بازار در حال انتقال از «آیا باید قابلیت برنامهنویسی داشته باشد» به «قابلیت برنامهنویسی باید کجا نوشته شود» است.
نویسنده: utxo_compiler
شبکه آزمایشی Hashi در Sui راهاندازی شد و بیش از 25 نهاد در این آزمایش شرکت کردند. هدف این است که BTC بدون خروج از شبکه بیتکوین بتواند در DeFi شرکت کند. این یک پل بستهبندی جدید نیست. این اولین بار است که صنعت بهطور گستردهای اعتراف میکند: بستهبندی BTC به زنجیرههای دیگر برای انجام DeFi دیگر پاسخ اول نهادها نیست. اما سوال از «آیا باید قابلیت برنامهنویسی داشته باشد» به «قابلیت برنامهنویسی باید کجا نوشته شود» تغییر کرده است.
ارزش بازار بیتکوین از یک تریلیون دلار فراتر رفته است. ETFهای نقدی و استراتژیهای خزانهداری باعث افزایش نگهداری نهادها شدهاند، اما اکثریت BTC هنوز «خوابیده» است. این به این دلیل نیست که نهادها نمیخواهند از آن استفاده کنند، بلکه به این دلیل است که راه امنی پیدا نکردهاند.
wBTC و cbBTC مشکل «قابل استفاده بودن» را حل کردهاند، اما هزینه آن ریسک پل و نگهداری است. کاربران BTC را به داراییهای بستهبندی شده تبدیل میکنند و به یک نهاد متمرکز اعتماد میکنند، در حالی که داراییها از شبکه اصلی بیتکوین خارج میشوند. این مالیات بومی بیتکوین نیست، بلکه «مالی از زنجیرههای دیگر با نام بیتکوین» است.
پیشرفت Hashi این است که: وقتی کاربران BTC را واریز میکنند، وجوه به آدرس بیتکوین چند امضایی 2-of-2 که برای آن حساب ایجاد شده است، وارد میشود و BTC زیرساختی از شبکه بیتکوین خارج نمیشود. کمیته تأییدکنندگان Hashi (MPC) و لایه نگهبان هر کدام یک امضا دارند و هیچ طرفی نمیتواند BTC را به تنهایی جابجا کند. لایه نگهبان همچنین میتواند محافظتهای پیکربندی شدهای داشته باشد که ورودی و خروجیهای وثیقه بزرگ یا مشکوک میتوانند به تأخیر بیفتند یا مسدود شوند.
این مشکل «امنیت دارایی» را حل میکند. اما قابلیت برنامهنویسی چطور؟ داراییها در چند امضای بیتکوین هستند، در حالی که منطق برنامهنویسی در Sui اجرا میشود. این به این معنی است که کاربران به طور همزمان به دو سیستم اعتماد میکنند: امنیت چند امضای بیتکوین و محیط اجرایی Sui. هزینههای اعتماد و هماهنگی دو سیستم، شکاف اعتماد جدیدی ایجاد میکند.
یک مجموعه داده میتواند مشکل را توضیح دهد: تاریخ راهاندازی شبکه اصلی Hashi هنوز اعلام نشده و در حال حاضر فقط دوره آزمایش فشار است. در حالی که در بازار بیش از 75 پروژه L2 در حال پاسخ به همان سوال هستند------چگونه BTC خوابیده را به زیرساخت مالی برنامهنویسی تبدیل کنیم. اما بیشتر راهحلها دارایی و قابلیت برنامهنویسی را در دو زنجیره جداگانه قرار میدهند.
پروژههایی که SVM را به L2 بیتکوین منتقل میکنند، «سرعت زیر ثانیه» را اعلام میکنند. Stacks با PoX-5 «خودنگهداری، درآمد مبتنی بر BTC» را پیش میبرد. این جهتها هر کدام ارزش دارند، اما نمیتوانند از یک مشکل ساختاری مشترک فرار کنند: داراییها در مدل UTXO هستند، در حالی که قراردادهای هوشمند در مدل حساب هستند.
این یک جزئیات فنی نیست. این یک اختلاف بنیادی در ساختار است.
مزیت مدل UTXO در همزمانی و غیرمتمرکز بودن است. هر معامله مستقل است و به وضعیت جهانی وابسته نیست و به طور طبیعی از همزمانی بالا پشتیبانی میکند. اما هزینه آن این است که: توانایی بیان اسکریپتهای UTXO سنتی محدود است و نمیتواند منطق کسبوکار پیچیده را پیادهسازی کند.
مدل حساب (EVM) مزیت بیان قراردادهای هوشمند را دارد. توسعهدهندگان میتوانند به راحتی DeFi، NFT و پروتکلهای وام را پیادهسازی کنند. اما هزینه آن این است که: رقابت وضعیت جهانی سرعت معاملات را کاهش میدهد و هزینه گاز در زمانهای اوج افزایش مییابد.
بیشتر پروژهها «پل زدن» دو جهان را انتخاب میکنند: داراییها در زنجیره UTXO باقی میمانند و قراردادها در زنجیره مدل حساب اجرا میشوند. این مشکلات جدیدی ایجاد میکند:
Hashi داراییها را در چند امضای بیتکوین نگه میدارد و قراردادها را در Sui قرار میدهد. SVM L2 داراییها را به L2 پل میزند و قراردادها در ماشین مجازی Solana اجرا میشوند. Stacks با PoX BTC را به زنجیره Stacks وثیقه میکند. هر مسیر در «بستهبندی» یا «پل زدن» کار میکند، هیچکس به خود مدل UTXO دست نمیزند.
TuringBitChain (TBC) مسیر دیگری را انتخاب کرده است: دارایی و قرارداد را جدا نمیکند و قابلیت برنامهنویسی تورینگ را مستقیماً در مدل UTXO مینویسد.
این یک L2 نیست. این از پروتکل اصلی بیتکوین شروع میشود و قابلیت برنامهنویسی تورینگ UTXO را در Layer-1 پیادهسازی میکند. تفاوت اصلی در سه مورد است:
OP_PUSH_META به اسکریپت این امکان را میدهد که برای اولین بار «خود را ببیند». اسکریپت میتواند متاداده داخلی معامله را بخواند------شماره نسخه، زمان قفل، تعداد ورودی و خروجی، و اثر انگشت هش معاملات بالا و پایین. این به این معنی است که اسکریپت میتواند به سوال «من از کجا آمدهام، به کجا میروم» پاسخ دهد.
OP_PARTIAL_HASH به اسکریپت این امکان را میدهد که «خود را تأیید کند». اسکریپت میتواند در فضای محدود پشته، هش دادههای با طول دلخواه را به صورت مرحلهای محاسبه کند. نه اینکه «من به هش اعتماد دارم»، بلکه «من خودم مرحله به مرحله محاسبه کردهام».
TXID لایهای هزینههای خودبازنگری و خوداثباتی را در بین نسلها ثابت نگه میدارد. هر نسل فقط نیاز به وراثت اثر انگشت TXID والدین 32 بایتی دارد و حجم دادهها و عمق آن بیربط است. این «قراردادهای ارثی» در مدل UTXO است.
این سه مورد بهطور مشترک مشکل را حل میکنند: بدون وابستگی به وضعیت جهانی، قابلیت بیان قراردادهای سطح EVM را پیادهسازی میکنند.
دادههای عملکرد میتوانند قابلیت مسیر را تأیید کنند: TPS شبکه اصلی TBC از 13,000 فراتر رفته است، حداکثر بلوک اولیه 4GB است و هزینهها با افزایش کاربران کاهش مییابد. این در تضاد با معضل «هر چه کاربران بیشتر، هزینه بیشتر» در بلاکچینهای سنتی است.
البته، این مسیر نیز هزینههایی دارد. مقیاس برنامههای اکوسیستم TBC هنوز در مراحل اولیه است. Hashi فهرست 25+ شریک نهاد را منتشر کرده است، از جمله BitGo، Cumberland، بانکهای دارای مجوز OCC Erebor، مشاوران ثبت شده SEC Wave Digital Assets------این محصولات و زنجیره ابزار نهادهای تطابقی هنوز به سطح TBC نمیرسند. هزینههای یادگیری برای توسعهدهندگان UTXO واقعی وجود دارد و توسعهدهندگانی که به EVM عادت کردهاند باید با الگوی جدید قرارداد سازگار شوند. داغ شدن رقابت به این معنی است که TBC باید به سرعت نقاط ضعف اکوسیستم و لایه برنامه را پر کند.
راهاندازی Hashi یک سیگنال است: بازار در حال انتقال از «آیا باید قابلیت برنامهنویسی داشته باشد» به «قابلیت برنامهنویسی باید کجا نوشته شود» است. نهادها دیگر از بستهبندی داراییها برای انجام DeFi راضی نیستند، آنها میخواهند نقطه امن BTC بومی را داشته باشند و در عین حال انعطافپذیری برنامهنویسی را نیز داشته باشند.
ادعای TBC این است که: منطق دارایی و قرارداد نباید به دو زنجیره جدا شود. نوشتن قابلیت برنامهنویسی تورینگ در خود UTXO، اجازه میدهد تا معامله خود به عنوان حامل وضعیت عمل کند و وضعیت از طریق رگهای UTXO منتقل شود. این نه برای نمایش تکنولوژی است، بلکه برای حل یک مشکل واقعی است: وقتی BTC به وثیقه DeFi تبدیل میشود، هر بار که قرارداد وام، تصفیه و وثیقه اجرا میشود، باید در همان مدل امنیتی دارایی انجام شود.
در آینده، اگر BTC واقعاً به زیرساخت مالی برنامهنویسی تبدیل شود، بازار خواهد پرسید: قابلیت برنامهنویسی شما کجا نوشته شده است؟ آیا در یک VM خارجی نوشته شده است یا در خود UTXO؟
25 نهاد در حال آزمایش قابلیت «از شبکه بیتکوین خارج نشوید» هستند. TBC در حال آزمایش قابلیت برنامهنویسی «از مدل UTXO خارج نشوید». هر دو مسیر در حال پاسخ به یک سوال هستند، فقط عمق پاسخها متفاوت است.
25 نهاد امنیت دارایی را آزمایش میکنند. آزمون واقعی این است: وقتی منطق قرارداد و امنیت دارایی باید در یک زنجیره انجام شود، کدام مسیر میتواند به درستی عمل کند.
این محتوا صرفاً برای اطلاعرسانی عمومی ارائه شده است و بهمنزله مشاوره مالی، سرمایهگذاری، حقوقی یا مالیاتی تلقی نمیشود. هرگونه رویداد، جایزه، کمپین آنلاین یا اطلاعات مرتبط که در اینجا ذکر شده است، نباید بهعنوان توصیه، ترغیب یا دعوت به خرید، فروش، معامله یا هرگونه دادوستد دیگر داراییهای رمزارزی تلقی شود. داراییهای رمزارزی از نوسان بالایی برخوردار هستند و ممکن است منجر به زیان شوند. دسترسی به خدمات، محصولات و رویدادهای مرتبط با WEEX ممکن است بسته به منطقه جغرافیایی متفاوت باشد. اطمینان از اینکه استفاده شما از این خدمات با قوانین و مقررات محلی مطابقت دارد، بر عهده خود شماست.





























![[مقاله] گسترش قلمرو تجارت و استیبلکوین وون... فرصتی برای تغییر شرایط](/public-static/35_4563712fa2.png?format=avif)