بیشتر افرادی که در صرافیهای غیرمتمرکز معامله میکنند، متوجه نیستند که خودشان به عنوان سازندگان بازار عمل میکنند. DEXهای مبتنی بر نیت این مدل را معکوس میکنند. به جای تعامل مستقیم با یک استخر نقدینگی، شما پیامی را امضا میکنید که آنچه را که میخواهید توصیف میکند و یک شبکه از حلکنندهها برای ارائه بهترین قیمت به شما رقابت میکند. تغییر از اجرا به نیت، بزرگترین تغییر در معماری DEX از زمان معرفی سازنده بازار خودکار است. خلاصه
توضیح استاندارد DEXهای مبتنی بر نیت با مقایسه آنها با AMMها آغاز میشود که چارچوب درستی است اما تأکید نادرستی دارد. سوال جالب این نیست که نیتها چه هستند. بلکه این است که چرا AMMها، که مشکل نقدینگی را حل کردند که باعث غیرقابل استفاده شدن DEXهای اولیه شد، اکنون به طور جزئی با مدلی که واسطهها را دوباره معرفی میکند، جایگزین میشوند.
پاسخ این است که AMMها مشکل نادرست را خیلی خوب حل کردند. آنها ارائه نقدینگی به هر جفت توکن را به طرز سادهای آسان کردند، که به همین دلیل حجم تجارت غیرمتمرکز از نزدیک به صفر به تریلیونها دلار افزایش یافت. اما آنها تجارت را به طور ساختاری پرهزینه کردند، زیرا منحنی قیمت که باعث میشود AMMها کار کنند، همچنین آنها را قابل پیشبینی، قابل بهرهبرداری و برای هر معاملهای که بزرگتر از آن است که استخر بتواند بدون تأثیر قیمت قابل توجهی جذب کند، هدر دهنده میکند.
DEXهای مبتنی بر نیت یک رد کردن AMMها نیستند. آنها لایهای بالای آنها هستند که به معاملهگران اجازه میدهد به نقدینگی AMM دسترسی پیدا کنند بدون اینکه هزینه کامل مکانیکهای AMM را تحمل کنند. درک این موضوع نیاز به نگاهی به آنچه AMMها واقعاً انجام میدهند و آنچه که آنها معاملهگران را مجبور به پذیرش میکنند، دارد.
یک AMM از یک فرمول ریاضی برای تعیین قیمت یک معامله استفاده میکند. رایجترین آن فرمول محصول ثابت است، x * y = k، که در آن x و y ذخایر دو توکن در یک استخر هستند و k یک ثابت است. وقتی شما توکن A را از استخر خریداری میکنید، توکن B را اضافه میکنید و فرمول قیمت را تنظیم میکند تا محصول ذخایر ثابت بماند.
این elegant اما گران است. قیمتی که دریافت میکنید به طور کامل به اندازه معامله شما نسبت به استخر بستگی دارد. یک مبادله کوچک به سختی قیمت را تغییر میدهد. یک مبادله بزرگ قیمت را در طول منحنی جابجا میکند و هر چه بیشتر جابجا شود، قیمت مؤثر بدتر میشود. این پدیده slippage نامیده میشود و یک اشکال نیست. این مکانیزمی است که AMMها از طریق آن از تخلیه استخر جلوگیری میکنند.
هزینه دوم کمتر قابل مشاهده است. هر معاملهای که به یک AMM ارسال میکنید قبل از اینکه در یک بلوک گنجانده شود، وارد mempool عمومی میشود. جستجوگران متخصص mempool را برای معاملات سودآور زیر نظر دارند و معاملات خود را قبل و بعد از معاملات شما وارد میکنند، که به آن حمله ساندویچی گفته میشود. جستجوگر قبل از معامله شما توکن را خریداری میکند و قیمت را بالا میبرد، اجازه میدهد معامله شما با قیمت بدتری انجام شود و سپس بلافاصله بعد از آن برای سود میفروشد. شما قیمت بدتری دریافت میکنید، جستجوگر تفاوت را به دست میآورد و استخر AMM از این موضوع بیخبر است.
هزینه سوم بر عهده تأمینکنندگان نقدینگی است. وقتی قیمت واقعی بازار یک توکن جابجا میشود اما استخر AMM هنوز برای بازتاب آن آربیتراژ نشده است، هر کسی که در برابر استخر معامله میکند قیمت بهتری نسبت به بازار دریافت میکند و تأمینکننده نقدینگی ضرر را متحمل میشود. این به عنوان ضرر موقتی شناخته میشود، اگرچه واژه موقتی گمراهکننده است زیرا ضرر هر زمان که قیمت به طور کامل بازنگردد دائمی میشود.
این سه هزینه، slippage، استخراج MEV و ضرر موقتی، تصادفی نیستند. اینها ویژگیهای ساختاری طراحی AMM هستند. DEXهای مبتنی بر نیت به همه این سه مورد رسیدگی میکنند.
نیت یک پیام امضا شده خارج از زنجیره است که میگوید: من میخواهم X مقدار توکن A را برای حداقل Y مقدار توکن B بفروشم و آمادهام تا زمان مشخصی برای پر شدن آن صبر کنم. همین.
نیت مشخص نمیکند که کدام استخر نقدینگی استفاده شود، چه مسیری باید طی شود، آیا معامله باید در چندین مکان تقسیم شود یا چگونه هزینه گاز پرداخت شود. در زمان امضا با هیچ قرارداد هوشمندی تعامل ندارد. توکنهای تاجر در کیف پول خود باقی میمانند، مجاز به خرج کردن توسط قرارداد تسویه پروتکل نیت هستند اما تا زمانی که یک حلکننده سفارش را پر نکند، جابجا نمیشوند.
این جدایی نوآوری اصلی است. در مدل AMM، تاجر تصمیم میگیرد چگونه اجرا کند و عواقب آن تصمیم را متحمل میشود. در مدل نیت، تاجر نتیجهای را که میخواهد مشخص میکند و اجرای آن را به یک بازار رقابتی از حلکنندگان واگذار میکند که بهتر مجهز به یافتن مسیرهای بهینه هستند.
این تمایز مهم است زیرا عدم تقارن اطلاعات را تغییر میدهد. در مدل AMM، تاجر قصد خود را به کل شبکه اعلام میکند و هر کسی میتواند از آن بهرهبرداری کند. در مدل نیت، پیام امضا شده تاجر به یک مجموعه محدود از حلکنندگان میرود که در کیفیت اجرا رقابت میکنند نه در توانایی استخراج ارزش از معامله تاجر.
حلکنندگان موتورهای اجرایی DEXهای مبتنی بر نیت هستند. آنها معمولاً سازندگان بازار حرفهای، شرکتهای تجاری اختصاصی یا استراتژیهای الگوریتمی هستند که در یافتن بهترین اجرای ممکن برای یک نیت خاص تخصص دارند.
وقتی یک حلکننده یک دسته از نیتها را دریافت میکند، چندین گزینه برای پر کردن آنها دارد.
تطابق مستقیم. اگر یک کاربر بخواهد ETH را برای USDC بفروشد و کاربر دیگری بخواهد USDC را برای ETH بفروشد، حلکننده میتواند آنها را به طور مستقیم بدون لمس هیچ استخر نقدینگی تطبیق دهد. این یک تصادف خواستههاست و بهترین نتیجه را برای هر دو تاجر به ارمغان میآورد زیرا هیچ slippage، هیچ هزینه استخر و هیچ در معرض MEV نیست. پروتکل CoW این رویکرد را پیشگام کرد و با دستهبندی نیتها قبل از مسیریابی، برای آن بهینهسازی میکند.
مسیر یابی AMM. حلکننده میتواند قصد را از طریق یک یا چند استخر AMM هدایت کند، دقیقاً مانند آنچه که یک تجمیعکننده DEX سنتی انجام میدهد. تفاوت این است که حلکننده هزینه گاز را پرداخت میکند و پیچیدگی مسیر یابی را جذب میکند. اگر تقسیم یک معامله بین Uniswap v3 در اتریوم، SushiSwap در Arbitrum و یک استخر Curve stableswap قیمت بهتری نسبت به هر مکان واحد تولید کند، حلکننده آن مسیر چند مرحلهای و چند زنجیرهای را اجرا میکند.
موجودی خصوصی. برخی از حلکنندهها موجودی توکنهای خود را نگه میدارند و میتوانند سفارشات را بهطور فوری از موجودی پر کنند و بهطور کامل از نقدینگی زنجیرهای عبور کنند. این امر لغزش و ریسک MEV را از بین میبرد اما نیاز دارد که حلکننده ریسک بازار خود را مدیریت کند.
نقدینگی صرافی متمرکز. حلکنندههای پیشرفته موقعیتهایی را در صرافیهای متمرکز حفظ میکنند و میتوانند به کاربران زنجیرهای قیمتهایی ارائه دهند که عمق صرافی متمرکز را منعکس میکند. این موضوع بحثبرانگیز است زیرا زیرساخت متمرکز را دوباره معرفی میکند، اما بهطور عینی قیمتهای بهتری برای معاملات بزرگ تولید میکند.
رقابت بین حلکنندهها است که مدل را کارآمد میکند. یک حلکننده واحد با انحصار بههمان شیوهای که جستجوگران MEV ارزش را استخراج میکنند، عمل میکند. چندین حلکننده که در قیمت رقابت میکنند، کیفیت اجرا را به سمت بهینه نظری سوق میدهند. نقش پروتکل این است که اطمینان حاصل کند این رقابت عادلانه است و حلکنندهها نمیتوانند تبانی کنند یا حراج را دستکاری کنند. شما ممکن است همچنین دوست داشته باشید: MEV چیست و مالیات نامرئی بر روی ارزهای دیجیتال
سه پروتکل پیشرو مبتنی بر قصد به روشهای مختلفی به یک مشکل مشابه میپردازند.
UniswapX از مکانیزم حراج هلندی استفاده میکند. وقتی کاربری قصدی را ارسال میکند، قیمت آن کمی بهتر از نرخ بازار فعلی شروع میشود و در طول یک بازه زمانی تعریفشده (معمولاً ۱۲ تا ۶۰ ثانیه) کاهش مییابد. اولین حلکنندهای که مایل به پر کردن در قیمت حراج فعلی باشد، سفارش را برنده میشود. این مکانیزم اطمینان میدهد که حلکنندهها در سرعت و کارایی رقابت میکنند. اگر قیمت بازار معامله ۱۰۰۰ دلار باشد و حراج از ۱۰۰۵ دلار شروع شود، یک حلکننده که میتواند در ۱۰۰۳ دلار اجرا کند، سفارش را زودتر پر کرده و ۳ دلار مازاد به دست میآورد. اگر هیچ حلکنندهای به سرعت آن را پر نکند، قیمت کاهش مییابد تا به سطحی برسد که اجرا سودآور باشد. کاربر حداقل قیمت مشخصشده خود را تضمین میکند.
پروتکل CoW (Coincidence of Wants) از رویکرد حراج دستهای استفاده میکند. به جای پردازش قصدها بهصورت فردی، CoW تمام قصدها را در یک بازه زمانی دستهای (تقریباً ۳۰ ثانیه) جمعآوری کرده و یک رقابت حلکننده برای کل دسته اجرا میکند. حلکنندهها راهحلهای تسویه را پیشنهاد میدهند که مازاد را برای تمام کاربران در دسته به حداکثر میرساند. پروتکل راهحلی را انتخاب میکند که بهترین نتیجه کلی را تولید کند. این دستهبندی به CoW اجازه میدهد تا همزمانی خواستهها را در میان چندین قصد پیدا کند و بهطور کامل نیاز به نقدینگی زنجیرهای را در زمانی که سفارشات متضاد وجود دارد، از بین ببرد.
1inch Fusion از یک شبکه حلکننده مشابه شبکه پرکننده UniswapX استفاده میکند اما با دینامیک حراج متفاوت. کاربران قصدهایی را ارسال میکنند که در یک بازه زمانی توسط حلکنندههای حرفهای پر میشوند و قیمت از یک نرخ شروع کاهش مییابد. مزیت 1inch زیرساخت تجمیع موجود آن است که به حلکنندهها دسترسی به گستردهترین مجموعه منابع نقدینگی زنجیرهای در چندین زنجیره را میدهد.
هر مدل دارای مزایا و معایب خاص خود است. حراجهای هلندی اجرای سریع را فراهم میکنند اما به یک شبکه حلکننده فعال وابستهاند. حراجهای دستهای استخراج مازاد را به حداکثر میرسانند اما تأخیر را معرفی میکنند. شبکههای حلکننده از زیرساخت موجود بهره میبرند اما اجرای آن را در میان تعداد کمی از شرکتهای حرفهای متمرکز میکنند.
حجم جریانیافته از طریق پروتکلهای مبتنی بر قصد از سال ۲۰۲۳ به سرعت افزایش یافته است. UniswapX در سال اول فعالیت خود بیش از ۳۰ میلیارد دلار حجم تجمعی پردازش کرده است. پروتکل CoW بهطور منظم بیش از ۱ میلیارد دلار حجم هفتگی را در اتریوم و زنجیره Gnosis مدیریت میکند. 1inch Fusion به حالت اجرای پیشفرض برای سهم قابل توجهی از کاربران 1inch تبدیل شده است و مسیر تجمیع سنتی را جایگزین کرده است.
این اعداد قابل توجه هستند اما هنوز تنها بخشی از کل حجم تجارت زنجیرهای را نشان میدهند. اکثریت معاملات DEX هنوز به طور مستقیم در برابر استخرهای AMM انجام میشوند. انتقال از تجارت مبتنی بر AMM به تجارت مبتنی بر قصد به تدریج انجام میشود و این به اندازه صرفهجویی در هر معامله فردی بستگی دارد نه به مهاجرت ناگهانی به پلتفرم جدید. کاربرانی که به طور مکرر با اندازههای بالای ۱۰۰۰ دلار معامله میکنند، معمولاً به طور طبیعی مزایای اجرای مبتنی بر قصد را کشف میکنند. کاربرانی که مقادیر کمی به ندرت معامله میکنند ممکن است هرگز تفاوت را متوجه نشوند.
یکی از تفاوتهای فوری که برای کاربران قابل مشاهده است این است که مبادلات مبتنی بر قصد اغلب بدون گاز هستند. معاملهگر یک پیام خارج از زنجیره را امضا میکند که هیچ هزینهای ندارد. حلکننده معامله زنجیرهای را ارسال کرده و هزینه گاز را پرداخت میکند و آن را در قیمتگذاری اجرای معامله لحاظ میکند.
این گاز رایگان نیست. هزینه در یک قیمت کمی بدتر گنجانده شده است. اگر هزینه گاز برای یک مبادله ۲ دلار باشد، حلکننده قیمتی ارائه میدهد که تقریباً ۲ دلار بدتر از بهترین اجرای نظری است. برای یک مبادله ۱۰۰ دلاری، این هزینه گاز ۲ درصدی ممکن است بدتر از پرداخت مستقیم گاز باشد. برای یک مبادله ۱۰,۰۰۰ دلاری، هزینه ۰.۰۲ درصدی ناچیز است.
این دینامیک یک تقسیمبندی طبیعی ایجاد میکند. DEXهای مبتنی بر قصد معمولاً ارزش بهتری برای معاملات بزرگتر ارائه میدهند که در آن هزینه گاز به ازای هر دلار معامله کوچک است و صرفهجویی در لغزش ناشی از رقابت حلکنندهها بزرگ است. AMMهای سنتی برای معاملات کوچک که در آن بهینهسازی گاز مهمتر از کیفیت اجرا است، رقابتی باقی میمانند.
انتزاع گاز همچنین DEXهای مبتنی بر قصد را به کاربرانی که توکن بومی زنجیره را ندارند، باز میکند. کاربری که فقط USDC را در اتریوم دارد میتواند از طریق یک پروتکل مبتنی بر قصد بدون نیاز به خرید ETH برای گاز، معامله کند و این یک مانع مهم در ورود را که AMMها تحمیل میکنند، حذف میکند.
پیامد گستردهتر اجرای بدون گاز به ورود کاربران جدید به امور مالی غیرمتمرکز مربوط میشود. AMMهای سنتی نیاز دارند که کاربران توکن گاز بومی هر زنجیرهای که در آن معامله میکنند را داشته باشند، که یک مشکل دایرهای ایجاد میکند: شما برای معامله در اتریوم به ETH نیاز دارید، اما ممکن است فقط با USDC از یک صرافی متمرکز وارد شوید. پروتکلهای مبتنی بر قصد این مانع را به طور کامل از بین میبرند. حلکننده گاز را مدیریت میکند، کاربر تصمیمگیری درباره اینکه چه چیزی را معامله کند، مدیریت میکند و زیرساخت به پسزمینهای که متعلق به آن است، ناپدید میشود.
این مقاله به طور عمیق نظریه بازی رقابت حلکنندهها را پوشش نمیدهد. طراحی مکانیزمی که از تبانی حلکنندهها جلوگیری کند، ترتیب عادلانه را در حراجهای دستهای تضمین کند و رفتار خصمانه را مدیریت کند، موضوعی پیچیده است که تحقیقات فعال و پیادهسازیهای در حال تکامل دارد.
این مقاله به پروتکلهای مبتنی بر قصد زنجیرهای متقابل نمیپردازد. UniswapX و دیگران در حال ساختن مبادلات زنجیرهای متقابل هستند که در آن یک قصد در اتریوم میتواند با نقدینگی در Arbitrum یا Base پر شود، اما این سیستمها هنوز در مراحل اولیه هستند و ملاحظات امنیتی پل را معرفی میکنند که نیاز به بررسی جداگانه دارد.
این مقاله به پیامدهای نظارتی شبکههای حلکننده نمیپردازد. اینکه آیا حلکنندهها به عنوان کارگزار-معاملهگر محسوب میشوند، آیا پروتکلهای مبتنی بر قصد تحت قوانین اوراق بهادار، مبادلات هستند و اینکه این طبقهبندیها چگونه بر طراحی پروتکل تأثیر میگذارد، سوالات باز هستند که در سالهای آینده تحت تصمیمات حوزه قضایی شکل خواهند گرفت.
تعداد حلکنندهها را بررسی کنید. یک پروتکل مبتنی بر قصد با دو حلکننده فعال، اجرای کمتری نسبت به یکی با بیست حلکننده ارائه میدهد. بیشتر پروتکلها دادههای فعالیت حلکننده را منتشر میکنند. تعداد بیشتر حلکنندهها به معنای رقابت بیشتر است که به معنای قیمتهای بهتر است.
اجرای واقعی را با یک خط مبنا مقایسه کنید. پروتکلهای مبتنی بر قصد دادههای تسویه را در زنجیره منتشر میکنند. قیمت دریافتی خود را با قیمت لحظهای در زمان ارسال قصد خود مقایسه کنید. این به شما میگوید که آیا رقابت حلکنندهها صرفهجویی واقعی تولید میکند یا اینکه یک بازار حلکننده نازک در حال استخراج ارزش است.
درک پنجره انقضا. قصد شما یک مهلت دارد. اگر هیچ حلکنندهای قبل از مهلت آن را پر نکند، قصد بدون پر شدن منقضی میشود و توکنهای شما در کیف پول شما باقی میمانند. مهلت کوتاهتر خطر حرکت قیمت علیه شما را کاهش میدهد اما زمان حلکنندگان را برای یافتن بهترین اجرا محدود میکند.
تأیید قرارداد تسویه. پروتکلهای قصد از یک قرارداد هوشمند برای تسویه معاملات بهصورت اتمی استفاده میکنند. این قرارداد برای خرج کردن توکنهای شما تأیید شده است. تأیید کنید که با قرارداد تسویه رسمی و حسابرسی شده در حال تعامل هستید و نه یک قرارداد فیشینگ که جریان تأیید را تقلید میکند. اصول امنیت کیف پول در اینجا نیز مانند هر جای دیگری اعمال میشود.
بدانید که چه زمانی AMMها هنوز بهتر هستند. برای معاملات بسیار کوچک، مزیت بدون گاز پروتکلهای قصد ممکن است هزینه گاز تعبیه شده در حلکننده را جبران نکند. برای جفتهای توکن غیر مایع که در آن تعداد کمی از حلکنندگان فعال هستند، یک مبادله مستقیم AMM ممکن است سریعتر و با قیمتی قابل مقایسه اجرا شود. پروتکلهای قصد بهطور جهانی برتر نیستند. آنها در شرایط خاصی که به اندازه معامله، نقدینگی توکن و رقابت حلکننده بستگی دارد، برتر هستند.
بیشتر بخوانید: اوراکلهای بلاکچین و چرا قراردادهای هوشمند به دادههای خارجی نیاز دارند
یک DEX مبتنی بر قصد یک صرافی غیرمتمرکز است که در آن معاملهگران پیامهای خارج از زنجیرهای را امضا میکنند که توصیف میکند چه چیزی میخواهند مبادله کنند، به جای اینکه مستقیماً علیه یک استخر نقدینگی معاملات را اجرا کنند. حلکنندگان حرفهای برای پر کردن این قصدها با بهترین قیمت ممکن رقابت میکنند و از AMMها، موجودی خصوصی یا تطابق مستقیم سفارشها عبور میکنند. معاملهگر نتیجه را مشخص میکند؛ حلکننده اجرای آن را مدیریت میکند.
AMMها از معاملهگران میخواهند که مستقیماً علیه یک استخر نقدینگی با استفاده از یک منحنی قیمت ریاضی اجرا کنند، که باعث لغزش در سفارشات بزرگ میشود و معاملات را در معرض استخراج MEV قرار میدهد. DEXهای مبتنی بر قصد نتیجه مورد نظر معاملهگر را از روش اجرا جدا میکنند. حلکنندگان برای پر کردن قصدها با استفاده از هر منبع نقدینگی موجود رقابت میکنند و اغلب قیمتهای بهتری تولید میکنند زیرا میتوانند به چندین مکان دسترسی داشته باشند و سفارشها را مستقیماً بدون تعامل با استخر تطابق دهند.
یک حلکننده یک نهاد شخص ثالث است که برای پر کردن قصدهای کاربر با بهترین قیمت رقابت میکند. حلکنندگان میتوانند سازندگان بازار، شرکتهای تجارت الگوریتمی یا استراتژیهای خودکار باشند. آنها دستههایی از قصدهای کاربر را دریافت میکنند و مسیر اجرای بهینه را تعیین میکنند، که ممکن است شامل عبور از چندین استخر DEX، استفاده از موجودی خود یا تطابق سفارشهای متضاد بهطور مستقیم باشد. حلکنندهای که بهترین قیمت را ارائه میدهد حق پر کردن سفارش را بهدست میآورد.
معاملهگر بهطور مستقیم گاز پرداخت نمیکند زیرا آنها یک پیام خارج از زنجیره را امضا میکنند به جای اینکه یک معامله در زنجیره ارسال کنند. با این حال، حلکنندهای که قصد را پر میکند، هزینه گاز را برای تسویه معامله در زنجیره پرداخت میکند و این هزینه را در قیمت اجرا تعبیه میکند. هزینه مؤثر معمولاً کمتر از پرداخت مستقیم گاز است زیرا حلکنندگان میتوانند چندین سفارش را دستهبندی کرده و استفاده از گاز را بهینه کنند، اما صفر نیست.
تصادف خواستهها زمانی اتفاق میافتد که دو یا چند معاملهگر بخواهند معاملات متضاد انجام دهند. اگر یک کاربر بخواهد ETH را برای USDC بفروشد و دیگری بخواهد USDC را برای ETH بفروشد، یک حلکننده میتواند آنها را بهطور مستقیم بدون استفاده از هیچ استخر نقدینگی تطابق دهد. این برای هر دو معاملهگر قیمتهای بهتری تولید میکند زیرا هیچ لغزشی وجود ندارد، هیچ هزینه استخر و هیچ در معرض MEV قرار گرفتن وجود ندارد. پروتکل CoW بهطور خاص برای یافتن این تطابقها در دستههای قصدهای کاربر بهینهسازی شده است.
در مدل AMM، تراکنشهای معلق در ممپول عمومی قرار دارند که در آن جستجوگران MEV میتوانند آنها را در بر بگیرند. DEXهای مبتنی بر نیت، نیت امضا شده را خارج از زنجیره نگه میدارند و از دید جستجوگران ممپول پنهان هستند. حلکنندهها معاملات را از طریق کانالهای خصوصی اجرا میکنند و مکانیزمهای حراج مانند حراج هلندی اطمینان میدهند که هر گونه ارزش اضافی از اجرا به تاجر بازمیگردد و نه به سازندگان بلاک یا آربیتراژورها.
اگر هیچ حلکنندهای نیت شما را قبل از مهلت مشخص پر نکند، نیت منقضی میشود و توکنهای شما در کیف پولتان بدون تغییر باقی میمانند. برای نیت پر نشده هیچ هزینهای از شما دریافت نمیشود زیرا هیچ تراکنش زنجیرهای ارسال نشده است. اگر نیت اصلی منقضی شود، میتوانید نیت جدیدی با پارامترهای تنظیمشده ارسال کنید.
بهترین انتخاب بستگی به اندازه معامله و اولویتها دارد. UniswapX در رابط Uniswap ادغام شده و از حراجهای هلندی برای اجرای سریع استفاده میکند. پروتکل CoW برای همزمانی خواستهها بهینهسازی شده و معمولاً نتایج بهتری برای جفتهای معاملاتی رایج در دورههای حجم بالا تولید میکند. 1inch Fusion از گستردهترین تجمیع در منابع نقدینگی بهره میبرد. برای معاملات بزرگ که کیفیت اجرا مهمترین است، مقایسه قیمتهای تسویه در هر سه مورد برای یک جفت خاص، مفیدترین پاسخ را ارائه میدهد. این یک تحلیل آموزشی است، نه مشاوره سرمایهگذاری.
توجه: این مقاله صرفاً برای مقاصد اطلاعاتی و آموزشی است. این مقاله مشاوره مالی، سرمایهگذاری یا حقوقی نیست. بازارهای ارزهای دیجیتال نوسانپذیر هستند و خطرات قابل توجهی دارند. همیشه قبل از اتخاذ تصمیمات سرمایهگذاری تحقیقات خود را انجام دهید. منتشر شده در 11 اوت 2026.
این محتوا صرفاً برای اطلاعرسانی عمومی ارائه شده است و بهمنزله مشاوره مالی، سرمایهگذاری، حقوقی یا مالیاتی تلقی نمیشود. هرگونه رویداد، جایزه، کمپین آنلاین یا اطلاعات مرتبط که در اینجا ذکر شده است، نباید بهعنوان توصیه، ترغیب یا دعوت به خرید، فروش، معامله یا هرگونه دادوستد دیگر داراییهای رمزارزی تلقی شود. داراییهای رمزارزی از نوسان بالایی برخوردار هستند و ممکن است منجر به زیان شوند. دسترسی به خدمات، محصولات و رویدادهای مرتبط با WEEX ممکن است بسته به منطقه جغرافیایی متفاوت باشد. اطمینان از اینکه استفاده شما از این خدمات با قوانین و مقررات محلی مطابقت دارد، بر عهده خود شماست.





























