نویسنده: استیون، پرداخت 201
در صنعت پرداخت، یک فاصله زمانی واضح وجود دارد که اغلب نادیده گرفته میشود: وجوه یک فروشنده ممکن است تنها در T+1 تسویه شود، اما دریافتکننده امروز درخواست پرداخت میکند؛ یک بازار به تازگی یک معامله مصرفکننده را تکمیل کرده است و فروشنده قبلاً روی برداشت کلیک کرده است؛ یک شرکت پرداخت بینالمللی به تازگی دلار آمریکا را در ایالات متحده دریافت کرده است، اما ذینفع در مکزیک امیدوار است که در عرض چند ثانیه پزو مکزیکی دریافت کند.
از منظر کاربر، این مسائل ساده هستند: پرداخت انجام شده است.
با این حال، از منظر خزانهداری و ترازنامه، موضوع کاملاً متفاوت است: اگر پول نرسیده است، چرا میتواند از قبل پرداخت شود؟ چه کسی در این ساعات، یا حتی این روز، وجوه را پوشش میدهد؟
مستقیمترین پاسخ این است که خود شرکت پرداخت ابتدا آن را پوشش میدهد. اگر وجوه مربوطه واقعاً تا فردا نرسد، اما PSP امروز از وجه نقد شرکتی پرداخت را انجام دهد، این عمدتاً پیشپرداخت خود تأمین شده است: PSP فاصله زمانی را با استفاده از ترازنامه خود جذب میکند.
اما دو مسئله که اغلب با هم اشتباه گرفته میشوند، در اینجا وجود دارد.
اول، پرداخت پول خود توسط PSP به طور خودکار به این معنی نیست که از نظر قانونی یا محصولی "به مشتری وام میدهد". از منظر خزانهداری، این عمدتاً استفاده از ترازنامه و قرار گرفتن در معرض تأمین مالی را منعکس میکند.
دوم، و به طور واقعگرایانهتر:
فقط به این دلیل که PSP روزانه پول زیادی را مدیریت میکند، به این معنی نیست که تمام آن پول میتواند برای پوشش پرداختها استفاده شود.
وجوه مشتری، وجه نقد شرکتی و ظرفیت اعتبار سه چیز کاملاً متفاوت هستند. هنگامی که یک شرکت پرداخت به مقیاس خاصی میرسد، اعتبار به تدریج از یک محصول مالی به بخشی از زیرساخت پرداخت تبدیل میشود، اساساً به این دلیل که این سه مجموعه از ارقام به تدریج بیشتر و بیشتر ناهماهنگ میشوند.
این نکته به وضوح از ترازنامه یک شرکت پرداخت فهرست شده قابل مشاهده است.
به عنوان مثال، با استفاده از فناوری LianLian، در سال 2025، TPV پرداخت جهانی آن به 452.4 میلیارد RMB رسید که نسبت به سال گذشته 60.7 درصد افزایش داشته است.
اما با نگاهی به پایینتر در ترازنامه، تا پایان سال 2025، این شرکت نقد و معادلهای نقدی حدود 1.628 میلیارد RMB و کل حقوق صاحبان سهام حدود 3.072 میلیارد RMB داشت؛ در حالی که وجوه تفکیک شده مشتری حدود 19.466 میلیارد RMB بود.
این ارقام به وضوح یک چیز را نشان میدهند:
وجوه مشتری و نقدینگی شرکتی دو چیز متفاوت هستند.
یک شرکت پرداخت میتواند صدها میلیارد یا تریلیونها وجوه را هر سال مدیریت کند، اما نه به آن نیاز دارد و نه میتواند ترازنامهای به همان مقیاس با TPV سالانه خود داشته باشد. این اساساً پایهای است که کسب و کار پرداخت میتواند مقیاس پیدا کند.
از سوی دیگر، تا زمانی که بین تعهدات پرداخت و ورود وجه ناهماهنگی وجود داشته باشد، وجوه واقعی که میتوان برای تکمیل پرداختها به جلو استفاده کرد، "تمام پولی که توسط پلتفرم مدیریت میشود" نیست.
در عوض، این است:
نقدینگی شرکتی خود و ظرفیت تأمین مالی خارجی از پیش تنظیم شده.
LianLian همچنین در همان دوره حدود 1.407 میلیارد RMB از خطوط اعتباری بانکی استفاده نشده را افشا کرد. البته، این به این معنی نیست که این خطوط اعتباری لزوماً برای پیشپرداخت پرداخت استفاده میشوند، اما یک لایه دیگر از ظرفیت مالی را به خوبی نشان میدهد:
ظرفیت تأمین مالی واقعی که یک شرکت پرداخت میتواند به آن استناد کند، فقط برابر با نقدینگی موجود در ترازنامهاش نیست.
بنابراین، سه مجموعه از ارقام در صنعت پرداخت وجود دارد که به راحتی با هم اشتباه گرفته میشوند:
و لایه سوم چیزی است که این مقاله واقعاً قصد دارد به آن بپردازد.
فرض کنید یک بازار باید امروز ساعت 10 صبح به یک فروشنده 100 میلیون پرداخت کند، اما وجوه مربوطه مشتری واقعاً تا بعدازظهر یا حتی روز بعد در دسترس نیست (که میتواند به دلایل مختلفی از جمله چرخههای تسویه، تنظیمات ساختار کسب و کار، کارایی بررسی بانک و غیره باشد).
از صفحه محصول، این صرفاً یک پرداخت است.
اما از ساعت 10 صبح، پلتفرم قبلاً یک تعهد پرداخت 100 میلیون تشکیل داده است، در حالی که نقدی که واقعاً به این تعهد مربوط میشود هنوز وارد وضعیت قابل استفاده آزاد نشده است.
بنابراین، یک:
فاصله تأمین مالی
در بین ایجاد میشود.
اگر بازار تصمیم بگیرد منتظر بماند، پس این زمان بر عهده فروشنده است—زمانی که پول واقعاً در دسترس باشد، پرداخت انجام میشود.
با این حال، اگر محصول وعده T+0، پرداخت همان روز یا حتی پرداخت فوری را بدهد، پلتفرم به طور مؤثر این زمان انتظار را از فروشنده میگیرد.
مشکل ناپدید نمیشود؛ زمان تنها بر عهده طرف دیگری است.
سادهترین راه حل، البته، این است که پلتفرم ابتدا پرداخت کند. اگر وجه نقد شرکتی کافی باشد، میتواند امروز پرداخت را انجام دهد و هنگامی که وجوه مربوطه فردا وارد میشود، میتواند موقعیت نقدی خود را بازیابی کند.
این عمدتاً یک تصمیم ترازنامه است.
پلتفرم تصمیم میگیرد از سرمایه خود برای تبادل تجربه پرداخت بهتر استفاده کند.
وقتی مقیاس کوچک است، این وضعیت حتی ممکن است احساس نشود که اعتبار وجود دارد. یک کمی بافر در خزانه ممکن است فقط آن را حل کند.
اما اگر حجم پرداخت روزانه از 10 میلیون به 100 میلیون، سپس به 1 میلیارد افزایش یابد، وجوه مورد نیاز برای پوشش فاصله زمانی همان روز به سرعت افزایش مییابد.
مهمتر از آن، حتی اگر PSP پول داشته باشد، به این معنی نیست که انجام این کار درازمدت یک تخصیص سرمایه خوب است.
برای مقابله با حجمهای اوج که ممکن است تنها چند بار در سال اتفاق بیفتد، نگهداشتن دائمی چند صد میلیون نقد در حساب خود هزینه فرصت گرانقیمتی است.
بنابراین، سؤال به سرعت به این تبدیل میشود:
اگر نقدینگی آزاد خود کافی نیست، یا به سادگی ارزش ادامه استفاده از نقدینگی آزاد خود را ندارد، چه باید کرد؟
یک گزینه این است که تجربه پرداخت را کاهش دهید.
پرداختها را به تأخیر بیندازید، الزامات پیشپرداخت را افزایش دهید، محدودیتهای حجم را کاهش دهید، یا در موارد شدید، حتی برخی پرداختها را متوقف کنید.
گزینه دیگر این است که:
یک ترازنامه دیگر پیدا کنید.
خطوط اعتباری بانکی، اضافه برداشتها، تسهیلات درونروزی، تأمین مالی تسویه، اعتبار خصوصی...
بنابراین، اولین برخورد بین پرداخت و اعتبار این نیست که PSP یک محصول وام راهاندازی کرده است.
بلکه این است:
پرداخت شروع به عبور از زمان میکند.
این به راحتی با نقدینگی اشتباه گرفته میشود.
فرض کنید مکزیک امروز به 20 میلیون پزو نیاز دارد، اما تنها 5 میلیون در حساب محلی وجود دارد. اگر گروه در حساب خود در هنگ کنگ دلار آمریکا کافی داشته باشد و اکنون بتواند FX را کامل کند، سپس موقعیت پزو مکزیکی مربوطه را به مکزیک منتقل کند، این عمدتاً: مدیریت نقدینگی است.
ترازنامه شرکتی به این دلیل افزایش نمییابد. پول فقط از یک ارز، مکان و موقعیت به دیگری منتقل میشود.
نقدینگی به این موضوع میپردازد که چگونه منابع موجود تخصیص مییابند.
اما اگر کل نقدینگی خود که در حال حاضر در دسترس گروه است تنها میتواند 80 میلیون را تأمین کند، در حالی که تعهد پرداخت امروز به 100 میلیون رسیده است، پس 20 میلیون باقیمانده نمیتواند به سادگی با جابجایی پول از A به B حل شود.
اکنون سؤال واقعی این است:
این فاصله از کجا میآید؟
شرکت میتواند به طور قطع 20 میلیون نقد اضافی دائماً آماده کند، که هنوز هم خود تأمین شده است.
اما اگر نمیخواهد سرمایه خود را برای تمام تقاضاهای اوج ممکن به طور دائمی اشغال کند، به بانکها، تأمینکنندگان اعتبار یا سایر تأمینکنندگان سرمایه نیاز دارد تا ظرفیت تأمین مالی اضافی را ارائه دهند.
بنابراین، رابطه دقیقتر به سادگی نیست:
نقدینگی → اعتبار.
بلکه:
نقدینگی به این موضوع میپردازد که چگونه منابع موجود استفاده میشوند.
تأمین مالی به این موضوع میپردازد که فاصله از کجا پر میشود.
اعتبار یک روش مهم برای به دست آوردن ظرفیت تأمین مالی اضافی است.
این تمایز بسیار مهم است زیرا پیشپرداخت خود تأمین شده برابر با وامگیری نیست، و همچنین به این معنی نیست که PSP یک محصول اعتبار به مشتریان ارائه داده است.
با این حال، با بزرگتر شدن مقیاس پرداخت، تکیه صرف بر نقدینگی آزاد خود برای پوشش تمام تقاضای اوج به طور حتم منجر به کاهش کارایی سرمایه خواهد شد.
در این مرحله، آنچه اعتبار واقعاً ارائه میدهد فقط "به شما پول بیشتری قرض نمیدهد."
بلکه این است: کشش.
نقدینگی تعیین میکند که چگونه پول موجود استفاده میشود. اعتبار تعیین میکند که آیا ظرفیت میتواند به طور موقت گسترش یابد زمانی که پول موجود کافی نیست.
در دهه گذشته، صنعت پرداخت بر روی یک چیز متمرکز بوده است: سریعتر کردن انتقال پول. T+3، T+2، T+1، همان روز، T+0 و اکنون گزینههای فوری بیشتری به وضوح یک مسیر تکاملی از منظر تجربه کاربری را نشان میدهند.
با این حال، یک مشکل غیر شهودی در زیرساخت مالی وجود دارد:
سرعتی که دریافتکننده پول را دریافت میکند لزوماً به این معنی نیست که ورود وجه بالادستی به همان سرعت است.
در گذشته، فروشندگان پرداختها را در T+1 دریافت میکردند، در حالی که PSP نیز تسویه مربوطه را در T+1 به دست میآورد، با زمانبندی تقریباً مشابه برای هر دو طرف. امروز، برای رقابت، پلتفرمها پرداختهای فروشنده را به T+0 منتقل کردهاند. اما اگر تسویه زیرساخت همچنان T+1 باشد، یک فاصله تأمین مالی یک روزه که قبلاً وجود نداشت، به وجود میآید.
بنابراین، به نظر میرسد صنعت به طور مداوم زمان تسویه را حذف میکند. در واقع، بسیاری از اوقات، این زمان فقط از تجربه مشتری حذف میشود و دوباره به ترازنامه مؤسسه مالی برمیگردد.
تجربه کاربری پرداخت فوری اغلب به قیمت ترازنامه تمام میشود.
هر چه پرداخت واقعیتر باشد، ریسک زمانی به سادگی ناپدید نمیشود. این فقط دوباره توزیع میشود؛ فروشنده منتظر نمیماند، پلتفرم منتظر میماند. فروشنده منتظر نمیماند، خریدار منتظر میماند. اگر مشتری مایل به پیشپرداخت نباشد، PSP باید تصمیم بگیرد: هزینه را خود بپردازد یا کسی دیگر را پیدا کند تا آن را بپردازد.
این منطق اکنون حتی به طور مستقیم به یک محصول تبدیل شده است.
به عنوان مثال، تسویه فوری / پرداخت فوری YouLend به طور اساسی به فروشندگان اجازه میدهد تا وجوه مربوط به دریافتها را زودتر دریافت کنند، حتی زمانی که فروش انجام شده و تسویه عادی هنوز به طور کامل انجام نشده است.
این اساساً محصولسازی سوالی است که در ابتدای این مقاله مطرح شد:
فروش انجام شده، پول هنوز به طور کامل نیامده است.
اما فروشنده:
به هر حال پرداخت میشود.
زمانی که به طور اصلی باید منتظر میماند، توسط تأمین مالی مصرف شده است.
استیبلکوینها نیز به طور خودکار این مشکل را ناپدید نمیکنند.
بلاکچین میتواند 24/7 انتقال دهد، اما بانکداری فیات، FX، بازخرید، تسویه محلی و بازارهای تأمین مالی سنتی لزوماً 24/7 همزمان نیستند.
بنابراین:
تسویه 24/7 ≠ نیاز به تأمین مالی صفر.
حتی میتوان به صورت معکوس فکر کرد: در گذشته، اگر پرداختی در روز شنبه پردازش نمیشد، کاربران به طور پیشفرض منتظر میماندند تا دوشنبه. در آینده، اگر Rail نیز بتواند تسویه فوری را در صبح شنبه انجام دهد، یک سوال دیگر به سرعت به وجود میآید:
نقدینگی و تأمین مالی آن صبح شنبه از کجا میآید؟
هر چه Rail واقعیتر باشد، تیم پشتیبان نمیتواند تنها به یک "منتظر بمانید تا پول بیاید" ساده تکیه کند.
با حجم روزانه 1 میلیون، اگر 10٪ دارای فاصله زمانی چند ساعته باشد، تنها 100 هزار نیاز به پوشش موقت دارد. برای حجم روزانه 1 میلیارد، همان 10٪ ناهماهنگی زمانی به معنای 100 میلیون است.
با این حال، شبکههای پرداخت واقعی هرگز در هر روز به طور یکنواخت عمل نمیکنند.
روز پرداخت، تبلیغات بزرگ، تعطیلات بانکی، آخر هفتهها، نوسانات FX، تأخیرهای تسویه، اختلالات بانکی میتوانند باعث شوند که یک بازار به طور ناگهانی تعهدات پرداختی فراتر از سطوح عادی در عرض چند ساعت متحمل شود.
بنابراین، PSPهای بزرگ نمیتوانند به سادگی بر اساس اوجهای تاریخی حداکثر، نقدینگی را در دهها بازار انباشته کنند.
از نظر نظری ایمن، اما از نظر اقتصادی بسیار گران است.
یک شبکه پرداخت بالغ در نهایت به یک ظرفیت لایهای برای تأمین مالی نیاز دارد.
جریان عادی میتواند از طریق جریان طبیعی، تسویه و نقدینگی خود هضم شود؛ نوسانات عادی توسط بافرهای خزانهداری تحمل میشود؛ تنها فاصلههای بزرگتر شروع به فراخوانی خطوط اعتباری بانکی، اضافه برداشتها، تسهیلات درونروزی یا حتی تأمین مالی تسویه یا سایر تأمین مالی خارجی میکنند.
بنابراین، هنگامی که مقیاس واقعاً گسترش مییابد، یک شبکه پرداخت نیاز به یک استخر نقدینگی ثابت ندارد، بلکه به نوعی: کشش اعتبار دارد.
ظرفیت نقدینگی پاسخ میدهد: در شرایط عادی، امروز چقدر میتوانم پرداخت کنم؟ کشش اعتبار پاسخ میدهد: وقتی اوضاع به طور ناگهانی غیرعادی میشود، چقدر بیشتر میتوانم پرداخت کنم؟
این دلیل این است که بازیکنانی مانند Huma/Arf و MANSA ارزش توجه دارند.
آنچه آنها واقعاً سعی در تغییر آن دارند، نه زیرساخت پرداخت، بلکه مدل استقرار سرمایه پشت شبکه پرداخت است.
در گذشته، بیشتر به این موضوع مربوط میشد: سرمایه از پیش تعیین شده. خزانهداری ابتدا پول قرض میکرد، وجوه را تنظیم میکرد و ترازنامههایی را در بازارهای مختلف آماده میکرد، سپس منتظر میماند تا سیستم پرداخت این موقعیتها را مصرف کند.
جهتگیری که Huma/Arf و MANSA نمایندگی میکنند به این نزدیکتر است:
پرداخت انجام میشود → نقدینگی / اعتبار فراخوانی میشود → تسویه کامل میشود → سرمایه بازیابی میشود.
این است:
ظرفیت مالی درخواستی.
پس از ادغام Huma و Arf، یکی از سناریوهای اصلی تأمین مالی پرداختهای بینالمللی است که وابستگی برخی مؤسسات پرداخت به پیشپرداختهای ایستا را از طریق نقدینگی درخواستی کاهش میدهد؛ MANSA به طور مستقیم نقدینگی زمان تسویه را برای PSPها، EMIها، آژانسهای حواله و غیره فراهم میکند.
آنچه من بیشتر قابل توجه میدانم این است که آیا این شرکتها از استیبلکوینها استفاده میکنند یا نه.
بلکه این است:
ظرفیت اعتبار در حال شروع به تغییر از وجود ایستا به فراخوانی پویا است.
اگر این مدل بتواند بیشتر مقیاس پیدا کند، نه تنها هزینه تأمین مالی را تغییر خواهد داد بلکه کل معماری خزانهداری را نیز تغییر خواهد داد. شرکتهای پرداخت دیگر نیازی به آمادهسازی دائمی به همان مقیاس نقد برای تمام تقاضاهای بالقوه در تمام کریدورها نخواهند داشت.
نقدینگی آزاد خود به شما ظرفیت پایه میدهد، اعتبار کشش را به شما میدهد.
آنچه تا کنون مورد بحث قرار گرفته است: اعتبار برای پرداخت، یا چگونه اعتبار از جریان پرداخت حمایت میکند.
اما یک جهت دیگر بین پرداخت و اعتبار وجود دارد:
اعتبار از پرداخت.
این همچنین توضیح میدهد که چرا پلتفرمهایی مانند Stripe، Adyen، PayPal و Block که جریان پرداخت را تسلط دارند، به راحتی تأمین مالی فروشندگان و سرمایه در گردش را توسعه میدهند.
دلیل این موضوع پیچیده نیست.
وامدهندگان سنتی که تحتنویسی میکنند نیاز دارند تا درآمد، جریان نقدی، فصلی، رشد، تمرکز مشتری و توانایی بازپرداخت آینده یک شرکت را درک کنند.
شرکتهای پرداخت این اطلاعات را هر روز مشاهده میکنند. TPV، فراوانی تراکنش، اندازه متوسط بلیط، بازپرداختها، بازگشتها، روندهای فروش، فصلی... اگر با روابط حساب و تسویه ترکیب شود، میتوانند حتی بیشتر جریان نقدی، خروج نقدی، موجودی حساب، پرداخت تأمینکننده و چرخه سرمایه در گردش را ببینند.
اینها صورتهای مالی نیستند که شرکتها یک بار در سال ارائه میدهند.
بلکه آنها در حال حاضر:
فعالیتهای تجاری در زمان واقعی.
بنابراین، دادههای پرداخت به طور طبیعی به:
دادههای تحتنویسی تبدیل میشود.
اما آنچه شرکتهای پرداخت را واقعاً در زمینه اعتبار منحصر به فرد میکند، تنها دادهها نیست.
مهمتر از آن:
آنها اغلب جریان نقدی را کنترل میکنند.
فرض کنید یک فروشنده روزانه 100 هزار فروش از طریق پلتفرم ایجاد میکند و پلتفرم 1 میلیون سرمایه در گردش ارائه میدهد.
بازپرداخت لزوماً نیاز به انتقال فعال فروشنده هر ماه ندارد.
این میتواند به طور مستقیم در آینده به صورت:
تسویه → کسر → بازپرداخت.
Stripe Capital یک ساختار معمولی است. Stripe حجم پردازش و تاریخچه پرداخت را ترکیب میکند تا یک پیشنهاد تأمین مالی تشکیل دهد و بازپرداخت میتواند به صورت تناسبی از فروشهای آینده Stripe تکمیل شود؛ در حالی که رابطه فروشنده، جریان پرداخت و نهادی که در نهایت ترازنامه را ارائه میدهد، لزوماً نباید همان شرکت باشد.
این مدل به ویژه ارزش مرجع دارد.
زیرا نشان میدهد که داشتن یک محصول اعتبار به معنای نیاز به داشتن ترازنامه نهایی نیست.
پلتفرم پرداخت میتواند مسئول:
جریان + داده + توزیع.
در حالی که بانک یا سایر تأمینکنندگان سرمایه مسئول:
تأمین مالی + سرمایه ریسک.
این همچنین یکی از بزرگترین تفاوتهای ساختاری بین شرکتهای پرداخت و وامدهندگان سنتی است:
شرکتهای پرداخت نه تنها جریان نقدی را میبینند، بلکه اغلب جریان نقدی را کنترل میکنند.
جریان یک طرف را در زمینه تحتنویسی حل میکند در حالی که به طور مستقیم به عنوان ریل بازپرداخت در طرف دیگر تبدیل میشود. بنابراین:
تحتنویسی → پرداخت → بازپرداخت
کاملاً در جریان گنجانده میشود.
از این منظر، ورود شرکتهای پرداخت به اعتبار تنها یک گسترش محصول نیست.
این با یک منطق زیرساختی قوی پشتیبانی میشود:
خود جریان هم داده و هم ریل بازپرداخت است.
اگر پلتفرم پرداخت قبلاً جریان، داده و روابط مشتری را دارد، چرا تمام اعتبار را به تنهایی انجام ندهد؟
زیرا دادهها و ترازنامهها دو قابلیت کاملاً متفاوت هستند.
پلتفرمهای پرداخت در:
جریان / داده / توزیع / رابطه مشتری / کنترل بازپرداخت برتری دارند.
بانکها و سرمایههای نهادی در:
تأمین مالی / ظرفیت اعتبار / سرمایه ریسک / ترازنامه برتری دارند.
منابعی که هر طرف دارد یکسان نیستند.
بنابراین، آنچه در آینده پرداخت + اعتبار ارزش مشاهده دارد ممکن است لزوماً این نباشد که PSPهای بیشتری به بانک تبدیل شوند.
بلکه ممکن است که کل ساختار اعتبار به طور فزایندهای واضحتر شود:
پلتفرم پرداخت: جریان + توزیع
زیرساخت اعتبار: تحتنویسی + هماهنگی
بانک / سرمایه خصوصی: ترازنامه
Stripe Capital این ساختار را نشان میدهد: محصولات اعتبار میتوانند در تجربه پرداخت گنجانده شوند، اما تأمینکننده نهایی تأمین مالی لزوماً نباید خود پلتفرم پرداخت باشد.
Huma/Arf و MANSA در تلاش هستند تا مشابه این جداسازی را به خود تسویه پرداخت بیاورند.
در گذشته، خطوط اعتباری بانکی و سیستمهای پرداخت اغلب دو زیرساخت نسبتاً مستقل بودند.
در آینده، ظرفیت اعتبار خود ممکن است به طور فزایندهای مستقیماً به جریان پرداخت متصل شود، به طور پویا در زمان تسویه فراخوانی میشود.
بنابراین، سؤال واقعی که در آینده ارزش پرسش دارد این نیست که "کدام PSP شروع به وامدهی کرده است؟" بلکه این است: چه کسی جریان را کنترل میکند؟ چه کسی اعتبار را تعیین میکند؟ چه کسی در نهایت ترازنامه را ارائه میدهد؟
این سه موضوع به طور فزایندهای نیازی به وقوع در یک شرکت ندارند.
شرکتهای پرداخت جریان دارند.
بانکها و بازارهای سرمایه ترازنامه دارند.
و اعتبار:
لایهای است که جریان و ترازنامهها را متصل میکند.
بازگشت به سوالی که در ابتدای مقاله مطرح شد:
چرا میتوان پرداخت کرد وقتی که پول هنوز نرسیده است؟
وقتی مقیاس کوچک است، پاسخ ممکن است بسیار ساده باشد؛ PSP خود پرداخت را پیشپرداخت میکند، که عمدتاً پیشپرداخت خود تأمین شده است.
با افزایش مقیاس، میتواند موقعیتها را از طریق خزانهداری در ترازنامه جهانی خود تخصیص دهد.
با این حال، با واقعیتر شدن تعهدات پرداخت و افزایش حجم، در حالی که نقدینگی آزاد خود نمیتواند به طور نامحدود گسترش یابد، باید به دنبال تأمین مالی خارجی بود.
بنابراین، پرداخت، نقدینگی، تأمین مالی و اعتبار در واقع به صورت لایهای قرار میگیرند.
پرداخت حل میکند:
حرکت پول.
نقدینگی حل میکند:
چگونه پول موجود در مکان و زمان مناسب ظاهر میشود.
تأمین مالی حل میکند:
فاصله از کجا میآید وقتی که موقعیتهای موجود کافی نیستند.
و اعتبار بیشتر حل میکند:
چگونه ظرفیت مالی اضافی را برای امروز بر اساس توانایی بازپرداخت آینده به ارمغان بیاوریم.
این توانایی بازپرداخت میتواند از جریان نقدی آینده، دریافتها، وثیقه یا از پروفایل اعتبار خود مؤسسه ناشی شود.
بنابراین:
نقدینگی مدیریت موقعیت میکند.
اعتبار کشش را فراهم میکند.
با یک لایه عمیقتر، آنچه واقعاً تعیین میکند که کل شبکه چقدر بزرگ میتواند باشد هنوز هم:
ترازنامه است.
این همچنین دلیل این است که صنعت پرداخت در نهایت به اعتبار نزدیکتر خواهد شد.
نه به این دلیل که همه PSPها در نهایت میخواهند وامدهنده شوند.
بلکه به این دلیل که با واقعیتر شدن پرداخت، افزایش حجم و پیچیدهتر شدن زنجیره تسویه، نیاز فزایندهای به کسی وجود دارد که به یک سؤال بسیار عملی پاسخ دهد:
پول هنوز نرسیده است، اما پرداخت نمیتواند متوقف شود؛ چه باید کرد؟
اگر ترازنامه خود کافی باشد، خود آن را تحمل میکند.
اگر نه، باید از ترازنامه شخص دیگری استفاده کند.
البته، به اصطلاح "اعتبار قیمت زمان است" به این معنی نیست که اعتبار فقط برای زمان هزینه میگیرد. آنچه واقعاً قیمتگذاری میشود، ریسک اعتبار، هزینه نقدینگی، مصرف سرمایه و قیمتی است که تأمینکنندگان وجوه حاضر به تحمل این عدم قطعیت در پشت فاصله زمانی هستند.
بنابراین، اعتبار هرگز فقط یک محصول وام نبوده است؛ بلکه بیشتر شبیه به یک لایه از ظرفیت مالی است که میتواند به طور پویا در زمانی که شبکه پرداخت با زمان، حجم اوج و ناهماهنگی تسویه مواجه میشود، گسترش یابد.
از این منظر:
وجوه مشتری تعیین میکند که چقدر مدیریت میکنید.
نقدینگی آزاد خود تعیین میکند که چقدر میتوانید پیشپرداخت کنید.
ظرفیت اعتبار تعیین میکند که چقدر میتوانید ادامه دهید زمانی که نقدینگی آزاد کافی نیست.
و واقعیت بنیادی در صنعت پرداخت تغییر نکرده است:
حجم پرداخت میتواند به مراتب بیشتر از ترازنامه خود PSP باشد، اما زمانی که ورود وجه و تعهدات پرداخت هماهنگ نیستند، این فاصله در نهایت باید توسط یک ترازنامه تحمل شود.
پرداخت پول را حرکت میدهد، نقدینگی پول را تخصیص میدهد و اعتبار به شبکه مالی آینده اجازه میدهد تا از پرداختهای امروز حمایت کند.
در نهایت، آنچه یک ترازنامه تعیین میکند این نیست که چقدر تراکنشها را در گذشته پردازش کردهاید.
بلکه وقتی پول هنوز واقعاً نرسیده است------
چقدر هنوز مایل به متعهد شدن هستید؟
این محتوا صرفاً برای اطلاعرسانی عمومی ارائه شده است و بهمنزله مشاوره مالی، سرمایهگذاری، حقوقی یا مالیاتی تلقی نمیشود. هرگونه رویداد، جایزه، کمپین آنلاین یا اطلاعات مرتبط که در اینجا ذکر شده است، نباید بهعنوان توصیه، ترغیب یا دعوت به خرید، فروش، معامله یا هرگونه دادوستد دیگر داراییهای رمزارزی تلقی شود. داراییهای رمزارزی از نوسان بالایی برخوردار هستند و ممکن است منجر به زیان شوند. دسترسی به خدمات، محصولات و رویدادهای مرتبط با WEEX ممکن است بسته به منطقه جغرافیایی متفاوت باشد. اطمینان از اینکه استفاده شما از این خدمات با قوانین و مقررات محلی مطابقت دارد، بر عهده خود شماست.





























