ذخیره استراتژیک بیتکوین، انباشت بیتکوین نگهداریشده توسط دولت است که بهعنوان یک دارایی ملی در کنار طلا، نفت و ذخایر ارز خارجی در نظر گرفته میشود. ایالات متحده در مارس ۲۰۲۵ یک دستور اجرایی برای ایجاد چنین ذخیرهای امضا کرد و حداقل دوازده کشور دیگر نیز در حال بررسی همین ایده هستند. خلاصه
هر کشوری ذخایری دارد. ترکیب این ذخایر در طول قرنها به آرامی تغییر کرده است، از نقره به طلا، از طلا به دلار، از دلار به سبدی از ارزها و بدهیهای حاکمیتی. سوالی که ذخیره استراتژیک بیتکوین بهطور علنی مطرح میکند این است که آیا کمبود دیجیتال باید در آن سبد قرار گیرد و آیا دولتی که آن را نادیده میگیرد، در خطر عقبماندن از دولتهایی است که این کار را نمیکنند.
این راهنما توضیح میدهد که ذخیره استراتژیک بیتکوین چیست، چگونه نسخه ایالات متحده ایجاد شد، دولتهای دیگر چه اقداماتی انجام میدهند، ذخیره واقعاً چه چیزی را نگهداری میکند و قویترین استدلالها برای و علیه آن چگونه است. این متن به هیچ وجه از این سیاست حمایت یا علیه آن موضعگیری نمیکند. حقایق به اندازه کافی جنجالی هستند بدون اینکه نظر شخصی اضافه شود.
ذخیره استراتژیک بیتکوین ایالات متحده بهدلیل دستور اجرایی ۱۴۱۷۸ وجود دارد که توسط رئیسجمهور ترامپ در تاریخ ۶ مارس ۲۰۲۵ امضا شد. این دستور به وزیر خزانهداری دستور داد تا یک ذخیره با بیتکوینهای موجود در اختیار دولت ایجاد کند. همچنین یک نهاد جداگانه به نام انباشت دارایی دیجیتال ایالات متحده برای داراییهای دیجیتال غیر از بیتکوین که توسط دولت نگهداری میشود، ایجاد کرد.
ذخیره اولیه با حدود ۲۰۰,۰۰۰ بیتکوین تأمین شد که بیشتر آن از مصادرههای جنایی و توقیفهای داراییهای مدنی انجامشده توسط وزارت دادگستری، اداره مالیات داخلی و وزارت امنیت میهن بهدست آمده است. بزرگترین منبع منفرد، مصادره سیلک رود بود که در نوامبر ۲۰۲۰ تقریباً ۶۹,۰۰۰ بیتکوین و در ژانویه ۲۰۲۲ ۵۰,۶۷۶ بیتکوین اضافی بهدست آورد. مقادیر کمتری از دهها پرونده فدرال دیگر که شامل تقلب، پولشویی و فرار از تحریمها بودند، بهدست آمد.
دستور اجرایی شامل دو بند است که آن را از یک طبقهبندی حسابداری ساده متمایز میکند. اول، این دستور فروش هرگونه بیتکوین نگهداریشده در ذخیره را ممنوع میکند. این یک تغییر از رویههای قبلی است، جایی که ارزهای دیجیتال مصادرهشده بهطور معمول توسط خدمات مارشال ایالات متحده حراج میشدند. دولت پیش از امضای این دستور، تخمین زده میشود که حدود ۱۹۵,۰۰۰ بیتکوین را به قیمتهایی بسیار پایینتر از ارزش بازار فعلی فروخته است. بند عدم فروش برای جلوگیری از تکرار این وضعیت طراحی شده است.
دوم، این دستور به وزارتخانههای خزانهداری و بازرگانی دستور میدهد تا "استراتژیهای بدون بودجه" برای خرید بیت کوین اضافی توسعه دهند. بدون بودجه به این معنی است که خرید نمیتواند از تخصیصهای جدید یا افزایش مالیاتها تأمین شود. مکانیزمهای مورد بحث شامل ارزیابی مجدد گواهیهای طلا که توسط فدرال رزرو نگهداری میشود، میباشد که در حال حاضر به نرخ قانونی ۴۲.۲۲ دلار به ازای هر اونس ثبت شده است و استفاده از تفاوت بین آن نرخ و قیمت بازار برای تأمین مالی خریدهای بیت کوین است.
تا میانه سال ۲۰۲۶، دولت ایالات متحده تقریباً ۱۹۸,۰۰۰ بیت کوین در ذخیره استراتژیک بیت کوین نگهداری میکند. رقم دقیق کمی نوسان دارد زیرا روندهای جدید ضبط داراییها به پایان میرسند و داراییهای ضبط شده به ذخیره منتقل میشوند. با قیمتهای کنونی، ارزش ذخیره تقریباً ۱۳ میلیارد دلار است که آن را به بزرگترین دارایی بیت کوین دولتی در جهان تبدیل میکند.
بیت کوینها در کیفپولهای سرد نگهداری میشوند که توسط وزارت خزانهداری با هماهنگی ارائهدهندگان نگهداری مدیریت میشود. ترتیب خاص نگهداری به دلایل امنیتی به طور کامل افشا نشده است، اگرچه خزانهداری تأیید کرده است که داراییها از طریق حسابرسیهای اثبات ذخیره که به صورت سهماهه انجام میشود، قابل تأیید هستند.
ذخیره جداگانه داراییهای دیجیتال شامل داراییهای دیجیتال غیر بیت کوین است که در پروندههای فدرال ضبط شدهاند، از جمله اتریوم، استیبلکوینها و انواع آلتکوینها. این دستور اجرایی این ذخیره را متفاوت از ذخیره بیت کوین میداند. در حالی که بیت کوین نمیتواند فروخته شود، داراییهای غیر بیت کوین ممکن است به صلاحدید دولت نقد شوند و عواید آن میتواند برای خرید بیت کوین اضافی برای ذخیره استفاده شود.
السالوادور تنها کشور دیگری است که ذخیره بیت کوین تأیید شده و عملیاتی در سطح ملی دارد. رئیسجمهور نایب بوکله در سپتامبر ۲۰۲۱ شروع به خرید بیت کوین کرد زمانی که کشور آن را به عنوان پول قانونی پذیرفت. السالوادور تقریباً ۶,۱۰۰ بیت کوین دارد، اگرچه خریدهای کشور از زمانی که صندوق بینالمللی پول توافق وام ۱.۴ میلیارد دلاری را به محدود کردن خریدهای جدید بیت کوین مشروط کرد، کاهش یافته است.
استدلال برای یک ذخیره استراتژیک بیت کوین بر سه پایه استوار است: کمبود عرضه، حاکمیت و تنوع.
کمبود عرضه سادهترین استدلال است. بیت کوین دارای سقف عرضه ثابت ۲۱ میلیون سکه است که توسط کدی که هیچ نهاد واحدی کنترل نمیکند، اجرا میشود. تقریباً ۱۹.۷ میلیون از آن سکهها قبلاً استخراج شدهاند و نرخ صدور هر چهار سال یکبار از طریق مکانیزمی به نام نصف شدن کاهش مییابد. طلا دارای عرضه کل محدود اما ناشناخته است که به طور تقریبی ۱.۵٪ در سال از طریق استخراج افزایش مییابد. دلار ایالات متحده هیچ سقف عرضهای ندارد و از سال ۲۰۲۰ پایه پولی خود را بیش از ۴۰٪ گسترش داده است. برای دولتهایی که نگران حفظ قدرت خرید در بلندمدت هستند، دارایی با عرضه ریاضی ثابت تضمینی ارائه میدهد که هیچ ارز فیات یا کالایی نمیتواند با آن مطابقت داشته باشد. استدلال کمبود زمانی که در برابر سطوح بدهی حاکمیتی اندازهگیری میشود، قدرت بیشتری پیدا میکند. بدهی جهانی دولتها در سال ۲۰۲۴ از ۱۰۰ تریلیون دلار فراتر رفت. هر دلار، یورو یا ینی از آن بدهی نماینده یک ادعای آینده بر ارزی است که هنوز وجود ندارد. بیت کوین نمیتواند برای خدماتدهی به بدهی افزایش یابد، که دقیقاً به همین دلیل است که برخی دولتها آن را به عنوان یک پوشش در برابر گسترش پولی که سیاستهای مالی خودشان نیاز دارند، میبینند.
حاکمیت استدلال ژئوپلیتیکی است. ذخایر دلار ایالات متحده که در بانکهای مرکزی خارجی نگهداری میشود، در نهایت ادعاهایی بر سیستم مالی ایالات متحده هستند. این ادعاها میتوانند مسدود شوند، همانطور که ایالات متحده با بیحرکت کردن تقریباً ۳۰۰ میلیارد دلار از ذخایر بانک مرکزی روسیه پس از حمله ۲۰۲۲ به اوکراین نشان داد. بیت کوین نگهداری شده در خودنگهداری نمیتواند توسط هیچ دولت خارجی مسدود شود. برای کشورهایی که به دنبال کاهش وابستگی به ذخایر به دلار هستند، بیت کوین نوعی بیمه حاکمیتی ارائه میدهد که هیچ دارایی دیگری نمیتواند ارائه دهد.
تنوع، استدلال پرتفوی است. ذخایر بانک مرکزی معمولاً در اوراق خزانهداری ایالات متحده، طلا و تعداد کمی از ارزهای خارجی متمرکز هستند. افزودن یک دارایی غیرهمبسته به پرتفوی ذخایر، ریسک کلی پرتفوی را کاهش میدهد، حتی اگر آن دارایی بهطور فردی نوسانی باشد. تحقیقات ARK Invest و Fidelity Digital Assets نشان داده است که تخصیص ۱٪ تا ۵٪ بیتکوین در یک پرتفوی ذخایر دولتی میتوانست بازدههای تنظیمشده بر اساس ریسک را در هر دوره پنجساله از سال ۲۰۱۴ بهبود بخشد. استدلال تنوع نیاز ندارد که بیتکوین هر سال بهتر از سایر داراییها عمل کند. بلکه نیاز دارد که بیتکوین در دورههایی که بیشترین اهمیت را دارند، رفتار متفاوتی نسبت به داراییهای ذخیره موجود داشته باشد. در طول بحران بانکی مارس ۲۰۲۳، بیتکوین افزایش یافت در حالی که سهام بانکهای منطقهای سقوط کرد. در دورههای ضعف دلار، بیتکوین بهطور تاریخی در ارزش دلاری افزایش یافته است. این ویژگیهای همبستگی است که نظریه پرتفوی میگوید یک مدیر ذخیره باید به دنبال آن باشد، حتی اگر خود دارایی نوسانات بیشتری نسبت به هر دارایی منفرد در پرتفوی موجود داشته باشد.
شما همچنین ممکن است دوست داشته باشید: خودنگهداری چیست؟ کیف پولهای سرد در مقابل صرافیها
دستور اجرایی ایالات متحده موجی از پیشنهادات مشابه در سراسر جهان را به راه انداخت. دینامیکها بسته به کشور متفاوت است، اما الگو ثابت است: یک شاخه از دولت پیشنهادی برای ذخیره بیتکوین ارائه میدهد، بحث عمومی دنبال میشود و پیشنهاد بسته به محیط سیاسی یا پیشرفت میکند یا متوقف میشود.
برزیل در نوامبر ۲۰۲۴ لایحهای را برای ایجاد یک ذخیره استراتژیک بیتکوین دولتی که حداکثر ۵٪ از ذخایر بینالمللی کشور را در بر میگیرد، معرفی کرد. رئیس بانک ملی چک بهطور علنی اعلام کرد که این نهاد در حال بررسی تخصیص بیتکوین است. نامزد ریاستجمهوری لهستان پیشنهادی برای ذخیره استراتژیک را در پلتفرم انتخاباتی خود گنجانده است.
در آسیا، پارلمان ژاپن در اواخر ۲۰۲۴ به پیشنهادی برای ذخیره بیتکوین بحث کرد، اگرچه دولت در ابتدا از پیگیری آن خودداری کرد. قانونگذاران هنگکنگ پیشنهاد افزودن بیتکوین به صندوق تبادل، وسیله ثروت دولتی این سرزمین را ارائه دادهاند.
در ایالات متحده، اقدام در سطح ایالت در برخی موارد سریعتر از سطح فدرال پیش رفته است. تگزاس قانونی را برای ایجاد یک ذخیره بیتکوین در سطح ایالت معرفی کرد که از طریق کمکهای داوطلبانه بیتکوین و داراییهای ضبطشده تأمین مالی میشود. نیوهمپشایر لایحه ذخیره بیتکوین را به قانون تبدیل کرد و به اولین ایالت ایالات متحده تبدیل شد که این کار را انجام میدهد و به خزانهدار ایالت اجازه میدهد تا حداکثر ۵٪ از برخی از وجوه عمومی را به بیتکوین و سایر داراییهای دیجیتال با ارزش بازار بالای ۵۰۰ میلیارد دلار تخصیص دهد. آریزونا و اوکلاهما پیشنهادات مشابهی را پیش بردهاند. ذخایر در سطح ایالت معمولاً از نظر دامنه کوچکتر هستند و از طریق مقامات سرمایهگذاری موجود تأمین مالی میشوند، اما آنها نمایانگر یک مسیر پذیرش موازی هستند که نیاز به تأیید کنگره ندارد.
دینامیک رقابتی بین کشورها ارزش درک دارد. نظریه بازیها پیشنهاد میکند که اگر یک اقتصاد بزرگ ذخیره بیتکوین بسازد، دیگران با انتخاب بین انباشت در قیمتهای فعلی یا احتمالاً انباشت در قیمتهای بالاتر در آینده، پس از اینکه نخستین حرکتکننده مزیت را به دست آورده است، مواجه میشوند. این منطق پشت آنچه که حامیان بیتکوین "استدلال تعادل نش" مینامند، است: هنگامی که یک دولت شروع به انباشت میکند، منافع عقلانی دیگران را به پیروی وادار میکند. اینکه آیا این دینامیک در عمل به وقوع میپیوندد بستگی به این دارد که آیا تصمیمگیرندگان دولتی بیتکوین را بهعنوان یک دارایی ذخیره مشروع یا بهعنوان یک آزمایش حدسی که ریسک سیاسی بیشتری نسبت به منافع استراتژیک دارد، در نظر میگیرند.
ارتباط بین شرکتهای خزانهداری بیتکوین و ذخایر دولتی قابل توجه است. شرکتهایی مانند MicroStrategy (اکنون Strategy) مدل خزانهداری شرکتی را از سال ۲۰۲۰ نشان دادند و بیش از ۲۰۰,۰۰۰ BTC را در ترازنامه خود انباشت کردند. پذیرش شرکتی یک اثبات مفهوم ارائه داد که اکنون دولتها در حال انطباق آن با یک زمینه دولتی هستند.
ذخیره استراتژیک بیتکوین را در ایالات متحده به عنوان پول قانونی معرفی نمیکند. وضعیت پول قانونی نیاز به قانونگذاری جداگانه دارد و به این معنی است که بازرگانان ملزم به پذیرش بیتکوین به عنوان پرداخت خواهند بود، که این موضوع در دستور اجرایی در نظر گرفته نشده است.
ذخیره به طور مستقیم بر بازار ETF بیتکوین تأثیر نمیگذارد. داراییهای دولتی در ذخیره سرد نگهداری میشوند، نه در قالب ETF، و بند عدم فروش به این معنی است که بیتکوین ذخیره شده به بازار آزاد از طریق تصفیه دولتی وارد نخواهد شد. با این حال، وجود ذخیره به عنوان نشانهای از مشروعیت توسط تحلیلگران نهادی ذکر شده است که از تقاضای بلندمدت ETF حمایت میکند.
ذخیره هیچ بازدهی تولید نمیکند. برخلاف اوراق قرضه خزانهداری یا حتی توافقات اجاره طلا، بیتکوین نگهداری شده در ذخیره سرد هیچ درآمدی تولید نمیکند. هزینه فرصت نگهداری یک دارایی بدون بازده انتقادی مکرر است، به ویژه از سوی اقتصاددانانی که استدلال میکنند که همان سرمایهگذاری در اوراق خزانهداری میتواند میلیاردها دلار درآمد سالانه تولید کند. با نرخهای بهره فعلی، ۱۳ میلیارد دلار در اوراق خزانهداری تقریباً ۵۰۰ میلیون تا ۶۰۰ میلیون دلار در سال تولید میکند. ذخیره بیتکوین هیچ درآمدی تولید نمیکند. حامیان پاسخ میدهند که طلا نیز در ذخیرههای خود هیچ بازدهی تولید نمیکند، اما هیچ اقتصاددان جدی استدلال نمیکند که ایالات متحده باید ذخایر طلای خود را برای خرید اوراق خزانهداری تصفیه کند. آنها استدلال میکنند که بحث بازده، هدف یک دارایی ذخیره را که حفظ ارزش در طول دههها است، درک نمیکند، نه تولید درآمد در هر سال خاص.
ذخیره در برابر کاهش قیمت بیتکوین محافظت نمیکند. اگر بیتکوین ۵۰٪ کاهش یابد، ذخیره ۵۰٪ از ارزش خود را از دست میدهد. هیچ بیمهای، هیچ پشتیبانی و هیچ مکانیزم تعادلی در دستور اجرایی توصیف نشده است. فرض ضمنی این است که مسیر بلندمدت بیتکوین به سمت بالا خواهد بود، اما این دستور به آنچه در یک بازار خرسی طولانی مدت برای ذخیره اتفاق میافتد، نمیپردازد.
قویترین استدلالها علیه یک ذخیره استراتژیک بیتکوین شایسته وزن کامل خود هستند.
نوسانپذیری فوریترین اعتراض است. بیتکوین در تاریخ خود چهار بار کاهشهایی بیش از ۵۰٪ را تجربه کرده است. یک دارایی ذخیره که میتواند در عرض چند ماه نیمی از ارزش خود را از دست بدهد، نوعی ریسک ترازنامه را معرفی میکند که طلا و اوراق خزانهداری این ریسک را ندارند. استدلال متقابل این است که بیتکوین از هر کاهش قیمتی بهبود مییابد که از نظر تاریخی درست است اما تضمینی نیست و به عواقب سیاسی یک ذخیره که میلیاردها دلار در یک فصل از ارزش خود را از دست میدهد، نمیپردازد.
ریسک تمرکز نگرانی سیستمیک است. اگر دولت ایالات متحده ۲۰۰,۰۰۰ BTC داشته باشد و بند عدم فروش هرگز معکوس شود، تنها احتمال فروش دولت میتواند بازار را تحت فشار قرار دهد. دولت هم به عنوان یک دارنده و هم به عنوان یک منبع بالقوه عرضه اضافی تبدیل میشود، که یک دینامیک بازتابی ایجاد میکند که وجود ذخیره بر ارزش آنچه که نگه میدارد تأثیر میگذارد. همین دینامیک با طلا وجود دارد، جایی که فروشهای بانک مرکزی به طور تاریخی قیمت طلا را تحت تأثیر قرار داده است، اما بازار بیتکوین بسیار کوچکتر و حساستر به دارندههای بزرگ است. ذخیره ایالات متحده تقریباً ۱٪ از تمام بیتکوینهایی را که هرگز وجود خواهند داشت، نمایندگی میکند. هر تغییری در سیاست عدم فروش یک رویداد بازار متحرک خواهد بود قبل از اینکه یک سکه منتقل شود.
وظیفه امانتداری اعتراض حکومتی است. ذخایر دولتی در نهایت داراییهای عمومی هستند. تخصیص داراییهای عمومی به یک ابزار نوسانی و سفتهبازانه سؤالاتی را در مورد اینکه آیا مقامات به تعهدات امانتداری خود به مالیاتدهندگان عمل میکنند، مطرح میکند. استراتژی خرید بدون تأثیر بر بودجه تا حدی به این موضوع میپردازد، زیرا از تأمین مالی مستقیم مالیاتدهندگان جلوگیری میکند، اما بحث هزینه فرصت همچنان باقی است.
نگرانیهای زیستمحیطی، هرچند در سال ۲۰۲۶ به دلیل افزایش سهم انرژیهای تجدیدپذیر در استخراج بیتکوین کمتر از سالهای قبل به چشم میخورد، اما هنوز توسط منتقدانی مطرح میشود که استدلال میکنند تأیید دولت از بیتکوین بهطور ضمنی به تأیید مصرف انرژی استخراج با اثبات کار منجر میشود. شاخص مصرف برق بیتکوین کمبریج تخمین میزند که شبکه بیتکوین سالانه حدود ۱۵۰ ترابایت ساعت انرژی مصرف میکند که با مصرف انرژی برخی کشورهای متوسط مقایسهپذیر است. حامیان این موضوع پاسخ میدهند که سهم فزایندهای از این انرژی از منابع تجدیدپذیر یا منابع محبوس تأمین میشود و مصرف انرژی شبکه هزینهای است برای حفظ یک سیستم پولی غیرمتمرکز که هیچ دولتی نمیتواند آن را متوقف کند.
بیشتر بخوانید: چگونه جریانهای ETF بیتکوین کار میکنند: ایجاد، بازخرید و اینکه چرا جریانها قیمت را جابهجا میکنند
این راهنما مکانیکهای استخراج بیتکوین یا مکانیزم اجماع اثبات کار که شبکه را ایمن میکند، پوشش نمیدهد. همچنین به نحوه مالیاتی بیتکوینهای در اختیار دولت یا استانداردهای حسابداری که به داراییهای دیجیتال حاکمیتی مربوط میشود، نمیپردازد. این راهنما به سؤال جداگانهای درباره ارزهای دیجیتال بانک مرکزی که ارزهای دیجیتال صادر شده توسط دولت هستند و از نظر مفهومی با نگهداری بیتکوین به عنوان دارایی ذخیره متفاوت هستند، نمیپردازد.
بررسی داراییهای زنجیرهای. آدرسهای بیتکوین شناخته شده دولت ایالات متحده توسط شرکتهای تحلیل بلاکچین از جمله Arkham Intelligence و Glassnode ردیابی میشوند. حرکات از این آدرسها بهصورت زنده منتشر میشود و میتواند تغییرات سیاستی را قبل از اعلام رسمی نشان دهد.
بررسی وضعیت قانونی. دستور اجرایی ذخیره را ایجاد کرد، اما قانونگذاری کنگره میتواند آن را تغییر، گسترش یا حذف کند. لایحههای مربوط به ذخیره استراتژیک بیتکوین را از طریق Congress.gov یا ردیابهای سیاستهای کریپتو مانند داشبورد قانونی انجمن بلاکچین پیگیری کنید.
بررسی کشورهای دیگر. پذیرش بیتکوین توسط دولت یک دینامیک رقابتی است. اگر اقتصادهای بزرگ شروع به انباشت کنند، فشار نظریه بازی بر غیر دارندگان افزایش مییابد. اعلامیههای بانک مرکزی، مباحث پارلمانی و کمپینهای ریاستجمهوری در اقتصادهای بزرگ را برای پیشنهادات مربوط به ذخیره زیر نظر داشته باشید.
بررسی بحث ارزیابی مجدد گواهی طلا. استراتژی خرید بدون کسری بودجه که بیشتر مورد بحث قرار گرفته، شامل ارزیابی مجدد گواهیهای طلا فدرال از ۴۲.۲۲ دلار به ازای هر اونس به قیمت بازار است. این کار میتواند صدها میلیارد دلار ارزش کاغذی را آزاد کند که بهطور نظری میتواند برای خرید بیتکوین استفاده شود. این ارزیابی نیاز به اقدام قانونی دارد و با مخالفتهای قابل توجهی روبرو است، اما همچنان محتملترین راه برای گسترش ذخیره فراتر از داراییهای مصادره شده باقی میماند.
تقریباً ۱۹۸,۰۰۰ BTC تا نیمه سال ۲۰۲۶، که در حال حاضر حدود ۱۳ میلیارد دلار ارزش دارد. این داراییها عمدتاً از مصادرههای جنایی و توقیفهای مدنی به دست آمدهاند، از جمله موارد جاده ابریشم، بازیابی هک Bitfinex و اقدامات اجرایی متعدد کوچکتر.
دستور اجرایی فروش بیتکوین از ذخیره استراتژیک بیتکوین را ممنوع میکند. با این حال، دستورهای اجرایی میتوانند توسط هر رئیسجمهور فعلی لغو یا تغییر یابند. حفاظت دائمی نیاز به قانونگذاری کنگره دارد که پیشنهاد شده اما هنوز به تصویب نرسیده است.
ایالات متحده تقریباً ۸,۱۳۳ تن طلا دارد که در حال حاضر حدود ۷۰۰ میلیارد دلار ارزش دارد. ذخیره بیتکوین به ارزش ۱۳ میلیارد دلار کمتر از ۲٪ از ارزش ذخیره طلا را تشکیل میدهد. طلا برای قرنها به عنوان یک دارایی ذخیره با نوسانات کمتر خدمت کرده است، اما عرضه آن از طریق استخراج افزایش مییابد در حالی که عرضه بیتکوین ثابت است.
تأسیس ذخیره در ابتدا برای قیمت بیتکوین خوشبینانه بود زیرا مشروعیت دولتی را نشان میداد و تقریباً ۲۰۰,۰۰۰ BTC را از عرضه بالقوه بازار حذف میکرد. بند عدم فروش مکانیزم کلیدی است: این سکهها فروخته نخواهند شد که بهطور دائمی عرضه موجود را کاهش میدهد. تأثیرات قیمت در بلندمدت بستگی به این دارد که آیا دولتهای دیگر با ذخایر خود پیروی میکنند یا خیر.
نیوهمپشایر اولین ایالت بود که لایحه ذخیره بیتکوین را به قانون تبدیل کرد. تگزاس، آریزونا و اوکلاهما در مراحل مختلفی از قانونگذاری مشابه پیشرفت کردهاند. ذخایر ایالتی معمولاً کوچکتر هستند و تحت اختیار سرمایهگذاری ایالتی موجود عمل میکنند و نیازی به تأیید فدرال ندارند.
ذخیره دارایی دیجیتال یک نهاد جداگانه است که توسط همان دستور اجرایی ایجاد شده است. این ذخیره داراییهای دیجیتال غیر بیتکوین را که توسط نهادهای فدرال ضبط شدهاند، نگهداری میکند. برخلاف ذخیره بیتکوین، داراییهای موجود در ذخیره ممکن است فروخته شوند و عواید آن میتواند برای خرید بیتکوین اضافی برای ذخیره استراتژیک بیتکوین استفاده شود.
بله. یک دستور اجرایی میتواند توسط دستور اجرایی بعدی لغو شود. یک رئیسجمهور آینده میتواند به خزانهداری دستور دهد تا ذخیره را نقد کند و عواید را به دلار یا داراییهای دیگر تبدیل کند. این یکی از دلایلی است که حامیان برای تصویب قانون در کنگره به منظور قانونی کردن ذخیره فشار آوردهاند، که نیاز به یک عمل کنگره برای لغو آن دارد.
ذخیره بیارزش خواهد شد و دولت ایالات متحده درآمد بهرهای را که میتوانست با نگهداری ارزش معادل در اوراق بهادار خزانهداری کسب کند، از دست خواهد داد. حامیان استدلال میکنند که به صفر رسیدن بیتکوین بهطور فوقالعادهای غیرمحتمل است با توجه به اثرات شبکهای، مسیر پذیرش و سابقه ۱۵ ساله آن. منتقدان استدلال میکنند که غیرمحتمل بودن به معنای غیرممکن بودن نیست و داراییهای ذخیره نباید ریسک وجودی داشته باشند.
توجه
این مقاله صرفاً برای اهداف اطلاعاتی است و مشاوره مالی، سرمایهگذاری یا سیاستی محسوب نمیشود. سیاستهای ذخیره دولتی ممکن است از طریق اقدام اجرایی، قانونگذاری یا بررسی قضایی تغییر کنند. بیتکوین یک دارایی نوسانی است و عملکرد گذشته تضمینی برای نتایج آینده نیست. همیشه قبل از اتخاذ تصمیمات سرمایهگذاری تحقیقات خود را انجام دهید. اطلاعات بهروز تا ۶ اوت ۲۰۲۶.
این محتوا صرفاً برای اطلاعرسانی عمومی ارائه شده است و بهمنزله مشاوره مالی، سرمایهگذاری، حقوقی یا مالیاتی تلقی نمیشود. هرگونه رویداد، جایزه، کمپین آنلاین یا اطلاعات مرتبط که در اینجا ذکر شده است، نباید بهعنوان توصیه، ترغیب یا دعوت به خرید، فروش، معامله یا هرگونه دادوستد دیگر داراییهای رمزارزی تلقی شود. داراییهای رمزارزی از نوسان بالایی برخوردار هستند و ممکن است منجر به زیان شوند. دسترسی به خدمات، محصولات و رویدادهای مرتبط با WEEX ممکن است بسته به منطقه جغرافیایی متفاوت باشد. اطمینان از اینکه استفاده شما از این خدمات با قوانین و مقررات محلی مطابقت دارد، بر عهده خود شماست.





























