logo

شرکای دراگون‌فلای: بیشتر نمایندگان در معاملات خودکار شرکت نمی‌کنند، چگونه ممکن است پرداخت‌های کریپتو رواج پیدا کنند؟

By: rootdata|2026/03/24 14:11:55
0
اشتراک‌گذاری
copy

نویسنده: رابی پترسن، شریک جوان دراگون‌فلای

گردآوری شده توسط: گو یو، ChainCatcher

هر زمان که روایتی نوظهور وارد گفتمان عمومی می‌شود، استدلال‌های جریان اصلی به ساده‌ترین شکل ممکن توسط عموم مردم پذیرفته می‌شوند. به طور شهودی، وقتی هیچ کس نمی‌تواند به طور تجربی ثابت کند که چه اتفاقی خواهد افتاد، تحریک و تهییج احتمال بیشتری دارد که نتیجه بدهد تا تحلیل دقیق.

بحث‌های اخیر پیرامون «تجارت واسطه‌ای» نیز از این قاعده مستثنی نیست. در بازار یک اجماع وجود دارد: تعداد کارگزاران (عاملان) به شدت در حال افزایش است؛ کارگزاران باید تراکنش انجام دهند؛ کارگزاران نمی‌توانند حساب بانکی داشته باشند اما می‌توانند کیف پول الکترونیکی داشته باشند؛ سازمان‌های کارت اعتباری ۲ تا ۳ درصد کارمزد دریافت می‌کنند؛ بنابراین، استیبل کوین‌ها برنده هستند.

این زنجیره منطق در سطوح مختلفی دارای نقص است. نمایندگان می‌توانند تحت چارچوب FBO (اپراتور مالی) حساب‌های بانکی داشته باشند. علاوه بر این، کارمزد ۲ تا ۳ درصدی نشان‌دهنده ریسک اعتباری و ریسک کلاهبرداری است که بلاکچین آن را حل نمی‌کند.

با این حال، بحث در مورد اینکه «کدام روش پرداخت غالب خواهد شد؟» در واقع از فرضیه‌ای ناشی می‌شود که تا حد زیادی در بحث نادیده گرفته شده است:

آیا اکثر نمایندگان واقعاً در معاملات شرکت خواهند کرد؟

مقیاس اقتصاد کارگزاری بسیار عظیم خواهد بود، اما بعید است نسبت کارگزارانی که واقعاً در معاملات شرکت می‌کنند، به این اندازه بالا باشد.

اقتصاد کارگزاری بیشتر شبیه یک نمودار سازمانی است تا یک بازار

اساساً، هوش مصنوعی یک فناوری اتوماسیون است. می‌تواند وظایف خاصی - مانند جستجو، جمع‌آوری و ترکیب - را با کارایی بیشتری نسبت به انسان انجام دهد. عامل‌ها مشتقات عملیاتی هوش مصنوعی هستند. آنها صرفاً نتایج خروجی را برنمی‌گردانند؛ بلکه اقدامات واقعی را انجام می‌دهند.

فرض ضمنی کل نظریه تجارت کارگزاری این است که اجرا هزینه دارد. به عبارت دیگر، برای اکثر وظایف عامل، آنها باید بودجه‌ای را صرف کنند تا به طور مستقل منابع خارجی را به دست آورند، هزینه محاسبات و داده‌ها را بر اساس میزان استفاده پرداخت کنند و به عنوان نهادهای اقتصادی مستقل با سایر عامل‌ها تعامل داشته باشند.

این اساساً با کاربرد واقعی عوامل در تضاد است.

به طور کلی، استقرار کارگزار را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: کارگزاران تجاری که به نمایندگی از کسب‌وکارها مستقر می‌شوند و کارگزاران مصرف‌کننده که زندگی شخصی ما را بهبود می‌بخشند. به دلایل مختلف، بعید است که هر دو نوع عامل به طور مستقل در معاملات شرکت کنند.

نمایندگان تجاری، تکامل اجتناب‌ناپذیر SaaS هستند

یک مفهوم معقول از نمایندگان تجاری، تکامل اجتناب‌ناپذیر SaaS است. آنها گردش‌های کاری را بهبود نمی‌بخشند؛ بلکه جایگزین گردش‌های کاری موجود می‌شوند. همانطور که بیش از ۹۵٪ هزینه‌های نرم‌افزاری از سوی کسب‌وکارها و دولت‌ها تأمین می‌شود، بیش از ۹۵٪ از سناریوهای برنامه‌های کاربردی عامل در مقیاس بزرگ احتمالاً در سازمان‌های مشابه مستقر خواهند شد.

این اولین نکته ظریفی است که نظریه رایج تجارت کارگزاری از آن غافل است: بخش عمده‌ای از تقاضای کارگزاران برای رزرو پرواز برای مصرف‌کنندگان نیست، بلکه برای استقرار از بالا به پایین در شرکت‌ها است. مهم‌تر از آن، عواملی که اجرای وظایف را در سازمان‌های بسته خودکار می‌کنند، اساساً با عواملی که به عنوان نهادهای اقتصادی مستقل فعالیت می‌کنند، متفاوت هستند.

به عنوان مثال، نمایندگان فروش را در نظر بگیرید. آنها به سیستم‌های CRM متصل می‌شوند، در مورد مشتریان بالقوه تحقیق می‌کنند، متن‌های بازاریابی شخصی‌سازی‌شده می‌نویسند و پیگیری‌ها را ترتیب می‌دهند. آنها به طور مستقل هزینه نمی‌کنند و با عوامل خارجی از سازمان‌های دیگر تعامل ندارند. آنها به سادگی یک کار - گسترش فروش - را در یک محیط بسته انجام می‌دهند و آن را خودکار می‌کنند.

به طور شهودی، این وضعیت تقریباً در مورد همه کارکردهای سازمانی صدق می‌کند. نمایندگان مالی هزینه‌ها را حسابرسی و تأیید می‌کنند؛ نمایندگان حسابداری ورودی‌های دفتر روزنامه را ثبت می‌کنند، حساب‌ها را تطبیق می‌دهند و گزارش‌ها را تهیه می‌کنند؛ نمایندگان حقوقی قراردادها را بررسی و استثنائات را شناسایی می‌کنند؛ نمایندگان کدنویسی کد می‌نویسند.

تقریباً در تمام موارد استفاده، خودِ عامل‌ها خرج نمی‌کنند و اختیار خرج کردن به آنها داده نمی‌شود. آنها از بالا به پایین در یک محیط سازمانی کنترل‌شده با مکانیسم‌های کنترل مجوز مستقر می‌شوند.

حتی اگر آنها نیاز به تعامل بین سازمان‌ها و پرداخت هزینه تماس‌ها یا داده‌های API خود داشته باشند، ممکن است این هزینه‌ها در قالب پرداخت‌های مستقل توسط نمایندگان منعکس نشود. هرگونه هزینه مبتنی بر استفاده ممکن است توسط فروشنده نرم‌افزار خلاصه شود. اینگونه است که پشته‌های نرم‌افزاری سازمانی کار می‌کنند. ارائه‌دهندگان پلتفرم، با ارائه‌دهندگان داده، ارائه‌دهندگان محاسبات و سایر شرکای زیرساخت، در مورد مشارکت‌های سفارشی مذاکره می‌کنند، دسترسی را در هزینه‌های پلتفرم گنجانده و آن را به عنوان یک مورد واحد و تجمیع‌شده ارائه می‌دهند.

علاوه بر این، آنها می‌توانند با اقتصاد واحد به این هدف دست یابند که هیچ عامل واحدی نمی‌تواند به طور مستقل آن را تکرار کند. منابع محاسباتی از طریق توافق‌نامه‌های ظرفیت رزرو شده با AWS، Azure یا GCP به دست می‌آیند. قیمت‌گذاری برای استنتاج مدل بر اساس توافق‌های عمده با شرکت‌هایی مانند Anthropic، OpenAI یا Google است. افزایش داده از طریق فروشندگانی مانند Bombora یا Clearbit انجام می‌شود. همه اینها از قبل مذاکره و انتزاعی است.

به عبارت دیگر، ۴۰،۰۰۰ فراخوانی API، استنتاج مدل و پرس‌وجوهای داده توسط اپراتورها، ۴۰،۰۰۰ پرداخت ایجاد نمی‌کند، بلکه یک فاکتور واحد ایجاد می‌کند. جزئیات مصرف هرگز با جزئیات تسویه حساب همسو نبوده است و شرکت‌ها ممکن است ترجیح دهند این وضعیت را حفظ کنند.

نمایندگان مصرف‌کننده هماهنگ خواهند کرد، نه مصرف‌کننده

در حالی که ممکن است نمایندگان تجاری به دلیل عدم اجازه کسب و کارها در معاملات مستقل شرکت نکنند، نمایندگان مصرف کننده نیز به دلیل عدم تمایل مردم به انجام این کار، در معاملات مستقل شرکت نخواهند کرد.

مثالی که اغلب توسط طرفداران تجارت هوشمند ذکر می‌شود: شما به نماینده خود اجازه می‌دهید سفری به توکیو رزرو کند. این سرویس صدها هتل را جستجو می‌کند، نظرات کاربران را با هم مقایسه می‌کند، تقویم شما را بررسی می‌کند و تنظیمات برگزیده شما را اعمال می‌کند. سپس، به طور خودکار یک اتاق رزرو می‌کند. لازم نیست کاری انجام دهید. البته، کسانی که مدل کسب‌وکار مبتنی بر عامل را ترویج می‌دهند، این تجربه کاربری را تقریباً به تمام حوزه‌های مصرف‌کننده، از مواد غذایی گرفته تا کالاهای خانگی و پوشاک و غیره، گسترش خواهند داد.

مشکل این است که ترجیحات ثابت نیستند. آنها در خودِ رفتارِ انتخابی آشکار می‌شوند. وقتی هتل رزرو می‌کنید، فقط دنبال ارزان‌ترین محل اقامت نیستید. قضاوت‌هایی که شما انجام می‌دهید، منعکس‌کننده‌ی خلق و خو، زمینه، تحمل ریسک و سایر عوامل کیفی شماست که ممکن است حتی قبل از بررسی گزینه‌ها از آنها آگاه نباشید.

در عمل، ماموران جستجو می‌کنند، سوالات تکمیلی می‌پرسند و گزینه‌های موجود را برمی‌گردانند. شما به تصاویر نگاه خواهید کرد، در مورد محیط اطراف پرس و جو خواهید کرد و شاید برخی از نظرات را بخوانید. سپس شما انتخاب می‌کنید و به نماینده اجازه می‌دهید تا از اطلاعات کارت اعتباری که در پرونده دارد برای پرداخت استفاده کند. به عبارت دیگر، نماینده صرفاً یک دستیار تحقیقاتی است، نه یک نهاد اقتصادی مستقل.

به جز برخی خریدهای تکراری قابل پیش‌بینی، این تجربه کاربری احتمالاً تقریباً در تمام حوزه‌های مصرف‌کننده ثابت خواهد ماند، دقیقاً به این دلیل که تصمیمات مصرف‌کننده به ندرت صرفاً به قیمت بستگی دارد. کل اقتصاد مصرفی بر اساس تمایز محصول بنا شده است. چه لباس باشد، چه هتل، لوازم منزل یا مواد غذایی، فرآیند تصمیم‌گیری شامل عوامل کیفی بی‌شماری است که نه تنها نمی‌توانند توسط عامل‌ها درک شوند، بلکه مهم‌تر از آن، این عوامل در خود فرآیند کشف کاربر وجود دارند.

عامل‌ها نقش هماهنگ‌کننده‌ی قدرتمندی را در مرحله‌ی کشف ایفا خواهند کرد، اما در لحظات بحرانی، قدرت تصمیم‌گیری را به انسان‌ها بازخواهند گرداند. از نظر معنایی، این تجارت واسطه‌ای نیست و نیازی به ایجاد کانال‌های پرداخت جدید نیز ندارد.

مزیت واقعی پرداخت‌های کریپتو: عوامل پایین به بالا

اگرچه این دو نوع عامل ممکن است بیش از ۹۵٪ از استقرارهای عامل را در پنج سال آینده تشکیل دهند، نوع سومی نیز وجود دارد که شایان ذکر است.

در ماه‌های اخیر، نوع جدیدی از کارگزاران از پایین به بالا شروع به ظهور کرده‌اند. این عوامل که تحت تأثیر پدیده OpenClaw قرار دارند، اساساً به دسته متفاوتی تعلق دارند. برخلاف کارگزاران تجاری و مصرفی که پیشتر به آنها اشاره شد، آنها واقعاً بازیگران مستقلی هستند که از هر نهاد سازمانی مستقل می‌باشند. این کارگزاران نیاز به پرداخت‌های واقعی دارند و جزئیات و فراوانی پرداخت‌ها آنقدر زیاد است که مجوز دستی غیرعملی می‌شود. اگرچه اقتصاد عامل از پایین به بالا در حال حاضر کوچک است، اما احتمالاً با ظهور برخی موارد استفاده جدید پیش‌بینی نشده، به سرعت رشد خواهد کرد.

بنابراین، تنها در این بستر بسیار محدود، بحث در مورد اینکه کدام یک بهترین زیرساخت زیربنایی برای پرداخت‌های کریپتو یا شبکه‌های کارتی است، جذاب می‌شود. در حالی که همه به استدلال‌های فنی برای برتری پرداخت‌های کریپتویی استناد می‌کنند، من معتقدم دلیل اینکه آنها در نهایت ممکن است پیروز شوند چیز دیگری است - بدون نیاز به مجوز.

واقعیت امروز این است که هیچ یک از روش‌های پرداخت از نظر فنی برای تجارت نمایندگی بهینه نشده‌اند. اگرچه بلاکچین از لحاظ تئوری، اقتصاد واحد بهتری را برای پرداخت‌های خرد ارائه می‌دهد، اما فاقد مکانیسم‌های تأیید هویت و امتیازدهی ریسک است - عوامل حیاتی که ممکن است در عصر عامل‌های آینده اهمیت ویژه‌ای پیدا کنند. علاوه بر این، اگرچه اغلب از تسویه فوری صحبت می‌شود، اما این صرفاً به این معنی است که تراکنش‌های جعلی بلافاصله روی زنجیره تسویه می‌شوند. در مقابل، سازمان‌های کارت اعتباری الگوهای کلاهبرداری پیچیده و اعتبارنامه‌های توکن‌شده‌ای دارند که کارگزاران می‌توانند به ارث ببرند، اما این ابزارها بر اساس الگوهای رفتاری انسان آموزش دیده‌اند و نمی‌توان آنها را مستقیماً به تراکنش‌های کارگزاران مستقل نگاشت کرد. علاوه بر این، برای تراکنش‌های فرامرزی، نمایندگان نیز مشمول زمان تسویه حساب اعمال شده توسط سازمان‌های کارت اعتباری خواهند بود.

شاید برخلاف انتظار، دلیل اینکه روش‌های پرداخت با ارزهای دیجیتال ممکن است به زیرساخت پیش‌فرض برای چنین کارگزارانی تبدیل شوند، این باشد که بلاکچین باز، بدون نیاز به مجوز و بدون نظارت است.

این مزیت ساختاری نهایی آن است. اگرچه من معتقدم سازمان‌های کارت اعتباری موجود مانند ویزا و مسترکارت از طریق ابتکاراتی مانند Visa Intelligence Commerce و Mastercard's AgentPay به تطبیق خود ادامه خواهند داد، اما در نهایت آنها شرکت‌های سهامی عام هستند که باید از الزامات نظارتی پیروی کنند، الزامات دسترسی مشتری را برآورده کنند و با همتایان تجاری نهادی خود همکاری کنند. بلاکچین هیچ یک از این محدودیت‌ها را ندارد. هر کسی می‌تواند روی بلاکچین توسعه پیدا کند، هر عاملی می‌تواند تراکنش انجام دهد و هیچ تأییدیه‌ای لازم نیست.

شهود به ما می‌گوید که دسته‌بندی‌های تجربی و نوظهور در جایی توسعه می‌یابند که اصطکاک حداقل باشد.

گلوگاه زیرساخت نیست، بلکه خودمان هستیم

با این حال، سوال بلندمدت‌تر این است که سرعت این توسعه تجربی چگونه می‌تواند در نهایت تأثیر بیشتری ایجاد کند. اقتصاد عامل از پایین به بالا تنها زمانی واقعاً محبوب خواهد شد که سازمان‌های عامل خودمختار به طور قابل توجهی برتر از سازمان‌های انسانی تقویت‌شده توسط عامل‌ها باشند؛ این مزیت ناچیز نخواهد بود، اما به اندازه‌ای قابل توجه خواهد بود که محدودیت‌های انسانی از بالا به پایین بر عامل‌ها به یک نقطه ضعف رقابتی تبدیل شود. در آن نقطه، عامل‌ها دیگر صرفاً مجریان خودکار وظایف انسانی در محیط‌های بسته نخواهند بود، بلکه خود به سازمان‌ها تبدیل خواهند شد.

با این حال، ممکن است از این آینده دور باشیم. تنگنا در خود فناوری نهفته نخواهد بود. علاوه بر این، آنچه واقعاً ممکن است «برای ماشین‌ها مناسب نباشد» خود سیستم‌های پرداخت نیست، بلکه هر چیز دیگری است که برای یک اقتصاد عامل خودمختار طراحی نشده است: چارچوب‌های نظارتی، سبک‌های بوروکراتیک نهادی، ساختارهای قانونی و اینرسی اجتماعی پیرامون تصمیم‌گیری انسانی. این محدودیت‌ها پیامدهای بسیار عمیق‌تری نسبت به هرگونه جزئیات فنی در مجموعه پرداخت‌ها دارند. متأسفانه، ارتقاء پروتکل نمی‌تواند این مشکلات را حل کند.

مقیاس اقتصاد کارگزاری بسیار گسترده خواهد بود و بیشتر آن ماهانه صورتحساب می‌شود.

قیمت --

--

ممکن است شما نیز علاقه‌مند باشید

قبل از استفاده از چت ایکس «WeChat غربی» ماسک، باید این سه سوال را بفهمید

X Chat این جمعه برای دانلود در اپ استور در دسترس خواهد بود. رسانه‌ها پیش از این فهرست ویژگی‌ها، از جمله پیام‌های خود-تخریب‌شونده، جلوگیری از اسکرین‌شات، چت‌های گروهی ۴۸۱ نفره، ادغام Grok و ثبت‌نام بدون شماره تلفن را پوشش داده‌اند و آن را به عنوان «وی‌چت غربی» معرفی کرده‌اند. با این حال، سه سوال وجود دارد که به ندرت در هیچ گزارشی به آنها پرداخته شده است.


جمله‌ای در صفحه راهنمای رسمی X وجود دارد که هنوز آنجا آویزان است: «اگر افراد داخلی مخرب یا خود X باعث شوند مکالمات رمزگذاری شده از طریق فرآیندهای قانونی افشا شوند، هم فرستنده و هم گیرنده کاملاً بی‌اطلاع خواهند بود.»


سوال اول: آیا این رمزگذاری همان رمزگذاری سیگنال است؟


خیر. تفاوت در محل ذخیره کلیدها نهفته است.


در رمزگذاری سرتاسری سیگنال، کلیدها هرگز دستگاه شما را ترک نمی‌کنند. X، دادگاه یا هیچ شخص ثالثی کلیدهای شما را در اختیار ندارد. سرورهای سیگنال هیچ ابزاری برای رمزگشایی پیام‌های شما ندارند؛ حتی اگر به آنها احضاریه هم ارسال شده باشد، همانطور که سوابق احضاریه‌های قبلی نشان می‌دهد، آنها فقط می‌توانند مهرهای زمانی ثبت نام و زمان آخرین اتصال را ارائه دهند.


ایکس چت از پروتکل Juicebox استفاده می‌کند. این راه‌حل، کلید را به سه بخش تقسیم می‌کند که هر کدام روی سه سرور که توسط X اداره می‌شوند، ذخیره می‌شوند. هنگام بازیابی کلید با یک کد پین، سیستم این سه بخش را از سرورهای X بازیابی کرده و آنها را دوباره ترکیب می‌کند. مهم نیست که کد پین چقدر پیچیده باشد، X متولی واقعی کلید است، نه کاربر.


این پیشینه فنی «جمله صفحه راهنما» است: از آنجا که کلید روی سرورهای X است، X این قابلیت را دارد که بدون اطلاع کاربر به فرآیندهای قانونی پاسخ دهد. سیگنال این قابلیت را ندارد، نه به دلیل سیاست، بلکه به این دلیل که کلید را ندارد.


تصویر زیر سازوکارهای امنیتی سیگنال، واتس‌اپ، تلگرام و ایکس چت را در شش بُعد مقایسه می‌کند. ایکس چت تنها مورد از این چهار موردی است که پلتفرم کلید را در اختیار دارد و تنها موردی است که فاقد Forward Secrecy است.


اهمیت Forward Secrecy در این است که حتی اگر یک کلید در یک نقطه زمانی خاص به خطر بیفتد، پیام‌های قدیمی قابل رمزگشایی نیستند زیرا هر پیام یک کلید منحصر به فرد دارد. پروتکل Double Ratchet سیگنال به طور خودکار کلید را پس از هر پیام به‌روزرسانی می‌کند، مکانیزمی که در X Chat وجود ندارد.


متیو گرین، استاد رمزنگاری دانشگاه جانز هاپکینز، پس از تجزیه و تحلیل معماری X Chat در ژوئن ۲۰۲۵ اظهار داشت: «اگر XChat را به عنوان یک طرح رمزگذاری سرتاسری در نظر بگیریم، این آسیب‌پذیری به نظر می‌رسد یک نوع بازی تمام عیار باشد.» او بعداً اضافه کرد: «من به این [پیامک/مسیج/...] بیشتر از آنچه به پیام‌های مستقیم رمزگذاری نشده فعلی اعتماد دارم، اعتماد نخواهم کرد.»


از گزارش TechCrunch در سپتامبر ۲۰۲۵ تا زمان انتشار رسمی آن در آوریل ۲۰۲۶، این معماری هیچ تغییری نداشته است.


ماسک در توییتی در تاریخ ۹ فوریه ۲۰۲۶ متعهد شد که قبل از عرضه X Chat در X Chat، آزمایش‌های امنیتی دقیقی روی آن انجام دهد و تمام کدها را متن‌باز کند.



از تاریخ راه‌اندازی ۱۷ آوریل، هیچ حسابرسی شخص ثالث مستقلی تکمیل نشده است، هیچ مخزن کد رسمی در GitHub وجود ندارد، برچسب حریم خصوصی App Store نشان می‌دهد که X Chat پنج یا چند دسته داده از جمله مکان، اطلاعات تماس و سابقه جستجو را جمع‌آوری می‌کند، که مستقیماً با ادعای بازاریابی "بدون تبلیغات، بدون ردیاب" در تضاد است.


شماره ۲: آیا گروک می‌داند در خلوت چه پیام‌هایی می‌دهی؟


نه نظارت مداوم، بلکه یک نقطه دسترسی مشخص.


برای هر پیام در X Chat، کاربران می‌توانند انگشت خود را نگه داشته و گزینه «از گروک بپرس» را انتخاب کنند. وقتی روی این دکمه کلیک می‌شود، پیام به صورت متن ساده به Grok ارسال می‌شود و در این مرحله از حالت رمزگذاری شده به حالت رمزگذاری نشده تغییر می‌کند.


این طراحی یک آسیب‌پذیری نیست، بلکه یک ویژگی است. با این حال، سیاست حفظ حریم خصوصی X Chat مشخص نمی‌کند که آیا این داده‌های متنی ساده برای آموزش مدل Grok استفاده خواهند شد یا اینکه Grok محتوای این مکالمه را ذخیره خواهد کرد. با کلیک فعال روی «از گروک بپرس»، کاربران داوطلبانه حفاظت رمزگذاری آن پیام را حذف می‌کنند.


همچنین یک مشکل ساختاری وجود دارد: این دکمه چقدر سریع از یک «ویژگی اختیاری» به یک «عادت پیش‌فرض» تغییر خواهد کرد؟ هرچه کیفیت پاسخ‌های گروک بالاتر باشد، کاربران بیشتر به آن اعتماد می‌کنند و این منجر به افزایش نسبت پیام‌هایی می‌شود که از حفاظت رمزگذاری خارج می‌شوند. قدرت رمزگذاری واقعی X Chat، در درازمدت، نه تنها به طراحی پروتکل Juicebox، بلکه به تعداد دفعات کلیک کاربران روی «از Grok بپرسید» نیز بستگی دارد.


شماره ۳: چرا نسخه اندروید نداره؟


نسخه اولیه X Chat فقط از iOS پشتیبانی می‌کند و در نسخه اندروید، بدون هیچ جدول زمانی، صرفاً عبارت «به‌زودی» درج شده است.


در بازار جهانی گوشی‌های هوشمند، اندروید حدود ۷۳٪ و iOS حدود ۲۷٪ را در اختیار دارند (IDC/Statista، ۲۰۲۵). طبق گزارش Demand Sage، از ۳.۱۴ میلیارد کاربر فعال ماهانه واتس‌اپ، ۷۳ درصد در اندروید هستند. در هند، واتس‌اپ ۸۵۴ میلیون کاربر را پوشش می‌دهد و بیش از ۹۵ درصد از کاربران آن از اندروید استفاده می‌کنند. در برزیل، ۱۴۸ میلیون کاربر وجود دارد که ۸۱ درصد آنها از اندروید استفاده می‌کنند و در اندونزی، ۱۱۲ میلیون کاربر وجود دارد که ۸۷ درصد آنها از اندروید استفاده می‌کنند.



تسلط واتس‌اپ در بازار ارتباطات جهانی بر پایه اندروید بنا شده است. سیگنال، با حدود ۸۵ میلیون کاربر فعال ماهانه، عمدتاً به کاربرانی در کشورهای دارای اندروید که به حریم خصوصی اهمیت می‌دهند، متکی است.


ایکس چت این میدان نبرد را دور زد، با دو تفسیر ممکن. یکی از آنها بدهی فنی است؛ X Chat با Rust ساخته شده است و دستیابی به پشتیبانی بین پلتفرمی آسان نیست، بنابراین اولویت دادن به iOS ممکن است یک محدودیت مهندسی باشد. مورد دیگر یک انتخاب استراتژیک است؛ با توجه به اینکه iOS سهم بازار نزدیک به ۵۵ درصد را در ایالات متحده در اختیار دارد و پایگاه کاربری اصلی X در ایالات متحده است، اولویت دادن به iOS به معنای تمرکز بر پایگاه کاربری اصلی آنها به جای رقابت مستقیم با بازارهای نوظهور تحت سلطه اندروید و واتس‌اپ است.


این دو تفسیر با هم تناقضی ندارند و به یک نتیجه منجر می‌شوند: اولین حضور X Chat باعث شد که این برنامه با میل و رغبت ۷۳ درصد از کاربران جهانی گوشی‌های هوشمند را از دست بدهد.


«ابر اپلیکیشن» ایلان ماسک


این مطلب را برخی چنین توصیف کرده‌اند: ایکس چت، به همراه ایکس مانی و گروک، یک سه‌گانه را تشکیل می‌دهند که یک سیستم داده حلقه بسته موازی با زیرساخت موجود ایجاد می‌کند، که از نظر مفهومی شبیه به اکوسیستم وی‌چت است. این ارزیابی چیز جدیدی نیست، اما با عرضه X Chat، ارزش دارد که طرح کلی را دوباره بررسی کنیم.



ایکس چت، فراداده‌های ارتباطی، از جمله اطلاعاتی در مورد اینکه چه کسی با چه کسی، برای چه مدت و با چه تعداد دفعاتی صحبت می‌کند، تولید می‌کند. این داده‌ها به سیستم هویت X جریان می‌یابند. بخشی از محتوای پیام از طریق ویژگی Ask Grok عبور می‌کند و وارد زنجیره پردازش Grok می‌شود. تراکنش‌های مالی توسط X Money انجام می‌شود: آزمایش عمومی خارجی در ماه مارس تکمیل شد و در ماه آوریل برای عموم در دسترس قرار گرفت و امکان انتقال همتا به همتای فیات را از طریق ویزا دایرکت فراهم کرد. یکی از مدیران ارشد فایربلاکز برنامه‌های خود برای راه‌اندازی پرداخت‌های ارز دیجیتال تا پایان سال را تأیید کرد و در حال حاضر مجوزهای انتقال پول را در بیش از ۴۰ ایالت آمریکا دارد.


هر ویژگی WeChat در چارچوب نظارتی چین عمل می‌کند. سیستم ماسک در چارچوب‌های نظارتی غربی فعالیت می‌کند، اما او همچنین به عنوان رئیس اداره بهره‌وری دولت (DOGE) فعالیت می‌کند. این یک کپی از وی‌چت نیست؛ بلکه بازآفرینی همان منطق تحت شرایط سیاسی متفاوت است.


تفاوت این است که وی‌چت هرگز صراحتاً در رابط کاربری اصلی خود ادعا نکرده است که «رمزگذاری سرتاسری» دارد، در حالی که ایکس چت این کار را می‌کند. «رمزگذاری سرتاسری» از نظر کاربر به این معنی است که هیچ‌کس، حتی پلتفرم، نمی‌تواند پیام‌های شما را ببیند. طراحی معماری X Chat این انتظار کاربر را برآورده نمی‌کند، اما از این اصطلاح استفاده می‌کند.


ایکس چت سه خط داده «این شخص کیست، با چه کسی صحبت می‌کند و پولش از کجا می‌آید و به کجا می‌رود» را در دستان یک شرکت تجمیع می‌کند.


جمله‌های صفحه راهنما هرگز فقط دستورالعمل‌های فنی نبوده‌اند.


با ۵۰ برابر افزایش، و ارزش FDV بیش از ۱۰ میلیارد دلار، چرا RaveDAO؟

RaveDAO دقیقاً چیست؟ چرا Rave می‌تواند اینقدر پیشرفت کند؟

نسخه بتای جدید Noise را تجزیه و تحلیل کنید، چگونه می‌توان این گرما را "زنجیره‌ای" کرد؟

Noise در نظر دارد در ماه‌های آینده شبکه اصلی خود را بر روی Base راه‌اندازی کند، که در آن زمان پلتفرم برای همه باز خواهد بود و از تجارت واقعی پشتیبانی خواهد کرد.

آیا لابستر به گذشته پیوسته است؟ بررسی ابزارهای Agent Hermes که بهره‌وری شما را تا ۱۰۰ برابر افزایش می‌دهند

هرچه بیشتر از آن استفاده کنید، هوشمندتر می‌شود؛ چه چیزی Hermes را که توسعه‌دهندگان به آن مهاجرت کرده‌اند، متمایز می‌کند؟

اعلام جنگ علیه هوش مصنوعی؟ روایت آخرالزمانی پشت پرده‌ی سکونت اولترامن در شعله‌های آتش

وقتی نجات بشریت تنها معیار می‌شود، مرزهای عمل شروع به محو شدن می‌کنند

آیا سرمایه‌گذاران خطرپذیر کریپتو از بین رفته‌اند؟ چرخه انقراض بازار آغاز شده است

در مواجهه با پروژه‌های باکیفیت، سرمایه‌گذاران خطرپذیر (VC) شروع به تغییر نقش خود از غربالگری‌کنندگان به کاندیداها کرده‌اند.

رمزارزهای محبوب

آخرین اخبار رمز ارز

ادامه مطلب