شرکتهای سهامی پایان کار نیستند، شکلهای سازمانی نسل بعدی در حال ظهور هستند
آیا نظام شرکتی که 600 سال ادامه داشته، توسط DUNA تغییر خواهد کرد؟
نویسندگان: تیم سالیوان، رابرت هکت، a16z
ترجمه: چوپر، اخبار پیشرفته
قرنهاست که حوزه تجارت با یک مشکل اساسی مواجه است: چگونه میتوان افرادی با نقشهای مختلف، اطلاعات متفاوت و منافع متضاد را به سمت یک هدف مشترک همکاری کرد؟ پاسخ تقریباً همیشه به نوآوریهای سازمانی وابسته است: ایجاد ساختارهای جدید برای توزیع ریسک، سود و مسئولیت به شیوههایی که نسلهای قبلی قادر به انجام آن نبودند. تاریخ توسعه تجارت در واقع تاریخ تکامل مکانیزمهای همکاری انسانی است.
شرکتهای سهامی محصول یک تغییر بزرگ سازمانی در دور قبلی هستند که در عصر صنعتی به وجود آمدند تا مشکلات همکاری و فرصتهای تجاری ناشی از صنعتی شدن را حل کنند. اما نرمافزار و پروتکلهای بومی اینترنت در حال کاهش قابل توجه هزینههای مدیریتی هستند که شرکتهای سنتی نمیتوانند از آنها اجتناب کنند: مدیریت متمرکز چند لایه، سیستمهای بوروکراتیک بزرگ و انواع واسطهها.
چارچوب قانونی فعلی برای دنیای جدید طراحی نشده است. در حال حاضر، نوعی نهاد جدید در حال ظهور است که میتواند آغازگر یک تغییر جدید در شکلهای سازمانی باشد، و آن DUNA (انجمن غیرانتفاعی غیرمؤسسهای غیرمتمرکز) است. این تنها نهاد قانونی است که بهطور واضح توسط قانونگذاری نسل جدید بازار شناخته شده و لایحههای مربوطه در حال پیشرفت در کنگره ایالات متحده هستند. میتوان گفت که این چارچوب قانونی بهطور خاص برای سازمانهای بومی اینترنت طراحی شده است.
برای درک اینکه چرا این نوع سازمانها در حال ظهور هستند، ابتدا باید روشن کنیم که شرکتهای سهامی چه مشکلاتی را در ابتدا حل کردند و آینده سازمانهای انسانی به کجا خواهد رفت.
چگونه با ریسکهای تجاری مقابله کنیم
قبل از ظهور شرکتهای سهامی، تجارت به شدت به افراد وابسته بود. بیایید تصور کنیم که مارکو پولو و پدر و عمویش به سفر تجاری طولانی میروند. این نوع تجارت خانوادگی تقریباً با جانشان قمار میکردند. اگر قرارداد شکسته میشد، ثروت شخصی تجار ممکن بود به کلی از بین برود و حتی جانشان در خطر باشد.
در آن زمان، تجار برای انجام تجارت دریایی عمدتاً به دو لایه تضمین وابسته بودند، اما هیچکدام از آنها الزام قانونی نداشتند. لایه اول به نظم جغرافیایی وابسته بود: «دولت مغول» که تحت سلطه امپراتوری مغول نسبتاً صلحآمیز بود. اگر تجاری که تحت حمایت قدرت مغول بود، مورد توهین قرار میگرفت، با انتقام سختی مواجه میشد. لایه دوم به اعتبار اجتماعی وابسته بود: اگر با طرف تجاری خود تقلب میکردند یا به قراردادها پایبند نبودند و قوانین تجاری قرون وسطی (Lex Mercatoria) را نقض میکردند، اعتبار آنها به شدت آسیب میدید و از چوانژو تا تیمبکتو، کل شبکه تجاری آنها را سیاهلیست میکرد.
در دوران کمبود نظامهای بالغ، وعدههای شفاهی تجار از طلا باارزشتر بود. وضعیت خانواده پولو نسبتاً خوشبینانه بود زیرا آنها با یکدیگر نسبت خونی داشتند. اما وضعیت بیشتر شرکای تجاری پر از عدم قطعیت بود.
یکی از چالشهای بزرگ شرکتها، تضاد بین کارفرما و کارگزار است؛ یا به عبارت دقیقتر، تضاد بین سرمایهگذاران و تجار. قرارداد «کامندا» که در قرون وسطی به وجود آمد، نوآوری اولیهای را معرفی کرد که مسئولیت محدود را بهطور ابتدایی معرفی کرد: سرمایهگذاران حداکثر فقط میتوانند سرمایه اولیه خود را از دست بدهند و بهطور نظری، تجار نیز به همین ترتیب، طرفین همکاری بر اساس نسبت سرمایهگذاری سود را تقسیم میکنند. قرارداد کامندا بهطور خودجوش شکل گرفت و بسیار قبلتر از قوانین مکتوب بود.
اما این نوع مدل تجاری توانایی ضعیفی در مقابله با ریسک داشت و یک شوک خارجی میتوانست بهطور کامل آن را از بین ببرد و همچنین بهسختی قابل گسترش بود. پایان یک سفر دریایی، ورشکستگی یا فوت هر یک از طرفین، بهمعنای پایان رابطه همکاری بود.
سپس در فلورانس، شرکتهای تجاری (compagnia) ظهور کردند که بانک مدیچی نماینده بارز آنها بود. در مقایسه با قرارداد کامندا، این نهاد قانونی دارای دوام بیشتری و سیستم عملیاتی بهتری بود که میتوانست همکاریهای تجاری بلندمدت را پشتیبانی کند. اما تمام شرکا هنوز هم مسئولیت نامحدود شخصی را بر عهده داشتند. این پیشرفتهترین مدل سازمانی تجاری قبل از ظهور شرکتهای سهامی بود و اوج نظام شراکت قرون وسطی را نمایندگی میکرد، اما شرکتکنندگان هنوز در معرض ریسکهای بزرگ بودند. کلیسا و دانشگاهها خیلی زود با تکیه بر مفهوم «نهاد قانونی» روم باستان، صلاحیت قانونی مستقل را به دست آوردند، در حالی که نهادهای تجاری بهدلیل عدم توانایی در کسب هویت قانونی مستقل، به تأخیر افتادند.
این نقص در نظام تا قرن هفدهم برطرف نشد. در اروپا، طراحی نظام جدیدی به وجود آمد که بهواسطه حمایت قانونی، پروژههای تجاری میتوانستند بهراحتی سرمایهگذاری کنند و از طریق انتشار سهام مالکیت را تقسیم کنند و در عین حال ریسکهای شخصی مالک را ایزوله کنند ------ این همان شرکتهای سهامی است. شرکت هند شرقی هلند یکی از اولین شرکتهای نمادین است که مجوز قانونی را دریافت کرد. این مدل به محض پیادهسازی، ارزش عظیمی را نشان داد و به سرعت در اروپا گسترش یافت. (شرکت هند شرقی بریتانیا اگرچه کمی زودتر تأسیس شد، اما بلوغ کمتری داشت و فقط میتوانست برای یک سفر واحد سرمایهگذاری کند و فاقد مکانیزم تأمین مالی عمومی سهام بود.)
شرکتهای سهامی ریسکهای تجاری را کاهش داده و هزینههای همکاری را کاهش داده و پروژههای بزرگ سرمایهگذاری را به واقعیت تبدیل کردند و بسیاری از دستاوردهای دنیای مدرن بر این اساس بنا شده است.
هزینههای توسعه مقیاس
شرکتهای سهامی بسیاری از مشکلات واقعی را حل کردند و در عین حال تضادهای جدیدی را به وجود آوردند. یکی از پیشرفتهای بزرگ آنها این است که منافع همه شرکتکنندگان به یکدیگر وابسته است: سهامداران، هیئتمدیره و مجریان پروژه تحت یک نهاد قانونی قرار دارند و دارای هدفهای تجاری یکسانی هستند که طرفین را مجبور میکند هزینههایی را که میتوانستند به راحتی به دیگران منتقل کنند، داخلی کنند. اما وابستگی منافع به معنای همراستایی کامل خواستهها نیست.
بهعنوان مثال، در مورد شرکت هند شرقی هلند. تعداد زیادی از مردم عادی هلند بهعنوان سهامداران به دنبال بازده سرمایهگذاری هستند، اما فرصتی برای شرکت در عملیات روزمره و تدوین استراتژیهای بلندمدت ندارند؛ هیئتمدیرهای متشکل از 17 نفر مسئول تدوین برنامههای سودآوری است و کاپیتانهای کشتی و تجار در خط مقدم جنوب شرقی آسیا تنها میتوانند با اطلاعات و منابع محدود تصمیمگیری کنند.
این در تئوری چنین است. اما در عمل، منافع این سه طرف کاملاً همراستا نیست و بین آنها اختلافاتی وجود دارد، زیرا یک طرف میتواند با قربانی کردن منافع طرفهای دیگر، منافع بیشتری برای خود به دست آورد. چگونه میتوان اطمینان حاصل کرد که کاپیتانهای دور از هیئتمدیره که در دریا هستند، کشتیها را غارت نمیکنند و غنایم را به خود اختصاص نمیدهند؟ چگونه میتوان از تجار در برابر دریافت رشوه و امضای معاملات شخصی جلوگیری کرد؟ چگونه میتوان اطمینان حاصل کرد که هیئتمدیره تصمیمات معقولی اتخاذ میکند؟ برخی از سهامداران که به اصول پروتستان پایبند هستند، چگونه باید به رفتارهای بهرهکشانه شرکت نگاه کنند؟
یک سری مسائل واقعی به نوآوری در مکانیزمهای انگیزشی منجر شد. پاداشها، تقسیم سود، حسابرسی، سیستمهای نظارتی و حتی دستمزدهای کارایی به وجود آمدند و دولتها نیز قوانینی برای تضمین تجارت منصفانه وضع کردند؛ در عین حال، انواع سوءاستفاده از قدرت بهطور مکرر به وقوع پیوست.
با این حال، شرکتهای سهامی که بهطور طولانیمدت تکامل یافتهاند، هنوز بهترین گزینه برای هماهنگی خواستههای مختلف، کاهش هزینههای همکاری، ایجاد سود و حفاظت از شرکتکنندگان هستند.
در اوایل تأسیس ایالات متحده، شرکتها باید از طریق قانونگذاری خاص مجوز تأسیس میگرفتند و تعداد آنها بسیار کم بود. بانک اول ایالات متحده که در سال 1791 تأسیس شد، معروفترین نمونه است. در سال 1811، ایالت نیویورک اولین قانون ثبت شرکت عمومی ایالات متحده را تصویب کرد. در نیمه قرن نوزدهم، ایالتهای بیشتری الزامات مجوز تأسیس را کاهش دادند و قوانین مسئولیت محدود بهتدریج استانداردسازی شدند. موج صنعتی در اواخر قرن نوزدهم منجر به تأسیس تعداد زیادی شرکت شد و قانون شرکتهای عمومی دلاور در سال 1899 بهعنوان یک استاندارد صنعتی به تصویب رسید.
شرکتهای تعاونی گزینه دیگری است که در قرن نوزدهم ظهور کرد. این یک مجموعه دیگر از راهحلهای همکاری را ارائه میدهد: مالکیت مشترک اعضا و مدیریت دموکراتیک. کشاورزان، مصرفکنندگان، کارگران و تعاونیهای اعتباری با تکیه بر این مدل، منافع شرکتکنندگان را بهطور عمیق با اهداف سازمانی پیوند میزنند. تعاونیها در زمینههای خاصی مانند کشاورزی موفقیتهایی کسب کردند، اما دامنه کاربرد آنها نسبتاً محدود است و شرکتهای سهامی همچنان در حال گسترش هستند.
شرکتهای با مسئولیت محدود (LLC) نوآوری مهم دیگری است. شرکتهای با مسئولیت محدود آلمان (GmbH) و شرکتهای با مسئولیت محدود بریتانیا (Ltd.) از پیشینیان آن هستند، اما زمان تأسیس مدرن LLC بسیار دیرتر از آنچه که عموم تصور میکنند، است: ایالت وایومینگ در سال 1977 بهطور رسمی قانونگذاری را تأسیس کرد. قبل از آن، شرکتهای سهامی مسئولیت محدود داشتند، اما ساختار آنها سخت و دارای مالیات مضاعف بود؛ در حالی که شراکتها انعطافپذیر بودند، اما شرکتکنندگان مسئولیت نامحدود را بر عهده داشتند. LLC مزایای هر دو را ترکیب میکند: هم مسئولیت محدود و هم مکانیزم مالیات نفوذی، که برای انواع پروژههای کوچک و متوسط مناسب است. امروزه این مدل به انتخاب اصلی برای استارتاپها، کسبوکارهای کوچک و انواع ابزارهای سرمایهگذاری تبدیل شده است.
سپس مجموعهای از تغییرات جزئی به وجود آمد: شرکتهای با مسئولیت محدود (LLP) در سال 1991، شرکتهای با مسئولیت محدود کمسود (L3C) در سال 2008 و نهادهای عمومی (شرکتهای منفعت، 2010) و غیره. این بهینهسازیهای نظام بسیار عملی هستند و ساختارهای شرکتی را برای سناریوهای خاص بهبود میبخشند. اما هر زمان که مرزهای ممکن برای بازسازی فناوری وجود داشته باشد، شکلهای سازمانی جدید و انقلابی به وجود میآید.
چالشهای سازمانهای خودگردان غیرمتمرکز
غیرمتمرکز شدن یکی از این ایدههای انقلابی است که گروههای زیادی که یکدیگر را نمیشناسند، بدون نیاز به مدیریت متمرکز یا واسطههای قابل اعتماد، میتوانند بهطور مشترک فعالیت کنند. قبل از ظهور صنعت رمزنگاری، بهویژه قبل از اختراع بلاکچین توسط ساتوشی ناکاموتو، همکاری غیرمتمرکز بیشتر در سطح نظری باقی مانده بود. یکی از اولین نوآوریهای بزرگ در حوزه رمزنگاری، DAO (سازمان خودگردان غیرمتمرکز) است. DAO بر اساس قوانین کد عمل میکند و توسط تمام شرکتکنندگان بهطور مشترک مدیریت میشود و هیچ تیم مدیریتی متمرکز، هیئتمدیره یا لایه تصمیمگیری مرکزی مشابه «هیئت 17 نفره» شرکت هند شرقی هلند وجود ندارد.
اما پیادهسازی حکمرانی غیرمتمرکز بسیار دشوار است. ترغیب دارندگان توکن برای مشارکت در رأیگیری در مورد مسائل مهم، بسیار دشوارتر از بسیج سهامداران شرکتهای عمومی برای انتخاب هیئتمدیره است. نرخ مشارکت در رأیگیری در مجامع عمومی شرکتها بهطور کلی پایین است و به سطح انتخابات شهری ایالات متحده نزدیک است؛ در حالی که مشکل مشارکت در رأیگیری در DAO حتی شدیدتر است. همچنین، چگونه میتوان از تمرکز قدرت در دست تعداد کمی از دارندگان توکنهای بزرگ جلوگیری کرد، همچنان یک سوال بیپاسخ باقی مانده است.
در سالهای اخیر، محیط نظارتی این چالشها را بیشتر تشدید کرده است. در دوران دولت قبلی ایالات متحده، کمیسیون بورس و اوراق بهادار ایالات متحده (SEC) هیچ قوانین روشنی برای صنعت رمزنگاری وضع نکرد و در عوض از طریق ابهامهای قانونی اقدام به اجرای شدید کرد. نوآوری در یک محیط نامشخص دشوار است و عدم وضوح قوانین خود مانع توسعه کسبوکار میشود.
مرکز مناقشههای قانونی ناشی از آزمون هاوی (Howey Test) است که توسط SEC برای تعیین اینکه آیا داراییها به عنوان اوراق بهادار محسوب میشوند، سه معیار اصلی دارد: 1. سرمایهگذاری؛ 2. مشارکت در یک کسبوکار مشترک؛ 3. درآمد کاملاً وابسته به تلاشهای دیگران. در زمینه شرکتهای عمومی، "تلاشهای دیگران" به مدیریت شرکت توسط هیئت مدیره اشاره دارد؛ در مورد پروژههای رمزنگاری و DAO، نظر SEC این است که حتی اگر توسعه پروتکل توسط تعداد زیادی از افراد غیر مرتبط و بدون لزوماً داشتن توکن انجام شود، توکنهای مربوطه همچنان تعریف اوراق بهادار را برآورده میکنند. این بدان معناست که مشارکت گسترده جامعه و معاملات زنجیرهای با موانع قانونی مواجه خواهد شد.
همچنین مهم است که DAO به مدت طولانی هیچ تأیید قانونی رسمی دریافت نکرده است. شرکتکنندگان در پروژه نمیتوانند از حمایت مسئولیت محدود برخوردار شوند. به زبان ساده، اعضای DAO ممکن است مسئولیت نامحدود فردی را متحمل شوند. از منظر قانونی، مدل حکمرانی جامعه رمزنگاری تقریباً به سطح ریسک شراکتهای تجاری قرون وسطایی بازگشته است.
به دلیل واقعیتها، پروژههای رمزنگاری تنها میتوانند به توصیه وکلای خود عمل کنند: تأسیس یک بنیاد offshore به عنوان یک نهاد مستقل برای مسئولیت توسعه مداوم پروتکل، و قطع ارتباط کار توسعه با کسبوکارهای داخلی ایالات متحده؛ یا به سادگی تأسیس نهاد در خارج از ایالات متحده. هر دو گزینه به نوآوری، اشتغال و مالیات در ایالات متحده آسیب میزنند. به طور صریح، ساختار بنیادهای رمزنگاری offshore بسیار پیچیده است. این نوع راهحلهای طراحی شده توسط وکلا، اختیارات عملیاتی را به "نهاد مستقل" offshore منتقل میکند و سعی در دور زدن نظارت بر اوراق بهادار دارد. در محیطی که نظارت خصمانه است، چنین انتخابی قابل درک است، اما نقصهای آن بسیار بارز است: منافع داخلی بنیاد به سختی قابل هماهنگی است و توانایی رشد اکوسیستم محدود است و کنترل متمرکز به راحتی میتواند تثبیت شود.
در یک سو با خطر شکایت SEC مواجه است و در سوی دیگر تنها میتواند ساختار سازمانی غیررسمی و پر از نقص بسازد، پروژههای رمزنگاری به شدت در تنگنا قرار گرفتهاند. این دقیقاً معنای DUNA (سازمان غیرمتمرکز غیرشخصی غیرانتفاعی) است. این سازمان تجربههای مختلفی از انواع سازمانهای تجاری و ساختارهای حکومتی را در طول قرنها جذب میکند و هدف مشترک تمام سازمانهای تجاری را محقق میسازد: هماهنگی مؤثر جمعیت به سمت هدف مشترک. در عین حال، از قید مدیریت متمرکز رها میشود و تضاد نمایندگی و عدم تقارن اطلاعاتی که در شرکتهای سنتی به وفور وجود دارد را کاهش میدهد. با تکیه بر این مکانیزم، DUNA از پیشفرضهای اصلی آزمون هاوی خارج میشود: شرکتکنندگان دیگر به سادگی به تلاشهای عملیاتی هیئت مدیره وابسته نیستند تا ارزش ایجاد کنند.
جامعه عمومی دارای نهاد قانونی اختصاصی
قبل از راهاندازی DUNA، جامعه رمزنگاری تنها سه مسیر برای انتخاب داشت:
- DAO: فاقد صلاحیت قانونی، اعضا با خطرات بالای مسئولیت مشترک مواجه هستند؛
- نهادهای قانونی سنتی: مجبور به استفاده از ساختارهای سلسلهمراتبی، به راحتی با اقدامات نظارتی SEC مواجه میشوند؛
- بنیاد offshore: ساختار قانونی و عملیات واقعی پیچیده است و صنعت را به سمت خارج سوق میدهد.
مدتهاست که هیچ راهحل پختهای وجود ندارد که به حکمرانی جامعه بزرگ مقیاس در شبکههای غیرمتمرکز ------ مدلهای همکاری جدیدی که فناوری بلاکچین ایجاد کرده است، اجازه دهد در عین حال از حمایت قانونی مشابه شرکتها برخوردار باشد. اکنون DUNA این خلأ را پر کرده است.
به طور خلاصه، DUNA به جمعیتهای شبکهای غیرمتمرکز هویت قانونی میدهد. در حال حاضر، ایالتهای آلاباما، ویرجینیای غربی و وایومینگ در ایالات متحده این نوع سازمان را به رسمیت شناختهاند. این نهاد مزایای موجود نهادهای قانونی را ترکیب میکند و در عین حال حکمرانی غیرمتمرکز را پشتیبانی میکند، به طور کامل از شرکتهای سهامی سنتی متمایز است و مدلی است که هیچ یک از اشکال سازمانی گذشته قادر به تحقق آن نبودهاند.
DUNA چه نوع حمایتهای قانونی میتواند ارائه دهد؟ شامل صلاحیت قانونی، مسئولیت محدود، بقا دائمی، تأیید قانونی رسمی، و تمام مزایای اصلی که یک شرکت مدرن دارد. هویت قانونی که توسط قانون به رسمیت شناخته شده است، به سازمان اجازه میدهد تا به نمایندگی از تمام اعضا قرارداد امضا کند و مسئولیت محدود، بدهیهای سازمان را از داراییهای شخصی اعضا جدا میکند. با تکیه بر این شرایط پایه، جوامع بزرگ و غیرمتمرکز میتوانند همکاری کنند: جمعآوری سرمایه، نگهداری دارایی، استخدام کارکنان عملیاتی، پرداخت مالیات قانونی، همکاری تجاری، و شرکتکنندگان نیازی به تحمل خطرات شخصی ویرانگر ندارند.
مدلهای سازمانی جدید به یک شبه رواج نخواهند یافت. با رقابت قانونی در ایالتهای مختلف، آشنایی وکلا با قوانین مربوطه و ایجاد اعتماد تدریجی توسط کارآفرینان، این نظام به تدریج گسترش خواهد یافت. قبل از اینکه دلاور به عنوان مقصد اصلی ثبت شرکتها تبدیل شود، نیوجرسی غالب بود؛ اکنون ثبتنام در تگزاس و نوادا به طور مداوم در حال افزایش است.
LLC در سال 1977 در وایومینگ تأسیس شد و پس از روشن شدن قوانین مالیاتی، در سال 1997 در تمام 50 ایالت ایالات متحده به رسمیت شناخته شد. DUNA نیز از وایومینگ نشأت میگیرد و در مارس 2024 به طور رسمی به تصویب رسید. جامعه حکمرانی Uniswap، Nouns DAO و سایر پروتکلها و جوامع معروف رمزنگاری، شروع به استفاده از ساختار DUNA کردهاند.
همانطور که شرکتهای سهامی هویت قانونی اولیه را برای فعالیتهای تجاری بزرگ فراهم میکنند، DUNA هویت قانونی اختصاصی را برای شبکههای غیرمتمرکز باز به کل جهان ایجاد میکند.
طراحی ساختار سازمانی در عصر جدید
میتوان DUNA را به عنوان یک لایه پوسته قانونی در نظر گرفت: مکانیزم حکمرانی شبکه غیرمتمرکز میتواند فعالیتهای تجاری را به طور عادی انجام دهد، بدون اینکه نیاز به وارد کردن مدیریت متمرکز سنتی باشد. این از UNA (سازمان غیرشخصی غیرانتفاعی) نشأت میگیرد. 17 ایالت و ناحیه کلمبیا در ایالات متحده این نهاد قانونی را به رسمیت میشناسند و به کمیتههای مالکیت، انجمنهای محلی، لیگهای ورزشی، گروههای مذهبی و جوامع علاقهمندی خدمات میدهند. UNA حکمرانی سبکوزن دارد و نیازی به تحمل هزینههای بالای عملیاتی شرکتهای سهامی و LLC ندارد و میتواند دارایی داشته باشد، قرارداد امضا کند و به عنوان یک نهاد شکایت یا دفاع کند.
منطق DUNA مشابه آن است: دارندگان توکن و مشارکتکنندگان اکوسیستم با تکیه بر قوانین زنجیرهای و رأیگیری توکن، حکمرانی میکنند و دیگر به هیئت مدیره و تیم مدیریتی وابسته نیستند. اعضا از حمایت مسئولیت محدود برخوردارند و بدهیهای سازمان و داراییهای شخصی از یکدیگر جدا هستند؛ در عین حال، سازمان میتواند توسط دادگاهها، نهادهای نظارتی و شرکای تجاری به رسمیت شناخته شود و با آنها ارتباط برقرار کند.
البته DUNA همهکاره نیست. این نمیتواند مشکلات حکمرانی را ریشهکن کند و نمیتواند تضمین کند که سازمان حتماً به طور غیرمتمرکز عمل کند (اما برای ثبت DUNA، DAO مربوطه باید حداقل 100 عضو فعال داشته باشد)، و نمیتواند به طور مستقیم از قوانین مربوط به اوراق بهادار دوری کند. ارزش واقعی آن پر کردن خلأهای قانونی است و به سازمانهای غیرمتمرکز هویت قانونی کامل میدهد.
از شبکههای تجاری غیررسمی، شراکتها، شرکتهای سهامی، LLC، تا DAO، هر زمان که بشر به یک مدل همکاری جدید نیاز داشته باشد، نسل جدیدی از نظامهای سازمانی به وجود میآید. DUNA ممکن است نشاندهنده ورود به مرحله جدیدی از تکامل ساختار سازمانی باشد. اما همانطور که شرکتهای سهامی نتوانستهاند به طور کامل جایگزین مدل شراکت شوند، DUNA نیز تمام اشکال سازمانی گذشته را حذف نخواهد کرد، بلکه تنها ابزارهای انتخابی بشر را گسترش میدهد. برای اولین بار بشر فرصتی دارد که شبکههای غیرمتمرکز را با هویتی واضح، کامل و قانونی تجهیز کند.
در بیشتر تاریخ بشر، همکاریهای مقیاسدار، حتی همکاریهای کوچک، به معنای خطرات بزرگ فردی بوده است. کارآفرینانی مانند مارکو پولو به واسطه خویشاوندی، شهرت و قوانین ضعیف محلی کسبوکار خود را حفظ میکردند و یک حادثه دریایی میتوانست به طور کامل آنها را ورشکست کند. شرکتهای سهامی شیوه محاسبه ریسک را بازتعریف کردند و موفقیت یا شکست یک پروژه را از ثروت شخصی بنیانگذاران جدا کردند. DUNA این مکانیزم جداسازی ریسک را به یک حوزه جدید گسترش میدهد: با تکیه بر بلاکچین و حکمرانی خودجوش جامعه در شبکههای غیرمتمرکز.
امروزه، گروهی از شرکتکنندگان که یکدیگر را نمیشناسند و سازمانی غیرمتمرکز دارند، میتوانند به عنوان یک نهاد قانونی واحد عمل کنند: قرارداد امضا کنند، دارایی داشته باشند، ریسکهای تجاری را متحمل شوند و هیچ یک از شرکتکنندگان نیازی به ریسک کردن تمام دارایی خود برای موفقیت یا شکست پروژه ندارند. از این منظر، DUNA راهحلی جدید برای قدیمیترین مشکل تجاری ارائه میدهد.
این محتوا صرفاً برای اطلاعرسانی عمومی ارائه شده است و بهمنزله مشاوره مالی، سرمایهگذاری، حقوقی یا مالیاتی تلقی نمیشود. هرگونه رویداد، جایزه، کمپین آنلاین یا اطلاعات مرتبط که در اینجا ذکر شده است، نباید بهعنوان توصیه، ترغیب یا دعوت به خرید، فروش، معامله یا هرگونه دادوستد دیگر داراییهای رمزارزی تلقی شود. داراییهای رمزارزی از نوسان بالایی برخوردار هستند و ممکن است منجر به زیان شوند. دسترسی به خدمات، محصولات و رویدادهای مرتبط با WEEX ممکن است بسته به منطقه جغرافیایی متفاوت باشد. اطمینان از اینکه استفاده شما از این خدمات با قوانین و مقررات محلی مطابقت دارد، بر عهده خود شماست.
ممکن است شما نیز علاقهمند باشید

تلگرام: پاول دوروف به اتهامات روسی پاسخ میدهد و نظارت جمعی را محکوم میکند

بحث درباره نگهداری خود از بیتکوین به دلیل تجربه کاربری ضعیف کیف پولها به اوج میرسد

بیتکوین تحت نظارت پس از تصمیم بانک ژاپن

خزانههای رمزارز به تأمین مالی مراکز داده هوش مصنوعی تغییر مسیر میدهند

جنگ فناوری در جنگ سرد جدید

مجارستان قوانین تأیید ارزهای دیجیتال را لغو کرد و به بازسازی بازار مطابق با MiCA پرداخت

دو فرار در یک هفته: آیا کلود از آنتروپیک هر کاری که میخواهد انجام میدهد؟

آزمایش BIS در پرداختهای فرامرزی با «ارزهای توکنیزه شده»: مشارکت ۲۸ بانک جهانی و تسویه در میانگین ۸۰ ثانیه

آشنایی با زیرساختهای پایه Web3: پنج فناوری اصلی برای درک آینده بلاکچین

ژاپن نرخ بهره را در ۱٪ حفظ میکند و تجارت Carry همچنان زنده است: چه تغییراتی برای بیتکوین به وجود میآید

"خنجر زدن" یا "برد-برد"؟ احتمال جدایی TradeXYZ از Hyperliquid چقدر است؟

چگونه ساختمان در دنیای ارزهای دیجیتال در سال 2026 به نظر میرسد

چرا داستان آربیتراژ Axis که در ۲۲ ساعت ۵۰ میلیون دلار را پر کرد، جذاب است؟

هنگ کنگ درهای XRP را به روی سرمایهگذاران فردی باز میکند، پیشتازی آسیا در گسترش بازارهای تنظیمشده

پذیرش ارزهای دیجیتال در کانادا به سطح بیسابقهای رسیده است

ایردراپ کریپتو چیست؟ توکنهای رایگان، شرایط واجد شرایط بودن و تلههای مالیاتی

کشاورزی بازده چیست؟ توضیحاتی درباره استخراج نقدینگی و ریسکهای APY

DAO چیست؟ توضیح حاکمیت غیرمتمرکز

مدرک سهام چیست؟ چگونه اعتبارسنجها جایگزین ماینرها شدند

کره جنوبی حساب جدید صندوق سرمایهگذاری دولتی برای هوش مصنوعی و بخشهای استراتژیک را تأیید کرد

عاملان هوش مصنوعی به عنوان کارمندان، در صورت بروز مشکل چه کسی مسئول است؟

نیویورک از کالی شی به خاطر ادعای قمار غیرقانونی شکایت میکند و ۳۶ میلیارد دلار خسارت میخواهد

کاهش دادههای تورم، فشار واقعی بر داراییهای جهانی را تغییر نمیدهد

چین: ۱۶ نفر به خاطر پولشویی از طریق ارزهای دیجیتال بازداشت شدند

فراتر از بیتکوین و اتریوم: 8 پروژه کریپتو بر اساس پذیرش واقعی

توکنهای هوش مصنوعی پس از افزایشهای ناشی از حدس و گمان، از شتاب خود کاستهاند

ETF هبار کَناری پس از راهاندازی در نزدک ۴۷.۸ میلیون دلار دارایی دارد

گومی و SBI یک صندوق دارایی دیجیتال به ارزش 30 میلیارد ین تأسیس کردند، به سمت ترویج ETF های فیزیکی در ژاپن

بنیاد اتریوم: هکر اخلاقی پاسکال کاورزاسیو به هیئت مدیره پیوست




