگی ذاتی از مواد تشکیل‌دهنده آن. در طول تاریخ، فعالیت اقتصادی عمدتاً ملی بوده است و عبور از مرز نیاز به تلاش اضافی داشته است؛ اکنون، فعالیت اقتصادی عمدتاً جهانی است و چارچوب ملت باید بعداً اضافه شود.

هیچ حوزه بومی واحدی وجود ندارد

اقتصادی بدون سرزمین از قانون فرار نمی‌کند؛ بلکه تحت تأثیر قوانین زیادی به‌طور همزمان قرار می‌گیرد، با قوانین متضاد از حوزه‌های قضایی متعدد، اما هیچ مکان واحدی برای تعیین اینکه کدام مجموعه اعمال می‌شود، وجود ندارد. راه‌حل این است که سوال را از "کجا چیزی اتفاق می‌افتد" به "چه کسی پشت آن است" تغییر دهیم، هر عاملی را که به یک نهاد قابل حسابرسی پیوند داده می‌شود، تنظیم کنیم، در حالی که کشوری که کاربر در آن واقعاً ساکن است، شرایط دسترسی به بازار را تعیین می‌کند.

اجرا به لبه منتقل می‌شود، جایی که ارز و هویت بین جهان باز، جهان تنظیم‌شده و جهان خصوصی عبور می‌کنند، قبل از تسویه پرداخت بررسی می‌شود نه اینکه بعد از تسویه گزارش شود. این نیاز به دفتر کل مالی عمومی برای همه ندارد: به‌طور پیش‌فرض، افشاگری‌ها خصوصی باقی می‌مانند و تنها با اجازه به اشتراک گذاشته می‌شوند.

یک سیستم سالم همچنین فضایی واقعاً خصوصی را حفظ می‌کند، یعنی نسخه دیجیتال پول نقد، بنابراین کنترل در لبه تنظیم‌شده قرار دارد، نه در هسته. قدرتمندترین ابزار—توانایی مسدود کردن یا برداشت وجوه—تنها تحت فرآیند قانونی واقعی مجاز است: مستند، محدود به زمان، نیاز به مشارکت چندین طرف و اجازه برای تجدید نظر.

تبادلات چند ارزی و ارزهای خارجی نامشهود

تبادل ارز نیز نامشهود می‌شود، زیرا با هر ارز عمده‌ای که در زنجیره است، شما ارز محلی خود را نگه می‌دارید، طرف دیگر ارز محلی خود را دریافت می‌کند و تبادل در نرخ بهینه زیرین انجام می‌شود. حاکمیت دوباره شکل می‌گیرد، نه اینکه از دست برود: یک شبکه بی‌طرف به یک کشور اجازه می‌دهد تا ارز خود را در همان مسیر صادر کند و نه اینکه به ارزهای دیگر وابسته باشد.

خطر واقعی در دوره انتقال نهفته است، نه در نقطه پایانی، زیرا مردم می‌توانند سریع‌تر از همیشه از ارزهای ضعیف فرار کنند، بنابراین باید مدیریت شود.

این اقتصاد هم تمایل به برابری و هم تمایل به تمرکز دارد، با تمرکز به‌عنوان حالت پیش‌فرض و اشتراک گسترده به‌عنوان یک گزینه دشوارتر و قابل ساخت. همان ماشین می‌تواند هم مسئولیت را تحمیل کند و هم سانسور را پیاده‌سازی کند، با انتخاب در دستان ما.

06 سمت عرضه: از اشتراک به مصرف

اقتصاد عامل به یک سمت عرضه نیاز دارد که شامل خدماتی است که عوامل می‌توانند به آن‌ها مراجعه کنند، استخدام کنند و پرداخت کنند و در دو موج شکل می‌گیرد.

اول، نرم‌افزار و داده‌های موجود خود را محصور می‌کنند تا ماشین‌ها بتوانند از آن‌ها استفاده کنند، با قیمت‌گذاری که به عوامل به‌جای افراد هدف‌گذاری شده است. دوم، عوامل تخصصی جدیدی ساخته می‌شوند که به زمینه‌های خاصی می‌پردازند و کار خود را می‌فروشند. تحول عمیق در روش قیمت‌گذاری نهفته است: ارزش از دسترسی به نتایج کار منتقل می‌شود و کسب‌وکار نرم‌افزار را بازتنظیم می‌کند.

برای سی سال، نرم‌افزار بر اساس صندلی فروخته شده است و هزینه‌های دوره‌ای از افراد وارد شده به سیستم دریافت می‌کند. اما اکنون مشتری عامل است که وظایف را انجام می‌دهد، بنابراین کار را به‌جای دسترسی به ورود خریداری می‌کند. صندلی‌ها به‌عنوان واحد هزینه در حال ناپدید شدن هستند، اگرچه مدل‌های اشتراکی ناپدید نخواهند شد؛ قیمت‌گذاری حول واحدهای جدید کار در اشکال مختلف، از پرداخت به‌ازای استفاده تا بودجه‌های متعهد، تا قیمت‌گذاری بر اساس تحویل‌ها شکل می‌گیرد.

همین منطق به لایه دیگری نیز گسترش می‌یابد، جایی که جریان وجوه قرار دارد.

با افزایش تعداد عوامل تخصصی، خریداران نتایج را از عوامل خریداری می‌کنند نه خروجی‌های خام از مدل‌ها و عوامل از مدل‌های رقابتی برای انجام کار با کمترین هزینه در محدوده کیفیت انتخاب می‌کنند.

مدل‌ها هزینه‌ها هستند، عوامل کسب‌وکار هستند

این در حال حاضر در حال وقوع است: ابزارهایی که هر درخواست را به بهترین مدل هدایت می‌کنند، در عرض یک سال به یک نیاز اساسی تبدیل شده‌اند، زیرا فاصله قیمت بین مدل‌ها آنقدر زیاد است که استفاده از مدل‌های گران برای کارهای ساده، هدر دادن محض است. بنابراین، مدل‌ها به اقلام هزینه تبدیل می‌شوند و عوامل به خود کسب‌وکار تبدیل می‌شوند، با ارزش به طرفی که مشتریان، زمینه و مسئولیت نتایج را دارد، جریان می‌یابد.

این یک روند است، نه یک قانون، زیرا بهترین سازندگان مدل‌ها قدرت قیمت‌گذاری واقعی را در سخت‌ترین وظایف حفظ می‌کنند و می‌توانند خود به لایه عامل منتقل شوند؛ نتیجه ممکن است ساختار دمبل باشد، با یک بخش بزرگ میانه که کالایی شده در حالی که مناطق مرزی ارزش را حفظ می‌کنند.

عصر پرداخت‌های خرد برای کار فرا رسیده است

زیر این، یک رویای قدیمی در نهایت به حقیقت می‌پیوندد: پرداخت‌های خرد. آن‌ها هرگز در اینترنت مصرف‌کننده موفق نبوده‌اند، بخشی به دلیل هزینه‌های تسویه بالا، اما عمدتاً به این دلیل که مردم از تصمیم‌گیری درباره اینکه آیا هر چیز کوچک ارزش یک پنی را دارد، متنفرند.

ماشین‌ها این تردید را ندارند و تسویه اکنون تقریباً رایگان است، بنابراین پرداخت‌های خرد در نهایت به‌وجود می‌آید، نه برای محتوا، بلکه برای کارهای کوچک واحد بین عوامل.

روایت خوش‌بینانه یک مسئله را نادیده می‌گیرد: اگر عوامل بتوانند خود عوامل و ابزارهای دیگری را استخدام کنند، هزینه‌ها می‌توانند به سرعت خارج از کنترل شوند، بنابراین اقتصاد به یک لایه کنترل هزینه نیاز دارد، از جمله سقف‌ها، بودجه‌ها و تأییدها، که خود به یک دسته محصول تبدیل می‌شود و دید کلی را تصفیه می‌کند نه اینکه تضعیف کند.

07 شرکت‌های زنجیره‌ای

با انجام کارهای بیشتر توسط عوامل برای کسب‌وکارها، خود کسب‌وکارها نیز به یک زیستگاه جدید نیاز دارند.

شرکتی که کار توسط عواملی که ارز را در دست دارند، قراردادها را امضا می‌کنند و به‌طور شبانه‌روزی فعالیت می‌کنند، نیاز به جایی دارد که همه این‌ها واقعاً می‌تواند اتفاق بیفتد: جریان ارز به‌طور برنامه‌ریزی شده، قوانین در نرم‌افزار عمل می‌کنند و تراکنش‌های خارجی با سرعت ماشین تسویه می‌شوند. آن مکان اقتصاد زنجیره‌ای است.

دو مسیر موازی

بنابراین، شرکت‌های عامل و شرکت‌های زنجیره‌ای در واقع دو روی یک سکه هستند: یک طرف توصیف می‌کند که چه کسی کار را انجام می‌دهد، در حالی که طرف دیگر شکل کار را توصیف می‌کند. این هسته کل رساله است: اقتصادی که توسط عوامل نرم‌افزاری اداره می‌شود، باید بر روی پول نرم‌افزاری، قراردادهای نرم‌افزاری و حکمرانی نرم‌افزاری عمل کند؛ در غیر این صورت، نمی‌تواند به‌طور کلی عمل کند.

این به این معنا نیست— و این تمایز مهم‌تر از هر چیز دیگری است— که هر شرکتی به یک جمع‌گرایی که توسط توکن‌ها اداره می‌شود، حل می‌شود.

آینده یک ترکیب است که در دو مسیر حرکت می‌کند.

از یک طرف، شرکت‌های موجود به تدریج سهام و حکمرانی خود را به زنجیره منتقل می‌کنند در حالی که اشکال قانونی آشنا خود را حفظ می‌کنند، تغییر کندی که توسط محتاط‌ترین نهادها در بخش مالی هدایت می‌شود.

از طرف دیگر، شرکت‌های جدید و بسیار مبتنی بر عامل از روز اول به‌طور زنجیره‌ای ساخته می‌شوند و همه دیگران را به جلو می‌کشند. حتی این شرکت‌های جدید نیز از قانون فرار نخواهند کرد صرف‌نظر از اینکه از نرم‌افزار متولد شده‌اند: وجود قانون و مسئولیت محدود از دولت ناشی می‌شود، نه از خطوط کد، بنابراین آن‌ها هنوز نیاز به پوشاندن خود در یک پوسته قانونی نازک دارند. آنچه تغییر می‌کند نسبت است: پوسته قانونی نازک‌تر می‌شود، در حالی که موجودیت‌های کاری زنجیره‌ای ضخیم‌تر می‌شوند.

حتی De Novo به یک پوسته نیاز دارد

دو هشدار این را صادق نگه می‌دارد. اول، یک دفتر کل مشترک می‌تواند ثابت کند که چه اتفاقی افتاده، در چه ترتیبی و توسط چه کسی، که یک پیشرفت واقعی است، اما نمی‌تواند ثابت کند که یک عمل مجاز، عاقلانه یا وفادار بوده است؛ یک رکورد کامل از معاملات خودخواهانه هنوز یک معامله خودخواهانه است. دفتر کل یک شاهد بهتر است، نه وجدان بهتر، بنابراین مسئولیت هنوز بر عهده انسان‌هایی است که عوامل را طراحی می‌کنند و باید بر آن‌ها نظارت کنند.

دوم، قراردادها در نحوه اجرای آن‌ها به برنامه‌ها تبدیل می‌شوند، به‌طور خودکار در موارد مشترک و واضح اجرا می‌شوند، اما در نحوه قضاوت آن‌ها به اسناد قانونی باقی می‌مانند، زیرا کد به‌طور کلمه به کلمه اجرا می‌شود در حالی که قانون فضایی برای نیت، خطا و تقلب باقی می‌گذارد.

بهترین راه برای تصور این است که هسته‌ای قابل اعتماد، لبه‌هایی که توسط انسان‌ها قضاوت می‌شوند و چند مورد جنجالی که توسط منابع داده خارجی، داوری و مکانیزم‌های ضبط مجدد زمان‌دار و مشترک مدیریت می‌شوند، زیرا در نهایت، هر کسی که قدرت بازنویسی را در اختیار دارد، شرکت را در اختیار دارد.

08 تأثیر و تمرکز قدرت

اقتصاد عامل هم بزرگ‌ترین فرصت‌ها و هم شدیدترین خطرات این عصر را در یک دست دارد؛ آن‌ها دو آینده نیستند که باید از بین بروند بلکه نتیجه مشترک همان ماشین هستند که تعادل آن هنوز نامشخص است.

شروع با کار، باید با احتیاط کافی بیان شود تا در برابر قدیمی‌ترین منازعات اقتصادی ایستادگی کند. ادعا نمی‌شود که اتوماسیون به‌طور کلی شغل‌ها را نابود می‌کند— این فرضیه برای دو قرن رد شده است. مسئله واقعی نسبت درآمد ملی است که کار انسانی اشغال می‌کند و سطح دستمزدهایی که کار انسانی می‌تواند به آن‌ها دست یابد. مردم ممکن است هنوز در ضعیف‌ترین وظایف ماشین‌ها شغل پیدا کنند، اما دستمزد برای آن شغل‌ها ممکن است به سطوحی کاهش یابد که برای حمایت از یک خانواده کافی نباشد، که به‌طور رسمی اشتغال کامل است اما در عمل یک بحران است.

نسبت کار، نه اشتغال

شرایطی که این وضعیت را حفظ می‌کند عبارتند از: نرم‌افزار وظایف جدید را سریع‌تر از آنچه مردم می‌توانند دوباره آموزش ببینند، به عهده می‌گیرد؛ قیمت کار عامل با هزینه‌های محاسباتی ادامه می‌یابد و دستمزدها را پایین می‌آورد؛ و— یک پیشرفت که واقعاً با تمام موج‌های گذشته متفاوت است— سرمایه می‌تواند رشد خود را خود تأمین کند، با عوامل پولی برای ساخت عوامل بیشتر. یک دستگاه بافندگی هرگز به اندازه کافی درآمد نداشته است تا دستگاه بافندگی بعدی را بخرد؛ عوامل می‌توانند.

چرخه سرمایه → نرم‌افزار → سرمایه

دو هشدار صریح مانع از این می‌شود که این به فتالیزم تبدیل شود. حتی اگر تمام شرایط فوق برقرار باشد، نتیجه هنوز یک مشکل توزیع است، نه یک مشکل کمبود، زیرا خروجی می‌تواند بسیار زیاد باشد— این نظریه فراوانی است. علاوه بر این، دیدگاه بدبینانه به‌طور مخفیانه فرض می‌کند که انسان‌ها دیگر مزیتی ندارند و هیچ چیزی ندارند.

هیچ‌یک از این دو نکته از پیش تعیین‌شده نیست: کار انسانی ممکن است در مراقبت، وضعیت و اصالت یک حق ویژه داشته باشد و اگر کارگران جابجا شده مالک سرمایه باشند، سهم کار در حال کاهش می‌تواند با سهم سرمایه‌ای که در آن مشارکت دارند، جبران شود.

این نکته اصلی است: باید به‌وضوح بیان شود: مسئله کار و مسئله مالکیت یک مسئله است. کاهش سهم کار تنها زمانی فاجعه است که مالکیت متمرکز باشد؛ اگر مالکیت به‌طور گسترده توزیع شود، آنگاه همان اتوماسیون تنها فراوانی مشترک است. این تمرکز را به یک مسئله تعیین‌کننده تبدیل می‌کند که شایسته تحلیل به‌جای ادعا است.

کار و مالکیت یک مسئله است

تمرکز یک قانون طبیعی نیست؛ استانداردهای باز و انشعاب‌ها تاریخ طولانی‌ای در غیرمتمرکز کردن قدرت دارند. این تنها زمانی پیش می‌آید که اثرات شبکه قوی با گلوگاه‌های غیرقابل انشعاب مواجه می‌شوند: شما می‌توانید کد منبع باز را کپی کنید، اما نمی‌توانید ارز غالب، مجوزها، استخرهای نقدینگی عمیق یا کلیدهای بازنویسی را انشعاب کنید.

جایی که قدرت بیشتر احتمال دارد متمرکز شود، نه مدل‌های هوش مصنوعی— آن‌ها تمایل به کالایی شدن دارند— بلکه لایه‌های هویتی، حقوق بازنویسی و صادرکنندگان ارز غالب هستند که بازده‌های ارزهایی را که مدیریت می‌کنند، کسب می‌کنند. نویسنده در آخرین این زمینه‌ها است و این را می‌پذیرد و دیدگاهی را ارائه می‌دهد که با منافع خود در تضاد است: آن بازده یک انتخاب سیاسی است و آنچه سیاست ایجاد می‌کند، سیاست می‌تواند دوباره توزیع کند.

همان نقاط کنترل هم سودها را تجمیع می‌کنند و هم می‌توانند به سلاح‌هایی تبدیل شوند؛ تاریخ یک هشدار است، بنابراین آن اتصالات متراکم که هزینه‌های درگیری را افزایش می‌دهند، می‌توانند همچنین ابزارهای درگیری شوند. اینکه چگونه پیش می‌رود بستگی به این دارد که آیا این نقاط کنترل باز باقی می‌مانند یا به تصرف در می‌آیند.

09 چشم‌انداز شهروند

اگر اقتصاد عامل پیوند بین کار و سهم‌های خروجی را قطع کند، پاسخ این نیست که مشاغل قدیمی را دفاع کنیم بلکه مالکیت سرمایه‌ای را که ارزش را جذب می‌کند، گسترش دهیم— عوامل، مدل‌ها، زیرساخت‌ها و شرکت‌ها. همان معماری، اگر بدون کنترل رها شود، در چند نقطه کنترل متمرکز خواهد شد، اما همچنین می‌تواند مالکیت، بازده و حکمرانی را به‌طور گسترده‌تر از هر سیستم قبلی توزیع کند.

مالکیت را گسترش دهید، نه اینکه مشاغل را دفاع کنید

وراثت مقیاس را تعیین می‌کند: شرکت‌های سهامی مشترک روزگاری به بیگانگان اجازه می‌دادند تا وجوه را جمع‌آوری کنند و در موفقیت شرکت‌ها شریک شوند و مشارکت را فراتر از ثروتمندان و سلطنت گسترش دهند. اقتصاد زنجیره‌ای می‌تواند این را بیشتر گسترش دهد، زیرا اکنون ابزارهایی برای اعطای نه تنها مالکیت بلکه همچنین حقوق حکمرانی و تحرک صعودی به تعداد زیادی از کاربران با هزینه‌های اداری تقریباً صفر دارد.

این ایده جدید نیست؛ آنچه تازه است این است که هزینه عملیاتی آن به‌طور قابل توجهی کاهش یافته است. اما قابلیت به معنای نتیجه نیست و این بخش خود را به استانداردهای سختگیرانه‌ای پایبند می‌دارد: فهرست کردن مکانیزم‌هایی که واقعاً کار می‌کنند، از جمله آن‌هایی که خود نویسنده هزینه می‌کند.

تاریخ واقعی از سرپوش گذاشتن امتناع می‌کند. جنبش‌های اولیه برای مالکیت گسترده به دلیل مشکلات کاغذی که بلاک‌چین اکنون حل می‌کند، شکست نخورده‌اند، بلکه به دلیل قدرت شکست خورده‌اند.

مکانیزم‌های زنجیره‌ای هزینه مالکیت مشترک را کاهش می‌دهند و برخی دروازه‌بان‌ها را حذف می‌کنند، که این درست است، اما آن‌ها هیچ کاری برای حل عدم تعادل‌های قدرت که واقعاً این جنبش‌ها را خفه کرده‌اند، انجام نمی‌دهند.

بدتر از آن، تنظیم پیش‌فرض یک تمرکز مجدد قدرت است: توزیع‌های داخلی، به‌ویژه در بازارهای ثانویه باز، توکن‌ها را به بزرگ‌ترین دارندگان بازمی‌گرداند به محض اینکه ارزش پیدا کنند؛ و سیستم "یک توکن، یک رأی" از ابتدا به‌طور طراحی شده است تا اطمینان حاصل کند که ثروتمندان غالب هستند. نقدینگی در نهایت دشمن مالکیت گسترده می‌شود.

بنابراین، مالکیت باید از طریق مشارکت به‌دست آید، انتقال‌ها محدود شوند و سقف‌ها تعیین شوند، در حالی که مکانیزم‌های مشترک طراحی شوند که این کشمکش را در نظر بگیرند و همچنین واقعیت را بپذیرند که نقدینگی و وسعت نمی‌توانند به‌طور همزمان به حداکثر برسند.

علاوه بر این، یک دام عمیق‌تر وجود دارد: مالکیت مشترک به معنای قدرت مشترک نیست. شما می‌توانید به یک میلیارد نفر اجازه دهید در فعالیت اقتصادی شرکت کنند، اما کسانی که قدرت نهایی تصمیم‌گیری را دارند، هنوز کنترل شرکت را در اختیار دارند. بنابراین، غیرمتمرکز کردن حکمرانی یک کار مستقل و دشوار است که مستقیماً به این نقاط کنترل می‌پردازد.

موضع آن این است: طراحی برای گسترش مالکیت و ترکیب آن با مالیات‌های عادلانه بر سرمایه و اتوماسیون، تأمین عمومی که باید منابع فراوان را منتشر کند و منافع عمومی را به اشتراک بگذارد، در حالی که اطمینان حاصل شود که عموم می‌توانند در ارزش ایجاد شده توسط این زیرساخت‌ها شریک شوند. صریح‌ترین معیاری که نویسنده برای اندازه‌گیری منافع خود استفاده می‌کند، بازده‌های ذخایر استیبل‌کوین است: این یک محصول سیاسی است که باید از طریق رقابت بازده‌ها را کاهش دهد و در نهایت به کسانی که این وجوه را در اختیار دارند، از جمله صادرکنندگان مرتبط با او، بازگرداند.

هیچ‌یک از این‌ها نمی‌تواند صرفاً بر اساس شایستگی‌های خود موفق شود، زیرا ذینفعان قانون‌گذاران هستند، بنابراین نیروهای متقابل لازم است: استانداردهای باز مانع از اجاره‌خواهی می‌شوند، دستورات عمومی را بر لایه کنترل تحمیل می‌کنند و یک پایگاه وسیع از ذینفعان واقعی برای دفاع از حقوق خود ایجاد می‌کنند.

همه این‌ها در نهایت به یک سوال اصلی منتهی می‌شود: اگر کار دیگر مسیر کسب مقام و صدای مردم نیست، پس مالکیت ممکن است مجبور شود جای آن را بگیرد. زیرساخت سرنوشت نیست. اینکه آیا این اقتصاد متعادل‌ترین اقتصاد در تاریخ خواهد شد یا متراکم‌ترین اقتصاد، پیشگویی نیست که می‌تواند منتظر بماند، بلکه یک مشکل طراحی است که باید حل شود و یک مبارزه سیاسی که باید پیروز شود. آزمون اینکه آیا ما صادق هستیم این است که آیا ابتدا خود را محدود خواهیم کرد.

سلب مسئولیت: این محتوا صرفاً برای اطلاع‌رسانی عمومی و برندینگ ارائه شده و به‌ منزله مشاوره مالی، سرمایه‌گذاری، حقوقی یا مالیاتی تلقی نمی‌گردد. هیچ‌یک از رویدادها، جوایز، رویدادهای آنلاین یا اطلاعات مرتبط ذکرشده در اینجا نباید به‌عنوان توصیه، درخواست یا دعوت برای خرید، فروش، معامله یا هرگونه اقدام دیگر در رابطه با دارایی‌های رمزارزی یا استفاده از خدمات تلقی شوند. دارایی‌های رمزارزی با نوسانات بالایی همراه بوده و ممکن است منجر به زیان شوند. خدمات WEEX و رویدادهای آنلاین ممکن است در تمام مناطق در دسترس نبوده و مشمول قوانین، مقررات و شرایط احراز صلاحیت مربوطه هستند. شما مسئول رعایت قوانین محلی در استفاده از خدمات WEEX هستید و باید پیش از انجام هرگونه فعالیت مرتبط با ارزهای دیجیتال، ریسک‌های آن را به‌دقت بررسی کنید.

ممکن است شما نیز علاقه‌مند باشید

آخرین لیست سکه ها در WEEX

iconiconiconiconiconicon
پشتیبانی مشتری:@weikecs
همکاری تجاری:@weikecs
معاملات کمّی و بازارسازی:bd@weex.com
برنامه VIP:support@weex.com