نگاه به AI به معنای نگاه به معیارها نیست! چگونه در نیمه دوم سال با نرمافزار و سختافزار ترکیب کنیم؟ از فناوریهای بزرگ، اینتل تا صنایع نظامی و پزشکی
مجری: آقای Z ( @168MrZ ) · ویکتور ( @vcmktasa )
میهمان: سرمایهگذاری TALK ( @TJ_Research )
موقعیت به معنای دیدگاه: سختافزار باید کاهش یابد اما نباید کاملاً فروخته شود، در نیمه دوم سال نباید ناامید بود
در ژوئیه 2026، تجارت AI به یک نقطه حساس رسیده است. در سال گذشته، بازار به NVIDIA، حافظه و نیمههادیها پاداش داده است، در حالی که فناوریهای بزرگ که سرمایهگذاریهای کلانی انجام دادهاند، به طور مکرر مورد سوال قرار گرفتهاند. اکنون، نیمههادیها و حافظه به شدت در حال کاهش اهرم هستند، خبر فروش قدرت محاسباتی متا بازار را ترسانده است و در عین حال، خبرهایی از اینکه Anthropic در حال تسریع روند IPO است به گوش میرسد. آیا بازار در حال ارزیابی حباب است یا در حال ارزیابی تغییر داستان؟
در این قسمت 168X، سرمایهگذاری TALK ( @TJ_Research ) را دعوت کردهایم، سرمایهگذار و پژوهشگر کلان با 170 هزار مشترک در یوتیوب که به طور مداوم به دنبال پیادهسازی AI، گزارشهای مالی فناوریهای بزرگ و سیاستهای فدرال رزرو است. او در این گفتگوی نزدیک به یک ساعت، یک درک بسیار عمیق را ارائه میدهد: "نگاه به AI به معنای نگاه به معیارها نیست؛ نگاه به معیارها نیز به معنای افزایش قیمت نیست." او منطق کامل را از مصاحبه دیلن پاتل تا آمازون تجزیه و تحلیل کرده و توضیح میدهد که چرا فروش قدرت محاسباتی متا دقیقاً نشاندهنده کمبود قدرت محاسباتی است، چرا اوراکل به اشتباه کشته شده است، چرا او فقط بر روی اینتل تمرکز کرده و در شرایط عاطفی فعلی، یک پرتفوی "نرمافزار و سختافزار" چگونه باید ترکیب شود.
1. نگاه به AI به معنای نگاه به معیارها نیست: تجزیه و تحلیل منطقی از Anthropic تا آمازون
آقای Z: امروز 168X بسیار مفتخر است که سرمایهگذاری TALK را دعوت کرده است. TALK به طور مداوم به تحقیق در مورد توکنها، مدلهای منبع باز، و تغییرات LLMهای بزرگ پرداخته و همچنین به بازار سهام ایالات متحده توجه دارد. با توجه به وضعیت فعلی بازار، آیا بازار به آرامی به شرکتهایی که واقعاً میتوانند AI را به درآمد، جریان نقدی و بهرهوری تبدیل کنند، توجه میکند؟ شما اخیراً جملهای گفتید: "نگاه به AI به معنای نگاه به معیارها نیست؛ نگاه به معیارها نیز به معنای افزایش قیمت نیست." آیا این بزرگترین درک شما در سال گذشته است؟
سرمایهگذاری TALK: اول از همه، بسیار سپاسگزارم که دعوت کردید. آن جمله بزرگترین احساس من نیست، بلکه یک پاسخ است: من میبینم که برخی افراد معیارها را درست انتخاب کردهاند و به سمت درست رفتهاند، اما قیمت در نهایت کاهش یافته یا افزایش نیافته است و این احساس خوبی ندارد. من یک مثال از یکی از سهام خود در سال جاری میزنم، یعنی آمازون.
این خط منطقی باید به تابستان سال گذشته برگردد، در آگوست و سپتامبر. در آن زمان، من مصاحبهای از دیلن پاتل را که اکنون بسیار محبوب است، گوش دادم. او نظراتی درباره دو شرکت بزرگ مدل ارائه داد و دیدگاهش بسیار واضح بود: بازار در آن زمان به OpenAI بسیار علاقهمند بود و درک کمی از Anthropic داشت، اما Anthropic یک مسیر بسیار واضح برای درآمدزایی دارد. آنها به بازار مهندسان نرمافزار در آمریکای شمالی توجه دارند، بازاری که سالانه 20 تریلیون هزینه نیروی انسانی دارد و درآمدزایی به طور مستقیم به سمت ToB است و نقشه راه پیادهسازی بسیار واضح است. او به OpenAI علاقهمند نیست زیرا OpenAI میخواهد همه چیز را انجام دهد.
در نهایت این موضوع تأیید شد: OpenAI میخواهد سختافزار بسازد و در سمت مصرفکننده به تجارت عاملی بپردازد که هنوز هیچ جهتی ندارد؛ اخیراً خبری منتشر شد که آنها با والمارت همکاری یا آزمایش میکنند، اما نتیجهگیری چندان خوب نبود. با پیشرفت این منطق، جهتگیری OpenAI مشخص نیست و فقط به انباشت قدرت محاسباتی پرداخته است. تا اینکه Anthropic در زمینه کدنویسی بسیار خوب عمل کرد و OpenAI شروع به رقابت کرد و ما Codex را دیدیم که بسیار خوب عمل کرد، زیرا در واقع از روی پای Anthropic حرکت کرده است.
من بعد از شنیدن این موضوع فکر کردم: پیروی از این خط منطقی بسیار ساده است. اول، آیا شما با نظر دیلن پاتل موافقید؟ من موافقم. در آن زمان، ARR Anthropic به طور سالانه ده برابر شده بود، اما حجم آن هنوز بسیار کوچک بود، نه مانند دادههای جدید که 40 میلیارد یا 50 میلیارد است. با پیروی از منطق، سوال مستقیم این است: چه کسی به Anthropic چیپ و قدرت محاسباتی میدهد؟ پاسخ آمازون است.
و در آن زمان، بازار در حال دنبال کردن خط منطقی دیگری بود: هزینههای سرمایهای اولیه فناوریهای بزرگ ROI نداشت. از آنجا که بازار در مورد بازگشت سرمایهگذاریهای بزرگ فناوری شک داشت، پس سرمایهگذاریهای آمازون، شرکتهایی که چیپ میفروشند و قدرت محاسباتی ارائه میدهند، به خوبی عمل میکنند و سرعت رشد درآمدشان سالانه بیش از 10 برابر است، هیچ دلیلی وجود ندارد که بازار از این نوع شرکتها خوشش نیاید.
نتیجهای که بازار ارائه داد این بود: در اوایل سال، آمازون بسیار خوب عمل کرد، اما بعداً اصلاحات بزرگی داشت. زمانی که من آن نظر را بیان کردم، YTD آمازون دقیقاً با S&P 500 برابر بود و تنها در این دو روز، کمی بهبود یافته است.
از ایجاد دیدگاه، تجزیه و تحلیل به سمت سرمایهگذاری، با توجه به خط منطقی بازار در آن زمان و سپس قضاوت در مورد اینکه این خط منطقی ممکن است معکوس شود، من به حال حاضر نگاه میکنم و هیچ مشکلی نمیبینم. در آن زمان، هیچکس در مورد پیادهسازی Anthropic صحبت نمیکرد و من حتی فکر میکردم که دادهها و اطلاعاتی با مزیت خاصی دارم، اما این به معنای این نیست که در نهایت به بازده سهام تبدیل شود. اگرچه تا امروز، بازده آمازون هنوز خوب است، اما به خوبی شرکتهای سختافزاری عمل نکرده است.
حتی اگر خط منطقی به خوبی پیش برود، زمانی که شما یک بازه زمانی را برای اندازهگیری بازده معیارها استفاده میکنید، به این معنا نیست که آنچه شما در آن بازه زمانی فکر کردهاید، در آن زمان منعکس خواهد شد. از دیدگاه سرمایهگذاری، آیا معیارهایی که انتخاب کردهاید در شش ماه آینده یا حتی یک سال، بازار را جذب خواهد کرد یا داستان به آن خواهد رسید، حداقل در انجام سرمایهگذاری ارزش، واقعاً غیرقابل کنترل است.
2. سه نوع زمانبندی و IPO Anthropic: بازار جذابیت خود را از دست نمیدهد، فقط به صورت خطی پیشبینی میکند
آقای Z: بنابراین اساساً زمانبندی همه چیز است؟ زمانبندی بازار بسیار مهم است و زمانبندی کسبوکار نیز بسیار مهم است. پس به عنوان یک سرمایهگذار چگونه باید این مشکل را حل کرد؟ سوال دوم این است که Anthropic در حال تسریع روند IPO است و ممکن است در اکتبر امسال به بازار بیاید. من نگرانم که آیا این ممکن است لحظهای باشد که صنعت جذابیت خود را از دست میدهد: پس از IPO، بسیاری از چیزها به وضوح دیده میشود و اگر درآمد و رشد ARR مطابق انتظار نباشد، چه؟ به هر حال از اواخر ماه گذشته، نیمههادیها هنوز در حال کاهش هستند. با افزایش اطلاعات Anthropic، آیا جذابیت کل صنعت به شدت کاهش نخواهد یافت؟
سرمایهگذاری TALK: من نمیخواهم بگویم که زمانبندی همه چیز است، زیرا زمانبندی لایهای است. به عنوان یک سرمایهگذار، ما میتوانیم زمانبندی صنعت و زمانبندی بنیادی شرکت را درک کنیم؛ اما نمیتوانیم زمانبندی منطق معاملاتی بازار را درک کنیم، که در نهایت این لایه سختترین است. و بسیاری از اوقات، آنچه سرمایهگذاران باید انجام دهند این است که منتظر بیفتند تا این زمانبندی بیاید، نه اینکه سعی کنند پیشبینی کنند که چه زمانی خواهد آمد.
در مورد از دست دادن جذابیت، من شخصاً نگران نیستم که بازار جذابیت Anthropic را از دست بدهد. وقتی بازار خبر میدهد که Anthropic به سمت سودآوری میرود، قضاوت من این بود که آنها در حال آمادهسازی برای IPO امسال هستند. زیرا پس از آماده شدن دادهها، چه در ارائه یا S-1، آنچه بازار بیشتر دوست دارد این است که به صورت خطی پیشبینی کند: در چهارم سال گذشته هنوز ضرر میکردند، در اولین فصل نزدیک به سودآوری بودند، در دومین فصل سود کلانی داشتند و اکنون بازار در حال صحبت در مورد این است که در فصل سوم حتی با احتساب مشوقهای سهام میتوانند سودآوری داشته باشند، بنابراین بازار به سرعت پیشبینی میکند که در چهارم سال 26 سود بیشتری خواهند داشت و در سال 27 بسیار سودآور خواهند بود، رشد EPS دو یا سه برابر یا حتی بیشتر: زیرا اگر رشد درآمد چهار یا پنج برابر باشد، رشد EPS ممکن است شش یا هفت برابر باشد. بنابراین اگر یک شرکت بزرگ بتواند چنین رشد EPS را نشان دهد، من برعکس فکر میکنم که این جذابیت را از دست نمیدهد، بلکه بازار آن را بسیار بزرگ میبیند.
بنابراین امروز که این خبر منتشر شد که Anthropic در حال آمادهسازی برای IPO است، من فکر میکنم منطقی است. از ابتدای سال، آنها بر روی افزایش قیمت تمرکز کردهاند و با قیمتهای بسیار بالای اجاره کوتاهمدت، قدرت محاسباتی را خریداری کرده و توکنها را میفروشند تا ابتدا درآمد را بالا ببرند و سپس مشکل سودآوری را حل کنند. وقتی به بازار میآیند، گزارش مالی بسیار خوبی خواهد داشت.
3. قویترین نقطه Anthropic: بازار 20 تریلیون نرمافزار مهندسان، به علاوه مشتریان بسیار ثروتمند
آقای Z: به نظر شما، چرا Anthropic میتواند این کار را انجام دهد و قویترین نقطه آن چیست؟ آیا به خاطر توانایی مدل، قیمتگذاری API، یا همانطور که گفتید، همیشه بر روی فروش شرکتی تمرکز دارد؟
سرمایهگذاری TALK: قیمتگذاری API نتیجه عرضه و تقاضاست. بسته به اینکه کدام نسخه از مدل باشد، ممکن است حاشیه سود او به 70% یا 80% برسد که این حاشیه سود استاندارد شرکتهای نرمافزاری است و اگر به این حد برسد، قطعاً به دلیل عرضه و تقاضای بازار است. اما چرا بازار حاضر است این قیمت را به او بدهد؟ در نهایت به مدل او برمیگردد.
و این دوباره به تمرکز اولیه او بر روی پیادهسازی کدنویسی برمیگردد. چرا کدنویسی؟ زیرا آنها بهترین و بزرگترین بازار کاربردی را میبینند. این یکی از هوشمندانهترین نکات آنهاست: اولاً بازار خود بسیار بزرگ است، هزینه نیروی انسانی سالانه 20 تریلیون است و این بازار تقریباً مختص آمریکای شمالی است و هیچ منطقه دیگری چنین مقیاسی ندارد. چرا مختص آمریکای شمالی است؟ زیرا این 20 تریلیون هزینه عمدتاً از شرکتهای فناوری ناشی میشود که هر سال این مقدار پول را بر روی مهندسان نرمافزار خرج میکنند. در دوران پاندمی، حقوق و تقاضای مهندسان نرمافزار همزمان افزایش یافت و در آن زمان یک حباب بازار نیروی انسانی وجود داشت: متا تعدادی از کارکنان را اخراج کرد، گوگل در سال 21 حدود 30% افزایش کارکنان داشت و بخش بزرگی از این نیاز به مهندسان نرمافزار بود و ورود به این حرفه بسیار آسان بود که منجر به حباب حقوقی شد.
Anthropic به درستی به این بازار توجه کرده است. بزرگ بودن بازار یک بخش است، بخش دیگر این است که مشتریان شما چه کسانی هستند. نکته هوشمندانه او این است که مشتریان او همه کسانی هستند که حاضرند پول خرج کنند و ثروتمند هستند. حتی اگر بازار بزرگ باشد، اگر مشتریان در هزینههای عملیاتی خود پول زیادی خرج نکنند، نمیتوانید به سرعت بازار را باز کنید.
بنابراین این ترکیب زمان، مکان و انسان است و این ترکیب قطعاً بر اساس هدف بسیار واضح آنها در پیادهسازی اولیه است: هدف واضح، در زمان آموزش مدل، به آن سمت آموزش داده میشود. در مورد اینکه چرا شرکتهای فناوری حاضرند پول بپردازند؟ قطعاً به این دلیل است که به آنها در حل مشکلاتی که میخواهند حل کنند، کمک میکند و دردهای آنها را کاهش میدهد، چه از نظر کاهش هزینه یا افزایش کارایی.
بازار قطعاً همچنان بزرگتر خواهد شد. اکنون ARR او 50 میلیارد است و با توجه به بازار 20 تریلیون، یعنی 2% یا 2.5%. بنابراین اگرچه مدلهای منبع باز وارد میشوند و در زمینه کدنویسی نیز رقابتی دارند، اما این بازار به اندازه کافی بزرگ است که میتواند مدلهای منبع باز، OpenAI و Anthropic را در خود جای دهد و من فکر میکنم رشد پایدار درآمد آنها همچنان قابل انتظار است.
4. حاشیه سود 70-80% چقدر دوام خواهد آورد: بستگی به سرعت هزینهکردن شرکتهای فناوری دارد
آقای Z: اما حاشیه سود او در 70-80 درصد باقی میماند، این چقدر دوام خواهد آورد؟ من واقعاً کنجکاو هستم.
سرمایهگذاری TALK: من نمیتوانم به این سوال پاسخ دهم، زیرا این بستگی به این دارد که این شرکتهای فناوری چقدر حاضرند در OPEX (هزینههای عملیاتی) و در هزینه توکنها پول خرج کنند و سرعت رشد آنها چقدر است.
کل بازار هنوز در حال گسترش است: فرض کنید که بازار 2 تریلیون دلاری بتواند 500 میلیارد دلار را جایگزین کند، بنابراین از 50 میلیارد دلار فعلی، با اضافه کردن OpenAI، به 60 میلیارد دلار، 70 میلیارد دلار میرسیم و تا 500 میلیارد دلار حداقل حدود 7 برابر فضای بیشتری وجود دارد که این همان فضایی است که شرکتهای فناوری مایل به هزینه کردن آن هستند. تا زمانی که شرکتهای فناوری مایل به صرف هزینه نباشند و سهم بازار رقبا به تدریج افزایش یابد، این موضوع به تدریج به حاشیه سود آنها آسیب خواهد زد.
بنابراین این بستگی به سرعت هزینه کردن شرکتهای فناوری و همچنین سرعت ورود و بهروزرسانی محصولات سایر شرکتها دارد، من نمیتوانم به راحتی قضاوت کنم که این وضعیت چقدر ادامه خواهد داشت. اما شما فکر کنید، او اکنون اساساً هر جا که بتواند درآمدزایی کند، درآمدزایی میکند، بنابراین مایل است با قیمت بالا قدرت محاسباتی خریداری کند و هر چه میتواند کسب کند، زیرا او در حال حاضر در موقعیت پیشرو است. این بازار تغییرات زیادی دارد و تنها میتوانیم به نظاره بنشینیم.
پنج، فروش قدرت محاسباتی توسط متا نشانه حباب نیست: کمبود قدرت محاسباتی، دو برنده به وجود میآورد
آقای ز: آیا اکنون کل بازار به «هزینه کردن» و «دریافت پول» به طور همزمان و به شدت توجه دارد؟ هم به این که شما چقدر مایل به هزینه کردن در AI هستید و هم وال استریت به شدت به این موضوع توجه کرده است: شما این پول را سرمایهگذاری کردهاید، توانایی درآمدزایی شما چگونه است، آیا به تدریج در درآمد منعکس میشود؟ زیرا مانند خبری که در 2 ژوئیه منتشر شد که متا قدرت محاسباتی را فروخت، آن زمان بازار را ترساند و برخی از شرکتهای NeoCloud را به شدت تحت تأثیر قرار داد، این بخش را چگونه میبینید؟
سرمایهگذار TALK: بازار از سال گذشته به این موضوع توجه کرده است. من مثال آمازون را ذکر کردم، در اکتبر و نوامبر سال گذشته بازار شروع به زیر سوال بردن بازگشت سرمایهگذاریهای بزرگ فناوری کرد و این زیر سوال بردن تا به امروز ادامه دارد. فقط در این مدت پس از اصلاح، بازار کمی معقولتر شده است.
چند هفته پیش گفتم که یک نکته بسیار غیرمنصفانه در بازار این است که آیا میتوانند شرکتهایی مانند میکرون از چرخه خارج شوند و نسبت قیمت به درآمد آنها به 15 یا 20 برسد، من فکر میکنم این منطقی نیست. بازار از یک سو در حال فکر کردن به این است که آیا این شرکتهای سختافزاری میتوانند از چرخه خارج شوند و از سوی دیگر به هزینههای عملیاتی و بازگشت سرمایه بزرگ فناوری شک دارد، این دو موضوع نمیتوانند همزمان وجود داشته باشند. اگر سرمایهگذاریهای بزرگ فناوری بازگشت نداشته باشد، آنها نمیتوانند نرخ رشد بالای هزینههای سرمایه را حفظ کنند؛ اگر آنها نرخ رشد بالای هزینههای سرمایه را حفظ نکنند، سایر شرکتهای سختافزاری چگونه میتوانند از این نظریه چرخه خارج شوند؟ تمام پیشفرضها باید بر اساس این باشد که سرمایهگذاریهای بزرگ فناوری بازگشت داشته باشد.
این شکایت از سال گذشته شروع شده و تا به امروز ادامه دارد، این شرکتهای بزرگ فناوری باید به تدریج خود را ثابت کنند. به زودی گزارشهای مالی بزرگ فناوری منتشر خواهد شد، من معتقدم تقریباً همه گزارشهای مالی بزرگ فناوری بازار را بسیار روشن خواهد کرد، حداقل این شرکتهای ابری هیچ مشکلی نخواهند داشت. زیرا Anthropic توانسته با قیمت بالا قدرت محاسباتی متا را خریداری کند، این دقیقاً نشان میدهد که در حال حاضر قدرت محاسباتی در بازار کمبود دارد. خود گزارشهای مالی به نوعی آینه عقب است، بنابراین سرمایهگذاریها و بازگشتهای این Hyperscaler در سهماهه دوم، من فکر نمیکنم مشکلی داشته باشد.
در مورد اینکه فروش قدرت محاسباتی متا به NeoCloud آسیب میزند، من فکر میکنم این نیز در داستان معامله است. اما NeoCloud نیز تقسیم میشود: Nebius و CoreWeave، CoreWeave واقعاً ضعیف است، Nebius در واقع مورد علاقه بازار است، به عنوان یک سهام محبوب، سرمایهگذاران خرد و برخی از مؤسسات کوچک آن را دوست دارند. اما Nebius و CoreWeave به جز اینکه روشهای تأمین مالی متفاوتی دارند، از نظر RPO، از نظر سفارشات، از نظر عملیاتی، واقعاً توجیه نمیکند که ارزشگذاری این دو شرکت میتواند اینقدر متفاوت باشد. پس از افت یک یا دو هفته گذشته، من فکر میکنم اکنون نسبتاً معقولتر شده است، زیرا Nebius هنوز هم کاهش قابل توجهی داشته است.
فروش قدرت محاسباتی متا نیز به اصول بنیادین خود متا مربوط میشود. بازار در گذشته چندان به متا علاقهمند نبود، اما من درک میکنم که زاکربرگ توانایی اصلاح خطاهای خود را دارد، او از اعتراف به اشتباه نمیترسد و میداند چه زمانی اشتباه کرده و چه زمانی باید تغییر کند. بازار به متا در این زمینه AI شک کرده است و این شک به مدت سه فصل مالی ادامه داشته است؛ به نوعی، قیمت سهام متا در یک سال و نیم گذشته در حال نوسان بوده و نسبت قیمت به درآمد آن در بین تمام شرکتهای بزرگ فناوری پایینترین است، بازار واقعاً از قبل در حال مجازات آن به خاطر عدم بازگشت سرمایهگذاریهایش بوده است. آنها واقعاً پول زیادی را هدر دادهاند: از ساخت مدلهای منبع باز تا مدلهای بسته، از ایجاد قدرت محاسباتی زیاد تا اکنون شروع به فروش قدرت محاسباتی کردهاند.
اما در مورد فروش قدرت محاسباتی، نظر من این است که این یک دو برنده است. اول، نمیدانم آیا آنها به طور فعال پیشنهاد دادهاند یا نه، در خبرها صحبت نشده است، اما من حدس میزنم که باید Anthropic باشد، زیرا در حال حاضر تنها شرکتی که میتواند با قیمت بالا و بهعنوان قیمت برتر قدرت محاسباتی خریداری کند، Anthropic است، زیرا آنها در آن زمان به خوبی عمل کردند. متا میتواند در این موقعیت قدرت محاسباتی را بفروشد، از جمله گوگل که قدرت محاسباتی را میفروشد و xAI که قدرت محاسباتی را به Anthropic میفروشد، بخش بزرگی از این تصمیم به خاطر این نیست که آنها میخواهند درآمدزایی کنند، بلکه به خاطر این است که پیشنهاد Anthropic بسیار خوب است و آنها نمیتوانند رد کنند. و دلیل اینکه Anthropic میتواند چنین پیشنهاد خوبی بدهد، این است که Anthropic به خوبی عمل کرده است.
به نوعی، به خاطر عملکرد خوب AI، این دو شرکت به فکر فروش قدرت محاسباتی افتادهاند. شما ساخت مرکز داده را هزینه میدانید، هزینههای قبلی کمتر بود و اکنون بیشتر است. اما حتی اگر هزینهها پایینتر باشد، مثلاً: هزینه 10 دلار، اکنون شما را وادار میکند که با 12 یا 13 دلار بفروشید، با 20% یا 30% حاشیه سود، آیا شما مایل به انجام این کار هستید؟ مشابه مدل فعلی NeoCloud، آنها مایل به انجام این کار نیستند، زیرا آنها در ابتدا قدرت محاسباتی را برای آموزش مدل خودشان طراحی کرده بودند و آموزش مدل خودشان به خاطر درآمدزایی بهتر در آینده است، بازگشت بیشتری خواهد داشت. اما اکنون یک شرکتی به شما پیشنهاد میدهد: من مایل به خرید قدرت محاسباتی شما با 20 دلار هستم، در حالی که هزینه شما 10 دلار است، شما بلافاصله میتوانید با 100% بازگشت درآمدزایی کنید، آیا شما درآمدزایی نمیکنید؟
برای این دو شرکت، در ابتدا طراحی قدرت محاسباتی کمی بیش از حد بود و آموزش داخلی به آن اندازه قدرت محاسباتی نیاز نداشت، بنابراین این موضوع به طور طبیعی پیش میرود. بنابراین از نظر نتیجه، این یک فرآیند دو برنده است.
این به این معنا نیست که بازار قدرت محاسباتی اضافی دارد. اگر واقعاً قدرت محاسباتی اضافی وجود داشت، Anthropic نمیتوانست با چنین قیمت بالایی قدرت محاسباتی خریداری کند و توکن بخرد. این موضوع به دلیل تجمیع و ترکیب تمام تقاضای AI است و نه اینکه یک شرکت قدرت محاسباتی بفروشد و نشاندهنده حباب AI یا مازاد قدرت محاسباتی باشد. برعکس، این کمبود قدرت محاسباتی است که چنین وضعیتی را به وجود میآورد.
شش، قدرت محاسباتی مانند نفت است: NeoCloud در سه سال بازگشت سرمایه، مدلهای خود را بسازید، هرگز نمیدانید
آقای ز: شما قبلاً قدرت محاسباتی را به نفت تشبیه کردهاید. یک شرکت میتواند مانند آنچه شما گفتید، از قدرت محاسباتی برای آموزش مدل استفاده کند و سپس API بفروشد، یا به سادگی قدرت محاسباتی را اجاره دهد و بلافاصله جریان نقدی تولید کند. این دو مدل چه تفاوتی در دوره بازگشت و نرخ بازگشت دارند؟
سرمایهگذار TALK: صرفاً ساخت مرکز داده و سپس فروش قدرت محاسباتی، دوره بازگشت بسیار سریعی دارد، اساساً یک دوره بازگشت سه ساله دارد و در سال چهارم شروع به سودآوری میکند. اما همچنین بستگی به این دارد که قیمت اجاره کوتاهمدت چقدر بالا باشد، اگر قیمت اجاره کوتاهمدت به طور مداوم افزایش یابد، دوره بازگشت کوتاهتر خواهد بود.
این مدل عملیاتی NeoCloud است: حاشیه سفارشات آنها معمولاً بین 25% تا 35%، حدود 30% است، به این معنی که برای یک سفارش 100 میلیارد دلاری، تقریباً 30 میلیارد دلار سود دارند. و همچنین هر سال بازگشت دارد، امسال طراحی و راهاندازی میشود، سال آینده شروع به درآمدزایی و سودآوری میکند و وارد دوره بازگشت میشود.
مدلهای بزرگ را هرگز نمیدانید. مانند متا که مدلهای بسته را تا کنون تقریباً 9 ماه است که انجام میدهد، از نسل اول Muse Spark تا نسل دوم و 1.1، زمان زیادی را صرف کرده است. و از منبع باز به بسته تغییر کرده است، با توجه به مثال متا، تا کنون آنها تازه API را معرفی کردهاند، این زمانبندی طراحی باید بیش از 2 سال باشد. این دو سال فقط برای آموزش بوده و اکنون تازه به مرحله عملیاتی معنیدار و درآمدزایی بزرگ نرسیدهاند و هنوز به مقیاس Anthropic نرسیدهاند، بنابراین دوره بازگشت قطعاً طولانیتر خواهد بود.
اما اگر شما بتوانید از API خود درآمدزایی کنید، مانند Anthropic که میتواند حاشیه 70 تا 80 را به دست آورد، با کسر تمام هزینههای عملیاتی، در نهایت حاشیه عملیاتی ممکن است به 50 تا 60 برسد، بنابراین این بازگشت بسیار بیشتر از NeoCloud خواهد بود.
هفت، چرا NeoCloud در آمریکای شمالی ظاهر میشود، اما در آسیا نه: بازار عملیاتی نیاز به قدرت محاسباتی را تعیین میکند
آقای ز: من کنجکاو هستم، NeoCloud اساساً یک چیز آمریکای شمالی است، نامهای معروفی که در بازار مطرح میشود، همگی آمریکای شمالی هستند. پس چرا در آسیا، مثلاً کره یا تایوان وجود ندارد؟ تایوان در واقع یک NeoCloud به نام GMI Cloud دارد، او شریک پلتفرم انویدیا است و طبق اطلاعات من، او تعداد زیادی GPU از انویدیا خریداری کرده و حتی قصد دارد یک کارخانه AI در تایوان بسازد. پس چرا در آسیا NeoCloud چندان وجود ندارد؟
سرمایهگذار TALK: من ممکن است نتوانم به این سؤال به طور عمیق پاسخ دهم. از نظر طراحی، CoreWeave اگر اشتباه نکنم فقط در آمریکای شمالی است، در حالی که Nebius در سطح جهانی وجود دارد و در اروپا نیز هست، از نظر پراکندگی کسب و کار، Nebius پراکندهتر است، که خوب و بد دارد، من فکر میکنم پراکندگی نسبتاً بهتر است.
اولاً، چرا شرکتهایی مانند NeoCloud به وجود آمدهاند؟ تا حد زیادی به این دلیل است که در ابتدا هنگام ساخت، این شرکتهای بزرگ ابری، Hyperscaler، مانند مایکروسافت، اغلب تمایلی به پذیرش این بخش از کسب و کار نداشتند. من بارها با مایکروسافت صحبت کردهام، برای آنها این نوع پروژههای زیرساختی، بازگشت مشابهی با خدمات عمومی دارند و آنها تمایل چندانی به انجام آن ندارند. تفاوت اصلی Hyperscaler و NeoCloud در این است که: Hyperscaler بیشتر از خدمات ارزش افزودهای که بر اساس زیرساخت است، درآمد کسب میکند.
بنابراین وقتی که بازار به شدت به قدرت محاسباتی نیاز دارد و شرکتهای بزرگ ابری در ابتدا در هزینههای سرمایهگذاری تردید دارند، این NeoCloudها به طور طبیعی فرصت را میبینند و شروع به کار میکنند، زیرا اگر شما این کار را نکنید، دیگران این کار را انجام میدهند. حاشیه 20% تا 30% برای NeoCloud قابل قبول است.
تفاوت دیگر این است که ساخت مرکز داده در ابتدا هزینه زیادی دارد، بنابراین NeoCloud نیاز به تأمین مالی دارد و هر شرکت روشهای تأمین مالی متفاوتی دارد. اما برای شرکتهای بزرگ فناوری، واقعاً سفارشات در بازار وجود دارد، اما آنها به هیچ وجه نمیتوانند همه آنها را به تنهایی جذب کنند، زیرا این به مالیات و جریان نقدی آنها آسیب میزند. اکنون همه در حال بحث درباره شرکتهای بزرگ فناوری هستند: شما تمام جریان نقدی آزاد خود را خرج کردهاید، حالا چه میکنید؟ آیا باید وام بگیرید؟ اکنون برخی از آنها شروع به وامگیری کردهاند. بنابراین آنها نمیتوانند با ترازنامه فعلی خود تمام قدرت محاسباتی و ساخت مراکز داده را به عهده بگیرند، که منجر به ظهور NeoCloud شده است.
این NeoCloudها هر کدام روشهای خاص خود را دارند، اما در ابتدا نیاز به سرمایهگذاری اولیه دارند و سپس با تأمین مالی خود، به تدریج با بازگشت سرمایه ساخته میشوند، در غیر این صورت باید با اهرم بسیار بالا کار کنند، به این معنی که در ابتدا با اهرم در این کار مشغول هستند. پس از بزرگ شدن، این دیگر از توانایی شرکتهای بزرگ فناوری خارج میشود، آنها تمایلی به پذیرش این کار ندارند، زیرا باید برای سرمایهگذاریهای خود مسئول باشند و بازگشت سرمایه یکی از معیارهای بسیار مهمی است که شرکتهای بزرگ فناوری در تصمیمگیری برای انجام یا عدم انجام این کار در نظر میگیرند.
در مورد اینکه چرا NeoCloud در آسیا کمتر دیده میشود، فکر میکنم بخش بزرگی از آن به نیازهای زیرساختی و بازارهای محلی برمیگردد. دفعه قبل که درباره Anthropic صحبت کردم، به خاطر اینکه بازار هدف آنها بسیار خوب است، به این نتیجه رسیدم. آمریکای شمالی بزرگترین بازار مهندسان نرمافزار در جهان را دارد. به یاد دارم که یک نظر بسیار تأثیرگذار بود که میگفت بازار نرمافزار در چین هم بزرگ است، اما او اشتباه کرده بود: من درباره دستمزدهایی که پرداخت میشود صحبت میکردم، این شرکتهای فناوری هر سال پول زیادی را صرف مهندسان نرمافزار میکنند. بازار بسیار بزرگ است و Anthropic تصمیم به ورود به این بازار گرفته است که به تدریج نیاز به قدرت محاسباتی را افزایش میدهد و فضای تخیل آینده را باز میکند.
در واقع، من نگران سایر ورودها هستم، زیرا این روند به راحتی ورود Coding نیست: برای پذیرش Coding، بازار باید بزرگ باشد و خریداران نیز باید ترازنامههای مناسبی داشته باشند.
برگردیم به قدرت محاسباتی: زیرساختها بسیار خوب هستند و بازار ورود نیز عالی است، بنابراین نیاز به قدرت محاسباتی بسیار بالا است؛ در آمریکای شمالی قدرت محاسباتی کافی نیست و شرکتهای بزرگ فناوری نمیتوانند آن را تأمین کنند، بنابراین بازار NeoCloud شکل میگیرد. اما در چین، میبینیم که بسیاری از شرکتهای فناوری در حال یارانه دادن به توکنها هستند. چرا یارانه به توکنها؟ زیرا هیچ بازار نرمافزاری وجود ندارد که بخواهید آن را تخریب کنید. بازار نرمافزار در چین و آمریکای شمالی کاملاً دو بازار متفاوت است و هزینهها نیز به این اندازه نیستند، شما یک TAM بسیار واضح و بزرگ در آنجا ندارید، بنابراین نیاز به قدرت محاسباتی به این اندازه وجود ندارد و حتی باید به قدرت محاسباتی یارانه بدهید.
دلیل این تفاوتهای بازار، در نهایت به اندازه بازار ورودی بستگی دارد که تعیین میکند چیدمان قدرت محاسباتی در بالاترین سطح چقدر بزرگ خواهد بود.
هشت، اوراکل به اشتباه مورد حمله قرار گرفت: داستانهای منفی و رابطه معکوس با RPO و اختلاف ارزشگذاری
ویکتور: من به شدت کنجکاو هستم که درباره شرکتهایی مانند اوراکل چه نظری دارید. Hyperscaler و NeoCloud در حال حاضر در مدلهای تأمین مالی و هزینهکرد بسیار شبیه به هم هستند، ابتدا چند سفارش را قفل میکنند، ممکن است ۲۵٪ تا ۳۰٪ بازدهی داشته باشند، با انجام یک سفارش ۱۰۰ میلیارد دلاری میتوانند ۳۰ میلیارد دلار سود کنند و دو یا سه سال بعد این پول را به دست آورند؛ اما اکنون برای انجام این کار، باید ابتدا تأمین مالی کنید و از اهرم استفاده کنید، کمی شبیه به انبار کردن و پذیرش سفارشات است. پس چرا اوراکل اینقدر به شدت مورد حمله قرار گرفت؟ قبل از گزارش مالی در اوایل ژوئن، همه انتظار داشتند که اوضاع خوب باشد، گزارش مالی هم واقعاً خوب بود، اما بازار انتظار نداشت که آنها دوباره نیاز به تأمین مالی بیشتری داشته باشند که این نیز باعث کاهش قیمت شد. همچنین اوراکل خاص است، زیرا همزمان ویژگیهای Hyperscaler، NeoCloud و نرمافزار را دارد و در شرایطی که IGV به شدت کاهش و سپس افزایش یافته، باز هم ۴۹٪ کاهش یافته و تقریباً نصف شده است. آیا بازار به نوعی آنها را مجبور میکند که به ROI سرمایهگذاری توجه بیشتری داشته باشند، شبیه به متا: شما نمیتوانید اینقدر دیوانهوار تأمین مالی کنید و باید به بازده سرمایهگذاران توجه کنید؟
سرمایهگذار TALK: من فکر میکنم اوراکل در حال حاضر مورد توجه بازار نیست. و عدم توجه بازار به یک شرکت در کوتاهمدت معمولاً به داغی، منطقی بودن و داستانسرایی مربوط میشود، زیرا آنچه بر بازار کوتاهمدت تأثیر میگذارد، واقعاً ارتباطی با اصول بنیادین ندارد.
چالش اوراکل این است که در این مدت NeoCloud در حال اصلاح است، مانند نمادهایی مانند Nebius که در حال اصلاح هستند. من به شدت به اوراکل توجه دارم و چند روز است که میبینم نرمافزارها در حال کاهش هستند و اوراکل نیز کاهش مییابد، زیرا داستان بازار در این مدت این است که نرمافزار و سختافزار رابطه معکوس دارند: وقتی سختافزار افزایش مییابد، نرمافزار کاهش مییابد و وقتی سختافزار کاهش مییابد، نرمافزار افزایش مییابد. و اوراکل، همانطور که شما گفتید، ویژگیهای مشابه NeoCloud را دارد و همچنین ویژگیهای نرمافزاری را دارد، بنابراین وقتی نرمافزار کاهش مییابد، آن هم کاهش مییابد، وقتی نرمافزار افزایش مییابد و NeoCloud کاهش مییابد، آن هم همچنان کاهش مییابد و احساسات بازار بسیار پایین است.
اما وقتی به آخرین سؤال شما برمیگردم: آیا بازار آنها را مجبور میکند که هزینههای سرمایه را کاهش دهند؟ من فکر میکنم میتواند، چرا که نه. اگر واقعاً مجبور شوند که هزینهها را کاهش دهند، آنها میتوانند کمی توقف کنند، زیرا RPO آنها بسیار بزرگ است، به یاد دارم که بیش از ۶۰۰ میلیارد دلار است. من یک محاسبه انجام دادم: سفارشات RPO آنها بیش از ۱۰ برابر Nebius است، در حالی که ارزشگذاری آنها حدود شش یا هفت برابر Nebius است و حاشیه هر دو واقعاً مشابه است.
علاوه بر این، کسبوکار اوراکل در بخش نرمافزار نمیتواند توسط AI تخریب شود، بخش پایگاه داده نمیتواند توسط AI تخریب شود. در مورد ویژگیهای SaaS، واقعاً نرمافزارها متفاوت هستند و نرمافزار هر شرکت متفاوت است. اما بازار اهمیتی نمیدهد، فقط کافی است شما در نرمافزار باشید، فقط کافی است شما در سبد IGV باشید، پس همه با هم کاهش مییابند. این نشان میدهد که پشت بازار یک داستان قوی وجود دارد و یک حرکت وجود دارد که نمیتوان آن را نادیده گرفت. این داستان باید تا زمانی که یک یا چند شرکت آن را به جلو ببرند، منتظر بماند تا این چرخه شکسته شود؛ در غیر این صورت، همیشه افرادی در بازار خواهند بود که این منطق را معامله میکنند و آنهایی که کمیسازی هستند، همیشه این منطق را معامله خواهند کرد.
اما از منظر اصول بنیادین، من فکر میکنم اوراکل به شدت مورد حمله قرار گرفته است، حداقل نسبت به دیگران به شدت مورد حمله قرار گرفته است. درست مانند اینکه بازار شرکتهای سختافزاری را دوست دارد و Hyperscaler را دوست ندارد، من فکر میکنم منطقی نیست: شما نمیتوانید از یک طرف سختافزار را معامله کنید و از طرف دیگر فکر کنید که Hyperscaler ROI ندارد. به همین ترتیب، شما Nebius را دوست دارید و اوراکل را دوست ندارید، اما RPO و ارزشگذاری این دو خیلی متفاوت است و این منطقی نیست. و به همین دلیل که این عدم منطقی وجود دارد، فرصتهایی ایجاد میشود.
چه بزرگ فناوری باشد و چه اوراکل، اگر کمی هزینههای سرمایه را کاهش دهند، من فکر میکنم فوراً میتوانند مشکل را حل کنند. زیرا درآمد آنها در سال آینده به شدت افزایش خواهد یافت، امسال و سال گذشته که در CapEx سرمایهگذاری کردهاند، بازگشت NeoCloud بسیار سریع است و تا سال آینده میتوان آن را مشاهده کرد. همچنین اوراکل روشهای تأمین مالی مشابه CoreWeave و Nebius را به کار گرفته است: پیشپرداخت، حتی مشتریان میتوانند چیپها را به میدان بیاورند، اینها همه روشهایی برای کاهش اهرم اولیه هستند.
چرا دیگران مایل به انجام این کار هستند؟ چرا مایل به پیشپرداخت و آوردن چیپها به میدان هستند؟ زیرا نیاز بازار به قدرت محاسباتی بسیار زیاد است، در غیر این صورت هیچکس مایل به انجام این کار نیست. به این معنی است که شما مسئولیت اهرم را به مشتری منتقل میکنید و مشتری مایل به تحمل این اهرم است زیرا احساس میکند که سرمایهگذاری در قدرت محاسباتی ضروری است. بنابراین این اهرم در NeoCloud و اوراکل وجود دارد.
بنابراین من فکر میکنم که کاهش قیمت اوراکل در این مدت کمی غیرمنطقی است. در این دو روز من واقعاً در حال فکر کردن بودم که آیا باید به اوراکل توجه کنم یا نه.
نه، موقعیت به معنای دیدگاه است: Mag 7 هیچکس موقعیتی ندارد، سختافزار باید کاهش یابد اما نباید کاملاً فروخته شود
ویکتور: در این موج بازگشت Mag 7، استاد چگونه به تغییرات بین این شرکتها نگاه میکند؟ من میبینم که شما عمدتاً نرمافزار و سختافزار را همزمان تنظیم کردهاید و همچنین اینتل و آمازون، اپل، مایکروسافت و دیگر شرکتهای بزرگ فناوری را نیز تنظیم کردهاید، نظر شما درباره این شرکتها چیست؟ علاوه بر این، در Mag 7 نیز شرکتهایی مانند تسلا وجود دارند که امسال چندان مورد توجه قرار نگرفتهاند، نظر شما درباره روند آینده چیست؟
سرمایهگذار TALK: هر شرکت بزرگ فناوری متفاوت است و نمیتوان همه را با هم دید، زیرا هر کدام داستان خود را دارند.
در اینجا به یاد میآورم که در ابتدا به اولین سؤال فکر میکردم: چه چیزهایی در سال جاری منطقی بودند اما در نهایت افزایش نیافتند؟ وقتی به عقب نگاه میکنم، ممکن است بزرگ فناوری باشد. امسال بزرگ فناوری عملکرد خوبی نداشته است، از نظر YTD، Mag 7 حتی بهتر از S&P 500 نبوده است و تا امروز این موج بازگشت تنها ۵٪ بازدهی داشته است، در حالی که S&P بهتر از Mag 7 عمل کرده است.
من در ابتدای سال موقعیت تسلا را کاهش دادم، زیرا فکر میکردم امسال تسلا وارد سال سرمایهگذاری میشود و در سال سرمایهگذاری بازار ممکن است چندان مورد توجه قرار نگیرد. اما این خط منطقی واقعاً با بزرگ فناوری مطابقت دارد: بزرگ فناوری امسال نیز سال سرمایهگذاری است، اگرچه سال اول نیست، آنها سال گذشته شروع به سرمایهگذاری کردند، اما میزان سرمایهگذاری امسال بیشتر از سال گذشته است. به نوعی، این فرضیه باید به بزرگ فناوری نیز اعمال شود، بنابراین اگر بخواهید تأمل کنید، فکر میکنم این نکته میتواند بهتر انجام شود. این نکته در آمازون نیز متناقض است: من از Anthropic به آمازون پرداختم، اما آمازون همزمان شخصی است که چک مینویسد و اینکه بازار چقدر دوست دارد افرادی که چک مینویسند، چیزی است که من پیشبینی نکرده بودم.
در مورد نیمه دوم سال، سختافزار را فعلاً کنار بگذاریم، زیرا احساسات بازار بسیار بالا است. در مدت اخیر، ارزشگذاری چیپها و کل SOX به موقعیتهای نسبتاً بالایی رسیده است، ۲۹ برابر و نزدیک به ۳۰ برابر، بنابراین اصلاح آن بسیار طبیعی است. پس از این دوره اصلاح، اکنون ممکن است در یک موقعیت نسبتاً خنثی قرار داشته باشیم. احساسات بالا و ارزشگذاری نیز بالا است، بنابراین اصلاح آن بسیار طبیعی است.
بازار نمیتواند همیشه بر روی کل سختافزار و چیپها معامله کند، زیرا در یک زمان مشخص، وقتی موقعیتها پر میشوند، شما خریدار اضافی ندارید. بسیاری از مردم نمیفهمند: گزارش مالی میکرون بسیار خوب است، اصول بنیادی سامسونگ نیز بسیار خوب است، چرا قیمتها کاهش مییابد؟ این کاملاً طبیعی است، زیرا در مدت اخیر قیمتگذاری بیش از حد بوده است. به زبان ساده، بازار موقعیتهای زیادی دارد و خریدار اضافی وجود ندارد، بنابراین وقتی باید کاهش یابد، کاهش مییابد، حتی اگر بهترین گزارش مالی را داشته باشید. اما از طریق تعویض مداوم، شرکتهای با اصول بنیادین در نهایت حمایت خواهند شد، زیرا به محض اینکه ارزشگذاری به محدوده معقول برگردد، خریدار دیگری وارد میشود.
از این منظر، باید بپرسید: کدام نمادها در بازار موقعیتی ندارند؟ من همیشه به بازار اینگونه نگاه کردهام: اصول بنیادین بالاترین سطح منطق همه قضاوتها هستند، اما آیا میتوانند از آن خارج شوند، بسیاری اوقات بستگی به این دارد که آیا بازار در آنجا موقعیت دارد یا نه و آیا این موقعیت شلوغ است یا نه، و سپس یک کاتالیزور وجود خواهد داشت. شلوغ بودن را من همیشه به عنوان set up مینامم: اصول بنیادین به همراه موقعیت یک set up است، یک شرط است؛ اما داشتن شرط به این معنا نیست که قیمت حتماً افزایش مییابد، شما همچنین باید یک فرصت داشته باشید.
اکنون هیچ موقعیتی وجود ندارد و بازار حتی از Mag 7 و نرمافزار خوشش نمیآید. بازار اکنون از نرمافزار خوشش نمیآید و حتی فکر میکند PE نباید به اندازه قبل بالا باشد و هیچ بازگشتی ندارد، مایکروسافت نیز به طور متوسط عمل کرده است، بنابراین میتوان به طور قطع گفت که در این بخش نرمافزار هیچ موقعیتی وجود ندارد. Mag 7 به شدت ضعیف عمل کرده است و میتوان قضاوت کرد که موقعیت زیادی وجود ندارد، زیرا همه به دنبال انویدیا هستند و هم مؤسسات و هم سرمایهگذاران خرد به دنبال انویدیا هستند.
بنابراین به اصول بنیادین برمیگردیم: نرمافزار باید انتخاب شود، شما باید انتخاب کنید که آیا نرمافزار این شرکت تحت تأثیر AI قرار خواهد گرفت یا نه. اگر اصول بنیادین، احساسات و ارزشگذاری هیچ مشکلی نداشته باشند، در ادامه فقط باید منتظر یک کاتالیزور باشید، منتظر بازگشت منطق بازار. اما بازار به طور تصادفی بازنمیگردد، حتماً به یک فرصت نیاز دارد.
بنابراین من نرمافزار و سختافزار را به این شکل تنظیم میکنم: به همین دلیل فکر نمیکنم سختافزار باید کاملاً فروخته شود، زیرا از منظر سرمایهگذاری، مگر اینکه ارزشگذاری بسیار پر باشد و شما فکر کنید که اصول بنیادین به وضوح بدتر خواهد شد، در غیر این صورت نیازی به فروش کامل نیست، اصول بنیادین هنوز وجود دارند، به محض اینکه ارزشگذاری به موقعیت معقول بازگردد، سرمایهها دوباره برمیگردند. سختافزار باید حفظ شود، اما در مدت اخیر باید کاهش یابد، باید کاهش یابد.
بنابراین فناوریهای بزرگ کنترل هزینهها را در دست دارند. اگر آنها کمی در لحن هزینههای سرمایهای خود کاهش دهند، در واقع این برای آنها خوب است و بسیار بهتر از آن است. البته این نیاز به یک توافق دارد و ممکن است به یک معضل زندانی تبدیل شود: شما باید دیگران را نیز درگیر کنید، اگر شما سرعت افزایش هزینههای سرمایهای را کاهش دهید و دیگران این کار را نکنند، نگران خواهید بود که در آینده عقب بمانید. اگر همه به یک توافق نسبی برسند و آنقدر FOMO نداشته باشند، زیرا FOMO نتیجه خوبی ندارد. FOMO هزینههای سرمایهای فناوریهای بزرگ و FOMO سختافزار توسط سرمایهگذاران خرد تفاوتی ندارد، FOMO باعث افزایش قیمتها در کوتاهمدت میشود، اما در نهایت نتیجه خوبی نخواهد داشت.
اگر فناوریهای بزرگ آنقدر FOMO نداشته باشند، این برای آنها مثبت است: هر برنامهای که باید هزینه کند، سرعت افزایش هزینهها آنقدر سریع نخواهد بود؛ در عین حال بازار دوباره فکر خواهد کرد که وقتی شما کنترل هزینهها را به دست میگیرید، دوره بازگشت سرمایه همچنان باز خواهد گشت، و سرعت EPS هر فناوری بزرگ بسیار خوب خواهد بود، بنابراین به طور طبیعی سرمایهها بازمیگردند، احساسات بازمیگردند و قیمت سهام دوباره افزایش خواهد یافت. همچنین ممکن است تورم در بخش سختافزار کاهش یابد. بنابراین من معتقدم که فناوریهای بزرگ کنترل را در دست دارند.
علاوه بر این، اکنون بسیاری از فناوریهای بزرگ ارزشگذاری بالایی ندارند، بنابراین من فکر میکنم که باید در این فناوریها سرمایهگذاری کرد.
یازده، اپل، تسلا و بخش نرمافزار: هر فناوری بزرگ باید جداگانه بررسی شود
سرمایهگذار TAlK: در مورد نرمافزار، این موضوع بسیار سلیقهای و کاملاً ذهنی است. بسیاری از افراد معتقدند که برخی از شرکتهای نرمافزاری واقعاً آسیب دیدهاند و واقعاً برخی از آنها آسیب دیدهاند، بنابراین باید نرمافزار را با دقت انتخاب کرد. اگر بخواهیم به بخشها نگاه کنیم، تنها شرکتی که در حال حاضر در بخش نرمافزار خوب عمل میکند، Cyber security (امنیت سایبری) است که این نیز توافق بازار است؛ اما این توافق در یک نقطه به ارزشگذاری بسیار بالایی رسید و مانند سختافزار دچار اصلاح خواهد شد، که این به اصول بنیادی ارتباطی ندارد.
بنابراین برنامه من برای نیمه دوم سال این است: سختافزار را ادامه دهم، فقط موقعیتها به اندازه قبل بالا نیست؛ اصول بنیادی فناوریهای بزرگ مشکلی ندارند، آنها کنترل نوشتن چک را در دست دارند، ارزشگذاری نیز بالا نیست و YTD از بسیاری از بخشها بدتر عمل کرده است. بسیاری از افراد نگران اصلاح بازار هستند، اما در این موقعیت، من نگهداشتن فناوریهای بزرگ را بسیار راحت میدانم و هیچ نگرانی ندارم.
مهمتر از همه، دلیل اینکه فناوریهای بزرگ به این جایگاه رسیدهاند، من فکر میکنم Meta مثال خوبی است: مدیریت این فناوریهای بزرگ توانایی اصلاح خطا را دارد و این توانایی معمولاً پس از آسیب دیدن منافع سهامداران در کوتاهمدت ظاهر میشود. مانند Meta در سال 22 و تغییرات اخیر زاکربرگ، من معتقدم که این برای سهامداران بسیار دوستانه است. بنابراین وقتی از من میپرسند که آیا نگران اصلاح بازار هستم، من هیچ نگرانی ندارم، زیرا اگر من فناوریهای بزرگ را نگهدارم، کاملاً نگران اصلاح کل بازار نیستم.
البته فناوریهای بزرگ نیز متفاوت هستند. به عنوان مثال، اپل، ارزشگذاری آن به طور کلی بالا است، اما من به شدت به تحقق AI آن خوشبین هستم، زیرا من معتقدم که هرگونه تحقق در بخش C احتمالاً در اپل، گوگل یا در رسانههای اجتماعی مانند Meta متمرکز خواهد شد. بنابراین هر شرکت باید جداگانه بررسی شود.
در مورد تسلا، پیشبینی اوایل سال درست بود و اکنون نیز خوب است. اما من معتقدم که امسال زمان مناسبی برای جمعآوری موقعیت تسلا است و ممکن است منتظر فرصت بهتری باشم تا به آرامی موقعیت را افزایش دهم. زیرا رانندگی خودکار یک مسئله زمان است و در این زمان، من تمایل دارم منتظر بمانم تا آنها نسل بعدی تراشهها را معرفی کنند تا واقعاً این مشکل را به طور کامل حل کنند. این به معنای نیاز به همکاری سختافزاری است: آنچه که در الگوریتمها میتوان انجام داد، با شرایط سختافزاری فعلی تسلا ممکن است به حداکثر خود رسیده باشد. بنابراین پس از بهروزرسانی سختافزار نسل بعدی، ممکن است یک لحظه aha در رانندگی خودکار وجود داشته باشد که به طور ناگهانی منفجر شود، اما نیاز به زمان دارد.
دوازده، سختافزار فقط بر روی اینتل فشار میآورد: بازگشت CPU، تحقق AI در سمت کاربر و دومین بازوی تولید نیمههادی
ویکتور: همچنین میخواهم بپرسم، چرا شما عمدتاً بر روی سختافزار اینتل تمرکز کردهاید؟ علاوه بر این، شما اکنون در سبد سرمایهگذاری خود شرکتهای دیگری را نیز گنجاندهاید، مانند ISRG که شرکت جراحی است و دیگری GE که در حمل و نقل هوایی فعالیت میکند. در شرایطی که بازار AI به یک مرحله رسیده و بر تنوع سرمایهگذاری تأکید دارد، چرا این شرکتها و این بخشها را انتخاب کردهاید؟
سرمایهگذار TAlK: ابتدا در مورد اینتل. امسال تقریباً تمام بازده سبد سرمایهگذاری من از اینتل بوده است، زیرا نقاط ورود و افزایش موقعیتها نسبتاً خوب بودهاند. زمانی که من اینتل را خریدم، به این دلیل بود که آن را یک معکوس خوب در شرایط دشوار میدیدم و به علاوه، از مزایای موج AI بهرهمند شدم.
در حال حاضر، به آینده نگاه میکنیم: اولاً در بخش CPU، بازار بالاخره متوجه شده است که این فقط یک بازار GPU نیست، CPU نیز آینده دارد، به ویژه در آینده تحقق AI Agent. در واقع، در 6 ماه گذشته، بحث در مورد AI Agent به شدت کاهش یافته است، از «میگو» (OpenClaw) به بعد، این موضوع به شدت سرد شده است. چرا سرد شده است؟ من معتقدم به این دلیل است که قیمت API بسیار بالا است. قیمت بالای API، شما را از بحث در مورد AI Agent بازمیدارد، زیرا AI Agent 24 ساعت در حال مصرف توکن است: انسان فقط میتواند بر روی یک موضوع تمرکز کند، در حالی که AI Agent به طور مستقیم بر روی 10 موضوع تمرکز میکند و مصرف توکن آن نسبت به انسان به صورت نمایی افزایش مییابد. بنابراین قیمت توکن باید کاهش یابد.
دیروز خبری در مورد تحقق AI در سمت کاربر منتشر شد که من معتقدم برای AI یک مزیت بسیار بزرگ است، از جمله برای سختافزارهایی مانند اپل و گوگل؛ اگر AI در سمت کاربر تحقق یابد، همچنین برای بخش C و AI مصرفکننده بسیار مفید خواهد بود.
برمیگردیم به اینتل. این شرکت دو کسبوکار دارد: محصول و تولید نیمههادی. در مورد محصول نیازی به صحبت نیست، زیرا CPU در سه ماه گذشته CPUهای بیکیفیت را به طلا تبدیل کرده است، زیرا تقاضا برای CPU بسیار زیاد است. و در مورد تحقق در سمت کاربر، این نیز یکی از اولویتهای مهم چن لیو است: او معتقد است که GPU دیگر نمیتواند رقابت کند و نمیتواند به NVIDIA یا AMD برسد، بنابراین به وضوح بر روی تحقق AI در سمت کاربر تمرکز دارد.
تحقق AI در سمت کاربر، در واقع دو سال پیش، سو مادر AMD در مورد AI PC صحبت کرده بود. اما در آن زمان، وقتی در مورد AI PC صحبت میکردید، ممکن بود فکر کنید که این یک مفهوم بسیار انتزاعی است: AI PC چیست؟ من یک PC دارم، AI چه کاری میتواند انجام دهد؟ اما مانند خبری که دیروز منتشر شد، اگر بتوانید مدلهای منبع باز را فشرده کنید تا در سمت کاربر اجرا شوند و نیازی به تنظیم هیچ API نداشته باشید، این به طور ناگهانی تحقق AI در سمت کاربر را تجسم میکند و مسیر تحقق آن را میبینید. در این زمان، وقتی دوباره در مورد AI PC صحبت میکنید، متوجه میشوید که اوه، این منطقی است.
در ادامه، من انتظار دارم که بسیاری از تولیدکنندگان سختافزار C به یک موج جدید (refreshment) برسند: سختافزار لپتاپ و دسکتاپ شما باید بهروز شود تا بتواند AI را اجرا کند؛ اگر سختافزار بهروز نشود، توانایی AI در سمت کاربر نیز آنقدر قوی نخواهد بود. با افزایش مشخصات سختافزاری، مدلهایی که میتوانید اجرا کنید، روز به روز قویتر میشوند و کارهایی که میتوانید انجام دهید نیز بیشتر میشود. بنابراین شما متوجه میشوید که AI PC که دو سال پیش در مورد آن صحبت میشد، اکنون منطقی است. این نیز بخشی است که چن لیو پس از ورود به اینتل معتقد است که اینتل میتواند به بازار AI برسد و اکنون در بخش محصول به آرامی قابل مشاهده است.
در مورد تولید نیمههادی: به جز TSMC که در ایالت آریزونا در آمریکا کارخانه دارد، ریسکهای ژئوپلیتیکی TSMC به دلیل ساخت کارخانه در آمریکا به شدت کاهش یافته است؛ اما اینتل در نهایت یک تولیدکننده محلی است و تنها تولیدکننده محلی است. دولت آمریکا نیز به اینتل سرمایهگذاری میکند و از اینتل حمایت میکند، دیگر شرکتها نیز به منظور کاهش ریسک بین اینتل و TSMC، به اینتل سفارش میدهند که من فکر میکنم این یک اقدام اجتنابناپذیر خواهد بود.
و نه تنها برای کاهش ریسک. وقتی نرخ تولید اینتل افزایش یابد، دیگر شرکتها میتوانند از اینتل برای مذاکره با TSMC استفاده کنند، زیرا شما یک گزینه دیگر دارید. بنابراین شما میبینید که وقتی نرخ تولید اینتل شروع به افزایش میکند، شرکتهای مختلف شروع به اعلام میکنند که آیا در آینده به اینتل فکر میکنند یا نه، از جمله اپل و همکاری بین اینتل و ترابف قدیمی. کسبوکار تولید نیمههادی اینتل، به شرطی که بتواند نرخ تولید را بهبود بخشد، بازار خواهد داشت و مشتریان پشت آن مایل به سرمایهگذاری بخشی از تولیدات خود در اینتل هستند.
شامل بستهبندی، اکنون بستهبندی اینتل به هیچ وجه از TSMC کمتر نیست، بنابراین این نیز شروع به بحث شده است و بستهبندی پیشرفته نیز میتواند به عنوان یک کسبوکار مستقل در نظر گرفته شود. بنابراین اینتل دارای چندین بازو است. در مدت اخیر، بازار در حال بررسی این بود که کدام بخش از زنجیره تأمین AI در حال کمبود است، اما برای من، سادهترین کار این است که: نیازی به صرف زمان زیاد نیست، فقط باید تمام کسبوکارهای اینتل را به خوبی درک کنید، هر یک از بازوها آینده بازارشان چقدر بزرگ است، آیا این بازار در حال گسترش است و آیا اصول بنیادی بهبود مییابد، اینها را مشخص کنید و کافی است. این نیز توضیح میدهد که چرا من مایل به سرمایهگذاری در اینتل با چنین حجم بالایی هستم و چرا در بخش سختافزار فقط بر روی اینتل سرمایهگذاری کردهام. یکی دیگر از ملاحظات، ارزشگذاری است، از نظر ارزشگذاری آیا منطقی است؟
سیزده، GE و بخش پزشکی: هر یک از داراییها در سبد سرمایهگذاری نقش متفاوتی ایفا میکند
سرمایهگذار TAlK: در مورد سایر داراییهای ذکر شده، من سریعتر صحبت میکنم.
GE یک سرمایهگذاری بسیار رایج است، که بیشتر به سمت نظامی گرایش دارد: نیمی نظامی و نیمی حمل و نقل هوایی. نظامی به عنوان یک انحصار (monopoly) محسوب نمیشود، اما بازار آن بازار خود است و دارای رقابت کافی و تقریباً قدرت قیمتگذاری مطلق است. و این یک بازار ساختاری بلندمدت است، به نوعی یک خدمت است: اگرچه آنها سختافزار میفروشند، اما در واقع از طریق خدمات و خدمات تکراری درآمد کسب میکنند، بنابراین این یک کسبوکار بسیار خوب است.
این بخش به طور مستقل از AI عمل میکند و ارتباط زیادی با آن ندارد. من معتقدم که پس از جنگ اخیر بین آمریکا و ایران، کل اروپا دوباره در مورد هزینهها و ساختار دفاعی خود فکر خواهد کرد: آیا باید به طور کامل به آمریکا وابسته باشد یا اینکه باید از شرکتهای محلی حمایت کند؟ از این دیدگاه، نظامی یک چرخه بسیار طولانی است و نیازی به انجام تغییرات زیادی نیست، تنها زمانی که ارزشگذاری بالا باشد، باید تغییراتی انجام داد، در غیر این صورت این بخش خود یک چرخه نسبتاً طولانی است.
بخش پزشکی به این دلیل است که من در سبد سرمایهگذاری خود در بخش پزشکی موقعیت زیادی ندارم و همچنین پزشکی تقریباً ارتباطی با AI ندارد. اکنون تمام توجه و هیجان بازار بر روی AI متمرکز است، من نمیگویم که باید از AI دور شوم، و همچنین نمیگویم که باید از سختافزار دور شوم، چه فناوریهای بزرگ، سختافزار یا اینتل، در واقع همه از مزایای AI بهرهمند میشوند، بنابراین نمیتوانم به هیچ وجه از AI بدبین باشم. اما در این زمان که احساسات اینقدر بالا است، به سمت برخی داراییهای نسبتاً محافظهکار و به سمت بخش پزشکی برای تنوع در سبد سرمایهگذاری میروم، میتوانم ریسک کلی سبد سرمایهگذاری را کاهش دهم.
از آنجا که در مورد سبد سرمایهگذاری صحبت کردیم، هر دارایی در سبد نقش و جایگاه متفاوتی دارد و ما نمیتوانیم به دنبال بازدهی حداکثری برای هر دارایی باشیم. در مورد سبد سرمایهگذاری، باید داراییهای با ریسک بالا و داراییهای با ریسک پایین وجود داشته باشد، داراییهای با ریسک بالا باید با چه چیزی مطابقت داشته باشند و همچنین اگر ریسکهایی در آینده بروز کند، توانایی سبد شما در مقابله با این ریسکها چقدر است. این موارد بیشتر در ذهن من است و به همین دلیل است که من مقداری از موقعیتهای خود در بخش پزشکی را افزایش دادهام و ممکن است همچنان مقداری دیگر اضافه کنم.
چهارده، اگر شما در AI هستید، به کریپتو تغییر مسیر دهید؟ تنها استیبلکوینها واقعاً از دایره خارج شدهاند.
آقای Z: آیا یادتان هست که یکی از مجریان All-In Podcast در شهریور و مهر 2023 گفت "اگر در کریپتو هستید، به AI تغییر مسیر دهید"؟ حالا Jeff Park از دنیای کریپتو میگوید "اگر در AI هستید، به کریپتو تغییر مسیر دهید". آیا کریپتو اکنون به بدترین حالت خود رسیده و دیگر نمیتواند بدتر شود؟ آیا زمان خوبی برای تغییر به کریپتو است؟
سرمایهگذار TALK: من فکر میکنم بازار باید از این تفکر دو قطبی رها شود. من فکر نمیکنم که شما اکنون باید بهطور کامل از AI خارج شوید و به کریپتو بروید. اما اگر شما بهطور کامل در کریپتو نیستید، سرمایهگذاری در برخی از آنها میتواند مفید باشد.
فقط پس از چند دور، بازار بهتدریج متوجه شده است که بیشتر پروژههای کریپتو ارزش سرمایهگذاری ندارند. در نهایت، ممکن است تنها دو یا سه پروژه برتر باقی بمانند و من هم خیلی سخاوتمندانه صحبت میکنم.
تنها چیزی که من تا به حال دیدهام، استیبلکوینها هستند. من در دنیای کریپتو بهعنوان یک سرمایهگذار دو دور، وقتی وارد کریپتو شدم، این مفهوم به من القا شد که "اتریوم باید سیستم مالی سنتی را متحول کند"، اما اکنون هیچ چیزی نمیبینم. در واقع، وقتی Circle به بورس رفت، من واقعاً دیدم که یک پروژه کریپتو میتواند سیستم مالی سنتی را مختل کند. به همین دلیل من Circle را در اختیار دارم: من واقعاً میبینم که کریپتو میتواند از دایره خود خارج شود و استیبلکوینها میتوانند از دایره خود خارج شوند.
نکته دیگری که وجود دارد این است که دولت ایالات متحده تمایل دارد از استیبلکوینها حمایت کند، زیرا به گسترش دلار نیاز دارد: منافع خود دولت میتواند از طریق استیبلکوینها بهطور جهانی گسترش یابد و پذیرش دلار را افزایش دهد، که این به معنای همراستایی مشوقها است. این اولین بار است که من فکر میکنم، خوب، این احتمال وجود دارد که از دایره خود خارج شود. اما آیا میتواند از دایره خود خارج شود، بستگی به این دارد که محصول چگونه ساخته شده و آیا شرکتها و نهادها انتخاب میکنند از آن استفاده کنند، که این فقط به آینده بستگی دارد.
آقای Z: شما گفتید دولت ایالات متحده، من درک میکنم که او میخواهد خریداران بیشتری در اوراق قرضه دولتی داشته باشد، بنابراین بهطور طبیعی تشویق میکند که به دنبال CLARITY و اینگونه استیبلکوینها باشد. اما بهنظر من، از زمانی که ترامپ در ژانویه گذشته TRUMP و MELANIA (مِمکوین) را منتشر کرد، بسیاری از نقدینگیهای خارجی از دنیای کریپتو خارج شدهاند و هیچ خریدار حاشیهای دیگری وجود ندارد. اخیراً بسیاری از قوانین وجود دارد که در حال پیشرفت هستند، اما به زمین نمینشینند؛ آیا دولت ایالات متحده واقعاً در حال ایجاد آنچه بهعنوان ذخیره بیتکوین شناخته میشود، است؟ این واقعاً سوالبرانگیز است.
سرمایهگذار TALK: ترامپ یک موش است. نمیدانم آیا شما پیشرفتهای اخیر CLARITY را دنبال کردهاید، من واقعاً دنبال کردهام. CLARITY اکنون درگیر چیزی است که آنها به آن اخلاقیات میگویند: یعنی رئیسجمهور ایالات متحده و این کنگرسمنها خودشان در حال سرمایهگذاری هستند. کل چپ درگیر این تضاد منافع است.
و این تضاد منافع در واقع به ترامپ مربوط میشود، زیرا دفتر خانواده ترامپ آنقدر کریپتو دارد و خودش هم فریاد میزند. بنابراین هدف آنها در واقع ارتباط زیادی با CLARITY ندارد، فقط نمیخواهند ترامپ در این موقعیت به نقدینگی برسد، فقط برای هدف قرار دادن یک نفر، و چپها در آنجا مانع شدهاند. اما CLARITY در واقع برای خدمت به کل استیبلکوینها است و باید یک چارچوب برای استیبلکوینها تعریف کند، بنابراین شما میگویید آنها در حال پیشبرد یک سیاست مثبت برای صنعت هستند، بله، اما برخی از نمایندگان در آنجا مشکلات شخصی دارند و ترامپ را متوقف کردهاند.
من آخرین خبرها را دیدم، به نظر میرسد فردا ترامپ با برخی از سناتورها گفتوگو خواهد کرد، نمیدانم آیا او مایل است این سازشها را انجام دهد یا نه، چپ و راست اخیراً در مورد این موضوع تمایلی به سازش ندارند. اما در نهایت، این یک تبادل منافع است: اگر پیشرفتهایی برای صنعت واقعاً خوب باشد و با منافع کلی ایالات متحده همخوانی داشته باشد، در یک نقطه من معتقدم که هنوز میتواند پیش برود، فقط اخیراً در پیشبرد قوانین برخی موانع وجود داشته است.
پانزدهم، چشمانداز نیمه دوم سال: نه به سختی نیمه اول، موقعیت یعنی دیدگاه
آقای Z: در نهایت، آیا TALK شما نکتهای برای گفتن به بینندگان دارید؟ در این بازار نسبتاً خطرناک و نامشخص، مردم باید چگونه عمل کنند؟
سرمایهگذار TALK: من واقعاً فکر نمیکنم که بازار خیلی خطرناک باشد. وقتی ما در ابتدا صحبت کردیم، من یک سوال دیدم که در 6 تا 12 ماه آینده چگونه میبینید، من نسبت به نیمه دوم سال خیلی بدبین نیستم. اگر به افزایش شاخصها نگاه کنید، بهویژه QQQ، از بالاترین نقطه در اواخر اکتبر سال گذشته تا کنون تنها 7%، 8% افزایش یافته است، ممکن است 10% باشد، حداکثر کمتر از 10%؛ در هشت یا نه ماه تنها 10% افزایش یافته است، آیا میتوان گفت که احساسات بازار خیلی بالا است؟ در واقع، نه. اما ما شاهد بسیاری از تحققهای AI هستیم، اصول بنیادی تحققهای AI امسال نسبت به سال گذشته بسیار بهتر و واضحتر شده است و مسیر نیز بسیار واضحتر شده است.
فقط بازار تحت تأثیر کل بخش سختافزار، تراشهها و ارتباطات نوری قرار دارد، زیرا تمرکز بر روی آنها است، اصلاح در آنها است و افزایش نیز در آنها است، بنابراین به نظر میرسد که بازار به سمت بازار خرسی میرود. اما اگر یک قدم به عقب برگردید، در واقع روند QQQ در این مدت در حال تثبیت در سطوح بالا است، هیچ چیزی اتفاق نیفتاده است.
بنابراین از نظر سختی، نیمه دوم سال ممکن است سختتر از نیمه اول نباشد، زیرا نیمه اول در نهایت یک رویداد جنگی داشت، عدم قطعیت بسیار بالایی وجود داشت و بسیاری از مردم در آن زمان بسیار وحشتزده بودند. نیمه دوم البته هنوز ریسکهایی خواهد داشت، در بازار سهام همیشه داستانها و ریسکها وجود دارد: ممکن است از ماکرو ناشی شود، ممکن است از فدرال رزرو ناشی شود، ممکن است از دو شرکت فناوری دیگر، دو شرکت مدلسازی ناشی شود، از جمله عرضه SpaceX: هنوز بهطور کامل از بازار خونکشی نکرده است، زیرا آزادسازیها هنوز بهطور کامل آزاد نشدهاند، اکنون فقط مرحله اول آزاد شده است.
اما من فکر میکنم که بهطور کلی موقعیتها کمی متوازنتر باشند، نباید خیلی متمرکز بر روی سختافزار باشند، برخی از فناوریهای بزرگ را در نظر بگیرید، در حالی که اصول بنیادی سختافزار همچنان در حال تحقق است، در این شرایط یک موقعیت متوازن کافی است. من فکر نمیکنم که در زمان فعلی ریسک قابل توجهی برای کاهش شدید موقعیتها وجود داشته باشد. اگر در نیمه اول پولی به دست آوردهاید، فقط موقعیتها را متوازن کنید. من هنوز به تحقق AI امیدوارم.
آقای Z: یا بگویم که من به یک روش دیگر سؤال کنم: Alpha کجاست؟
سرمایهگذار TALK: من همیشه میگویم، موقعیت یعنی دیدگاه. چیدمان من فناوریهای بزرگ است و در واقع موقعیت فناوریهای بزرگ زیادی دارم، روش متوازن کردن این است که مقداری در بخش پزشکی اضافه کنم. AI نمیتواند یک خط مستقیم باشد، اگر AI اصلاح شود، بخش پزشکی تحت تأثیر قرار نخواهد گرفت، GE که قبلاً صحبت کردیم نیز تحت تأثیر قرار نخواهد گرفت. بنابراین از نظر چیدمان بخشها و موقعیتها، برخی از چیدمانهای AI را متنوع کنید، اما هنوز میتوانید در داراییهای مرتبط با AI موقعیتهای نسبتاً بزرگی داشته باشید، زیرا رشد EPS کلی هنوز از سختافزار AI ناشی میشود. بنابراین من فکر میکنم که موقعیت یعنی دیدگاه.
آقای Z و ویکتور: بسیار متشکرم از سرمایهگذار TALK که امروز در 168X نزدیک به یک ساعت به ما اطلاعات مفیدی داد و همچنین از هر یک از شنوندگان که تا اینجا گوش دادهاند، سپاسگزاریم. اگر از این قسمت محتوا لذت بردید، لطفاً 168X را در X و YouTube دنبال کنید و برنامه را با دوستان بیشتری که به AI، بازار سهام آمریکا و فناوری علاقهمند هستند، به اشتراک بگذارید. تا قسمت بعدی خداحافظ!
سلب مسئولیت: این محتوا صرفاً برای اطلاعرسانی عمومی و برندینگ ارائه شده و به منزله مشاوره مالی، سرمایهگذاری، حقوقی یا مالیاتی تلقی نمیگردد. هیچیک از رویدادها، جوایز، رویدادهای آنلاین یا اطلاعات مرتبط ذکرشده در اینجا نباید بهعنوان توصیه، درخواست یا دعوت برای خرید، فروش، معامله یا هرگونه اقدام دیگر در رابطه با داراییهای رمزارزی یا استفاده از خدمات تلقی شوند. داراییهای رمزارزی با نوسانات بالایی همراه بوده و ممکن است منجر به زیان شوند. خدمات WEEX و رویدادهای آنلاین ممکن است در تمام مناطق در دسترس نبوده و مشمول قوانین، مقررات و شرایط احراز صلاحیت مربوطه هستند. شما مسئول رعایت قوانین محلی در استفاده از خدمات WEEX هستید و باید پیش از انجام هرگونه فعالیت مرتبط با ارزهای دیجیتال، ریسکهای آن را بهدقت بررسی کنید.
ممکن است شما نیز علاقهمند باشید

IOSG: تحلیل جامع L2 خودساخته Robinhood، از راهاندازی سرد Meme تا تحقق RWA

اخبار مهم شب گذشته و صبح امروز (20 تا 21 تیر)

کاردانو هارد فورک ون راسوم را فعال کرده و حکمرانی شبکه را گسترش میدهد

حفاظت از زیرساختهای اجتماعی با بازیها: خط مقدم DX در برق و شهرداریها|WebX2026

گلدمن ساکس: تورم آمریکا از حالت موضعی به حالت عمومی گسترش مییابد، اما هنوز به سطح بحران 2022 نرسیده است

بیتکوین، در محدودهای ثابت، آیا نشانهای از جمعآوری است؟… توجه به ورود ETF و تنظیم مقررات توسط Crypto.com

بانک کره جنوبی، مرحله دوم آزمایش CBDC را در سپتامبر آغاز میکند! هدفگذاری برای ۵۰۰ هزار کاربر

کوین بیس از قانون CLARITY سختگیرانهتر حمایت میکند در حالی که نبرد اخلاقی ترامپ عمیقتر میشود

کارتهای پوکمون به تب در پلتفرمهای شرطبندی کریپتو تبدیل شدهاند

داش و خودکفایی مالی: آینده آزادی مالی

هدف عملیات Decrypted میگوید که رمز عبور کیف پول بیتکوین را با دیگران به اشتراک گذاشته و پس از حمله به کارگزاری بهطور ناعادلانه دستگیر شده است

ترامپ محدودیتهای هوش مصنوعی چین را پس از برتری Kimi K3 در آزمون کدنویسی احیا میکند

Ckpool آزمایش Stratum V2 را انجام میدهد، اما هشدار میدهد که برای استخراج بیتکوین به صورت انفرادی مناسب نیست

آیا شرکتها از انباشت بیتکوین دست خواهند کشید؟ این شاخص استراتژی یک علامت هشدار است

بلک راک تریلیونها: افسانه رکورد و محاصره کنترل مالی

رکورد بیسابقه برای جام جهانی: ۵.۷ میلیارد دلار شرطبندی بر روی کالشی و پولیمارکت

اندی برنهم به عنوان نخستوزیر بریتانیا سوگند یاد کرد... "مدل اقتصادی جدیدی برای پایان دادن به بیثباتی سیاسی"

آوه انتخاب زنجیره لینک CCIP به عنوان استاندارد پیشفرض برای انتقالات sGHO بین زنجیرهای

بریتانیا: اندی برنهام، نخستوزیر «معتقد» به ارزهای دیجیتال در آستانه داونینگ استریت

چه کسی در وب 2.5 ارزش را به دست میآورد؟

گزارش درآمد تسلا توجهها را به خزانه ۱۱,۵۰۹ BTC جلب میکند

آیا شیبا اینو (SHIB) مرده است؟ دادههای زنجیرهای واقعیت غمانگیزی را نشان میدهد

چرا بورس آمریکا اغلب در زمان انتخابات میاندورهای کاهش مییابد

پیشنهاد BIP-361 بیتکوین امنیت کوانتومی را دوباره در دستور کار قرار میدهد

تأسیس Skyfall AI توسط تیم سابق مایکروسافت برای آزمایش مدل «مدیرعامل هوش مصنوعی» با سرمایهگذاری ۱۰۰ هزار دلاری

رئیس فدرال که مالک ارزهای دیجیتال بود، به تازگی نجات آن را رد کرد

اروپا سهام ممتاز پشتیبانیشده با بیتکوین را دریافت میکند در حالی که تقاضای خزانهداری گسترش مییابد

بورس: پس از شوق هوش مصنوعی، KOSPI سقوط کرده و زنگ خطر را در بازارها به صدا درآورده است

سپرده توکن شده چیست؟ پول بانک به زنجیره میرود









