آیا وقتی هوش مصنوعی به جای شما پول خرج میکند، اجتماعی میشود و پول در میآورد، هنوز هم شما هستید؟
بیایید ابتدا صحبت را سخت کنیم.
قبل از نوشتن این مقاله، میخواهم سه جمله سخت درباره این صنعت را به صورت عینی بیان کنم. نه برای نمایش، بلکه به این دلیل که اگر یک جهت حتی نتواند از این سه مرحله عبور کند، ارزش توجه جدی را ندارد.
جمله اول: آیا عامل میتواند به تنهایی پول خرج کند و در صورت بروز مشکل، مسئولیت آن بر عهده کیست؟
در چند هفته گذشته، Cloudflare کیف پول استیبل کوین برای عوامل هوش مصنوعی را معرفی کرده است، Coinbase کیف پول استیبل کوین و x402 را به محیط اجرایی عامل AWS متصل کرده است و به شرکتها اجازه میدهد برای عوامل بودجه و قوانین حکومتی تعیین کنند. گوگل نیز پروتکل پرداخت عامل را منتشر کرده است. چندین غول فناوری تقریباً در یک زمان مشابه در حال انجام یک کار هستند: اجازه دادن به ماشینها برای پرداخت خودشان.
به نظر جالب میرسد. اما یک سوال ساده وجود دارد: اگر یک ماشین به جای شما سفارش دهد، قرارداد امضا کند و پول خرج کند، این هزینه به عهده کیست؟ این ماشین شناسنامه ندارد، نمیتواند به زندان برود و پشیمان نمیشود.
جمله دوم: در جایی مانند سوجو، محصولات شما چه کاربردی دارند؟
سوجو یکی از شهرهای چین با بالاترین تولید صنعتی است. اینجا تولید دقیق، داروسازی و فناوری نانو وجود دارد، با خطوط تولید واقعی، نرخ کیفیت واقعی و دورههای تحویل واقعی. آیا داراییها، امتیازها و سوابق فعالیتهای عامل در زنجیره بلوکی، تأثیری بر یک دستگاه، یک زنجیره تأمین یا یک سفارش داشتهاند؟
این چهار کلمه "همزیستی عدد و واقعیت" از مارس تا اوت به نمایش درآمده است. در کجا همزیستی وجود دارد؟
جمله سوم: اگر تأثیرگذاری به عنوان امتیاز محاسبه شود و امتیاز عامل افزایش یابد، آیا این هنوز هم یک بازی عددی نیست؟
ارتباطات، اعتبار و وزن یک فرد در یک دایره، در اصل چیزهای پیچیده و ظریف و غیرقابل اندازهگیری هستند. اکنون یک الگوریتم میگوید که میتواند امتیاز بدهد و بر اساس امتیاز پول پرداخت کند. مشکل این است که عامل میتواند به صورت ۲۴ ساعته بدون خواب، به جای شما ارتباط برقرار کند. بنابراین، این امتیاز در نهایت چه چیزی را اندازهگیری میکند؟ آیا این شما هستید یا ماشین شما که بیشتر از دیگران کار میکند؟
سه سوال، هر کدام سختتر از دیگری. بیایید یکی یکی به آنها بپردازیم.
سوال اول: مسئولیت بر عهده کیست؟
برای پاسخ به "اگر عامل پول خرج کند و مشکلی پیش بیاید، مسئولیت بر عهده کیست؟"، ابتدا باید یک موضوع بنیادیتر را روشن کنیم: کل سیستم اقتصادی و حقوقی ما بر اساس یک فرض نانوشته بنا شده است - عملکنندگان باید عواقب را بپذیرند.
یک فرد قرارداد را امضا میکند، زیرا میتواند به آن عمل کند و در صورت نقض آن مجازات میشود. یک شرکت میتواند کسب و کار کند زیرا دارای شخصیت حقوقی، دارایی و قابلیت شکایت است. این "قابلیت پذیرش" پایه و اساس کل سیستم اعتبار است.
عامل این فرض را نقض میکند. آن میتواند عمل کند، اما نمیتواند مسئولیت بپذیرد. آن میتواند اجرا کند، قضاوت کند و بهینهسازی کند، اما هرگز "مسئول" نخواهد بود - زیرا مسئولیت نیاز به چیزی دارد که قابل سلب باشد و آن هیچ چیز ندارد.
با درک این نکته، وقتی به طرحهای سه غول فناوری نگاه میکنیم، متوجه میشویم که آنها در واقع در حال انجام یک کار هستند: بازگرداندن مسئولیت به انسانها.
گواهی مجوز گوگل، ثبت میکند که "کاربر اجازه میدهد عامل چه چیزی را خریداری کند، حداکثر مبلغ چقدر است و دقیقاً چه کسی عملیات را آغاز کرده است" - به جمله آخر توجه کنید، این در حال پاسخ به "چه کسی است" است. قوانین بودجه و حکومتی Coinbase نیز توسط شرکتها تعیین میشود. به عبارت دیگر، هرچه عامل خودمختارتر باشد، ردپای مجوز انسانی باید واضحتر ثبت شود.
در اینجا یک نتیجه غیر شهودی نهفته است: خودمختاری و قابلیت پیگیری نه تنها متضاد نیستند، بلکه به طور همزمان افزایش مییابند. هرچه یک عامل کارهای بیشتری انجام دهد، سیستم ثبت آن باید دقیقتر باشد. هر کسی که بتواند این موضوع را به درستی درک کند و مکانیزم را از قبل ایجاد کند، در این دور جایگاه خود را خواهد داشت.
محصول عامل ATM در این خط: کاربر قوانین را تعیین میکند، عامل در چارچوب قوانین عمل میکند و منبع اراده همیشه در این سمت است. از نظر منطقی درست است.
اما یک مرز در حال مبهم شدن است و هیچکس نمیتواند به وضوح بگوید که کجاست - مرز بین "اجرا" و "تصمیمگیری". آیا عامل شما به طور خودمختار تصمیم میگیرد که با چه کسی ارتباط برقرار کند، چه زمانی اقدام کند و منابع را در کدام جهت سرمایهگذاری کند؟ آیا این اجرا است یا تصمیمگیری؟ اگر تصمیمگیری محسوب شود، آیا نقطه مسئولیت شل نمیشود؟
این سوال در حال حاضر پاسخی ندارد. هر کسی که بگوید پاسخی دارد، در حال داستانسرایی است.
سوال دوم: بین عدد و واقعیت چه فاصلهای وجود دارد؟
دومین انتقاد محکمترین است، زیرا از دادهها پشتیبانی میکند و دادهها به وضوح نشاندهنده واقعیت هستند.
ابتدا به جنبه مثبت نگاه کنیم: تا تاریخ 7 اوت 2026، ارزش کل بازار RWA در زنجیره به 37.94 میلیارد دلار رسید و تعداد دارندگان دارایی به 1.6294 میلیون نفر افزایش یافت که نسبت به ماه گذشته 55.34 درصد افزایش یافته است و در یک ماه بیش از 560 هزار نفر به آن اضافه شده است که بزرگترین افزایش تاریخی را ثبت کرده است.
اعداد زیبا هستند. اما توجه کنید که چه چیزی در حال افزایش است - اوراق قرضه دولتی، صندوقهای بازار پول، اعتبار خصوصی، طلا، سهمهای صندوق، سهام. همه اینها داراییهای مالی هستند.
دستگاههای ماشینکاری به زنجیره متصل نشدهاند. زنجیره تأمین به زنجیره متصل نشده است. آن سفارشها در پارک صنعتی سوجو نیز به زنجیره متصل نشدهاند.
چرا؟
پاسخ در واقع بسیار ساده است: داراییهای مالی در اصل اطلاعات هستند، در حالی که داراییهای صنعتی در اصل اشیاء هستند.
یک اوراق قرضه دولتی یا یک سهم صندوق، ذاتاً یک رشته از سوابق حقوقی است که در دفتر حسابها وجود دارد. انتقال آن به زنجیره، تنها تغییر دفتر حسابها است و اصطکاک بسیار کمی دارد.
اما یک دستگاه ماشینکاری، یک دسته مواد یا یک خط تولید، ذاتاً واقعیت فیزیکی است. برای اینکه آنها به زنجیره متصل شوند، ابتدا باید حسگر نصب کنید، ردیابی کنید، استانداردها را ایجاد کنید، حق مالکیت را تعیین کنید و کسی باید مسئولیت صحت دادهها را بر عهده بگیرد - هر یک از این مراحل هزینه، زمان و هزینه هماهنگی دارد. انتقال به زنجیره در واقع تبدیل اشیاء به اطلاعات قابل اعتماد است و این فرآیند تبدیل، واقعاً مانع اصلی است.
بنابراین، جمله "همزیستی عدد و واقعیت"، واقعاً دشواریاش در این نیست که "عدد" یا "واقعیت" باشد، بلکه در هزینه تبدیل آن مرحله میانه است. این جمله برای اولین بار وزن واقعی پیدا کرده است.
حرکت ATM در این مسیر، استفاده از LUCA در هزینههای واقعی سفر است - رزرو هتل، بلیط، ایجاد سوابق واقعی سفارش. این واقعاً یک نقطه واقعی بین عدد و واقعیت است، اما باید به طور صادقانه بگویم: این از سمت مصرف است، نه از سمت تولید. از "توانایی خرید" تا "توانایی ورود به صحنه تولید"، هنوز چندین لایه فاصله وجود دارد.
پس چرا این ایستگاه باید در سوجو باشد؟
دقیقاً به این دلیل که اینجا سختترین مکان است. در شهری که بر اساس نرخ کیفیت و دورههای تحویل صحبت میکند، صحبت کردن از همزیستی عدد و واقعیت، هرگونه سخن زیبا را به سرعت با دادههای خط تولید رد میکند. تنها چیزهایی که در اینجا به طور جدی بحث میشوند، شانس واقعی برای حقیقت دارند.
سوال سوم: آیا امتیاز هنوز هم متعلق به شماست؟
سومین انتقاد، سختترین است زیرا به پایه این سیستم حمله میکند.
ابتدا به ریشه طراحی این سیستم بپردازیم. این سیستم از PageRank گوگل نشأت گرفته است - الگوریتمی که ترتیب نتایج جستجو را تعیین میکند و یک شرکت چند تریلیون دلاری را پشتیبانی میکند. ایده اصلی PageRank این است: اهمیت یک صفحه وب، نه به آنچه خود میگوید، بلکه به تعداد صفحات مهمی که به آن لینک دادهاند بستگی دارد.
اگر این را به انسان منتقل کنیم، به این معناست که تأثیرگذاری یک فرد به این بستگی ندارد که چقدر بلند فریاد میزند یا چقدر پول خرج میکند، بلکه به تعداد ارتباطات واقعی دو طرفهای که با افراد تأثیرگذار برقرار کرده است بستگی دارد. "دو طرفه" کلیدی است - توجه یکطرفه حساب نمیشود، هر دو طرف باید داراییها را قفل کنند و هزینهای را پرداخت کنند تا این ارتباط برقرار شود. هدف این طراحی کاملاً واضح است: اجازه ندهید تأثیرگذاری به صورت یکطرفه خریداری شود.
استفاده از هزینهها برای مقابله با تقلب در امتیاز، ایده درستی است.
اما PageRank خود یک درس عبرت است. این الگوریتم کل صنعت SEO را به وجود آورد. به محض اینکه یک معیار میتواند منافع را مبادله کند، حتماً افرادی برای آن معیار زندگی خواهند کرد. این شکست الگوریتم نیست، بلکه سرنوشت تمام سیستمهای کمی است - مدارس از امتیاز برای ارزیابی دانشآموزان استفاده میکنند و دانشآموزان برای امتیاز یاد میگیرند؛ پلتفرمها از میزان تعامل برای ارزیابی محتوا استفاده میکنند و خالقان محتوا، محتوایی تولید میکنند که به راحتی تعامل میشود.
پس سوال این است: آیا عامل باعث میشود که محدودیتهای هزینهای بیاثر شوند؟
محدودیت هزینهای دو طرفه به این دلیل مؤثر است که فرض میکند ایجاد ارتباط نیاز به زمان و قضاوت انسانی دارد - شما باید طرف مقابل را بشناسید، او را ارزیابی کنید و تصمیم بگیرید که آیا ارزش سرمایهگذاری دارد یا نه. اما اگر عامل بتواند به صورت ۲۴ ساعته بدون وقفه، ارتباطات را فیلتر، تماس و نگهداری کند، هزینه زمان انسانی از بین میرود. هزینه قفل کردن دارایی باقیمانده، میتواند با پول تأمین شود.
این نقص نظری وجود دارد. آیا در طراحی ATM راهی برای مقابله وجود دارد؟ به چه اندازه میتوان آن را پوشش داد؟ نیاز به دادههای واقعی برای تأیید دارد.
من شخصاً معتقدم که این سوال هنوز به طور کامل پاسخ داده نشده است. و باید توضیح دهم که این مشکل مربوط به یک پروژه خاص نیست. هر سیستمی که سعی کند در عصر هوش مصنوعی "ارزش انسانی" را اندازهگیری کند، دیر یا زود با آن مواجه خواهد شد. تنها تفاوت این است که برخی پروژهها از آن اجتناب میکنند و برخی آن را به صحنه میآورند. مطرح کردن این سوال به خودی خود نوعی صداقت است.
یک خط مشترک
در اینجا، میخواهم از زاویهای دیگر درباره سوزو صحبت کنم.
دوخت دو طرفه، معروفترین هنر سوجو است - یک رشته ابریشم به شانزده قسمت تقسیم میشود و بر روی مادهای نازک مانند بال پروانه به جلو و عقب دوخته میشود، در یک طرف یک گربه و در طرف دیگر گربهای دیگر با چشمان و رنگهای مختلف.
بسیاری از مردم از این تشبیه استفاده میکنند تا بگویند "هر دو طرف واقعی هستند". این درست است، اما فقط نیمی از حقیقت را میگوید.
دوخت دو طرفه به این دلیل که هر دو طرف واقعی هستند، به این دلیل است که آنها از یک رشته مشترک استفاده میکنند. این دو اثر نیستند، بلکه دو طرف یک اثر هستند. اگر آن رشته را بکشید، هر دو طرف همزمان وجود نخواهند داشت.
با تغییر این دیدگاه، استانداردهای قضاوت تغییر میکند.
سوال واقعی این نیست که "آیا آن طرف مجازی واقعی است یا نه" - این سوال از ابتدا دوگانگی مجازی و واقعی را ایجاد کرده است. سوال واقعی این است: آیا آن با طرف واقعی، از یک رشته مشترک است؟
ارتباطاتی که عامل به جای شما برقرار میکند، اگر واقعاً ادامه اراده شما باشد، توسط شما تعیین شده باشد، برای شما خدمت کند و تحت مسئولیت شما باشد، پس آن و شما از یک رشته مشترک هستند و هر دو طرف شما هستند. اما اگر عامل شروع به داشتن رشته خود کند - خود تصمیمگیری، خود قضاوت و خود انباشت کند، پس حتی اگر طرف زیبا باشد، طرف دیگر خالی است.
این استاندارد قضاوت، بسیار واضحتر و دشوارتر از "بحث مجازی و واقعی" است. زیرا این نیاز دارد که شما بتوانید به منبع آن رشته پی ببرید.
و این، به طور دقیق به پاسخ سوال اول برمیگردد: چرا ردپای مجوز مهم است؟ زیرا این خود اثبات آن رشته است.
این محتوا صرفاً برای اطلاعرسانی عمومی ارائه شده است و بهمنزله مشاوره مالی، سرمایهگذاری، حقوقی یا مالیاتی تلقی نمیشود. هرگونه رویداد، جایزه، کمپین آنلاین یا اطلاعات مرتبط که در اینجا ذکر شده است، نباید بهعنوان توصیه، ترغیب یا دعوت به خرید، فروش، معامله یا هرگونه دادوستد دیگر داراییهای رمزارزی تلقی شود. داراییهای رمزارزی از نوسان بالایی برخوردار هستند و ممکن است منجر به زیان شوند. دسترسی به خدمات، محصولات و رویدادهای مرتبط با WEEX ممکن است بسته به منطقه جغرافیایی متفاوت باشد. اطمینان از اینکه استفاده شما از این خدمات با قوانین و مقررات محلی مطابقت دارد، بر عهده خود شماست.


























![[نگاه عمیق به کریپتو توسط کانگ ریونگ هو] محتوای اصلی و نکات قابل توجه در مورد تقویت مقررات و ثبت نام فعالان داراییهای مجازی](/public-static/11_6579de73a6.png?format=avif)


