مصاحبه جدید سم آلتمن: در زمانی که همه چیز به طور نمایی در حال تغییر است، چه نوع ذهنیتی و قضاوتی باید داشته باشید
ابزارها به سرعت در حال پیشرفت هستند و تنها با تفکر خارج از چارچوبهای قدیمی میتوان با عصر تغییرات نمایی سازگار شد.
آیا تا به حال فکر کردهاید که یک استارتاپ که تنها دو هفته از تأسیس آن میگذرد، میتواند مجموعهای کامل از نرمافزارهای اداری اصلی را دوباره طراحی کند، از جمله مستندات، جداول و ارائهها، همه چیز را با محوریت هوش مصنوعی بازطراحی کند؟ این چیزی نیست که من اختراع کرده باشم، بلکه سم آلتمن (همبنیانگذار و مدیرعامل OpenAI) اخیراً در یک مصاحبه به آن اشاره کرده است که او به تازگی با چنین شرکتی ملاقات کرده است. ده سال پیش، میتوانستید تقریباً پیشبینی کنید که یک استارتاپ ده هفتهای چه شکلی خواهد داشت. اکنون اگر یک استارتاپ ده هفتهای هنوز به شکل ده سال پیش باشد، به نوعی نشاندهنده این است که آنها از قافله عقب ماندهاند.
این مصاحبه اطلاعات زیادی را در بر داشت، درباره استارتاپها، درباره اینکه OpenAI در این سالها چگونه پیشرفت کرده و همچنین درباره اینکه او چگونه فشار را مدیریت میکند و چگونه تصمیمگیری میکند. من چند بخش از آن را که برایم جالب بود، جمعآوری کردهام و با بسیاری از تفکرات خودم نوشتهام تا به شما نشان دهم.
بیشتر مردم هنوز در حال انتخاب جنگهای آسان هستند
آلتمن گفت که این زمان بسیار جالب است، هزینهها به سرعت در حال کاهش هستند و زمان انجام کارها به سرعت کوتاهتر میشود، و این دقیقاً زمانی است که استارتاپها بیشترین مزیت را دارند. این اتفاق در بسیاری از زمینهها در حال رخ دادن است و به طور منطقی باید بهترین دوران برای راهاندازی استارتاپها باشد. اما او یک پدیده متناقض را مشاهده کرده است، اینکه بیشتر استارتاپها هنوز در حال انجام همان کار هستند، یعنی ایجاد عاملهای هوش مصنوعی برای یک صنعت خاص. این مسیر ممکن است موفق باشد و حتی میتواند بسیار سودآور باشد، اما به احتمال زیاد به عنوان شرکتی که واقعاً در این دوران به یاد سپرده میشود، شناخته نخواهد شد.
جملهای که او بعداً گفت برایم بسیار معنادار بود، با وجود اینکه ابزارها کاملاً تغییر کردهاند و توانایی مدلها همچنان در حال افزایش است، اما مردم هنوز خیلی جرات نمیکنند که واقعاً روی چیزی که اکنون ممکن نیست، اما دو سال دیگر ممکن خواهد بود، شرطبندی کنند. او گفت که این وسوسه بسیار بزرگ است، اینکه مستقیماً از عاملهای امروز برای حل مشکلاتی که میتوانند حل شوند استفاده کنید، که همه میتوانند آن را درک کنند، اما این راهی نیست که او انتخاب کند.
من خودم فکر کردم که این در واقع یک مسئله صبر و ایمان است. تمایل به سرمایهگذاری برای چیزی که اکنون هنوز ممکن نیست، در واقع شرطبندی بر این است که مدلها همچنان قویتر خواهند شد و شرطبندی بر این است که جهتگیری خود را درست تشخیص دادهاید. بیشتر مردم نمیتوانند این کار را انجام دهند، نه به این دلیل که روندها را نمیفهمند، بلکه به این دلیل که نمیتوانند در برابر نیاز به دیدن بازده در حال حاضر مقاومت کنند.
باور به رشد نمایی بسیار دشوارتر از آنچه به نظر میرسد
آلتمن به یک روشی که همیشه از آن استفاده میکند اشاره کرد، هر بار که با یک فرد جدید آشنا میشود، او در ذهنش یک مختصات برای آن فرد ترسیم میکند و قضاوت میکند که آن فرد اکنون در چه موقعیتی قرار دارد، و در دیدار بعدی، میبیند که آن فرد چقدر جلو رفته و چقدر سریع حرکت کرده است. او گفت که این با نحوه قضاوت او درباره پیشرفت توانایی مدلها همان نوع ایمان بنیادی است، به عبارت دیگر، او به رشد نمایی بسیار اعتماد دارد، چه این رشد در یک فرد، یک شرکت یا یک مدل باشد.
او گفت اگر هنوز به کارآفرینان مشاوره میدهد، این یکی از مهمترین چیزهایی است که میخواهد طرف مقابل واقعاً درک کند. و او گفت که دلیل اینکه این موضوع به طور عمومی پذیرفته نمیشود، این است که خود بازار هنوز با این واقعیت که توانایی مدلها به طور مداوم به صورت نمایی پیشرفت میکند، سازگار نشده است، بنابراین شروع به انجام پروژههایی که نیاز به مدلهای هوشمندتر و ارزانتر دارند، کاملاً منطقی است.
من فکر میکنم این بخش بسیار ارزشمند است. باور به اینکه یک منحنی همیشه به سمت بالا خواهد رفت، به نظر یک اصل ساده میآید، اما واقعاً اگر بخواهید تمام تصمیمگیری خود را بر اساس این ایمان قرار دهید، به شجاعت بیشتری از آنچه که تصور میشود نیاز دارید. بیشتر مردم درک نادرستی از رشد نمایی دارند، یا اینکه انباشت چند سال اول را دست کم میگیرند، یا در دورهای که سریعترین صعود را دارد، شروع به شک کردن میکنند که آیا این روند قرار است متوقف شود یا خیر.
تحمل هرج و مرج تنها با تجربه ممکن است
یک بخش که به شدت در ذهنم مانده است، آلتمن گفت که مهم نیست یک فرد چقدر در ذهنش منطقی باشد، برخی از تواناییها تنها با تکرار تجربه ممکن است به دست آید، عمل در هرج و مرج و سپس اعتماد به اینکه در نهایت میتواند آن را حل کند، این کار جان شما را نمیگیرد، اگرچه اکنون نمیدانید چگونه حل کنید، اما در نهایت حل خواهد شد. او گفت که این چیزی است که تنها میتوان آموخت و نمیتوان آموزش داد، و او معتقد است که این بزرگترین نقطه ضعف بسیاری از بنیانگذاران جوان است، زیرا آنها هرگز تجربهای از همزیستی آرام با هرج و مرج نداشتهاند.
او همچنین یک تشبیه بسیار صریح بیان کرد، وقتی برای اولین بار با یک موضوعی که ممکن است باعث نابودی شرکت شود مواجه میشوید، احساس میکنید که دنیا به پایان رسیده است، اما وقتی از دهمین بار عبور کردید، متوجه میشوید که من از نه بار قبلی عبور کردهام، این بار احتمالاً آنقدر هم بد نیست. او بعداً به این نتیجه رسید که اتفاقات بد به طور مداوم رخ خواهند داد، به جای اینکه با آنها مقابله کنید، بهتر است این فرآیند ناخوشایند را بپذیرید. او گفت که بیشتر مردم فکر میکنند که تجربههای بد معکوس تجربههای خوب هستند، در حالی که در واقع، معکوس تجربههای بد، عدم تجربه است و در آینده نزدیک، شما به هر حال وارد مرحلهای خواهید شد که هیچ نوسانی وجود ندارد، بنابراین حتی تجربههای بد نیز شایسته قدردانی هستند.
این جمله مرا به فکر واداشت. ما خیلی عادت کردهایم که درد را به عنوان چیزی که باید از آن دوری کرد، ببینیم، اما اگر معکوس آن اصلاً راحتی نباشد، بلکه خنثی و بیاحساس باشد، پس تحمل هرج و مرج به نظر میرسد که نه تنها یک هزینه است، بلکه بخشی از زندگی است.
یک شرکت قابل اعتماد چه وعدهای به جهان میدهد
آلتمن در مورد مأموریت صحبت کرد و به یک موضوعی که برایش مهم است اشاره کرد، او یکی از بزرگترین نگرانیهای خود در مورد خطرات هوش مصنوعی را این میداند که یک گروه کوچک یا یک شرکت فکر کنند که باید بر کل جهان تسلط پیدا کنند، او این را «استبداد هوش مصنوعی» مینامد. بنابراین هدف OpenAI این است که هوش به شدت فراوان و ارزان شود و در دست همه قرار گیرد، نه اینکه در دستان معدودی باشد. او بهویژه تأکید کرد که آنها قصد ندارند خودشان هر محصولی را در هر حوزهای بسازند، بلکه میخواهند تواناییهای بنیادی هوش را به خوبی انجام دهند و بگذارند که کل اکوسیستم اقتصادی بر اساس این زیرساخت خود را توسعه دهد.
یک بخش که برایم بسیار جالب بود، او گفت که چیزهایی که برای ایجاد هوش فراوان لازم است، مانند تراشهها، انرژی، مراکز داده و رباتها، دقیقاً همان چیزهایی هستند که بعد از اینکه هوش واقعاً فراوان شد، انسانها به شدت به آنها نیاز خواهند داشت. حتی اگر ایدهها و خلاقیتها بیارزش شوند، ما هنوز در یک دنیای فیزیکی زندگی میکنیم و هنوز به چیزهایی نیاز داریم که واقعاً ساخته شوند. بنابراین انرژی و رباتها نه تنها سنگپایهای برای رسیدن به آن هدف هستند، بلکه چیزهایی هستند که بلافاصله پس از آن به آنها نیاز خواهیم داشت.
وقتی این بخش را خواندم، اولین واکنش من این بود که این منطق بسیار ساده است، در نهایت، مهم نیست که چقدر چیزها هوشمند هستند، برای اینکه چیزی در واقعیت اتفاق بیفتد، باید کسی آن مواد را جابجا کند. اما با دقت فکر کردن، این همچنین به ما یادآوری میکند که نباید هوش را بیش از حد انتزاعی تصور کنیم، هر مدلی که قوی باشد، در نهایت باید به یک سری زیرساختهای فیزیکی سنگین و خاص تکیه کند.
اختراع شرکت مهمتر از بسیاری از تکنولوژیهاست
آلتمن در مورد تفکرات دوران کودکیاش صحبت کرد، او همیشه به انقلاب صنعتی کنجکاو بود، اینکه یک سری تکنولوژی به طور تصادفی در یک دوره زمانی مشابه ظهور کردند و به طور مشابه گسترش یافتند، او همیشه در فکر این بود که کدام تکنولوژی واقعاً کلیدی است. او گفت که با دیدگاه امروزی به گذشته نگاه کند، او معتقد است که اختراع واقعی و کلیدی در واقع شرکتهای سهامی است. قبل از آن، تجارت بر اساس اعتماد بین افراد بود، یک سری کسبوکار خانوادگی وجود داشت و مفهوم سهامدار وجود نداشت. پس از ظهور شرکتهای سهامی، دولتهای ملی به این موجودیت جدید یک جایگاه بیسابقه دادند، نه اینکه به آن قدرت دولتی بدهند، بلکه قدرتی فراتر از فرد به آن اعطا کردند، که میتواند سرمایه را جمعآوری کند، کارهای بسیار پرخطر و بسیار سفتهبازانه انجام دهد و به شرکتهای مختلف اجازه دهد در مراحل مختلف تخصص پیدا کنند و با یکدیگر همکاری کنند.
او به یک نموداری اشاره کرد که من بسیار میخواهم آن را بررسی کنم، نمودار کاهش نسبت جمعیت بسیار فقیر در تاریخ بشر، نمودار کاهش نرخ مرگ و میر نوزادان، اگر تاریخ بشر را به طور کلی بکشید و زمان اختراع شرکتهای سهامی را علامتگذاری کنید، شکل نمودار بعد از آن به وضوح متفاوت خواهد بود. او گفت که این یک عملکرد فوقالعاده غیرمعمول از سرمایهداری در جامعه بشری است.
من فکر میکنم این بخش به شدت افکار من را باز کرد. وقتی ما معمولاً درباره استارتاپها صحبت میکنیم، همیشه درباره محصولات، تأمین مالی و رشد صحبت میکنیم و به ندرت یک قدم به عقب برمیگردیم و به خود شکل سازمانی شرکت فکر میکنیم، که در واقع یک اختراع است که منافع یک گروه بزرگ از افراد را به هم پیوند میدهد. به این ترتیب، کارآفرینی در واقع استفاده از این اختراع است و سپس افزودن چیزهای خودتان به آن.
فقط به چند چیز اعتماد کنید و بقیه را انعطافپذیر نگه دارید
در مورد چگونگی برنامهریزی بلندمدت، آلتمن گفت که او واقعاً عادت ندارد که از آینده به حال برگردد، روش مورد علاقه او این است که ابتدا چند جهت را که به آنها ایمان دارد، مشخص کند و سپس از این زمان به جلو به تدریج پیش برود و فکر کند که اکنون چه کاری میتواند انجام دهد، چه کاری میتواند در سال جاری انجام دهد، و فقط در موارد نادر به برنامهریزی برای پنج یا ده سال آینده میپردازد. او گفت که افراد زیادی را دیده است که به آینده با یک دسته از اعتقادات نگاه میکنند و در نتیجه توسط جهانبینی ثابت خود محدود میشوند، شما میتوانید ببینید که برخی از شرکتهای فضایی ناگهان به سمت هوش مصنوعی تغییر مسیر میدهند، این نوعی از وضعیت است. روش واقعی و مفید این است که فقط به چند چیز عمیقاً باور داشته باشید و بقیه را انعطافپذیر نگه دارید و هسته اصلی را محکم نگه دارید.
او به یک دوستش اشاره کرد که ارزشهای اصلی شرکتش به نام «مسیر کلیدی» است، به این معنی که همیشه بر روی بزرگترین مانع پیش روی خود تمرکز کنید، آن را بردارید و سپس به دنبال مانع بعدی بروید و این عمل را به طور مداوم تکرار کنید. او گفت که در این سالها به خوبی میداند که مسیر کلیدی زندگیاش این است که هوش را فراوان کند، به شرطی که نوعی تمرکز قدرت عجیب به وجود نیاید، او معتقد است که این امر باعث رونق عظیمی خواهد شد. او گفت که به ندرت تحت تأثیر افکار دیگر قرار میگیرد و به ندرت فکر میکند که آیا باید هدف خود را تغییر دهد، اما اخیراً برای اولین بار به طور جدی فکر کرده است که اگر واقعاً به زودی هوش فوقالعادهای ایجاد شود، قدم بعدی چه باید باشد.
وقتی به اینجا رسیدم، احساس کردم که یک فرد میتواند سالها فقط بر روی یک مسیر کلیدی تمرکز کند و در میانه راه تقریباً تحت تأثیر فرصتهای دیگر قرار نگیرد، خود این موضوع از هر روش برنامهریزی دشوارتر است. در نهایت، آنچه که در برنامهریزی اهمیت دارد، نه دقت در محاسبات، بلکه این است که آیا میتوانید به مدت طولانی فقط به چند چیز اعتماد کنید و بقیه نویزها را فیلتر کنید.
آیا جرات دارید در حالت مرزی سوار هواپیما شوید
آلتمن به یک اصل که همیشه به آن اعتقاد دارد اشاره کرد، در حالت مرزی که کمی خطرناک است، باید سوار هواپیما شوید. او داستانی از زمانی که ChatGPT تازه منتشر شده بود را تعریف کرد، در آن زمان رهبران کشورهای مختلف بسیار نگران بودند و برخی شک داشتند که آیا این چیز قرار است از کنترل خارج شود یا خیر، او احساس میکرد که طوفانی در حال شکلگیری است. بنابراین او به توصیه برایان چسکی (همبنیانگذار Airbnb) تصمیم گرفت که در مدت زمان کوتاهی به شدت سفر کند، در حالی که چسکی خود سفرهایی به همین اندازه انجام داده بود، آنها به ۲۸ کشور در ۳۵ روز سفر کردند. او گفت که تقریباً در هواپیما زندگی میکرد، آن تجربه بسیار عجیب بود، اگرچه نشستن راحت بود، اما سفر به خودی خود هنوز بسیار خستهکننده است، اختلاف ساعت، تخت خودتان، دفتر خودتان، همه اینها را دلتنگ میشوید.
او همچنین یک معیار جالب برای تشخیص اینکه یک چیز یک روند واقعی است یا یک روند کاذب مطرح کرد. روند کاذب به این شکل است که عدهای آن را بسیار داغ میکنند، اما افرادی که واقعاً آن را خریداری کردهاند بعد از مدتی از آن خوششان نمیآید و زندگیشان را حول آن طراحی نمیکنند، و در نهایت آن چیز به گرد و غبار مینشیند. او از VR به عنوان مثال استفاده کرد. روند واقعی به این شکل است که آن چیز به طور مداوم در زندگی روزمره شما ظاهر میشود، مانند ChatGPT که او تقریباً هر روز از آن استفاده میکند، گاهی سه ساعت در روز و گاهی تقریباً هیچ استفادهای نمیکند، اما همیشه بخشی از زندگیاش است. او گفت که این روش تشخیص را بعد از مشاهده تعداد زیادی از استارتاپها در YC (Y Combinator) به دست آورده است و اگر کسی بخواهد زمان صرف کند تا این دادهها را تحلیل کند، میتواند چیزهای زیادی را تشخیص دهد.
من این روش تشخیص روندهای واقعی و کاذب را بسیار دوست دارم، زیرا به اندازه کافی ساده است و نیازی به مشاهده منحنیهای پیچیده رشد ندارد. فقط یک سوال میپرسد: آیا این چیز به آرامی در ریتم روزمره شما جا افتاده است یا فقط شما را برای مدتی هیجانزده کرده و سپس کنار گذاشتهاید؟
خواستن به طور فعال گاهی واقعاً میتواند چیزهای غیرممکن را به دست آورد
آلتمان مثال Codex (برنامه عامل برنامهنویسی OpenAI) را مطرح کرد و گفت که این یکی از تجربیات به یاد ماندنی او در خواستن به طور فعال بود. در آن زمان آنها در زمینه برنامهنویسی به وضوح از Claude Code (محصول عامل برنامهنویسی Anthropic) عقب بودند. طبق معمول، در چنین شرایطی، تلاش برای بازگشت به یک دسته محصول که دیگران در آن پیشتاز هستند، به طور کلی غیرممکن به نظر میرسد و بیشتر افراد این را میپذیرند و به سمت یک جهت دیگر میروند. اما آنها احساس کردند که این موضوع بسیار مهم است و نمیتوانند به راحتی از آن صرفنظر کنند، بنابراین یک تیم را پیدا کردند و این مأموریت تقریباً غیرممکن را به آنها سپردند. نتیجه این بود که این تیم موفق به دستیابی به نتایجی شد که در تاریخ تجارت نادر است و اکنون در میان بهترین برنامهنویسان، این محصول به عنوان پرکاربردترین ابزار برنامهنویسی شناخته میشود.
او به طور مستقیم گفت که اگر در آن زمان به طور فعال درخواست نمیکردند و این مأموریت تقریباً غیرممکن را به تیم نمیسپردند، هیچکدام از اینها اتفاق نمیافتاد. توضیح خودش این بود که برنامهنویسی برای RSI (بهبود خودبازگشتی) بسیار مهم است، و به هیچ وجه نمیتوانستند خود را متقاعد کنند که از این مسیر صرفنظر کنند.
وقتی این بخش را خواندم، فکر کردم که خواستن به طور فعال یک موضوع ساده به نظر میرسد، اما در واقع در برابر یک پیشفرض اجتماعی بسیار قوی قرار دارد. همه فرض میکنند که برنده مشخص شده است و تلاش برای تصاحب آن به طور حتم شکست خواهد خورد. اما آنچه آلتمان انجام داد، در واقع رد کردن این پیشفرض بود، ابتدا فرض کرد که ممکن است و سپس امتحان کرد.
پروژههایی که باید حذف شوند تیمهایی که باید دوباره شروع کنند
در مصاحبه به یک سوال بسیار دردناک پرداخته شد: وقتی یک پروژه بیش از یک سال سرمایهگذاری شده، هزینههای زیادی صرف شده، محاسبات زیادی انجام شده و بسیاری از افراد زحمت کشیدهاند، و کاربران نیز از آن استفاده میکنند و آن را دوست دارند، اما باید آن را متوقف کرد، این تصمیم چگونه گرفته میشود؟ آلتمان گفت که این موضوع به سادگی در یک جلسه مشخص نمیشود، بلکه بیشتر شبیه یک آگاهی تدریجی است که به تدریج متوجه میشوید که این محاسبات، این افراد و این جهت محصول در جای دیگری میتواند ارزش بیشتری ایجاد کند و سپس باید این تصمیم دردناک را بگیرید.
او دو مثال زد: وقتی GPT-3 (مدل زبانی اولیه OpenAI) واقعاً به کار افتاد، آنها پروژه رباتیک هیجانانگیز آن زمان را متوقف کردند و تمام منابع را به این سمت متمرکز کردند. اخیراً پس از اینکه عامل برنامهنویسی واقعاً به کار افتاد، آنها همچنین Sora (محصول تولید ویدیو OpenAI) و مرورگر را که هر دو به شدت مورد توجه قرار گرفته بودند، متوقف کردند و تمام تلاش خود را به برنامهنویسی معطوف کردند. او گفت که این به این معنا نیست که Sora عملکرد بدی داشت، اگر ادامه میدادند، میتوانست به موفقیت برسد، اما صرف منابع و انرژی در عامل برنامهنویسی در آن زمان مهمتر بود.
در مورد چگونگی پذیرش این تغییر توسط تیم، او گفت که همه در واقع مأموریت را درک میکنند و این انتخابها را درک میکنند، حتی اگر در آن لحظه سخت باشد، تیم به خوبی میداند که چرا باید این کار را انجام دهد. برخی ممکن است ناراحت شوند، اما بیشتر افراد میگویند که من میفهمم چرا باید این کار را انجام دهیم و این برای مأموریت درست است.
من فکر میکنم سختترین بخش این نیست که تصمیم بگیرید، بلکه این است که چگونه به یک گروه از افرادی که یک سال زحمت کشیدهاند، دوباره باور دهید که کار بعدی نیز ارزش تمام تلاش را دارد. این نیاز به قضاوت و همچنین توانایی ارتباط و رهبری تیم دارد.
فقط در زمینههای خودتان تلاش کنید و بقیه را به افراد درست بسپارید
وقتی درباره چگونگی بهتر شدن در یک موضوع صحبت میکردند، آلتمان مثال Johnny Ive (مدیر طراحی سابق اپل) را مطرح کرد و گفت که او از Johnny مهمترین درس را آموخته است: طراحی واقعی بیشتر در درک عمیق مشکل نهفته است، نه اینکه به سرعت به راهحلی برسید. اگر خیلی عجله کنید که به پاسخ برسید یا خیلی زود خود را در یک راهحل قفل کنید، معمولاً نتیجه خوبی نخواهید گرفت.
او همچنین به صراحت اعتراف کرد که در زمینه محصول چندان قوی نیست و با این نظر که فقط باید افرادی را استخدام کنید که در زمینههای عمیق خود متخصص هستند، موافق نیست. او گفت که او نیز به طور کامل طراحی را نمیفهمد، اما به محض اینکه با Johnny سی دقیقه صحبت کند، میتواند بفهمد که این فرد واقعاً با استعداد است. اصل او این است که به جای اینکه خود را مجبور کند تا نقاط ضعف ذاتی خود را جبران کند، بهتر است تمام تلاش خود را بر روی نقاط قوت خود متمرکز کند و آنها را تقویت کند.
یک جزئیات نسبتاً شخصی نیز وجود دارد، او اشاره کرد که در زمان کار بر روی Sora، برای درک تجربه محصول، عمداً خود را به استفاده از TikTok معتاد کرد. در ابتدا فقط میخواست یاد بگیرد، اما بعداً متوجه شد که واقعاً آن را دوست دارد. از ده دقیقه قبل از خواب به یک ساعت و سپس به سه ساعت در روز شنبه روی مبل تبدیل شد. او گفت که این احساس مانند لذت آنی است، اما به وضوح میداند که این چیز برای او خوب نیست. بعداً او بیشتر اعلانهای برنامهها را خاموش کرد، حتی اعلانهای برنامههای پیامرسان را نیز خاموش کرد و TikTok را حذف کرد، زیرا احساس کرد که این چیز برای او بسیار قدرتمند است و نمیتواند کنترلش کند.
وقتی این بخش را خواندم، بسیار شگفتزده شدم که فردی که هر روز در حال ساخت محصولات هوش مصنوعی قویتر است، نیز میتواند تحت تأثیر این نوع محصولات قرار گیرد و باید از روشهای ابتدایی استفاده کند، مانند خاموش کردن اعلانها و حذف برنامهها، تا به حالت عادی برگردد. این به من یادآوری کرد که قضاوت یک چیز نیست که یک بار ساخته شود و برای همیشه باقی بماند، بلکه نیاز به مدیریت مداوم خود دارد، حتی برای کسانی که بیشتر از همه این منطق طراحی محصول را درک میکنند.
تفکر شخصی من
در طول این مصاحبه، احساس میکنم که آنچه در تمام این مدت وجود دارد، در واقع یک نوع نگرش در برابر عدم قطعیت است. به رشد مداوم اعتقاد داشته باشید، تا زمانی که هرج و مرج را تحمل کنید تا زمانی که دیگر ترسناک نباشد، فقط بر روی چند چیز که به آنها ایمان دارید، تمرکز کنید، اگر باید چیزی بخواهید، بخواهید و اگر باید رها کنید، رها کنید و تمام تلاش خود را بر روی نقاط قوت واقعی خود بگذارید. این اصول به تنهایی جدید نیستند، اما دشوار است که در محیطی که همه فرضیات در حال زیر و رو شدن هستند، بتوانید همزمان این چند کار را انجام دهید.
آلتمان در پایان جملهای گفت که برایم بسیار به یاد ماندنی بود. او گفت که اکنون بیشتر استارتاپها تقریباً شبیه به ده سال پیش هستند، زیرا آن روشهای به اصطلاح درست به همین شکل آموزش داده شدهاند. در بهترین حالت، فقط یک اصطلاح جدید به کار رفته و گفته میشود که باید افراد کمتری استخدام کنید و بیشتر بر روی توکنها هزینه کنید، اما این به هیچ وجه کافی نیست. من فکر میکنم این جمله در واقع یک یادآوری برای همه است، ابزارها به طور کامل تغییر کردهاند، اگر روشهای تفکر هنوز در همان سیستم قدیمی باقی بمانند، پس هرچقدر هم که در ظاهر رادیکال به نظر برسند، آنچه تولید میشود به احتمال زیاد همچنان قدیمی خواهد بود.
سلب مسئولیت: این محتوا صرفاً برای اطلاعرسانی عمومی و برندینگ ارائه شده و به منزله مشاوره مالی، سرمایهگذاری، حقوقی یا مالیاتی تلقی نمیگردد. هیچیک از رویدادها، جوایز، رویدادهای آنلاین یا اطلاعات مرتبط ذکرشده در اینجا نباید بهعنوان توصیه، درخواست یا دعوت برای خرید، فروش، معامله یا هرگونه اقدام دیگر در رابطه با داراییهای رمزارزی یا استفاده از خدمات تلقی شوند. داراییهای رمزارزی با نوسانات بالایی همراه بوده و ممکن است منجر به زیان شوند. خدمات WEEX و رویدادهای آنلاین ممکن است در تمام مناطق در دسترس نبوده و مشمول قوانین، مقررات و شرایط احراز صلاحیت مربوطه هستند. شما مسئول رعایت قوانین محلی در استفاده از خدمات WEEX هستید و باید پیش از انجام هرگونه فعالیت مرتبط با ارزهای دیجیتال، ریسکهای آن را بهدقت بررسی کنید.
ممکن است شما نیز علاقهمند باشید

پایان دوره انتقال MiCA اتحادیه اروپا، فشار خروج برای بسیاری از ارائهدهندگان خدمات رمزارز؟ در این مقاله با MiCA آشنا شوید

فشار اوراق قرضه آمریکا بر واش: فقط اظهارات تند کافی نیست، بازار به افزایش نرخ بهره نیاز دارد

پروپایندر ابزار مقایسه رایگان شرکتهای معاملاتی را برای چالشهای تجاری راهاندازی کرد

نزدیک به 90 درصد از وجوه دزدیده شده قابل بازگشت نیست: هدف حملات وب 3 در نیمه اول 2026 از "کد" به "انسان" تغییر میکند

آخرین پیشبینیها را میدانیم. آیا در آستانه سختترین زمستان تاریخ ارزهای دیجیتال هستیم؟

آینده اتریوم در سال 2030 چگونه خواهد بود؟

گزارش جدید HTX Research | از زنجیرهسازی داراییها تا زنجیرهسازی جریان نقدی: RWA و DeFi وارد نیمه دوم «مالی قابل برنامهریزی» میشوند

ملاقات مرموز در دبی. پریمیسلاو کرال شاهد کلیدی خواهد بود؟ دادستانی هیأتی را اعزام کرد

بزرگترین دشمن بازار گاوی هوش مصنوعی، نه حباب، بلکه بازار بدهی است؟ هشدار جدید هارتنت از بانک آمریکا

کریپتو: چه اتفاقی در آخر هفته ۲۵ تا ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۶ افتاد

کنر فیتزجرالد، سرپرست برنامه کارت استیبلکوین استرایپ، از سمت خود کنارهگیری کرد

در بندر "جنوبی" میخواهند یک هاب لجستیکی جدید ایجاد کنند: هزینه پروژه چقدر خواهد بود

تحلیل بانک آمریکا: قیمت DRAM در سهماهه سوم ممکن است ۳۰-۴۰ درصد افزایش یابد، سرورهای AI همچنان عرضه را تحت فشار قرار میدهند

تحلیل سیتی: AI شروع به «بلعیدن» NAND کرده است، دوره صعودی ذخیرهسازی هنوز به پایان نرسیده است

مقایسه وایتپیپرهای هایپرلیکوید و جیاماکس: کدام صرافی دائمی غیرمتمرکز معماری بهتری دارد؟
![[مقاله] جنگ فریم بیتکوین، کسی که نام را تعیین کند قوانین را مینویسد](/public-static/35_4563712fa2.png?format=avif)
[مقاله] جنگ فریم بیتکوین، کسی که نام را تعیین کند قوانین را مینویسد

آیا انویدیا میخواهد سهامدار آپبت شود؟

برایان آرمسترانگ میگوید که عوامل هوش مصنوعی با استفاده از ارزهای دیجیتال از انسانها بیشتر تراکنش خواهند کرد

بنیانگذاران جمینی، ۱۰ میلیون دلار بیتکوین به PAC ترامپ اهدا کردند

۳۸ کتاب و ۹۵۳ ساعت مطالعه: مایکل سیلور برنامه خود را برای بیتکوین منتشر کرد

کلید خصوصی ریاضی است، کیف پول تجارت است: آشفتگی کیف پول Web3 در سال 2026

کمیسیون بورس و اوراق بهادار تایلند، شرکت Bitkub را به اتهام افشای اطلاعات نادرست تحت پیگرد قرار داد

تأمین مالی: آیا خزانههای رمزارز، صندوقها و مدیران صندوقها هستند؟

آیا فدرال رزرو در این هفته نرخ بهره را افزایش خواهد داد؟ بازار به تصمیمات ژوئیه توجه نمیکند

داستان «انقلاب وال استریت» به پایان میرسد، مسیر ارزهای دیجیتال به زیرساختهای مالی تغییر میکند

قوانین جدید رزرو از 1 سپتامبر: توضیحات درباره حقوق، بدهیها و بررسیهای TCK

سهام کرهای در سال جاری هفت بار متوقف شد: جوانان به دلیل اهرمسازی در تابستانی پر از بدبختی نابود شدند

تفسیر گلدمن ساکس از جلسه بنیانگذار MiniMax: اصلاح ارزش MiniMax، هدف قیمت بالای ۳ برابر

عصر پرداخت خودکار با عاملهای هوش مصنوعی آغاز میشود… رقابت در صنعت کیف پولها مورد توجه قرار میگیرد









