از دو سال پیش، هوش مصنوعی به سوخت اصلی بازارهای سهام تبدیل شده است. غولهای فناوری آمریکایی ارزشگذاریهای شگفتانگیزی را نشان میدهند که ناشی از وعده افزایش بهرهوری است. مایکروسافت اکنون ۳۷۱۰ میلیارد دلار، آلفابت ۴۳۳۰ میلیارد دلار و آمازون ۲۹۶۰ میلیارد دلار ارزش دارد.
منطق ساده است. شرکتی که ۱۰,۰۰۰ کارمند را با عوامل هوش مصنوعی جایگزین میکند، هزینههایش کاهش مییابد، حاشیههایش افزایش مییابد و سودش به شدت افزایش مییابد. روی کاغذ، معادله برای سهامداران کامل است. همانطور که تحلیلگر فیریسیس خلاصه میکند، از بین رفتن مشاغل امروز «صعودی» است زیرا نشاندهنده وسعت واقعی پذیرش هوش مصنوعی در اقتصاد است.
این مرحله اول، مرحلهای که افزایش بهرهوری حاشیهها را بدون تخریب گسترده بافت شغلی تقویت میکند، به یک دوره طلایی برای سرمایهگذاران در معرض فناوری شباهت دارد. شرکتهایی که خودکارسازی میکنند، در رقابت برنده میشوند و آنهایی که هوش مصنوعی را میفروشند، درآمدشان افزایش مییابد.
استدلال زمانی پیچیده میشود که دامنه را گسترش دهیم. کارمندان حذفشده از یک طرف، همچنین مصرفکنندگان از طرف دیگر هستند. مشاغل کمتر، بهطور مکانیکی به معنای درآمد کمتر، قدرت خرید کمتر و بنابراین تقاضای نهایی کمتر است.
آنچه برای هر شرکت بهطور جداگانه بهینه است، میتواند زمانی سمی شود که همه شرکتها بهطور همزمان همان استراتژی را اعمال کنند. یک اقتصاد فوقالعاده تولیدی میتواند حجمهای عظیمی از کالاها و خدمات تولید کند، اما اگر سودها در دست دارندگان سرمایه متمرکز شوند، چه کسی تمام این تولید را خریداری میکند؟
فیریسیس یک توالی سه مرحلهای را توصیف میکند. مرحله اول که در آن هوش مصنوعی بهرهوری را بدون تخریب شغل افزایش میدهد، برای بازارها بسیار مطلوب است. مرحله دوم که در آن عوامل واقعاً جایگزین کار انسانی میشوند و سودهای برندگان هوش مصنوعی را به شدت افزایش میدهند. سپس مرحله سوم، مرحله نقطه عطف، که در آن کاهش تجمعی درآمدها در نهایت بر تقاضا و بنابراین بر خود شرکتها تأثیر میگذارد.
دقیقاً در این مرحله است که یک پیشنهاد قدیمی دوباره به سطح میآید: مالیات بر رباتها. این ایده جدید نیست. در سال ۲۰۱۷، کاندیدای سوسیالیست بنوا هامن آن را به یکی از اقدامات کلیدی کمپین ریاستجمهوری خود تبدیل کرد و پیشنهاد داد که «ثروت ایجاد شده توسط رباتها» مشمول مالیات شود تا درآمد جهانی برای زندگی تأمین شود.
اقتصاددان برنده جایزه نوبل، رابرت شیلر، نیز ایده مالیات ملایم بر رباتها را دفاع کرده است، که بهعنوان ابزاری برای انتقال به منظور تأمین مالی بازآموزی کارگران جابجا شده در نظر گرفته شده است.
در ایالات متحده، این پیشنهاد دوباره روی میز قرار گرفته است. نماینده دموکرات، گرگ کاسار به تازگی یک لایحه را ارائه کرده است که هدف آن مالیات بر شرکتهای هوش مصنوعی برای تأمین مالی ایجاد مشاغل است. ایلان ماسک نیز بهطور مرتب به فرضیه درآمد جهانی تأمین شده توسط سودهای بهرهوری هوش مصنوعی اشاره میکند.
اما این ایده با چندین مانع مواجه است. یک مطالعه منتشر شده در سال ۲۰۲۵ توسط حقوقدانان IBFD تأکید میکند که مالیات مستقیم بر یک ربات مستلزم شناسایی شخصیت حقوقی آن است، که امروز نه در حقوق فرانسه و نه در حقوق اروپا وجود ندارد.
بنابراین، باید مراقب لحظهای باشیم که تخریب مشاغل سریعتر از افزایش بهرهوری تسریع میشود. تا آن زمان، بحث درباره توزیع سودهای هوش مصنوعی، مالیات بر ربات یا درآمد جهانی، تازه آغاز شده است.
این محتوا صرفاً برای اطلاعرسانی عمومی ارائه شده است و بهمنزله مشاوره مالی، سرمایهگذاری، حقوقی یا مالیاتی تلقی نمیشود. هرگونه رویداد، جایزه، کمپین آنلاین یا اطلاعات مرتبط که در اینجا ذکر شده است، نباید بهعنوان توصیه، ترغیب یا دعوت به خرید، فروش، معامله یا هرگونه دادوستد دیگر داراییهای رمزارزی تلقی شود. داراییهای رمزارزی از نوسان بالایی برخوردار هستند و ممکن است منجر به زیان شوند. دسترسی به خدمات، محصولات و رویدادهای مرتبط با WEEX ممکن است بسته به منطقه جغرافیایی متفاوت باشد. اطمینان از اینکه استفاده شما از این خدمات با قوانین و مقررات محلی مطابقت دارد، بر عهده خود شماست.





























