در 5 اوت 1966، فروشگاههای موسیقی در بریتانیا یک LP با جلدی سیاه و سفید که از خطوط جوهری و کلاژی از چهار چهره شناخته شده تشکیل شده بود، دریافت کردند. این آلبوم Revolver نام داشت. شصت سال پس از آن انتشار، دیدگاه تاریخی اجازه میدهد که بگوییم این فقط یک آلبوم جدید از The Beatles نبود، بلکه لحظهای دقیق بود که موسیقی پاپ قالبهای خود را شکست و به شکلی از هنر بدون محدودیتهای صوتی تبدیل شد.
با Revolver، این چهار نفر از لیورپول نه تنها یکی از کارهای مورد تحسین تاریخ موسیقی را امضا کردند، بلکه مرز نهایی بین دوران Beatlemania جوانان و تولد راک سایکدلیک و تجربی را ترسیم کردند.
برای درک عظمت Revolver، لازم است به اواخر 1965 سفر کنیم. The Beatles مشهورترین گروه در کره زمین بودند، اما ماشین نمایش تهدید میکرد که آنها را ببلعد. پس از سه سال تورهای پرشتاب، فیلمها (A Hard Day's Night و Help!)، کنفرانسهای مطبوعاتی پرجمعیت و الزامی که مدیرشان، برایان اپستین، برای انتشار دو آلبوم و چندین تکآهنگ در سال به آنها تحمیل کرده بود، جان لنون، پل مککارتنی، جورج هریسون و رینگو استار خسته بودند.
با وجود ریتم خستگیآور، گروه قبلاً نشانههایی از بلوغ را در Rubber Soul (دسامبر 1965) نشان داده بود، جایی که تأثیرات فولک، سول آمریکایی و اولین نشانههای سازهای عجیب و غریب مانند سیتار را وارد کردند. با این حال، در آغاز سال 1966، گروه تصمیمی بیسابقه در کارنامه خود گرفت: یک وقفه سه ماهه در برنامه خود.
بین ژانویه و مارس آن سال، موسیقیدانها برای اولین بار زمان آزاد داشتند تا به عنوان بزرگسالان مستقل در لندن زندگی کنند. پل در صحنه پیشرو پایتخت بریتانیا غرق شد و به کنسرتهای موسیقی تصادفی کارل هاینز استوکهاوزن رفت و به گالریهای هنری سر میزد. جان و جورج به تجربیات خود با LSD و مطالعه فلسفه و سازهای هند عمیقتر پرداختند. رینگو نیز از این فرصت استفاده کرد تا دیدگاه زیباییشناختی و عکاسی خود را گسترش دهد.
وقتی چهار نفر در آوریل 1966 دوباره در استودیوهای ابی رود گرد هم آمدند، دیگر همان پسران خوشحال با لباسهای هماهنگ نبودند؛ آنها بار فرهنگی، روانی و موسیقایی به همراه داشتند که نیاز به پاسخهای فنی کاملاً جدیدی داشت.
با ورود به استودیو 2 EMI در بهار 1966، The Beatles در جرج مارتین و یک مهندس صدای جوان 20 ساله، جف امریک، متحدان مناسبی برای انقلاب خود یافتند. دستور ضمنی گروه واضح بود: آنها صداهایی میخواستند که هیچکس هرگز نشنیده بود.
امریک بلافاصله پروتکلهای سختگیرانه استودیو را شکست. او میکروفنها را در میلیمتری از پوستهای درام و داخل بمب قرار داد تا صدایی خشکتر و قویتر بگیرد، میکروفنها را به سازهای زهی نزدیک کرد و شروع به دستکاری سرعت نوارهای مغناطیسی کرد.
در این زمینه، پیگیری دوگانه مصنوعی (ADT) به وجود آمد، تکنیکی که توسط کن تاونزند به درخواست لنون اختراع شد تا صدای او را بدون نیاز به ضبط دوباره، دو برابر کند. همچنین، نوارهای ضبط شده به صورت معکوس (صوت معکوس) مورد استفاده قرار گرفت و صدای لنون از طریق یک بلندگوی چرخان لزلی عبور داده شد تا اثرات هیپنوتیزمی ایجاد کند. ابی رود دیگر تنها یک مکان ضبط نبود، بلکه به یک ساز موسیقی تبدیل شد.{#p-1785946312269-86523}
چهارده قطعهٔ Revolver یک موزاییک را تشکیل میدهند که در آن هر ترک به بررسی مرزهای مختلفی از ترکیب و تولید موسیقی میپردازد.{#p-1785946312269-16625}
"مالیاتگیر": نوشتهٔ هریسون، آلبوم را با یک انتقاد اجتماعی شدید از سیستم مالیاتی بریتانیا (که 95% درآمدهای بالاترین درآمدها را مالیات میگرفت) آغاز میکند. این آهنگ به خاطر ریتم فانک بیس و یک سولو گیتار تند و تحت تأثیر موسیقی هندی، که به طور غیرمنتظرهای توسط مککارتنی اجرا شده، برجسته است.{#p-1785946312269-18445}
"الینور ریگبی": یک شاهکار در روایت پاپ که به تنهایی شهری و پیری میپردازد. هیچ یک از بیتلز در این قطعه سازی نمیزنند؛ سازبندی به طور انحصاری بر عهدهٔ یک هشتتایی از سازهای زهی است که توسط جورج مارتین تنظیم شده و تحت تأثیر موسیقی برنارد هرمان برای فیلمهای آلفرد هیچکاک قرار دارد.{#p-1785946312269-17493}
"فقط خوابم": بازتاب حالت خوابآلودگی لنون، شامل اولین سولو گیتار است که به طور کامل به صورت معکوس در موسیقی پاپ ضبط شده است، کاری دقیق که ساعتها هماهنگی از هریسون گرفت.{#p-1785946312269-66190}
"اینجا، آنجا و همهجا": یک بالاد استادانه از مککارتنی که به طور مستقیم تحت تأثیر آلبوم Pet Sounds از The Beach Boys قرار دارد و توانایی گروه را برای حفظ ظرافت ملودیک کلاسیک در میانهٔ آزمایشات نشان میدهد.{#p-1785946312269-20391}
"زیر دریایی زرد": برای رینگو استار نوشته شده و به یک سرود جهانی تبدیل شده که شامل افکتهای صوتی روزمرهٔ استودیو است: زنجیرهایی که در آب غوطهورند، سوتها، ماشینهای باد و صداهایی که از طریق لولهها فریاد زده میشوند.{#p-1785946312269-58921}
"فردا هرگز نمیداند": اوج آلبوم و رادیکالترین قطعهٔ زمان خود. با متنی که بر اساس کتاب تبت مردگان (از طریق اقتباس تیموتی لیری) است، این آهنگ بر یک آکورد C (دو) واحد، یک درام هیپنوتیزمکننده از رینگو و یک درهمتنیدگی از حلقههای نوار (tape loops) که توسط چهار عضو در خانههایشان آماده شده، استوار است. صدای لنون مانند صدای "یک راهب که از بالای کوه آواز میخواند" به گوش میرسد که با استفاده از کابینت لزلی به دست آمده است.{#p-1785946312269-36575}
قبل از Revolver، صدای بیتلز بر اساس ترکیب کلاسیک دو گیتار، بیس و درام، با تمرکز بر فرمت آهنگهای عاشقانه سه دقیقهای ساختاربندی شده بود. با این آلبوم، آن معماری به هوا پرتاب شد.{#p-1785946312270-25320}
تغییر تنها از نظر سبک نبود، بلکه از نظر مفهومی نیز بود. Revolver دامنهٔ سازهای راک را با گنجاندن بخشهای برنجی سول (ترومپت، ترومبون، توبا و غیره) و "باید تو را به زندگیام بیاورم"، سازبندی کلاسیک هندی مانند سیتار و تامبورا ("دوستت دارم")، سازهای زهی بم و ناهمگون، و منظرهای صوتی ساخته شده از طریق مهندسی صدا گسترش داد.{#p-1785946312270-43692}
این کار به عنوان حلقه ضروری بین اشکال سنتی پاپ و پیچیدگیهای آنچه که بعداً خواهد آمد عمل کرد. بدون جسارت مفهومی Revolver، ورود Sgt. Pepper's Lonely Hearts Club Band (1967)، جنبش سایکدلیک جهانی یا توسعه بعدی راک پروگرسیو و پاپ آلترناتیو غیرممکن بود.
تغییرات Revolver تنها صوتی نبود، بلکه بصری به شدت احساسی بود. در زمانی که موسیقی سایکدلیک شروع به ارتباط با انفجار رنگهای اشباع شده میکرد، بیتلز به سمت مخالف رفتند: یک جلد ساده سیاه و سفید که ترکیبی از ظرافت تصویرسازی با جوهر و کلاژ عکاسی بود.
کسی که آن را خلق کرد، هنرمند و موسیقیدان آلمانی کلاوس وورمان بود، دوستی نزدیک با گروه از سالهای سخت یادگیری آنها در کلوپهای هامبورگ در اوایل دهه شصت. وورمان بخشی از مواد ضبط شده گروه را شنید و فهمید که موسیقی به سمتی چنان غافلگیرکننده رفته است که جلد باید آن عمق درونی را منعکس کند.
ترکیب تحت تسلط چهار پرتره برجسته از جان، پل، جورج و رینگو است. از موها و چهرههای آنها، دهها عکس برش خورده بیرون میآید که تاریخ اخیر گروه را نشان میدهد:
بیتلز در جنبههای مختلف: تصاویر شخصی لحظات روزمره، نگاههای کنجکاو، خندههای پشت صحنه، تکههایی از چشمها و چهرههای همپوشانی شده را به تصویر میکشد که طوفان بیتلمانیا را از درون نشان میدهد.
پنهانکاری هنرمند: در یک حرکت تقریباً مخفیانه در میان درهمریختگی موی جورج هریسون (در سمت راست طراحی)، کلاوس وورمان عکسی کوچک از خود را در حال نگهداشتن یک روزنامه گنجانده و به همراه امضای خود، در نمادشناسی این چهار نفر ادغام شده است.
جلد Revolver یک نقطه عطف هنری به حق بود که در نهایت جایزه گرمی بهترین هنر جلد آلبوم در سال 1967 را به دست آورد و نشان داد که جلد یک دیسک میتواند به اندازه وینیل درون آن پیشرو باشد.
انتشار Revolver همزمان با زمانی بود که رابطه گروه با کنسرتهای زنده به نقطه غیرقابل بازگشت خود رسید. در تابستان 1966، گروه یک تور جهانی را آغاز کرد که تحت تأثیر جنجال و تنش بود.
در ژوئن، اجرای آنها در صحنه بودوکان توکیو اعتراضاتی از سوی بخشهای محافظهکار ژاپنی را به همراه داشت. چند هفته بعد، در مانیل، یک سوء تفاهم دیپلماتیک با بانوی اول فیلیپین، ایملدا مارکوس، به تهدیدهای مرگ و حملات فیزیکی به تیم گروه در فرودگاه منجر شد. به علاوه، در ایالات متحده، یک موج خشم به رهبری بخشهای مذهبی پس از انتشار مصاحبهای که جان لنون ادعا کرده بود بیتلز "از عیسی محبوبترند"، به راه افتاد که منجر به سوزاندنهای جمعی دیسکهای آنها در جنوب کشور شد.
به این محیط خصمانه، ناتوانی فنی در اجرای رپرتوار جدیدشان اضافه میشد. تقویتکنندههای آن زمان نمیتوانستند با فریادهای گوشخراش دهها هزار طرفدار در استادیومهای بیسبال رقابت کنند. آهنگهایی مانند "Eleanor Rigby" یا "Tomorrow Never Knows" به سادگی در صحنه با تکنولوژی 1966 قابل اجرا نبودند. گروه دیگر نمیتوانست صدای خود را در حین نواختن بشنود و معتقد بود که اجراهایشان به سیرکی بدون ارزش موسیقایی تبدیل شده است.
در 29 اوت 1966، تنها سه هفته پس از انتشار Revolver، بیتلز آخرین کنسرت خود را در پارک کندل استیک سان فرانسیسکو به صورت پرداختی برگزار کردند. آن شب از صحنه پایین آمدند و هرگز به تور دیگری بازنگشتند.
شش دهه بعد، Revolver در برابر گذر زمان دست نخورده باقی مانده است. تصمیم گروه برای ترک صحنهها و محبوس شدن در استودیو به طور دائم ماهیت صنعت موسیقی را تغییر داد و ایدهای را تثبیت کرد که یک آلبوم میتواند به عنوان یک اثر هنری مفهومی به حق خود باشد.
با گوش دادن به ترکهای بازسازی شده امروز، شگفتانگیز است که تازگی ایدههایشان، دقت ملودیهایشان و جسارت فنی چهار جوانی که دنیا در دستانشان بود را مشاهده کنیم، کسانی که ترجیح دادند همه چیز را به خاطر آزادی خلاقانه به خطر بیندازند.
این محتوا صرفاً برای اطلاعرسانی عمومی ارائه شده است و بهمنزله مشاوره مالی، سرمایهگذاری، حقوقی یا مالیاتی تلقی نمیشود. هرگونه رویداد، جایزه، کمپین آنلاین یا اطلاعات مرتبط که در اینجا ذکر شده است، نباید بهعنوان توصیه، ترغیب یا دعوت به خرید، فروش، معامله یا هرگونه دادوستد دیگر داراییهای رمزارزی تلقی شود. داراییهای رمزارزی از نوسان بالایی برخوردار هستند و ممکن است منجر به زیان شوند. دسترسی به خدمات، محصولات و رویدادهای مرتبط با WEEX ممکن است بسته به منطقه جغرافیایی متفاوت باشد. اطمینان از اینکه استفاده شما از این خدمات با قوانین و مقررات محلی مطابقت دارد، بر عهده خود شماست.





























