این مطلب یک پست مهمان و نظر شخصی از آندره کرونژه، بنیانگذار و مدیرعامل فلایینگ تولیپ است.
تمرکززدایی نقطه شروع برای DeFi بود. اما دیگر مدل عملیاتی کامل برای اکثر پروتکلها نیست و زبان ما باید با صنعت تکامل یابد.
این یک استدلال علیه تمرکززدایی نیست. این یک استدلال برای دقت در مورد اینکه کجا وجود دارد، کجا مسئولیت عملیاتی باقی میماند و چه فرضهای اعتمادی دنبال میشود، است.
من این را به عنوان کسی میگویم که سالها به سمت ایده مخالف کار کردهام. یرن فایننس بدون تخصیص تیم، بدون بنیاد و بدون پیشاستخراج راهاندازی شد. همه چیز به کاربران پروتکل رفت. آرزو مشابه بیتکوین بود: حداقل کردن وابستگی به بنیانگذار و اجازه دادن به جامعه برای پیشبرد سیستم. پروتکل اصلی یرن کاملاً بر روی زنجیره اجرا میشد. هیچ سرور خارج از زنجیرهای از عملیات اصلی آن پشتیبانی نمیکرد. تنها چیزی که من برای آن پرداخت کردم، نام دامنه بود.
آن مدل امروز دشوار است که پایدار بماند. کاربران اکنون انتظار دارند که یک تیم قابل شناسایی محصول را حفظ کند، عملیات را پشتیبانی کند، ریسک را مدیریت کند و به ایجاد ارزش ادامه دهد. توکنها همچنین به طور فزایندهای ابتدا به عنوان قرار گرفتن اقتصادی ارزیابی میشوند و سپس به عنوان کاربرد. پایگاه کاربری اولیه کوچکتر و بیشتر فنی بود؛ امروز گستردهتر است و محصول با آن تکامل یافته است.
به آنچه یک پروتکل مدرن در عمل نیاز دارد، فکر کنید. به یک رابط کاربری قابل اعتماد، کانالهای پشتیبانی، زیرساخت خارج از زنجیره و نگهدارندهها و رباتهای تصفیه نیاز دارد که تیمها اغلب خودشان آنها را اداره میکنند تا اینکه کاملاً بر روی زنجیره قرار دهند. هر یک از این عملکردها هزینه عملیاتی واقعی دارد.
همچنین به یک تیم نیاز دارد که بتواند پرداخت شود، در طول یک دوره واگذاری باقی بماند و فراتر از افق دو ساله بسازد. هیچیک از اینها در یک قرارداد هوشمند گنجانده نشده است. نتیجه این است که بسیاری از پروتکلها به طور فزایندهای شبیه شرکتهای عملیاتی میشوند: آنها هزینههایی را دریافت میکنند، تیمهایی را استخدام میکنند و سیستمها را در طول زمان حفظ میکنند.
وقتی تیمها از من میپرسند که آیا قراردادها باید غیرقابل تغییر یا قابل ارتقا باشند، معمولاً ارتقا را برای سیستمهای مالی پیچیده توصیه میکنم، به شرطی که مدل حکمرانی و امنیت حول این واقعیت طراحی شده باشد.
غیرقابل تغییر بودن برای سیستمهای ساده و محدود ارزشمند باقی میماند. با این حال، در یک سیستم مالی که باید به بازارهای در حال تغییر، ادغامها و تهدیدها پاسخ دهد، میتواند به یک محدودیت تبدیل شود.
این انتخاب مسئولیت جدی به همراه دارد. قابلیت ارتقا یکی از بزرگترین سطوح تهدید در یک پروتکل ایجاد میکند. یک کلید توسعهدهنده واحد با اختیار یکجانبه برای ارتقا قراردادها میتواند به یک نقطه شکست در سطح سیستم تبدیل شود. یک ممیزی معمولی قرارداد هوشمند نمیتواند آن ریسک عملیاتی را از بین ببرد.
ممیزیها مهم هستند و همچنان ضروریاند، اما آنها تنها یک لایه هستند. صنعت هنوز به آنها توجه بیشتری نسبت به امنیت زیرساخت، مدیریت کلید، قطعکنندههای مدار و نظارت بر خروجی در زمان واقعی میدهد.
این کنترلها زمان میبرند تا ساخته شوند. آنها همچنین اصطکاکی را معرفی میکنند که تیمها به طور قابل درکی تمایل به افزودن آن ندارند. با این حال، آنها هنوز هم ضروری هستند.
در فلایینگ تولیپ، ما از چندین لایه قطعکننده مدار استفاده میکنیم. وقتی یک کاربر درخواست برداشت میکند، درخواست وارد یک صف میشود و شش ساعت بعد قابل ادعا میشود.
من خودم از این سیستم استفاده کردهام، اتر اسکن را بررسی کردهام، و دیدهام که وجوه در قرارداد قطعکننده مدار نشستهاند نه در کیف پول من، و به طور مختصر تعجب کردهام که چه اتفاقی افتاده قبل از اینکه تأخیر را به یاد بیاورم. من اصطکاک را از نزدیک درک میکنم. هنوز هم ارزشش را دارد.
قطعکنندههای مدار یک ویژگی هستند، نه یک نقص. خسارات مکرر با ارقام هشترقمی در سراسر صنعت همچنان این مورد را تقویت میکند.
درست انجام دادن این کار تنها به داشتن چندین لایه مربوط نمیشود. همچنین به جداسازی اختیار مربوط میشود.
هر چیزی در سیستم ما که میتواند پول را جابجا کند، پشت یک قفل زمانی و یک چند امضایی قرار دارد. هر چیزی که میتواند یک خروجی را متوقف یا به تأخیر بیندازد، نمیتواند پشت همان قفل زمانی قرار گیرد، زیرا یک کنترل اضطراری که نیاز به 72 ساعت دارد، کنترل اضطراری نیست.
این جدایی باید در سطح کد پایه وجود داشته باشد. این نیاز به طراحی از ابتدا دارد.
اما مسئله مهمتر، فنی نیست.
بسیاری از امور مالی زنجیرهای هنوز با استفاده از فرضیات اعتماد اولیه DeFi توصیف میشوند، جایی که کاربران میتوانستند قرارداد هوشمند را به عنوان شریک تجاری اصلی خود در نظر بگیرند.
خزانههای انتخابی تمایز را نشان میدهند. آنها اغلب از طریق مدل مفهومی خزانه Yearn در سال 2020 درک میشوند: شما در معرض قرارداد و پروتکلهایی هستید که در آن سپردهگذاری میکند.
در بسیاری از ساختارهای مدرن، معرض گستردهتری وجود دارد. شریک تجاری مؤثر ممکن است شامل یک ناظر، یک تسهیلات اعتباری خارج از زنجیره، یک دارایی واقعی غیرقابل نقدشوندن در زنجیره یا یک IOU باشد.
این میتواند هنوز هم یک محصول سالم باشد. نکته مهم این است که کاربران درک کنند که در واقع به چه چیزی در معرض هستند.
در بیشتر موارد، این منعکسکننده صنعتی در حال گذار است نه نیت بد. تیمهایی که در ابتدا حول نرمافزار شکل گرفتهاند، در حال یادگیری نحوه اداره کسبوکارهای مالی کامل هستند، با افشاگری، حاکمیت و کنترلهایی که این امر به همراه دارد.
اما ریسک در جایی بروز میکند که ارائه یک محصول به طور کامل با مدل اعتماد و شریک تجاری واقعی آن مطابقت نداشته باشد.
همین اصل در مورد توکنها نیز صدق میکند. بازارهای عمومی تنظیمشده معمولاً انتظارات گستردهای در مورد افشاگری، انطباق، حاکمیت و گزارش مالی تحمیل میکنند. توکنهایی که به صورت عمومی معامله میشوند، اغلب توسط خریداران از طریق یک لنز اقتصادی مشابه ارزیابی میشوند.
اگر به دنبال اعتبار و نقدینگی بازارهای عمومی هستیم، باید آماده باشیم که استاندارد مشابهی از شفافیت را برآورده کنیم.
حسابهای مارجین Flying Tulip مبتنی بر سهام هستند نه مبتنی بر LTV. این ممکن است به عنوان یک جزئیات فنی به نظر برسد، اما در طراحی مرکزی است.
یک مدل LTV متعارف نمیتواند به طور کامل دلتا را خنثی کند. اگر ETH استیک شده دارای 90% LTV باشد، همچنان یک نیاز به ترازنامه 10% وجود دارد که نمیتوان آن را صرفاً با هج کردن معرض قیمت حذف کرد. شما نیاز دارید که سیستم 100 را در برابر 100 شناسایی کند.
پیکربندیهای خالص میتوانند به آن نتیجه نزدیک شوند، اما نمیتوانند به طور کامل نیاز باقیمانده را حذف کنند. حسابهای سهام میتوانند این کار را انجام دهند، زیرا آنها سهام واقعی حساب را ارزیابی میکنند، از جمله P&L و موقعیتهای جبرانکننده مانند ETH استیک شده در برابر ETH.
این چیزی است که ftUSD را کار میکند.
ما USDC و USDT واریز شده به آن را به عنوان وثیقه میگیریم، ETH را در برابر آن وثیقه قرض میگیریم، ETH قرضی را به ETH استیک شده تبدیل میکنیم و ETH استیک شده را به عنوان وثیقه اضافی قرار میدهیم. پایگاه ETH استیک شده و ETH به گونهای طراحی شدهاند که یکدیگر را جبران کنند، در حالی که وثیقه استیبلکوین زیرین همچنان از موقعیت حمایت میکند.
بر اساس پارامترهای مدلشده ما، طراحی میتواند تا حدود هشت دور را پشتیبانی کند.
ما در حال حاضر در حدود 1.5 برابر عمل میکنیم، عمدتاً زیر ظرفیت مدلشده در حالی که سیستم جوان است و نقدینگی در حال توسعه است.
در استفاده بالاتر، اقتصاد به اسپرد بستگی دارد. اگر ETH استیک شده 2.4% درآمد داشته باشد و هزینههای قرض گرفتن ETH تقریباً 2.1% باشد، هر دور تقریباً 0.3 درصد نقطه از carry قبل از هزینههای دیگر را به ارمغان میآورد. طرف استیبلکوین ممکن است 3.2% تا 4% دیگر اضافه کند.
در نتیجه، بازده با اهرم، هزینههای قرض، درآمدهای استیک، نقدینگی و اجرا تغییر میکند. این یک ظرفیت طراحی است، نه یک بازده ثابت یا یک وعده.
بازارهای دائمی ما هنوز فعال نیستند. هنگامی که فعال شوند، تجارت carry استاندارد میتواند به یک منبع دوم بازده تبدیل شود، به جای اینکه سیستم به یک مکانیزم واحد وابسته باشد.
یکی از انتخابهای طراحی که به آن افتخار میکنم، فرآیند تصفیه مبتنی بر RFQ ما است.
به جای اینکه به یک تصفیهکننده اجازه دهیم بدهی را پرداخت کند و بخشی ثابت از وثیقه را بگیرد، سیستم یک درخواست قیمت (RFQ) ارسال میکند و بهترین پیشنهاد را پر میکند. در طول تنشهای اخیر بازار، ما تعداد قابل توجهی از تصفیهها را پردازش کردهایم و در تقریباً تمام موارد، بدهی قابل تصفیه به صورت یک به یک بدون کاهش به کاربر پرداخت شده است.
این ممکن است تدریجی به نظر برسد، اما این انتخابهای طراحی انباشته میشوند.
هیچیک از این موارد با نسخه خالص تعریف غیرمتمرکزسازی در سال 2020 مطابقت ندارد. این نشاندهنده آن چیزی است که ما هستیم: یک شرکت که زیرساخت مالی را به صورت زنجیرهای (onchain) اداره میکند، با افشاگری و کنترلهایی که آن مدل نیاز دارد.
من اغلب از من پرسیده میشود که آیا مؤسسات به مالی زنجیرهای (onchain) بهطور جدی توجه خواهند کرد، معمولاً به گونهای که گویی احساسات یا اصطلاحات نتیجه را تعیین خواهند کرد.
در عمل، سوالات اصلی این است که آیا یک سیستم نتایج بهتری از نظر ریسک-بازده ارائه میدهد، بیشتر از گزینههای دیگر انجام میدهد، ریسک را بهطور شفاف مدیریت میکند و هزینه کمتری دارد.
این اصول بیشتر از برچسب اهمیت دارند. گفتوگوی عمومی در مورد ارزهای دیجیتال و دقت مؤسسات در تخصیص منابع معمولاً بر روی چیزهای بسیار متفاوتی تمرکز میکند.
آن را مالی زنجیرهای بنامید. این رشته هنوز هم مالی است؛ زیرساخت اکنون به صورت زنجیرهای است.
این محتوا صرفاً برای اطلاعرسانی عمومی ارائه شده است و بهمنزله مشاوره مالی، سرمایهگذاری، حقوقی یا مالیاتی تلقی نمیشود. هرگونه رویداد، جایزه، کمپین آنلاین یا اطلاعات مرتبط که در اینجا ذکر شده است، نباید بهعنوان توصیه، ترغیب یا دعوت به خرید، فروش، معامله یا هرگونه دادوستد دیگر داراییهای رمزارزی تلقی شود. داراییهای رمزارزی از نوسان بالایی برخوردار هستند و ممکن است منجر به زیان شوند. دسترسی به خدمات، محصولات و رویدادهای مرتبط با WEEX ممکن است بسته به منطقه جغرافیایی متفاوت باشد. اطمینان از اینکه استفاده شما از این خدمات با قوانین و مقررات محلی مطابقت دارد، بر عهده خود شماست.





























