زنجیرههای بلوکی با یکدیگر صحبت نمیکنند. اتریوم نمیتواند وضعیت سولانا را بخواند. آربیترا نمیتواند یک تراکنش را در آوالانچ تأیید کند. هر زنجیره دفتر کل خود، اجماع خود و قوانین نهایی خود را حفظ میکند. این ایزوله بودن یک ویژگی از طراحی امنیتی است، اما یک مشکل عملی ایجاد میکند: کاربران داراییهایی را در یک زنجیره نگه میدارند و میخواهند از آنها در زنجیرهای دیگر استفاده کنند.
پلها برای حل این مشکل وجود دارند. یک پل سیستمی است که به کاربر اجازه میدهد داراییها را در زنجیره A واریز کند و داراییهای معادل را در زنجیره B دریافت کند. این مفهوم به نظر ساده میرسد. اما پیادهسازی جایی است که میلیاردها دلار از دست رفته است.
مشکل اصلی تأیید است. وقتی یک کاربر ادعا میکند که ۱۰۰ ETH را در اتریوم واریز کرده و درخواست ۱۰۰ ETH در آربیترا میکند، کسی یا چیزی باید تأیید کند که واریز واقعاً انجام شده است. مکانیزمی که برای این تأیید انتخاب میشود، مدل امنیتی پل، سرعت، هزینه و سطح حمله آن را تعیین میکند. همانطور که یک تحلیل از هکهای پل توسط Coinbase اشاره کرده است، شکستهای امنیتی پلها به طور مداوم ناشی از فاصله بین فرضیات اعتمادی است که یک پل ادعا میکند و فرضیات اعتمادی است که واقعاً اجرا میکند.
این راهنما به بررسی نحوه کار معماریهای اصلی پل، دلایل موفقیت بزرگترین سوءاستفادهها و نکاتی که قبل از اعتماد به یک پل با داراییهای خود باید بررسی کنید، میپردازد.
اولین و رایجترین طراحی پل، قفل و ضرب است. این مکانیزم در سه مرحله کار میکند:
۱. قفل. کاربر توکنها را به یک قرارداد هوشمند در زنجیره منبع ارسال میکند. توکنها در آن قرارداد قفل (نگهداری) میشوند و نه سوزانده یا منتقل میشوند. ۲. تأیید. مجموعهای از اعتبارسنجها، انتقالدهندگان یا یک اوراکل واریز را در زنجیره منبع مشاهده کرده و به اعتبار آن در زنجیره مقصد گواهی میدهند. ۳. ضرب. یک قرارداد هوشمند در زنجیره مقصد نسخهای مصنوعی از توکن قفل شده را ضرب میکند. کاربر "ETH بستهبندی شده" یا "USDC پلزده" را دریافت میکند که نمایانگر ادعایی بر روی اصل قفل شده است.
برای بازگشت، فرآیند معکوس میشود: کاربر توکن مصنوعی را در زنجیره مقصد میسوزاند، اعتبارسنجها به سوزاندن گواهی میدهند و توکنهای اصلی در زنجیره منبع آزاد میشوند.
امنیت قفل و ضرب به طور کامل به مرحله تأیید بستگی دارد. اگر یک مهاجم بتواند زنجیره مقصد را متقاعد کند که واریزی انجام شده است در حالی که اینطور نیست، میتواند توکنهای بدون پشتوانه ضرب کند. این دقیقاً همان چیزی است که در بزرگترین سوءاستفادههای پل اتفاق افتاده است.
مسئله ریاضی. پلهای قفل و ضرب باید نسبت ۱:۱ بین نسخههای اصلی قفل شده و مصنوعی ضرب شده را حفظ کنند. اگر ۱۰,۰۰۰ ETH در اتریوم قفل شده باشد، باید دقیقاً ۱۰,۰۰۰ ETH پلزده در زنجیره مقصد وجود داشته باشد. هر گونه اختلاف به این معنی است که برخی از توکنهای پلزده بدون پشتوانه هستند. وقتی سوءاستفادهها توکنهای مصنوعی بدون پشتوانه ایجاد میکنند، آخرین کاربرانی که برای بازخرید اقدام میکنند، با یک خزانه خالی مواجه میشوند. این یک دینامیک بانکدوستی ایجاد میکند: به محض اینکه خبر یک سوءاستفاده منتشر میشود، هر دارنده توکن بستهبندی شده به سرعت برای بازخرید اقدام میکند، با این علم که تنها اولین کسی که میرسد، داراییهای واقعی را دریافت خواهد کرد.
سوزاندن و ضرب مشکل توکن بستهبندی شده را با نابود کردن اصل و ایجاد یک توکن جدید حل میکند.
۱. سوزاندن. توکن به طور دائمی در زنجیره منبع نابود میشود. ۲. تأیید. رویداد سوزاندن در زنجیره مقصد تأیید میشود. ۳. ضرب. توکنهای جدید به طور بومی در زنجیره مقصد ضرب میشوند.
این مدل فقط برای توکنهایی کار میکند که ناشران آنها کنترل ضرب را در چندین زنجیره دارند. پروتکل انتقال زنجیرهای Circle (CCTP) برای USDC بزرگترین پیادهسازی است. وقتی یک کاربر USDC را از اتریوم به آوالانچ از طریق CCTP پل میزند، USDC اتریوم سوزانده میشود و USDC بومی در آوالانچ ضرب میشود. هیچ توکن بستهبندی شدهای وجود ندارد، هیچ تکهتکه شدن نقدینگی وجود ندارد و هیچ توکن مصنوعی بدون پشتوانهای وجود ندارد.
محدودیت این است که سوزاندن و ضرب کردن نیاز به این دارد که ناشر توکن زیرساختی را در هر زنجیره پشتیبانی شده مستقر و اداره کند. این یک مکانیزم عمومی نیست. توکنهای دلخواه ERC-20 نمیتوانند از سوزاندن و ضرب کردن استفاده کنند مگر اینکه توسعهدهندگان آنها زیرساخت ضرب بین زنجیرهای را بسازند. CCTP در حال حاضر از بیش از دوازده زنجیره پشتیبانی میکند، اما هر یک از ادغامها نیاز به دخالت مستقیم Circle دارد.
مدل سومی با استفاده از استخرهای نقدینگی پیشپرداخت شده در هر زنجیره، هم سوزاندن و هم پوشش را دور میزند.
مکانیزم:
Stargate (ساخته شده بر روی LayerZero) و Across Protocol از واریانتهای این مدل استفاده میکنند. مزیت این است که سرعت: زیرا توکنها در حال حاضر در زنجیره مقصد وجود دارند، تأخیر در ضرب وجود ندارد. کاربر بلافاصله توکنهای واقعی و بومی را دریافت میکند.
معاملهگری که در آن کارایی سرمایه وجود دارد. نقدینگی باید در هر زنجیره پشتیبانی شده پیشموقعیت داده شود و آن سرمایه تنها زمانی بازدهی کسب میکند که پلها بهطور فعال استفاده شوند. در دورههای کمحجم، تأمینکنندگان نقدینگی کم درآمد کسب میکنند در حالی که سرمایه آنها بیکار مینشیند. نیازهای سرمایه کلی در تمام زنجیرههای پشتیبانی شده میتواند به صدها میلیون دلار برسد و این یک مانع برای ورود و یک ریسک تمرکز ایجاد میکند اگر یک تأمینکننده نقدینگی واحد غالب باشد.
در تاریخ 23 مارس 2022، مهاجمان 624 میلیون دلار در ETH و USDC را از پل Ronin که Ethereum را به زنجیره جانبی Ronin متصل میکرد و توسط بازی Axie Infinity استفاده میشد، تخلیه کردند.
پل Ronin از یک طرح اعتبارسنجی چند امضایی استفاده میکرد. نه گره اعتبارسنج به تأیید تراکنشهای پل میپرداختند و هر پنج نفر میتوانستند یک برداشت را مجاز کنند. فرض امنیت این بود که به خطر انداختن پنج نفر از نه اعتبارسنج مستقل غیرعملی خواهد بود.
این فرض نادرست بود. Sky Mavis، شرکتی که پشت Axie Infinity است، چهار گره اعتبارسنج از نه گره را کنترل میکرد. یک اعتبارسنج پنجم به Sky Mavis اجازه موقت داده بود تا به نمایندگی از آن در دورهای از حجم بالای تراکنشها امضا کند و هرگز این اجازه را لغو نکرده بود.
مهاجمان (که بعداً به گروه Lazarus کره شمالی توسط FBI نسبت داده شدند) سیستمهای Sky Mavis را به خطر انداختند و کلیدهای خصوصی همه پنج اعتبارسنج را به دست آوردند. با پنج امضا از نه، آنها دو برداشت تقلبی را مجاز کردند: 173,600 ETH و 25.5 میلیون USDC.
این سوءاستفاده برای شش روز کشف نشد. این موضوع تنها زمانی روشن شد که یک کاربر سعی کرد 5,000 ETH برداشت کند و متوجه شد که پل به اندازه کافی وجوه ندارد.
درس. امنیت چند امضایی تنها به اندازه استقلال امضاکنندگانش قوی است. زمانی که یک سازمان واحد کنترل اکثریت کلیدها را دارد، چند امضایی یک نقطه شکست واحد با مراحل اضافی است.
در تاریخ 2 فوریه 2022، یک مهاجم از پل Wormhole سوءاستفاده کرد تا 120,000 wETH (ETH پوششدار) را در Solana بدون واریز هیچ ETH در Ethereum ضرب کند. این سوءاستفاده تقریباً 326 میلیون دلار ارزش داشت.
پل Wormhole به یک مجموعه از 19 نگهبان برای تأیید پیامهای بین زنجیرهای وابسته بود. نگهبانها یک واریز در Ethereum را مشاهده میکردند، یک تأیید امضا شده (به نام VAA، تأیید عمل معتبر) تولید میکردند و قرارداد سمت Solana امضاها را قبل از ضرب تأیید میکرد.
آسیبپذیری در تأیید امضای سمت Solana بود. قرارداد Solana Wormhole از یک دستور سیستم منسوخ شده (verify_signatures) استفاده میکرد که حسابهای ارسال شده به آن را به درستی تأیید نمیکرد. مهاجم یک مجموعه نگهبان جعلی ایجاد کرد، یک VAA جعلی با امضاهای آن مجموعه جعلی ارسال کرد و قرارداد آن را به عنوان معتبر پذیرفت.
در واقع، مهاجم به قرارداد سولانا گفت "این نگهبانان این مینت را تأیید کردند" و قرارداد بررسی نکرد که آیا نگهبانان واقعی هستند یا خیر.
Jump Crypto، که از Wormhole حمایت میکند، 120,000 ETH دزدیده شده را از ذخایر خود جایگزین کرد. بازسازی کامل در عرض 24 ساعت انجام شد، که یک پاسخ بیسابقه بود که از خسارات زنجیرهای در پروتکلهای DeFi سولانا که wETH را نگه میداشتند، جلوگیری کرد.
درس. کد تأیید پل یک سطح حمله با ارزش بالا است. یک خطای منطقی در نحوه اعتبارسنجی امضاها میتواند اجازه مینت غیرمجاز نامحدود را بدهد.
در 1 اوت 2022، پل نوماد تقریباً 190 میلیون دلار خالی شد. بر خلاف Ronin و Wormhole، نوماد توسط یک گروه پیچیده مورد حمله قرار نگرفت. این پل توسط صدها کپیکار فردی پس از عمومی شدن سوءاستفاده اولیه خالی شد. شما ممکن است همچنین دوست داشته باشید: هک پروتکل Cetus و سوءاستفاده Sui: داستان کامل پشت حمله 260 میلیون دلاری
نوماد از یک مدل تأیید خوشبینانه استفاده میکرد. پیامهای زنجیرهای متقابل ارسال میشدند و تا زمانی که در یک بازه 30 دقیقهای به چالش کشیده نشوند، معتبر فرض میشدند. یک بهروزرسانی روتین قرارداد یک باگ معرفی کرد: قرارداد با یک ریشه معتبر 0x00، مقدار صفر bytes32، اولیهسازی شد.
در منطق تأیید نوماد، هر پیام در برابر ریشه معتبر بررسی میشد. از آنجا که 0x00 مقدار پیشفرض برای ذخیرهسازی اولیهنشده در Solidity است، هر پیام بهطور خودکار تأیید میشد. هر کاربری میتوانست هر پیامی را ارسال کند و قرارداد آن را به عنوان اثبات شده قبول میکرد.
پس از اینکه اولین مهاجم نشان داد که پیامهای دلخواه پذیرفته میشوند، دیگران تراکنش را کپی کردند، آدرس گیرنده را تغییر دادند و آن را تکرار کردند. پل توسط یک گروه از مهاجمان فرصتطلب خالی شد، از جمله هکرهای کلاه سفید که بعداً حدود 36 میلیون دلار از وجوه بازیابی شده را بازگرداندند.
درس. باگهای اولیهسازی در قراردادهای پل میتوانند فاجعهبار باشند. یک پارامتر نادرست پیکربندی شده مدل امنیتی نوماد را از "تأیید خوشبینانه با شواهد تقلب" به "هیچ تأییدی در کل" تغییر داد.
در ژوئن 2022، پل هارمونی هورایزن 100 میلیون دلار را از دست داد زمانی که مهاجمان کلیدهای خصوصی دو از پنج تأییدکننده در چندامضای پل را به خطر انداختند. پل هارمونی تنها به دو از پنج امضا کننده برای تأیید یک تراکنش نیاز داشت، که آستانهای غیرمعمول پایین برای پلی بود که 100 میلیون دلار را نگه میداشت.
این حمله درس Ronin را تقویت کرد: پلهای چندامضایی تنها به اندازه مجموعه ضعیفترین امضا کنندههای خود ایمن هستند. وقتی آستانه نسبت به تعداد امضا کنندگان پایین باشد، یک نقص زیرساختی میتواند کافی باشد. محققان امنیتی قبل از وقوع حمله به آستانه دو از پنج هارمونی بهطور عمومی انتقاد کرده بودند.
درس. انتخاب آستانه به اندازه تعداد تأییدکنندگان اهمیت دارد. یک چندامضایی پنج از نه امنیت بهطور معناداری متفاوتی نسبت به یک چندامضایی دو از پنج ارائه میدهد، حتی اگر هر دو از همان مکانیزم زیرین استفاده کنند.
مقیاس خسارات پل بیسابقه در امنیت قراردادهای هوشمند است. سوءاستفادههای پل تقریباً 3 میلیارد دلار از 17 میلیارد دلار کل هکهای ارزهای دیجیتال در دهه گذشته را تشکیل میدهد و پلها را به تنها دستهای از قراردادهای هوشمند تبدیل میکند که بیشترین حمله را متحمل شدهاند.
الگوهای حمله به سه دسته تقسیم میشوند:
نقص کلید. مهاجم به اندازه کافی کلیدهای تأییدکننده یا امضا کننده را به دست میآورد تا پیامهای پل را جعل کند. Ronin و Harmony این الگو را دنبال کردند. آسیبپذیری در کد نیست بلکه در امنیت عملیاتی زیرساخت امضا کننده است.
دور زدن تأیید. مهاجم یک باگ در منطق تأیید پیدا میکند که اجازه میدهد پیامهای جعل شده عبور کنند. Wormhole این الگو را دنبال کرد. آسیبپذیری یک خطای سطح کد در مهمترین عملکرد قرارداد پل است.
خطاهای راهاندازی یا بهروزرسانی. مهاجم از یک پیکربندی نادرست که در حین استقرار یا بهروزرسانی ایجاد شده است، سوءاستفاده میکند. Nomad از این الگو پیروی کرده است. این آسیبپذیری رویهای است: تیم در حین یک عملیات روتین اشتباهی مرتکب شده است.
هر الگو به دفاع متفاوتی نیاز دارد. خطر نفوذ کلید با افزایش تنوع امضا کنندهها و استفاده از ماژولهای امنیتی سختافزاری کاهش مییابد. دور زدن تأیید با حسابرسی و تأیید رسمی کاهش مییابد. خطاهای راهاندازی با رویههای بهروزرسانی که شامل اجرای آزمایشی اجباری در شبکههای تقسیم شده است، کاهش مییابد.
یک الگوی چهارم در حال ظهور شایسته ذکر است: حملات حکومتی. مهاجمی که به اندازه کافی توکنهای حکومتی جمعآوری کند تا مکانیزم بهروزرسانی یک پل را کنترل کند، میتواند قرارداد پل را تغییر دهد تا وجوه را تخلیه کند. این حمله کندتر و قابل مشاهدهتر از دیگران است، اما به پلهایی که حکمرانی آنها متمرکز است یا زمان قفل آنها برای بهروزرسانی بسیار کوتاه است، هدف قرار میدهد. تیمهای پل به طور فزایندهای از قفلهای زمانی چند روزه (۴۸ تا ۷۲ ساعت) برای بهروزرسانی قراردادها استفاده میکنند تا به کاربران زمان دهند تا قبل از اینکه تغییر مخرب تأثیر بگذارد، وجوه خود را برداشت کنند.
یک رویکرد جدید به طور کامل از قراردادهای پل دوری میکند و از انتقالهای بین زنجیرهای مبتنی بر نیت استفاده میکند. پروتکل Across و حالت بین زنجیرهای UniswapX به کاربران اجازه میدهند تا نیت خود را برای پل زدن بیان کنند: "من ۱۰۰۰ USDC در اتریوم دارم و میخواهم ۱۰۰۰ USDC در آربیتوم داشته باشم." یک حلکننده (که به آن relayer گفته میشود) بلافاصله توکنها را از موجودی خود در زنجیره مقصد ارسال میکند و سپس بعداً هزینه را مطالبه میکند.
این مدل سطح اعتماد را کاهش میدهد. کاربر هرگز توکنها را به یک قرارداد پل که وجوه تجمیع شده را نگه میدارد، واریز نمیکند. حلکننده ریسک بازپرداخت را بر عهده میگیرد و قرارداد تسویه تضمین میکند که کاربر خروجی وعده داده شده را دریافت کرده است. هیچ استخر بزرگی از داراییهای قفل شده برای هدف قرار دادن یک مهاجم وجود ندارد.
معامله این است که وابستگی به حلکننده: اگر هیچ حلکنندهای مایل به پر کردن نیت با قیمت قابل قبول نباشد، انتقال انجام نمیشود. برای مسیرهای پر ترافیک (اتریوم به آربیتوم، اتریوم به بیس)، رقابت بین حلکنندهها قوی است. برای مسیرهای با حجم کم، ممکن است حلکنندهها فعال نباشند.
سوءاستفادههای فوق یک ضعف مشترک دارند: آنها به تأییدکنندگان خارجی یا چند امضاییها متکی هستند تا تأیید کنند که چیزی در زنجیره دیگری اتفاق افتاده است. اگر آن تأییدکنندگان به خطر بیفتند، پل شکست میخورد.
پلهای کلاینت سبک رویکرد متفاوتی را اتخاذ میکنند. به جای اعتماد به مجموعهای از تأییدکنندگان، زنجیره مقصد یک کلاینت سبک را اجرا میکند که به طور مستقیم اجماع زنجیره منبع را تأیید میکند.
یک پل کلاینت سبک به اتریوم، به عنوان مثال، مجموعه تأییدکنندگان اتریوم را ردیابی میکند و هدرهای بلوک و شواهد وضعیت را در زنجیره تأیید میکند. وقتی کاربری ادعا میکند که توکنها را در اتریوم واریز کرده است، قرارداد پل شواهد مرکل را در برابر هدر بلوک اتریوم که قبلاً تأیید کرده است، تأیید میکند.
این رویکرد اعتماد را به حداقل میرساند: پل به اجماع زنجیره منبع اعتماد میکند، نه به یک کمیته خارجی. اما این هزینهبر است. تأیید اجماع اتریوم در زنجیره دیگر نیاز به محاسبات قابل توجهی دارد که به هزینههای گاز بالا تبدیل میشود.
شواهد بدون دانش راه حلی برای مشکل هزینه ارائه میدهند. به جای تأیید هر امضای تأییدکننده در زنجیره، یک مدرک ZK میتواند تأیید را به یک مدرک مختصر واحد فشرده کند. زنجیره مقصد یک مدرک را به جای صدها امضا تأیید میکند.
پروژههایی مانند Succinct Labs، Polymer و Lagrange در حال ساخت پلهای تأیید شده با ZK هستند. اینها هنوز در حال بلوغ هستند، اما قویترین مدل امنیتی برای ارتباطات بین زنجیرهای را نمایندگی میکنند: به ریاضیات اعتماد کنید، نه به کمیته. پیادهسازیهای اولیه نشان میدهد که هزینههای تأیید با کارآمدتر شدن سیستمهای اثبات ZK کاهش مییابد و برخی پلها در حال حاضر با زمانهای اثبات زیر ۳۰ ثانیه در شبکه اصلی فعالیت میکنند.
این راهنما مکانیک پل و بزرگترین سوءاستفادهها را توضیح میدهد. این راهنما شامل موارد زیر نمیشود:
مکانیزم تأیید را بررسی کنید. پلهای چندامضایی ضعیفترین مدل هستند. پلهای تأیید شده با کلاینت سبک و ZK قویترین هستند. پلهای خوشبین در بین این دو قرار دارند. بدانید که به چه چیزی اعتماد میکنید.
به مجموعه اعتبارسنج یا نگهبان نگاه کنید. برای پلهای چندامضایی، بررسی کنید که چند امضا کننده وجود دارد، چه کسی آنها را اداره میکند و آیا واقعاً مستقل هستند یا خیر. اگر اکثریت امضا کنندگان متعلق به یک سازمان یا حوزه جغرافیایی باشند، پل چندامضایی امنیت محدودی ارائه میدهد.
تاریخچه حسابرسی را مرور کنید. قراردادهای پل اهداف با ارزش بالایی هستند. به دنبال چندین حسابرسی مستقل از شرکتهای معتبر باشید. پلهایی که حسابرسی نشدهاند یا تنها یک بار حسابرسی شدهاند، نیاز به احتیاط بیشتری دارند. به دامنه حسابرسیها توجه کنید: یک حسابرسی از قرارداد توکن شامل منطق تأیید نمیشود.
مقدار کل قفل شده را در مقابل بودجه امنیتی در نظر بگیرید. پلهایی که ۵۰۰ میلیون دلار را با یک چندامضایی پنج از نه نگه میدارند، پروفایل ریسک بسیار متفاوتی نسبت به پلهایی که ۵ میلیون دلار را نگه میدارند، ارائه میدهند. مهاجمان پلهایی را هدف قرار میدهند که پرداخت بالقوه توجیهکننده تلاش باشد. مهاجم منطقی محاسبه میکند که آیا هزینه به خطر انداختن کافی از کلیدها کمتر از ارزشی است که میتوان استخراج کرد.
ابتدا با مقادیر کوچک آزمایش کنید. قبل از پلزنی ارزش قابل توجه، یک تراکنش آزمایشی کوچک ارسال کنید. تأیید کنید که آدرس دریافتکننده، توکن و مقدار صحیح هستند. تراکنشهای پل معمولاً غیرقابل برگشت هستند.
پلهای بومی را برای رولآپها ترجیح دهید. برای رولآپهای Ethereum L2 (Arbitrum، Optimism، Base)، پل کاننیکال امنیت را مستقیماً از اجماع Ethereum به ارث میبرد. پلهای شخص ثالث ممکن است سریعتر باشند اما فرضیات اعتماد اضافی را معرفی میکنند. از پلهای کاننیکال برای انتقالهای بزرگ استفاده کنید که در آن امنیت بیشتر از سرعت اهمیت دارد. خواندن بیشتر: پلهای بین زنجیرهای چیستند؟ چرا مدام هک میشوند؟
پل بین زنجیرهای سیستمی است که داراییها یا دادهها را بین دو بلاکچین که نمیتوانند به طور بومی ارتباط برقرار کنند، منتقل میکند. پل توکنها را در یک زنجیره قفل، سوزانده یا تجمیع میکند و توکنهای معادل را در زنجیره دیگر صادر میکند و از یک مکانیزم تأیید برای اطمینان از مشروعیت انتقال استفاده میکند.
پلها اهداف با ارزش بالایی هستند زیرا مقادیر زیادی از داراییهای قفل شده را نگه میدارند. آنها همچنین فرضیات اعتماد پیچیدهای را در مرز بین دو مدل امنیتی مختلف معرفی میکنند. یک آسیبپذیری در مکانیزم تأیید (کلیدهای به خطر افتاده، بررسیهای امضا معیوب، اشکالات اولیه) میتواند به یک مهاجم اجازه دهد که کل استخر را در یک تراکنش تخلیه کند.
قفل و ضرب توکن اصلی را در زنجیره منبع نگه میدارد و یک نسخه مصنوعی (پوشیده) را در زنجیره مقصد ضرب میکند. سوزاندن و ضرب اصل را نابود کرده و یک توکن بومی جدید در مقصد ضرب میکند. سوزاندن و ضرب توکنهای بومی تولید میکند نه مصنوعی، اما نیاز دارد که صادرکننده توکن کنترل ضرب را در هر دو زنجیره داشته باشد.
توکنهای پوشیده تنها به اندازه پل که آنها را صادر کرده است ایمن هستند. اگر پل مورد سوءاستفاده قرار گیرد و داراییهای پشتیبان تخلیه شوند، توکنهای پوشیده بدون پشتوانه میشوند و ارزش خود را از دست میدهند. کاربرانی که توکنهای پوشیده دارند، ریسک امنیت پل را به عهده دارند، نه فقط ریسک دارایی زیرین را.
این موضوع به مکانیزم بستگی دارد. پلهای استخر نقدینگی و پلهای مبتنی بر قصد (Across) میتوانند در عرض چند ثانیه تکمیل شوند. پلهای قفل و ضرب با تأیید چند امضایی معمولاً ۱۰ تا ۳۰ دقیقه طول میکشند. پلهای خوشبین با پنجرههای اثبات تقلب میتوانند برای برداشتها از رولآپهای خوشبین به اتریوم ۷ روز طول بکشند، اگرچه پلهای سریع میتوانند نقدینگی را پیشپرداخت کنند تا این زمان را کاهش دهند.
یک پل کلاینت سبک توافق زنجیره منبع را بهطور مستقیم بر روی زنجیره مقصد تأیید میکند، بهجای اینکه به مجموعه تأییدکنندگان خارجی تکیه کند. این پل هدرهای بلوک و اثباتهای وضعیت را بررسی میکند و به امنیت زنجیره منبع اعتماد میکند. این روش نسبت به تأیید چند امضایی یا خوشبین کمتر به اعتماد نیاز دارد اما هزینه گاز بیشتری برای اجرا دارد.
بله. اگر پل پس از واریز شما مورد سوءاستفاده قرار گیرد اما قبل از برداشت شما، توکنهای قفلشده شما ممکن است دزدیده شوند. اگر توکنهای بستهبندیشده داشته باشید و پل هک شود، توکنهای بستهبندیشده شما ممکن است بیارزش شوند. علاوه بر این، آدرسهای مقصد نادرست یا انواع توکنهای غیرقابلپشتیبانی میتوانند منجر به از دست دادن دائمی شوند.
هیچ پل واحدی برای تمام موقعیتها بهترین نیست. برای USDC، CCTP Circle امنترین گزینه است زیرا از روش سوزاندن و ضرب بدون توکنهای بستهبندیشده استفاده میکند. برای انتقالهای عمومی ERC-20، مکانیزمهای تأیید پلهای موجود را مقایسه کنید. پلهایی با تأیید کلاینت سبک یا ZK، چندین حسابرسی مستقل و سابقه عملیاتی امن را ترجیح دهید. تجمیعکنندههای پل مانند Li.Fi میتوانند به مقایسه مسیرها کمک کنند.
*توجه: این مقاله صرفاً برای مقاصد اطلاعاتی است و مشاوره مالی، سرمایهگذاری یا حقوقی محسوب نمیشود. ارزهای دیجیتال شامل ریسکهای قابل توجهی هستند و شما باید قبل از اتخاذ هر تصمیمی تحقیقات خود را انجام دهید. اطلاعات تا آگوست ۲۰۲۶ دقیق است.*
این محتوا صرفاً برای اطلاعرسانی عمومی ارائه شده است و بهمنزله مشاوره مالی، سرمایهگذاری، حقوقی یا مالیاتی تلقی نمیشود. هرگونه رویداد، جایزه، کمپین آنلاین یا اطلاعات مرتبط که در اینجا ذکر شده است، نباید بهعنوان توصیه، ترغیب یا دعوت به خرید، فروش، معامله یا هرگونه دادوستد دیگر داراییهای رمزارزی تلقی شود. داراییهای رمزارزی از نوسان بالایی برخوردار هستند و ممکن است منجر به زیان شوند. دسترسی به خدمات، محصولات و رویدادهای مرتبط با WEEX ممکن است بسته به منطقه جغرافیایی متفاوت باشد. اطمینان از اینکه استفاده شما از این خدمات با قوانین و مقررات محلی مطابقت دارد، بر عهده خود شماست.





























