نباید تمام تخممرغها را در یک سبد گذاشت. اندازهگیری موقعیت، یا محاسبه اندازه موقعیت، سوالی است که باید قبل از انتخاب نقطه ورود مطرح کنیم: چه مقدار از سرمایهمان را باید روی یک ایده معامله سرمایهگذاری کنیم؟ بیشتر مدیران حرفهای ریسک توصیه میکنند که هرگز بیش از ۱ تا ۲ درصد از کل سرمایه را روی یک موقعیت منفرد ریسک نکنیم. این قاعده به نظر میرسد که تقریباً بیش از حد محتاطانه است، تا روزی که اثر اهرم یادآوری کند که چرا این قاعده وجود دارد و این قاعده فقط برای ارزهای دیجیتال نیست.
مثال بارز این موضوع حتی از بخش ارزهای دیجیتال نمیآید، بلکه از وال استریت در مارس ۲۰۲۱ است. بیل هوانگ، مدیر سابق مشهور که در Tiger Management آموزش دیده بود، یک دفتر خانوادگی ناشناخته به نام Archegos Capital را مدیریت میکرد.
به طور رسمی، پرتفوی او حدود ۳۶ میلیارد دلار ارزش داشت. اما در پشت صحنه، از طریق قراردادهای سواپ بر اساس بازده کل (ابزارهایی که اجازه میدهند بدون خرید واقعی سهام، در معرض اقتصادی آن قرار بگیرید و در فهرست سهامداران ظاهر نشوید)، هوانگ یک معرض واقعی نزدیک به ۱۶۰ میلیارد دلار ایجاد کرده بود که بر روی چندین ارزش رسانهای و فناوری متمرکز بود، طبق اطلاعاتی که توسط دادستانهای آمریکایی جمعآوری شده و توسط رویترز گزارش شده است.
مشکل واقعی حتی خود اهرم نبود: این بود که هر بانک کارگزاری اصلی (Credit Suisse، Nomura، Goldman Sachs، Morgan Stanley) فقط بخشی از کوه یخ را میدید و نمیدانست که دیگران دقیقاً همان شرطهای متمرکز را تأمین مالی میکنند. SEC در بیانیه رسمی خود، سیستمی را توصیف کرد که بر اساس اهرم شدید و موقعیتهای پنهان در برابر طرفهای مقابل ساخته شده بود. وقتی چندین سهام شروع به سقوط کردند، درخواستهای مارجین به صورت زنجیرهای سقوط کردند و Archegos نتوانست به آنها پاسخ دهد: این صندوق در عرض چند روز سقوط کرد و بیش از ۱۰ میلیارد دلار خسارت تجمعی برای بانکهای وامدهنده به بار آورد، که Credit Suisse با حدود ۵.۵ میلیارد دلار در صدر قرار داشت.
مقایسه با یک معاملهگر ارز دیجیتال که یک موقعیت ۴۰ برابری در کل حساب خود باز میکند، مستقیم است: در هر دو مورد، این استراتژی نیست که کتاب را نابود میکند، بلکه اندازه نسبت به سرمایه واقعی است که تا زمانی که بازار صورتحساب را ارائه نکرده، پنهان مانده است.
یک اندازهگیری موقعیت صحیح بر روی کاغذ هیچ چیز پیچیدهای ندارد: ابتدا درصد سرمایه را که حاضر به از دست دادن آن در صورت شکست ایده هستیم، تعیین میکنیم، سپس اندازه موقعیت را بر اساس فاصله بین نقطه ورود و توقف ضرر محاسبه میکنیم و در نهایت اهرم مورد استفاده را تنظیم میکنیم تا حداکثر ضرر در محدودهای که در ابتدا تعیین شده باقی بماند.
در مورد Archegos و همچنین در مورد یک معاملهگر خصوصی که در Hyperliquid یا جاهای دیگر بیش از حد در معرض خطر قرار دارد، یک معرض اندازهگیری شده برای تحمل یک ضرر ۱ تا ۲ درصد از حساب میتوانست شکست را به یک خراش محدود کند تا به یک فروپاشی سیستماتیک. اینجاست که نسبت ریسک/بازده تمام معنا را پیدا میکند: هیچ فایدهای ندارد که به دنبال یک سود سخاوتمندانه باشیم اگر اندازه موقعیت کل حساب یا چندین بانک را به یک وزش باد واحد معرض کند.
برای یک معاملهگر خصوصی، درس در یک جمله ساده، تقریباً پیش پا افتاده، اما که کمتر کسی واقعاً آن را به کار میبرد، خلاصه میشود، چه حساب ۵۰۰ یورویی باشد یا ۳۶ میلیارد دلار. هرگز ایده معامله نیست که یک حساب را خراب میکند، بلکه اندازهای است که به آن داده میشود.
این محتوا صرفاً برای اطلاعرسانی عمومی ارائه شده است و بهمنزله مشاوره مالی، سرمایهگذاری، حقوقی یا مالیاتی تلقی نمیشود. هرگونه رویداد، جایزه، کمپین آنلاین یا اطلاعات مرتبط که در اینجا ذکر شده است، نباید بهعنوان توصیه، ترغیب یا دعوت به خرید، فروش، معامله یا هرگونه دادوستد دیگر داراییهای رمزارزی تلقی شود. داراییهای رمزارزی از نوسان بالایی برخوردار هستند و ممکن است منجر به زیان شوند. دسترسی به خدمات، محصولات و رویدادهای مرتبط با WEEX ممکن است بسته به منطقه جغرافیایی متفاوت باشد. اطمینان از اینکه استفاده شما از این خدمات با قوانین و مقررات محلی مطابقت دارد، بر عهده خود شماست.















![[مقاله] گسترش قلمرو تجارت و استیبلکوین وون... فرصتی برای تغییر شرایط](/public-static/24_18140364e2.png?format=avif)













